آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

raghib [aloneboy.ir].

دست به دست مدعی شانه به شانه می روی
 آه که با رقیب من جانب خانه می روی
بی خبر از کنار من ای نفس سپیده دم
گرم تر از شراره آه شبانه می روی
من به زبان اشک خود می دهمت سلام و تو
بر سر آتش دلم همچو زبانه می روی
در نگه نیاز من موج امید ها تویی
وه که چه مست و بی خبر سوی کرانه می روی
گردش جام چشم تو هیچ به کام ما نشد
 تا به مراد مدعی همچو زمانه می روی
حال که داستان من بهر تو شد فسانه ای
باز بگو به خواب خوش با چه فسانه می روی؟

محمدرضا شفیعی کدکنی

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۱۹ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۶ آذر, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
saraگفته :

مـטּ از تـو هیـچ نـمـے خـوآهم

فَقـط . . .

فقـط بــہ ڪـسے ڪـہ عـآشـقـانــہ دوسـتَـت دآرد

بگـو حـلآلـم ڪُنـد اگـر هنـوز شـب هآ ٬

بـآ یــــــــــآد تـو مـے خـوآبـم…

[پاسخ]

saraگفته :

این روزها بهانه بیشتر میگیرم
قرص زیاد می خورم ( مسکن … چه تسکینی ؟؟)
قهوههایم را تلخ تر می خورم
بد و بیراه می گویم
به همه.. به زمین و زمان.. به تو.. به جای خالیِ تو
به مادرم (که با تردید.. میایستد و می گذارد چهار چوبِ در قابش کند)
به عکسهایی که خودم با دستهای خودم گرفتم و حالا نگاهشان میکنم
به عکسهایی که دیگری از تو خواهد گرفت و من هرگز نخواهم توانست نگاهشان کنم

این روزها بهت زده ام
چطور میشود همه کسِ یک نفر باشی
و از لحظهای تا لحظه ی دیگر، دیگر هیچ چیزی برایش نباشی ؟؟
چطور میشود یک نفر همه کس زندگیت باشد
حتی اگر خودش دیگر نباشد ؟

این روزها در جوابِ سادهترین سوالها مانده ام
بهانه میگیرم
و قرص میخورم..

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۴:

دوست من
دلگیر مباش
گاهی آدمها همه چیزشان را از دست رفته میبینند
حتی تویی که عزیزشان هستی
پس
پناه میبرند به درون
اگر آنقدر دوستت داشته اند که برای در کنار تو بودن از غرورشان گذشته اند
میبینند در درون، غرور به خاک افتاده را
پس باید دوباره پناهی بسازند
یعنی غرورشان را بلند کنند
پس می گویند تو برایشان جایگاهی نداری
اما تو باور نکن
چون آنقدر برایش ارزشمند و دوست داشتنی بوده ای که از غرورش گذشته است
الان فقط برای دوباره ایستادن حرف اضافه میزند
ولی بدان ته قلبش هستی
برگرد و ببین
به عشق
به عاشق شدنت
به عاشق شدنش
هرگز
شک نکن
مسکن تو همان عشق است
باورش کن

[پاسخ]

saraگفته :

سـنـگـدل تریـن آدم روی زمیـن هم ڪه باشـی
یـک لـحـظــه یـک آن
یاد کـسـی روی قفســه سینـه ات سنگینـی میـکنـב
اونوقت
بـه طور ڪـاملا غریزی نفس عمیقـی می ڪـشـی
تا سنـکوب نـکـنــی
کـاملا غریزی

[پاسخ]

saraگفته :

دیـگـَر از ایـن شـَهـر …

مـے خــوآهـَم سـَفـر کـُنـَم …

چـَمـِدآنـَ ـم را بـَسـتـہ ام …

اگـر خــدآ بـِخــواهـَد امـروز مـے رَوَم …نـشـَسـتـہ اَم مـُنـتـَظـر قـَطـآر …

امـآ نـہ در ایـسـتـگـآه …

روی ریـل قـَطـآر …

[پاسخ]

saraگفته :

زنـבگے زیباسـتـــ

بــﮧ زیبایے چشمهاے پـُـفـ ڪرבه از هِق هِق هــآے شَبــآنـﮧ

بــﮧ زیبایے بغــض نَفَس گیـر روزانــﮧ…

بــﮧ زیبایے قلبــِ تڪـﮧ تڪـﮧ شُده اَز شڪستنهاے بیشمـآر

بــﮧ زیبایے نفسے ڪــﮧ از تَنگے بالـا نمیایــَב …

بــﮧ زیبایے تمام شُـבטּ تـבریجے مـטּ …

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

آخرین برگ سفرنامه ی باران
این است
که زمین چرکین است
شفیعی کدکنی

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

طفلی به نام شادی، دیریست گم شده ست
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر
این هم نشان ما :
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
شفیعی کدکنی

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

رشته‌ ی الفت اگر نگسلد از جور رقیب

چاکهای دل مجروح رفو باید کرد

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در غنچه​ای هنوز و صدت عندلیب هست
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست
حافظ

[پاسخ]

حسینگفته :

درماندگی یعنی که فهمیدم
وقتی کنارم روسری داری

یک تار مو از گیسوانت را
در رخت خواب دیگری داری

علی آذر

[پاسخ]

دخترخوانسار پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۰۶:

ای آنکه دست بر سر من میکشی! بگو
فردا دوباره موی که را شانه میکنی؟
فاضل نظری

[پاسخ]

حسینگفته :

عشق آن اگر باشد که می‌گویند
دل‌های صاف و ساده می‌خواهد

عشق آن اگر باشد که من دیدم
انسان فوق العاده می‌خواهد

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

طعنه ی خلق و جفای فلک و جور رقیب
جمله هیچ اند اگر یار موافق باشد
‏”شوریده ی شیرازی”

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند
‏”حافظ”

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

دستتون درد نکنه،غزل فوق العاده قشنگی از استاد گذاشتید.خدا استاد کدکنی رو حفظ کنه.

[پاسخ]

رهاگفته :

ﺳــــﺮﺩ ﺷــــــــــﺪﻩ ﺍﻡ… ﺁﻧﻘــــــﺪﺭ ﮐـــــﻪ ﺍﺯ ﺩﻫـــــﺎﻥ ﺩﻧــــــﯿﺎ ﺍﻓـــﺘــــــــﺎﺩﻩ ﺍﻡ….!! تمام آرزوى امشب من، ندیدن فرداست…!

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۳:

خدا نکنه رها جان
دوباره شعله ای از امید درونت روشن کن
تا گرم کند وجود نازنینت را
برایت دعا میکنم
که هرگز امیدت نمیرد

[پاسخ]

رهاگفته :

ﺳــــﺮﺩ ﺷــــــــــﺪﻩ ﺍﻡ… ﺁﻧﻘــــــﺪﺭ ﮐـــــﻪ ﺍﺯ ﺩﻫـــــﺎﻥ ﺩﻧــــــﯿﺎ ﺍﻓـــﺘــــــــﺎﺩﻩ ﺍﻡ….!! تمام آرزوى امشب من، ندیدن فرداست…!

[پاسخ]