آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد
در من زندانی ، ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمیکرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم …
شاملو

[پاسخ]

لیلاگفته :

دیروز
ما زندگی را
به بازی گرفتیم
امروز ،او
ما را …
فردا؟
قیصر امین پور

[پاسخ]

لیلاگفته :

غمگینم
مانند قاضی که متهم اعدامیش رفیقش بود…

[پاسخ]

faribaگفته :

خدایا!!!
چه سخت است تنهایی
و چه بدبختی آزار دهنده ایست تنها خوشبخت بودن!
بودنی که سخت تر از کویر است….

[پاسخ]

faribaگفته :

خیلی قشنگ بود خیلییییی

[پاسخ]

سمیراگفته :

“تلخ تر از همه ی قصه ها”

یادم تو را فراموش …

برداشت ها:

۱٫ من یادم هست، ولی تو از یاد برده ای … ؟!

۲٫ از یاد و خاطر من رفته ای… ؟!

[پاسخ]

لیلاگفته :

در پشت چارچرخه فرسوده ای / کسی
خطی نوشته بود:
“من گشته ام نبود !
تو دیگر نگرد
نیست!”…

گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:
ما را تمام لذت هستی به جستجوست.
پویندگی تمامی معنای زندگی ست.
هرگز
“نگرد! نیست”
سزاوار مرد نیست..
. فریدون مشیری

[پاسخ]

مـُــــرداد بــــانـــوگفته :

غــــــمــگـیـــــنـمــــــــ ـــ ــ ـ !
مـــاننــد خــواننــده ای کــه بـه مــجـلـسِ عـــروسـی مــعـشــوقـه اش دعـــوت شــــــده…

[پاسخ]

مـُــــرداد بــــانـــوگفته :

غـــــمــگــــــیـــنـــمـــــــ ـــ ــ ـ!
مـانـنــد مـَــــردی کـه بــر مــَــزار عــشـــقـَـش زانـــو زده…

[پاسخ]

میتراگفته :

بی او نه دیده پند پذیرد، نه دل قرار
با او نه تاب شوق . نه یارای دیدن است
در این میانه حاصل عشق و جوانیم
یک عمر بار محنت و هجران کشیدن است
فریدون مشیری

[پاسخ]

مـُــــرداد بــــانـــوگفته :

دخـتــر بـودن یــعـنی فـاجــعـه…یـعـنـی درد…یـعـنی عـروسـک خــیـمه شـب بــازی…یـعنـی…
یـه خـیـابـون بـی انتـهـا ، یـه پـیـاده رو نـمـنـاک بـعـد از بـــارون ، هــوای دلـگـیر بـعـد از غــروب ، یـه دخـتـرِ خـسـتـه پـُر از زَخــم پـُر از آهــــــ بـا پـاهـای تــاوَل زده کـه اون گـوشـه گـوشـه هـای پـیـاده رو داره یـه دنـیـا خـاطـــرات آوار شــده را مـــرور مــیکــنه هــر از گــاهـی دور از چــشـم مــَــــردُم پـُـکـی بـه ســـیـگـــارش مـیــزنـه،حـتــی بـا بــوقِ مــاشـیـنا هــم ســرشـو بـرنـمــــیگردونـه…
وقــتــی بــه عـُــمـقِ فــاجــعـه مــیرســه کــه یـه پـیـــرزن از کـــنـارش رَد مـیــشـه و جــلـویِ پـاش تـُـف میــنـدازه و بــهـش مــیــگــــه:
هـــَـــــــــــرزه…

خــــــدایـــــــــــــــــــــا!
اون بــالـا بـالاهــا یــه چــاردیــواری کــوچـــیک پــیـدا نمــیـشه واســه یــه دخـتــر دلــــــــــ شــکـــستـه تـا بـه خـــاطــراتـــش پـُـک بــزنـه؟
آخـــه ایـــن پــاییــن آدمــات دود کـــردنِ خــاطــراتــو هــــرزگــی مـــیدونــن؟؟…

غــــــمــگـیـــــنـمــــــــ ـــ ــ ـ!
مـانـنــد یـــک دخـتــــر….!!!

