آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
reyhaneگفته :

آدم هـــایِ خــوب
از یـاد نمـیـرن
از دل نمـیـرن
از ذهـــن نـمیـرن
ولـــی زودتــر از ایــن کـــه فـکـــرش رو بـکـــنــی از پــیـشـت مــیــرن

[پاسخ]

شهریوریگفته :

سیگار من

در اضطراب تو می سوزد

وقتی جهان

میان آشفتگی گاه‌هایمان می نشیند

چایی بریز هم قطار!

تا بار ببندیم و

در شیرینی خواب چشم های تو

فراموش دنیا شویم

فردا صبح

کنار سفره نان و پنیرمان

لبخند ترا می نوشیم

تا خورشید مهربان تر سلام کند.

“محمد بهروزی”

[پاسخ]

شهریوریگفته :

عشق
قصّۀ چشمان کسی ست ..

[پاسخ]

شهریوریگفته :

فرهاد من بودم

تو اما تیشه برداشتی

و دل کندی از من..

داود گراوند

[پاسخ]

شهریوریگفته :

کاش سیب بودم

مرا

به بهشت ترجیح می دادی…

بهار منصوری

[پاسخ]

شهریوریگفته :

من تو را بیشتر از غرورم دوست داشتم

و تو…

غرورت را بیشتر از من

حالا اما…

بگذریم

نه چیزی از غرور تو مانده

نه از دوست داشتن من…

داود گراوند

[پاسخ]

شهریوریگفته :

عشق گاهی ناخوشایند است و گاهی دلپذیر
مثلِ سوت اشتباهِ داوران ِ رشوه گیر

اصغر عظیمی مهر

[پاسخ]

شهریوریگفته :

ظاهــرا هر چند میـــخندم ؛ درونم شاد نیست
باد اگر در غبغبم دیدی … به جز غمباد نیست

وضع من از منظر علم روانکاوی بد است
مشکلات جسمی ام اما … به ظاهر حاد نیست !

مثل شهری جنگی ام که سالـــها بعد از نبــرد
بازسازی گشته اما … باز هم آباد نیست !

بستگی دارد که از ” زندان ” چه تعریفی کنیم
هیچکس در هیچ جای این جهان آزاد نیست

زود دانستـــند این دنیا تماشایی نبود
کس از آغـــاز تولد ، کــور مادرزاد نیست

حتـــم دارم تا شکوه کاخ ساسانی به جاست
گوشه ای از چشم شیرین ، قسمت فرهاد نیست ..

اصغر عظیمی مهر

[پاسخ]

mojtaba_alone پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۰۱:۱۸:

لایک!
به نظر من شاه بیت این غزل بیت آخره.رسالت فرهاد این بود که پای عشقش بایسته که ایستاد.
عشق بازی را چه خوش فرهاد مسکین کرد و رفت
‏”جان شیرین” را فدای “جان شیرین”کرد و رفت
‏”فرخی یزدی”

[پاسخ]

شهریوری پاسخ در تاريخ تیر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۴۰:

موافقم ….

ممنون بابت تک بیت غزل اشک شوق ا ز فرخی یزدی

عشقبازی را چه خوش ، فرهاد مسکین کرد و رفت جان شیرین را فدای جان شیرین کرد و رفت

یادگاری در جهان ،از تیشه بهر خود گذاشت بیستون را گر ز خون خویش رنگین کرد و رفت

دیشب آن نامهربان مَه آمد و از اشک شوق آسمان دامنم را پُر ز پروین کرد و رفت

پیش از اینها ای مسلمان داشتم دین ودلی آن بت کافر چنینم بی دل و دین کرد و رفت

تا شود آگه ز حال زار دل ، باد صبا مو به مو گردش در آن گیسوی پرچین کرد و رفت

وای بر آن مردم آزاری که در ده روز عمر آمد و خود را میان خلق ننگین کرد و رفت

این غزل را تا غزال مُشک موی من شنید آمد و بر «فرّخی» صد گونه تحسین کرد و رفت

[پاسخ]

شهریوری پاسخ در تاريخ تیر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۴۲:

عشقبازی را چه خوش ، فرهاد مسکین کرد و رفت / جان شیرین را فدای جان شیرین کرد و رفت

یادگاری در جهان ،از تیشه بهر خود گذاشت / بیستون را گر ز خون خویش رنگین کرد و رفت

دیشب آن نامهربان مَه آمد و از اشک شوق / آسمان دامنم را پُر ز پروین کرد و رفت

پیش از اینها ای مسلمان داشتم دین ودلی / آن بت کافر چنینم بی دل و دین کرد و رفت

تا شود آگه ز حال زار دل ، باد صبا / مو به مو گردش در آن گیسوی پرچین کرد و رفت

وای بر آن مردم آزاری که در ده روز عمر / آمد و خود را میان خلق ننگین کرد و رفت

این غزل را تا غزال مُشک موی من شنید / آمد و بر «فرّخی» صد گونه تحسین کرد و رفت

شهریوریگفته :

