آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
yasnakhanomگفته :

مَن

درسته که خَنجر خُوردم

درسته ک زانو زدم

ولی یه روزی بلند میشمو خنجرارو

چشم تو چشم

فرو میکنم تو قَلب ڪسایی که از در رِفاقَت

بِهم نارو زدن

؟؟؟؟؟ شَک نکن ؟؟؟؟؟

این یه هشداره

هم خاص داره هم عام

از این حال دَر بیام

از خجالت خیلی ها در میام

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

دَردهایِ مـــــــــــَرا اگَر بـــــِخواهی هَم نِمیــــــــــتَوانی بِخوانــــــــــی…! اینـــــــــجا دَردهــــــــایِ مــــــَرا با خُودکارِ سِفیــــــــــد نِـــــــوِشــــــــتِه اَنـــــد…! بایـــــــــَد روزِگارَت ســــــــیاه باشــــــــــَد کــــِه هـــــَــــمدَردِ”مـــَــــــــن”باشـــــــــی…!

امیدوارم هیچ کس هم درد من نباشه

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــد دلبنــــــــــــدمگفته :

غروبا میون هفته بر سر قبر یه عاشق

یه جوون میاد میزاره گلای سرخ شقایق

بی صدا میشکنه بغضش روی سنگ قبر دلدار

اشک میریزه از دو چـشمش مثل بارون وقت دیدار

زیر لب با گریه میگه : مهربونم بی وفایی

رفتی و نیستی بدونی چه جگر سوزه جدایی !

آخه من تو رو می خواستم ، اون نجیب خوب و پاک

اون صدای مهربون ، نه سکوت سرد خاک

تویی که نگاه پاکت مرهم زخم دلم بود

دیدنت حتی یه لحظه راه حل مشکلم بود

تو که ریشه کردی بـا من ، توی خاک بیقراری

تو که گفتی با جدایی هیچ میونه ای نداری

پس چرا تنهام گذاشتی توی این فصل سیاهی ؟

تو عزیزترینی اما ، یه رفیق نیمه راهی

داغ رفتنت عزیزم خط کشید رو بودن من

رفتی و دیگه چه فایده ؟ ناله و ضجه و شیون ؟

تو سفر کردی به خورشید ، رفتی اونور دقایق

منو جا گذاشتی اینجا ، با دلی خسته و عاشق

نمیخوام بی تو بمونم ، بی تو زندگی حرومه

تو که پیش من نباشـی ، همه چی برام تمومه

عاشق خـسته و تنها ، سر گذاشت رو خاک نمناک

گفت جگر گوشه ی عشقو ، دادمش دست تو ای خاک !

نزاری تنها بمونه ، همدم چشم سیاش باش

شونه کن موهاشو آروم ، شبا قصه گو براش باش

و غروب با اون غرورش نتونست دووم بیاره

پا کشید از آسمون و جاشو داد به یک ستاره

اون جوون داغ دیده ، با دلی شکسته از غم

بوسه زد رو خاک یار و دور شد آهسته و کم ک

ولی چند قدم که دور شد دوباره گریه رو سر داد

روشو بر گردوند و داد زد : به خدا نمیری از یاد !!!

[پاسخ]

Baranگفته :

همیشـہ گفتمـــــــــ و تّڪــــــــــرار میڪُنمــــ :
احترامــــــــــ میذارم بـِہ ڪسی ڪـہ بتونـہ פֿـرمـــ ڪُــنـہ
اما سرویـــس میڪُــنم آכمیو ڪِـہ بخــــــــــــــــواכ פֿَــــر فرضـــم ڪُنــــــــــــــــہ

[پاسخ]