[پاسخ]

المیراگفته :

نـــــــ ــــــــــ ـــــــــ ـــــــرو

دردنـ ـاکـ ـــ تــ ـریـــن

جــ ـــهـان اسـ ـتـــ” التـ ــمــ ـاس “

[پاسخ]

المیراگفته :

خواستم که دیگه دلتنگت نباشم

اما قطره اشکی که رو گونم سر خورد بهم فهموند

که هیچوقت نمیتونم

نمیری از یادم

[پاسخ]

المیراگفته :

نمی گوید تو را می خواهم !
نمی گوید باش !
حتی نمی گوید به من برو راحتم بگذار
معشوق من ،
حرف های عاشقانه ام را می خواند
شاید گاهی لبخندی میزند و …
… و بی هیچ واژه ای از احساسم میگذرد .
هر روز
هر روز
هر روز

[پاسخ]

المیراگفته :

آینه ی اتاقم را
با آینه ی اتاقت عوض میکنی ؟
این فقط مرا نشان میدهد . . . !

[پاسخ]

نـــرگـــسگفته :

ایــטּ روزهـآ کـہ مـے گـذَرد…
یک تَرانـہ تَلــْخ ✘
قِصـّــہ ی تَنهایـی های مـَرا مـی سُرایـَב
سَمفونـی گـوشــ خَراشی استــْـ…
روزهآستــ پَنبـہ ✘ בگَـر فایـבه نـَـבارב
بـایـב بـاور کنمــ..
✘ تـنهایَمـــ !!!
هـِ ه !

[پاسخ]

haniگفته :

دنبال من می گردی و حاصل ندارد … این موج عاشق کار با ساحل ندارد*** باید ببندم کوله بار رفتنم را… مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد*** من خام بودم، داغ دوری پخته ام کرد… عمری که پایت سوختم قابل ندارد*** من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی: …”از برف اگر آدم بسازی دل ندارد …” ***باشد، ولم کن با خودم تنها بمانم… دیوانه با دیوانه ها مشکل ندارد*** شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد… موجی که عاشق می شود ساحل ندارد ……………………مهدی فرجی

[پاسخ]

haniگفته :

مثل آسمــــان می مانی..
دوستتـــ دارم اما نمیتـــوانم داشـــته باشمتــ…

این جمله رو خیلی دوس دارم؛ مثه پیازه اشکمو درمیاره !!

[پاسخ]

طوفانگفته :

می بینی؟

حتی نرسیدن به تو هم ،

داستانِ پر از رویایِ خودش را دارد

یادت باشد

عاشق را نه شب تهدید می کند، نه مـرگ

فقط فاصلــه…

[پاسخ]

الهامگفته :

غمگینه غمگینم…
همین!!

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

خدایـــــــــا
تا خرخره پر از تنهایی ام !!!
مرسی دیگه میل ندارم …

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

آدما کنارتن تا کی ؟
تا وقتی بهت احتیاج دارن …
از پیشت یه روز میرن کدوم روز ؟
وقتی کسی دیگه به جات اومد …
دوست دارن تا چه موقع ؟
تا موقعی که کسی رو واسه دوست داشتن پیدا کنن …
میگن عاشقتن اما تا کی ؟
تا وقتی که نوبت بازی با تو تموم شه ….

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

این روزها خوابم نمی آید…
فقـط میـخوابـــــــم که بیــــــدار نباشـم!!!

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

خدایـــــــــا بــــــرم نمی گردانـــــــــی….؟!
یک طرفم سرخ شد !!!

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

چقدر زیباست کسی را دوست داشته بداریم
نه برای نیاز …
نه از روی اجبار …
و نه از روی تنهایی …
فقط برای اینکه
“ارزش دوست داشتن” دارد .

[پاسخ]

کوثرگفته :

سلام.
بازم مثل همیشه متن قشنگی هست
موفق باشی

[پاسخ]

Anitaگفته :

نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی….

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت…

غصه ها هم میگذرند،آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…لحظه ها عربابند.

به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز….