زن ها ازعادی شدن
تکراری شدن
از مثل روز اول نبودن
میترسند
گاهی زنها را مثل روز اول دوست بدارید
مهدیه لطیفی

[پاسخ]

شهریوریگفته :

می خوابی و نمی داانی دلم به چشمهایت خوش است…

پرنیان حامی

[پاسخ]

بی اسمگفته :

ولی زن اگر عاشق شود دگر نمیخوابد

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۵۳:

حقیقتا اینجوریه

[پاسخ]

بی اسمگفته :

خیلی سخته تموم دلخوشیت بشه یه شماره خاموش

[پاسخ]

بی اسمگفته :

ای کاش یا بود یا هیچوقت نبود
این که میبینم هست اما مال من نیست به جنون میرسم

[پاسخ]

بی اسمگفته :

هیچکس نمیداند
دلشکسته ای که لب کوه وایستاده چه حسی داره
مخصوصا وقتی که اخرین باری که با عشقش حرف زد بالای کوه بود
خرد میشه خرد

[پاسخ]

بی اسمگفته :

یاجاهایی یه روزی برات خیلی مقدس بود ولی الان فقط شده دردت

[پاسخ]

بی اسمگفته :

فکر میکردم خیلی پاک و معصومه و بهم خیانت نمیکنه
اما تازه فهمیدم منم یکی از اون ۱۱تام

[پاسخ]

سوما پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۳۳:

عزیزم خیلی ببخش ها ولی یه همچین آدمی ارزش اینو ندراه که تو الان این حال و روزو داشته باشی یه روز یکی اومد از ازدواج حرف زد فکر میکردم خیلی پاکه و به قول خودش نیمه گمشدمه اما نبود فقط دروغ بود تو لااقل میدونی ۱۱ تا بودن من آمارشم ندارم انقد زیادبودن نمیخوامم بدونم همچین کسی ارزش منو نداره حتی اینکه تو فکرم باشه الان یکی قراره شوهرم بشه که یه تار موشو با تمام دنیا عوض نمیکنم حاضرم به خدا قسم حاضرم جونمو براش بدم هیچوقت فکر نمیکردم یه پسر قلبش تا اینحد پاک باشه هیچوقت (با عرض معذرت از کل پسرا قبل از همه تمام دنیای خودم)

[پاسخ]

بی اسم پاسخ در تاريخ تیر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۰۲:۰۵:

درسته منم میخوام فراموشش کنم اما نمیتونم
خیلی خوشحال شدم گفتی داری ازدواج میکنی امیدوارم خوشبخت بشی و تو زندگی جدیدت هیچ غمی نباشه و جاش شادی باشه
اینم حکمت الهی بود تا خدا ی ادم بی لیاقتو بهت نشون بده بعدش ااون بره و یکی بیاد ک پاک باشه تا قدر پاکیشو بدونی
بهترینا رو برات ارزو میکنم

[پاسخ]

سوما پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۲:

خیلی ممنونم عزیزم ایشالا که همیشه خوشحال باشی و غم تو دلت نباشه.
فراموش کردن سخته وقتی که دوستش داشتی ،میدونی از چی خیلی بدم میاد ازون آه های ته دلی که سنگینن سینتو میسوزونن تا بیان بیرون که بعدشم سبک نمیشی گل غصه ها و سختیهایی که کشیدی یادت مییان امیدوارم که ازینا نداشته باشی ازت ممنونم که باهام حرف میزنی اینجوری یه ذره آروم میشم.
یه جایی نوشته بودن خدا آدما رو واسه این سر راهت میزاره و میبره که روزیکه شریک زندگیت اومد قدرشو بدونی هیچ وقت نمیخواستم همچین آدمایی سر راهم باشن نمیزاشتم کسی بهم نزدیک بشه میگفتم فقط باید مال یه نفر باشم و اجازه ندم کسی غیر اون بیاد توزندگیم بعد اون مورد خیلی اذیت شدم خیلی شکستم اما با اومدن کسی که قراره باهاش ازدواج کنم همه چیزم عوض شد مخصوصا وقتی اون نوشته رو خوندم روزی به خودم اومدم که داشتم سر جانمازی با تمام وجودم از خدا تشکر میکردم به خاطر حضور عشقم تو زندگیم واینکه اونو بهم داده واقعا حس زیبایی بود از ته دلم آرزم میکنم به این روز برسی و غم و غصه ای تو چشمات و دلت نباشه .الهی آمین.

