آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

rousari [aloneboy.ir].

وقتی لباسش بوی عطر دیگری دارد
باید بفهمم عشق هم آخر سری دارد
من عاشق او می شوم ! او عاشق عشقش
عاشق همیشه قصه ی زجر آوری دارد
بوی تبانی می دهد جای تعجب نیست
قلبی که عاشق می شود نا داوری دارد
جنجال مویش را تمام شهر می بینند
اما کنار من همیشه روسری دارد
از پچ پچ همسایه ها در کوچه فهمیدم
دلشوره هایم ماجرای بدتری دارد
دلواپسی دیوانه ام کرده، چرا گفتند:
دیوانه بودن حس و حال محشری دارد
“دیوانه بودن عالمی دارد” حقیقت نیست!
وقتی رقیبت عالم عالم تری دارد…

علی صفری

موضوع : شعرهای عاشقانه, کارت پستال
نویسنده :   ,   ۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۲ مرداد, ۱۳۹۴  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
*فاطمه*گفته :

به دریای غمت، دل غوطه ور بی
مرا داغ فراقت بر جگر بی
دو چشمونم قطره های اشک خونین
تو گویی لاله باغ نظر بی
ز بس مهر رخت عالم فروزه
جهان را دل به مهرت سینه سوزه
فلک را شیوه دایم اینچنینه
که هر جا چشم امیدی بدوزه
دل از دست غمت زیر و زبر بی
دو چشمونم پر از خون جگر بی
هر آن، یار عزیزش نازور بی
دلش پر غصه، جانش پر شرر بی
جدا از رویت ای ماه دل افروز
نه روز از شو شناسم، نه شو از روز
وصالت گر مرا گردد میسر ای دوست
بود هر روز مو چون عید نوروز
بیا جانا که جانانم تویی تو
بیا یارا که سلطانم تویی تو
تو خود دونی که غیر از تو ندارم
بیا جانا که ایمانم تویی تو
“بابا طاهر”

[پاسخ]

شاپرکگفته :

وقتی که اعتماد من
از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ‌های کودکانه عشق مرا
با دستمال تیره قانون می‌بستند
و از شقیقه‌های مضطرب آرزوی من
فواره‌های خون بیرون می‌پاشید

وقتی که زندگی من
هیچ‌چیز نبود
هیچ‌چیز به جز تیک‌تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید، باید، باید
دیوانه‌وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچ‌کس نیست

……………………..
فروغ فرخزاد

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

تقدیم به همه کسانی که قلبشان برای هم می تپد و صادقانه و عاشقانه همدیگر را دوست می دارند
———————————
وقتی می بینمت قلبم آرام میگیرد
این چطور محبت و رابطه ای است
تنهای تنها هر غم و دردی را تحمل می کنم
برای تو فقط خوبی و خوشحالی می آورم
تمام سالهای عمرم را می دهم
تمام زندگی را به تو می دهم
هرقدر که تو بخواهی
همانقدر به تو محبت می کنم
همین چهره تو مرا سرپا نگه می دارد
وقتی می بینمت قلبم آرام می گیرد
تو دل منی
تو جان منی
نکند که این رابطه قدیمی از بین برود
به خاطر من، تو چقدر درد را تحمل می کنی
وقتی می بینمت قلبم آرام می گیرد
“این قطعه رو من نگفته ام”

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

رنگ مویش را تمام شهر می دانند، حیف
پیش چشم عاشق من روسری سر میکند

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

به دو دیده خون فشانم
ز غمت شب جدایی
چه کنم نیست به جز این
رفته خیر آشنایی
به کدام مذهب هستی
به کدام ملت هستی
که کشند عاشقی را
که تو عاشقم چرایی؟
چه باشد چاره عاشق به جز دیوانگی
چه باشد ناز معشوقان به جز بیگانگی کردن
ز هر ذره بیاموزیم پیش نور بر جستن
ز پروانه بیاموزیم چنین دیوانگی کردن
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی که درون خانه آیی
به قمارخانه رفتم همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی
“مولوی”

[پاسخ]