“سهراب سپهری”

[پاسخ]

لیلاگفته :

مـــــــــــن
بازمانده ی یک
قصه ام…
همان یکی که
هرگز نبــــــــــــود

[پاسخ]

saloosگفته :

غم انگیز است اگه تورو نخواد
مسخره است اگرنفهمی
اگه فهمیدی
احمقانه است اگر اصرارکنی!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

سرت گرم است،مزاحمت نمیشوم
امابدان حرارت سرگرمیهایت مرامیسوزاند…

[پاسخ]

کوثرگفته :

سلام.
بازم مثل همیشه زیبا بود.
موفق باشی

[پاسخ]

لیلاگفته :

به سراغ خواب هایم بیا
نامم را از نو بخوان
دست هایم را بگیر
روی خوش زمانه ام بشو
باید تنهایی را … تنها گذاشتُ
تا انتهای آدمی رفت
تو را ماه نامید
شعر را به نام های تو سپرد
دیگر …
با تو
تمام آبی های اتاق من ، آسمان خواهد شده سراغ خواب هایم بیا
نامم را از نو بخوان
دست هایم را بگیر
روی خوش زمانه ام بشو
باید تنهایی را … تنها گذاشتُ
تا انتهای آدمی رفت
تو را ماه نامید
شعر را به نام های تو سپرد
دیگر …
با تو
تمام آبی های اتاق من ، آسمان خواهد شد

[پاسخ]

فاطیماگفته :

لحظه هایت آرام…..

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

لقمه بزرگتر از دهانت بود !
بخاطر همین مرا خرد میکردی تا اندازه شوم ……….!!!

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

خیانت اشتباه نیست …!
درست ترین اتفاق در یک رابطه اشتباه است ………

[پاسخ]

lonely girlگفته :

رگمو بخاطرش زدم…………….
از کنارم رد شد
و
گفت:فقر چه کارها که با ادم نمیکنه!!!!!!!!

[پاسخ]

lonely girlگفته :

خعلییییییییییی غ م گ ی ن م

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ نگاه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید حال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند باد وصال
ناله می لرزد
می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب ‚ خوینن دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل

تقدیم به دوست مجازی.چه عجب جواب مارو دادید؟(لیلا)

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۳۷:

بخشید آقا مجید من خیلی وقته نبودم اگه جایی جوابتونو ندادم حتما نبودم و ندیدم ..بابات شعرتونم مرسی خیلی دوسش دارم…

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

همچون ویرگول باش و به دلایل بسیار نقطه نباش.

در دست گلی دارم ، این بار که می آیم
کان را به تو بسپارم ، این بار که می آیم

در بسته نخواهد ماند ، بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم ، این بار که می آیم

هم هر کس و هم هر چیز ، جز عشق تو پالوده است
از صفحه ی پندارم ، این بار که می آیم

ابرم همه بارانم ، وی باغ گل افشانم !
جز بر تو نمی بارم ، این بار که می آیم

خواهی اگرم سنجی ، می سنج که جز مهرت
از هر چه سبک بارم ، این بار که می آیم

سقفم ندهی باری ، جایی بسپار ، آری
در سایه ی دیوارم ، این بار که می آیم

زان بیهُشی سنگین ، وان خواب غبار آگین
هشیارم و بیدارم ، این بار که می آیم

باور کن از آن تصویر ــ آن خستگی ، آن تخدیر ــ
بی زارم و بی زارم ، این بار که می آیم

دیروز بهل جانا ! با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم ، این بار که می آیم

[پاسخ]

المیراگفته :

عاشق که می شوی ؛
لالایی خواندن هم یاد بگیر !
_ شب های ـ باقیمانده ی عمرت _
به این سادگی ها
صبح نخواهند شد …

[پاسخ]

المیراگفته :

دیـگـر کـم آورده ام…مـن نــه…واژه هـا را…هـرچـه مـینـویـسـم حـریــف نـبـودنـت نـمـیـشـوم…مـگـر چـقـدر نـیـسـتـــی؟!بـیــ انـصـافـ! احـسـاسـ نـمـیـکـنـی بـیـشـتـر از بـودنـتــــ نـیـسـتـــــــــــــــــــــی؟!

[پاسخ]

المیراگفته :

خـــــــــــــــداوندا …!
در گلــــــویم ابــــــــــر کوچکی است
که خیال بارش ندارد …!
میشود مـــرا بغــــــــــل کنی…؟!؟!

[پاسخ]

المیراگفته :

کمی زود بود اما ، دعایت گرفت مادر بزرگ !
در اوج جوانی پیـر شدم …

[پاسخ]

المیراگفته :

نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید!
دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که
راهشان را گم می کنند!!
نـــــــه میتوانی خبری دهی
و نــــــــه خبری بگیری !.