بی اسم پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۰۱:۲۳:

واقعا از ته دلم برات ارزویخوشبختی میکنم خیلی خوشحالم که الان خوشحالی ک عشق زندگیتو پیدا کردی
ابجی خوشحال باش خوشبخت شو درد و غصه و بنداز دور و خوشبخت شو برای خودت برای عشقت برای خدا برای همه اونهایی میخواستن اما نشد بخاطر همشون به جای همشون شاد باش واقعا راست میگم از اینکه دوسش داری ازاینکه زندگیت سر و سامون گرفتهخوشحالم و اینکه باام حرف زدی ممنونم
راست میگن که دل شکسته رو فقط دلشکسته میفهمه
مواظب خودت باش در پناه حق

[پاسخ]

سوما پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۴۸:

خدا پشت و پناهت خواهر گلم به خدای مهربون می سپارمت که هوای تک تک بنده هاشو داره، تو هم مواظب خودتو افکارت باش که فقط فکرای ماست که ما رو رو به عرش و فرش میبره ایشالا که همیشه رو عرش باشی ایشالا

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

به انتظار دیدنت…

تا صبح عروج

دیدگانم به قاصدک

شبنم اشک را همسفر میکنند

شاید فرصتی

شاید نسیم تو

نامه ماندنم شوند…

سیاه قلم : سیاوشـ

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

عاشق؟!
دوباره به این کلمه فکر میکنم و با خود زمزمه میکنم
عاشق؟!
ناگهان دلم می پرد وسط فکرم و با درد میگوید کمیاب است
امید سر بر میکند و می گوید: حتما وجود دارد و روزی عاشقی صادق از راه می رسد
تجربه نهیب می زند و می گوید: احتیاط کن و بگذار ثابت کند ادعایش را عاشق
صادقی به تجربه می گوید: سرزنش مکن چون اول شرط مسلمانی صادق بودن و صادقانه باور کردن است
دلم می گوید: اکنون حوصله اش نیست و می خواهد در پناهگاه خود باقی بماند تا از ته دل خواهانش باشند
شک خطاب می کند و می گوید: آیا تو عاشق درستی بوده ای؟
ناگهان صدایی می آید
درست است صدای ترک برداشتن اعتماد به نفسم بود
فورا عقل قبل از خوردشدن اعتماد به نفسم پا به میدان میگذارد و برمیشمارد دلایل عاشقیم را:
– تو بهترینها را برایش خواستی و دادی
– تو در همه مشکلات او را ترک نکردی
– همه بی حوصلگی هایش را پذیرفتی و برای بهبودش تلاش کردی
– تو خطاهایش را بخشیدی
– تو به او برای حال و آینده اعتماد کردی
– همه کسانی را که او دوست داشت برایت محترم بودند
-از او سپاسگذاری کردی به خاطر دوست داشتنش و بودنش
-بار مشکلاتت را به تنهایی به دوش کشیدی تا او اذیت نشود
-تو همیشه او را در قاب دلت حفظ کردی و بیگانگان را به آن حریم راه ندادی و با او وفا نمودی
– تو همیشه به او فکر کردی و برای سلامتی و سعادتش دعا کردی
– تو با همه درخواستهای خدایی اش موافقت کردی و برای خودت و او از خدا طلب بخشش کردی
در این هنگام ایمان وارد میشود و شک بیرون میرود
اما اعتماد به نفسم، نیاز به مداوا دارد
احساسم می گوید: عاشقی زیباترین حس دنیاست و لذتی دارد که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست و حتی باید درد بکشی ولی دردهای شیرین
دوباره زمزمه میکنم
عاشق؟!
معشوق من، آیا تو هم عاشقم هستی؟

[پاسخ]

سوماگفته :

گاه همه چیز ساده آغاز میشود…
گاه همه چیز آرام آغاز میشود
و
گاه همه چیز ساده و آرام به پایان میرسد!!
بی آنکه بدانیم چرا؟؟

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

ای همدم روزگار، چونی بی من
ای مونس و غمگسار، چونی بی من
من با رخ چون خزان، زردم بی تو
تو با رخ چون بهار، چونی بی من
ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی، از آنی همه من
من نیست شدم در تو، از آنم همه تو
عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
باز آمد و رخت خویش بنهاد و برفت
گفتم به تکلف، دو، سه روزی بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت
ای در دل من میل و تمنا همه تو
وندر سر من مایه سودا همه تو
هرچند به روزگار در می نگرم
امروز همه تویی، فردا همه تو
قطعه “چونی بی من” با صدای همایون شجریان

[پاسخ]