آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

کاش میشد اشک مرا باران با خود همسفر کند…
کاش باران آبستن اشک من باشد…
و کاش باران فقط یکبار…
تنها در یاد تو جاری شود…
و کاش آنقدر باران بیاید که تو غرق احساس من شوی…
آنگاه دستت را گیرم به ساحل تنهایی تو و من…

کاش میشد آن قاصدک رها شده در سپیده دم…
عطر نفس هایت را…
نوای نفس هایت را…
و تنها چند کلامی از تو را…
سحر گاهان بوسه ای زند، همه را، بر پلک های خیس باران…
و آنگاه نوازش کند، قطره اشکِ بخواب آمده مرا، همچون شبنم تازه برگ گل…
ای کاش باران و قاصدک مهربان باشند و برای هم…
ای قاصدک
من
به امید آفریدگار، به انتظار آمدنت، رستگاری دارم…

راستی ای باران میشود…؟؟؟!

دلنوشتهـ : سیاوشـ
۵/۳/۹۳

[پاسخ]

reyhaneگفته :

دلت تنگ یک نفر که باشد
خود خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای
فراموش کنی!
فایده ندارد…
تو دلت تنگ است…
دلت برای همان یک نفر تنگ است…
تا نیاید… تا نباشد…
هیچ چیز درست نمیشود…

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۸:۰۴:

اره واقعا..

[پاسخ]

مريمگفته :

خدایا مگه نگفتى (مرگ) حقه؟؟
منم حقمو مى خوام ..
——-
خسته شدم دیگه ازاین همه بى اعتنایات ..منم بندتم دل دارم
دیگه چقد غم این دنیاتو بخورم ..من افریدى که این دنیاى لعنتى و ادماش غماشونو رو سر
منه بدبخت خالى کنن
همش یک نفرو ازت مى خوام فکر میکنى چیزه زیادیه؟؟؟؟
من افسردگى دارم چرا ؟از درد دورى,ازاین شبایى که با اشک صبح میشه و….
سخته همه فکر کنن خوشحالى ولى از گریه هاى شبانت خبر نداشتنه باشن
خدایا خودت اون بالا و روى این زمین نیستى که ببینى چى میکشم..
سخته خدایا..سخته یکم درک کن.

[پاسخ]

reyhane پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۵۹:

مریم جان مرگ حقه ولی با زندگی کردن برای خوشبختی باید بجنگی باید ثابت کنی ک میتونی زندگی رو ب کام خودت شیرین کنی . ن اینکه تا خسته میشید از خدا فقط مردن و میخواید با مردن هیچی تموم نمیشه تازه حسرت ها شروع میشه ک چرا چنان کردم و چنان نکردم پس هیچوقت همچین حرفی نزنید درسته سخته تحمل سختیها ولی از من میشوید همه ی شماها زندگی کنید – خوش باشید – جوونی کنید بعد ببینید زندگی چقدر قشنگ میشه ی خورده صبر میخواد و همت …

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۳۴:

ریحانه جان از همدردیت ممنون.
ولى جوونى ,خوشى زندگى رو ازمن گرفتن ..این قدر صبر داشتم..ایناز قدر همت کردم
که همش بى فایده بود.
این جا فقط نوشته هایم را مى خوانى و مى بینى نه سر گذشته ام را.

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۴۶:

این قدر همت کردم..(ایناز)اشتباه شد.

reyhane پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۵۰:

چی بگم والا من خودم از زندگی خسته ام ولی چاره ای جز زندگی کردن نیست
هر ببیشتر خودتو عذاب بدی بیشتر داغون میشی …
ان شاالله ک روزی زندگی ب کام تو و همه بچه های اینجا بشه :)

الیناگفته :

میدانم که روزی تو مرا در آغوش خواهی گرفت !
پشیمان و با چشمانی پر از اشک…!
خودم را که نه ، عکسم را !!!
عکسی را که در زیر آن نوشته است “چهل روز گذشت” . . .

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۲۱:۰۷:

خانه ام را نزدیک اورژانسی ساختم…

که برش به میخورد به قبرستان…

“سیاوشـ”

[پاسخ]

الینا پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۶:

وبانهایت تعجب میبینیم که باز فردا سر ازقبر بیرون اوردیم…
هه…مسخره بازی ادامه داره!

[پاسخ]

مريمگفته :

سر خاک من…اونى که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه
اونى که نخواست منو ببینه بالاخره میاد دیدن جسدم
اونى که حتى نیومدتولدم زیر تابوتمو گرفته
اونى که سلام نکرد میاد براى خداحافظى
عجب روزیه اون روز..

[پاسخ]

مريمگفته :

خدایا ،کاش او را سر راهم قرار نمى دادى
تا شبهاى دلتنگیش براى من و روزهاى خوشش براى دیگرى باشد.

[پاسخ]

مريمگفته :

سلامتى اونایى که به ظاهر ارومن ولى توى دلشون سونامى هست .

[پاسخ]

مريمگفته :

منى که بلند مى خندم بى صداهم گریه میکنم..
داغونم..

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

انگار بخواب بود…
پلک های بسته من…
آنگاه که برق چشمانت…
رازت را آشکار کرد…
و تو انکار که
هیچ داری به من…؟؟؟!
زد رعد نگاهت…
آن برق گرفت مرا…
وقتی مرطوب گشت…
پناهگاه اشک هایم…
به گوشه چشم من…
و خشکید اندام احساسم…
چه بی رحم چشم تو…
چه بی شکیب دل من…
“سیاوشـ”

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

خواب دیـدم نیستـی ، تعبیـر آمـد میرسـی !
هـرچـه مـن دیـوانه بـودم، ابن‌سیرین بیش‌تـر !

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

دست تنهایـی هـوای کـوه کنـدن کرده است
مـن یقین دارم کمـی فـرهـاد، شیریـن مـی زند

[پاسخ]