[پاسخ]

المیراگفته :

دلتـنگـــــم …
هــــــمـــین !
و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای نــــدارد ….

[پاسخ]

المیراگفته :

میـدانی،
گـاهی سـنگــدل تـریـن آدم دُنیـا هـم که بـاشی، یـک آن
یـاد کـسی روی قـفـسه سیـنه ات
ســنگــینی میکــنــد
آنوقــت به طــور کـاملا غریزی،
نـفــس عمیـقی میکــِشی
تـا ســَنگ کـــوب نـَکـُنی..!

[پاسخ]

مـُــــرداد بــــانـــوگفته :

دلت برای من نسوخت دوباره عاشقم کنی……

[پاسخ]

دختر تنها پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۴۸:

خیلی خوب

[پاسخ]

lsjhkiگفته :

زن یعنی
لبخند در هجوم گریه ها آرامش وقت بی قراری های مدام
عاشقانه ای هنگام غروب ، وسط میدان جنگ
زن یعنی
تفسیر جمله ی دوستت دارم
یعنی
خدا هم زیباست، عجب نقاشی خوبی است
.
.
.
زن یعنی عشق
زن یعنی نـاز … مرد یعنی نیــاز …
مرد یعنی غرور، زن یعنی شکست غرور …
مرد یعنی باید ، زن یعنی شاید …
مرد یعنی بودن ، زن یعنی فنا …
مرد یعنی دیدن ، زن یعنی چشم فرو بستن …
مرد یعنی دم، زن یعنی باز دم…
مرد یعنی منطق ،زن یعنی احساس…
مرد یعنی حکومت ،زن یعنی اطاعت …
مرد یعنی سخاوت ،زن یعنی صداقت…
مرد یعنی رهایی،زن یعنی تسلیم …
مرد یعنی شرافت،زن یعنی نجابت…
مرد یعنی خشونت ،زن یعنی لطافت…
مرد یعنی غیرت ، زن یعنی عزت …
مرد یعنی من،زن یعنی ما…
مرد یعنی صلابت،زن یعنی قداست ..
مرد یعنی پیمودن ، زن یعنی صبوری…
مرد یعنی اکنون،زن یعنی فردا…
مرد یعنی ساختن ،زن یعنی سوختن…
مرد یعنی دلدار ،زن یعنی دلداده…
مرد یعنی خواستن ،زن یعنی کاستن .
مرد یعنی ربودن،زن یعنی کشش …
مرد یعنی بیارام ،زن یعنی بیاسای…
مرد یعنی یک جرعه هوس، زن یعنی جام لبریز نفس…
مرد یعنی سالار ، زن یعنی ره سپرده به دامان یار…
مرد یعنی نیمی از وجود ، زن یعنی نیمه دیگر …
و اما با اینهمه معانی بی انتهای دشت آشنایی ،
مرد یعنی انسان یعنی دریای احساس یعنی دوست داشتن جاودانه
یعنی تکیه گاه وجود یعنی آرامترین خلقت ..
و زن یعنی آرامگاه خلقت یعنی از سر تا پای ایثار
و مرد یعنی واژه ی غیرت و مردانگی یعنی هستن ..شدن و گشتن
و زن یعنی مهر و وفای بی کرانه یعنی انس و صفای خالصانه
یعنی امید بخش روزهای آینده یعنی همراه و همدم تنهایی ها و غربت
و همسفر راه پررمزو راز زندگی و
و مرد یعنی تنها یک واژه و آنهم مرد …
و زن یعنی تنها یک واژه و آنهم

عشـق…

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۱:

همیشه هم اینجوری نیست گاهی هم کاملا برعکسه

[پاسخ]

دختر تنها پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۵۰:

خوب بود

[پاسخ]

مستانهگفته :

مخاطـــــــب خـــاص اگه خــاص باشــــه …!!!

لازم نیست تو دورش رو از این و اون خلوت کنــــی !!!

خودش واسه بودن تو همه رو کنار میـــــزنه !!!

لازم نیست واسش دنیا را بخری تا بمــــونه …

خودش قدر یه شاخه گلتو میـــــدونه !!!

لازم نیست هر کسی رو توجیه کنی و سرش رقابت کنی که عشـــق

منـــــه …

خودش تو رو به همه دنیا نشون میـــــده …

لازم نیست نگران باشی که اگه بــــــره …

خودش بهت ثابت میکنه اومده که بمـــــــونه !!!

مخاطــــــــــــــب خــــــــاص ، خاصــــــــــــــــــــه …

[پاسخ]

دختر تنها پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۱:

خیلی جالب بود

[پاسخ]

مستانهگفته :

ممنون خیلی زیباهستندمطالبتون
من تاحالا پیام نداده بودم

[پاسخ]

مستانهگفته :

کاش بِجای گُفتنِ

تو لیاقَتَت بیشتَر از مَـــــــــــن است

میگُفتی

عاشِقِ دیگَـــــــــــری شُده اَم

مَن هَم عاشِق شُده بودَم

عاشِقِ تـــــــــــــــو

دَرک میکَردَم

[پاسخ]

دختر تنها پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۲:

عالی

[پاسخ]

مستانهگفته :

وقتی رفت گفت تو را هم میبرم

با خوشحالی گفتم : کجا ؟

گفت : از یادم

[پاسخ]

دختر تنها پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۳:

۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰

[پاسخ]

مستانهگفته :

ثبت احوال در شناسنامه ام
همه چیز را ثبت کرده…
جز احوالم را…

[پاسخ]

مستانهگفته :

تقصیــــــــر هیــــچ کــــس نیــســـت

بـــه نام “عشـــــــق”

جسمـــــــت را

لگــــد مال بوســــــــه های هـــــوس آلـــودشان می کنند

و بــــــه نام “ناپاکــــــیٍ تـــــــو”

فـــــراموشت می کنند

بــــــه نام “نجـــــابـــت” بایـــــد ســـــکوت کنـــــی

و بــــــه نام “صبـــــــــر” از درون ویــــــــــران می شوی…….

[پاسخ]

مستانهگفته :

تا برمیدارمش از تو مینویسد

من مانده ام این خودنویس است

یا تو نویس

[پاسخ]

دختر تنها پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۵:

خیلی جالب بود

[پاسخ]

مستانهگفته :

سلامتی پنگوئن که یه ذره قد داره
اما بازم لاتی راه میره!!!

[پاسخ]

ياسيگفته :

می پسندم

[پاسخ]

ایمانگفته :

سلام به همه
خیلی از این اتفاق خوشحالم. آقا مسعود ممنون و به قول هستی : تشکــــــــــرات و مرسیجات..
گفتم هستی یاد متنای قشنگش افتادم
امیدوارم که هر چه زود تر بیاد.
امیدوارم همه بچه های قدیم بیان.ما منتظرتونیم

[پاسخ]

لیلاگفته :

ببخشید آقا مجید من خیلی وقته نبودم اگه جایی جوابتونو ندادم حتما نبودم و ندیدم ..بابات شعرتونم مرسی خیلی دوسش دارم…

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــــــــد دلبندم پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۱:

خواهش میشه این چه حرفیه.تو این چند وقت پاره وقت به سایت سر میزدم ببینم اومدی یا نه؟
دیگه میخاستم کم کم آدرس ایمیل یا هر آدرس دیگه ای ازتون بدست بیارم.بازم میگم خوشحالم برگشتی.هم شما و هم آقا مسعود که شرمندشیم بخدا.

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۴۶:

ممنونم..

[پاسخ]

faribaگفته :

این روزهایم به تظاهر میگذرد؛
تظاهر به بی تفاوتی،به بی خیالی ،به شادی،به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست…
اما…
چه سخت می کاهد از جانم این ” نمایش”
اووم

[پاسخ]

دختر تنها پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۵۷:

خوب بود

[پاسخ]

المیراگفته :

کسی که شادی را پاک می کند ، روان آدمیان را به بند کشیده است .

[پاسخ]

ali72گفته :

کاش با من میماند . .

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی,
یـــک نقطـــــه,
یـــک لبخنـــــد,
یـــک نگــــــــاه,
یـک عطر آشنـا,
یــک صــــــــدا,
یــک یـــــــــــاد,
از درون داغونـــت می کــــند,
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی…!

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

غمگینم مانندِ عکس اعلامیه ی ترحیم ، که لبخندش دیگران را می گریاند !

[پاسخ]

افشينگفته :

خـــــــــــــسته شدم از این همه آغوش مجازی
از این همه محبت تایپی
از این هــــــمه تنهایی
که یک مانیتور پرش میکند
کِی میشود که از راه برسی
خیالمان را زندگی کنیم
و همه ی دنیاهای مجازی بین مان را بشکنیم . . .

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۲۱:

like***********

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۳۱:

اسمش را می گذاریم دوست مجازی
اما آن سو یه آدم حقیقی نشسته….
خصوصیاتش را که نمی تواند مخفی کند….
وقتی که دلتنگی ها وآشفتگی هایش را می نویسد
وقت می گذارد برایم
وقت می گذارم برایش
نگرانش می شوم
دلتنگش می شوم
وقتی در صحبت هایم به عنوان دوست یاد می شود
مطمئن می شوم که حقیقی ست….
هر چند کنار هم نباشیم
هر چند صدای هم را نشنیده باشیم….

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۳۵:

بــدبــخترین آدمِ دنیـــا هَم کـه باشـــی،
ولی یــه رفیــقِ خوبـــــــ داشتــه باشـــی از زندگـــی لذتـــــــــ میبــــری

شایــــد بعضی از این رُفَــقا اسمشون «دوستِ مجازی» باشــه، امـــا از خیلیــــا واقعـــــیترند…

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۳۵:

تصمیم گرفته ام که راضی باشم
دیوانه ی یک عشق مجازی باشم
تصمیم گرفته ام که هر شب تا صبح
با یاد تو غرق عشقبازی باشم

[پاسخ]

nafas پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۹:

مجــــازی هستیم امــــا
دلمــــــان مجازی نــــیست
میشکند
حواست به تایــــپ کردنت باشــــد!

[پاسخ]

افشينگفته :

همه حالشان خوب است!
اما من می سوزم…
با الکل هایی که بسلامتی دیگران خوردم

[پاسخ]

ياسيگفته :

در عجبم از سیب خوردنمان
که از آن فقط چوبش باقی می ماند
مگر این همه چوب که خوردیم از یک سیب شروع نشد…

[پاسخ]

mگفته :

خوابت را دیدم،
گفتی دوستت دارم…
بیدار شدم، دوستم نداشتی…
خدایا
میخواهم برای همیشه بخوابم…!!!

[پاسخ]

mگفته :

کاش نامت را با خط بریل می نوشتند….
صدا کردنت کافی نیست، شکوه نام تو را باید لمس کرد…!!!!

[پاسخ]

mگفته :

تمام دردم از دروغ هایش نیست از این است که برای اثبات حرف خود میگوید:
به جان تو که بهترین کسم هستی…..

[پاسخ]

Anitaگفته :

بِه سَلامَتی تو ….
تویی ڪِہ اَلان اَز فِرطِ تَنهایی بُغضَت گِرفتہ …
تویی ڪِہ اَز بَس خَستِہ ای دِلَت گِرفتہ …
تویی ڪِہ اَلان دِلَت واسِہ یه بی مَعرفَت تَنگهہ …
تویی ڪِہ میخوای بِِِهش زَنگ بِزنی وَلی غُرورت نِمیذاره …
تویی ڪِہ دوسِش داری وَِلی نِمیتونی بِِهش بِِگی …
تویی ڪِہ بُغضَتو قورت میدی ڪِہ یِِِه وَِقت گِریہ نَڪنی …
تویی ڪِہ دِلت میخواد فَریاد بِزنی …
تویی ڪِه یِہ عُمر سَنگ صَبور بودی …
تویی ڪِہ دِلت میخواد با روزگار دَعوا کُنی …
تویی ڪِہ اومَدی فراموش ڪُنی یادِ یه خاطره اُفتادی ….
تویی ڪِہ هَر آهنگی گوش میدی یادِ یِه نَفر میفتی …
تویی ڪِہ تَنهایی …
تویی ڪِہ هَمه دُنیات شُده بیڪَسی …
تویی ڪِہ تا میای یِه ڪاری کُنی میگی : بیخیال …
تویی ڪِہ وِاس خُودت آواز میخونی ….
تویی ڪِہ حَرفای دِلتو تو ڪِتابات مینویسی ….
تویی ڪِہ شَبا رو بالِشت خیس میخوابی …
تویی ڪِہ میری زیر پَتو تا کَسی صدایِ گریہ هاتو نَشنوه …
تویی ڪِہ هَمه دلخوشیت شُده اینترنت ….
تویی ڪِہ این روزا توی دنیایِ مَجازی غَرق شُدی …
تویی ڪِہ حَتی تُوی دُنیایِ مَجازی هَم خودتو گُم ڪردی …
بِه سَلامَتی تو ….

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۷:

اییییییی ول
قشنگ بود
م۳۰

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

وقتی دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت به انتظار آمدنش نشستم
وقتی دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم
وقتی او تمام شد من آغاز شدم
وچه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن….

[پاسخ]

دختر تنها پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۵۹:

عالی

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

یه روز خوب میاد که بالای عکسم مینویسن
انا لله و انا الیه راجعون
همین و بس…..

[پاسخ]

عاطفهگفته :

دیگر با عروسکهایم بازی نمیکنم
بزرگ شدم
برای خودم عروسکی شده ام
آنقدر که بازی ام داده اند…!!!!!!!!!

[پاسخ]

کوثرگفته :

ﻫﺰﺍﺭ ﺣﺮﻓﻪ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺩﺍﺭﻡ…
ﻭ ﯾﮏ ﺩﻟﯿﻞ…
ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ..
ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﻢ ..
ﻓﻘﻂ ﻣﺮﺍ ﮔﺎﻫﯽ ﯾﺎﺩ ﮐﻦ

بچه ها این روزا خیلی تنهاممممممممممممممممم دعام کنید
کاش اقا مسعود اینجا یه چت باکس داشت تا با هم بتونیم بحرفیم

موفق باشی

[پاسخ]

سایه یخ زده پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۱۹:

کوثر جان ما باهم همدردیم
پس بیا برا هم دعا کنیم….

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

تو….
شوخی زیبایی بودی که خداوند با من کرد!!
زیبا بود…
اما شوخی بود!
حالا…
اما تو بی تقصیری!
خدای تو هم بی تقصیر است من،تاوان اشتباه خود را پس میدهم…
تمام این تنهایی…
تاوان “جدی گرفتن ان شوخی “است!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

غفلـــــــــــــــــت کردی مادر…
پشت این قلـــــــــب عاشق
فرزندت آرام آرام جـــــــــــان میسپارد
و تــــــــــــــو…
فرامـــــــــــــــــوش کردن را به او نیاموخته بودی….!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

ای غـــرور لــعنتی !
دستـــت را از روی دهــان این بـیـچاره بـردار !
بـگذار فـریــاد کــند و بـگویـد:دوسـتت دارم ..
زمــانی از شـنیـدن ایـن جـمله..از خجـالت گـونه هـایش سـرخ میشد ..
حـال چـرا اینقـدر بـی احسـاس شـده ؟
کـه عـربده هـایم را بـه خودش نـمیـگــیـرد ؟!!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا؟!
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟!

جای “بنشین” و “بفرما”, “بتمرگی” گفتند..!
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟

“تو” نگفتیم و “شمایی” نشنیدیم و هنوز ,
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟!

دل سپردیم به آن “دال” سر دشمن و دوست,
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟!

چه “چراها” که شنیدیم و ندانیم چرا ;
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

روزگاری خواهد رسید…
همچنان ک در آغوش دیگری خفته ای
ب یادمن ستاره هارا خواهی شمرد تا آرام شوی!
دلت هوایم راخواهد کرد…
ب یاد خواهی آورد خنده هایم را…
ب یاد خواهی آورد اشک هایم را…
ب یاد خواهی آورد حرف هایم را…
مطمئنم در آن لحظه در دلت میگویی…
من تورا میخواهم!!!
آنگاه من……………………..

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

قابـل توجـه آقا پسـرای عزیـز:
زنهـا موجوداتـی هستنـد کـه اگـر دوستتـان داشتـه باشنـد
فقـط کافیسـت وقتـی اسمتـان را صدا مبزننـد به جـای “جانـم” بگوییـد “بلــه” تـا بـزننــد زیـر گریـه!
شمـا را بخـدا ایـن چیزهـا را بفهمیـد دل زن هـا روزی هـزار بـار می لـرزد و میریـزد و خالـی میشـود شمـا را بـه مر دانگیتــان وقتـی دیووانـه میشـونـد و بیخـودی بهانـه میگیـرنـد فقـط بغلشان کنیـد و بـرای هیـچ چیـز راه حـل نشانشـان ندهیـد!
زن ها را درک کنید…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

اصـــن شـکـسـت تـو رابـطـه ی عـاشـقـانـه بـا هـمـه چـیـزش قـبـول !
ایـن مـرضِ چــِک کـردنِ مـوبـایـل کـی خـوب مـیـشـه ؟

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

میتــرسم…
کسـی بـویِ تنـت را بگیـرد
نغمــهِ دلـت را بشنـود!!!
و تو خـو بگیـری به مانـدنـش!
چـه احسـاسِ خـط خطـی و مبـهـمیسـت…
ایـن عـاشقـانـه هـای حسـود مـن…!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

نه اینکه دلم برایت تنگ شده باشد….
یا به دنبال بوی تنت سرگردان باشم……
یا حتی لحظه ای ارزویت را کنم….نه…
اسوده باش..
فقط کمی خیالت اذیتم میکند!!
نمیدانم..
ولی کاش به حال خودم رهایم کند..
فقط چند لحظه..
به اندازه ای که خواب چشمانم را بدزدد..
و باز بیاید..حرفی نیست….

[پاسخ]

رهاگفته :

تو بردی….بازی تمام شد رفیق
حالا نقاب را بردار ببینم زندگی را ب ک باختم…………

[پاسخ]

saloosگفته :

در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟ تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟ با آنکه ز ما یاد نکردی.. ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

تــــــــــــو …
یـادگـــــــار روزهـایـــــــــــــی هستــــــــی که نه فرامـــــــــــــوش میشوند …. و نه تکـــــــــرار ….

[پاسخ]

somaگفته :

انگار که تا اخر عمر محکوم به تنهایی شدم
انگار تو شهر غصه ها یه عضو دائمی شدم
همراه من تو زندگیم خاطره های تو شدن
مونس من در بی تویی گریه و زاری هام شدن
شب که میشه ستاره ها دوباره چشمک میزنن
دوباره تصویر تو رو جلو چشام حک میزنن
هر آدمی رو میبینم دوباره تو یادم میای
دلمو خوش میکنم دوباره تو پیشم میای

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

به انتهای بودنم رسیده ام …
اما اشک نمیریزم …!
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند …
لبخندی که معنا ندارد …!

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

مانند هیزم های مصنوعی شومینه می سوزم و پایان ندارم ……
درد یعنی این …!!!

[پاسخ]

ErFaaaaaaanگفته :

هوای تو از دود سیگار مضرتر است
دود سیگار به سرفه می اندازد
هوای تو به گریه …..!

[پاسخ]

somaگفته :

آقا مسعود هرچند خیلی ازم ناراحتی ولی میخوام یه سوال بپرسم میشه شعر کردی نوشت؟؟؟
ترخدا دیگه ببخش اگه اشتی نکنی مجبور میشم یه شعر برات بنویسم البته طی چند ین روز این روزا زیاد حالم خوب نیست مغزم همراهیم نمیکنه اما اگه اعلام آشتی نکنی دیگه مجبورم.
آشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۵:

نیازی به این حرفا نیست من فقط نظر خودمو گفت دعوایی نشده که آشتیی بشه!
بله به هرزبانی دلتان خواست میتونید شعر بذارید.

[پاسخ]

salvaگفته :

کوتاه ولییییییی عالی بود :)

[پاسخ]

mگفته :

هی رفیق….
از تو چه پنهان آدم ها آنقدر دورم زده اند که،
بعید نیست یکی از همین روزها میدانی به نامم کنند!!!۱

[پاسخ]

mگفته :

استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید …
شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی !
من از دوری تو منقرض شدم …

[پاسخ]

somaگفته :

کاش آدما همه با هم مهربون بودند کاشکی با دل همدیگه بازی نمیکردن کاشکی وقتی واقعا از زندگی خسته میشدی میمردی
کاش عاقبت خودکشی رفتن به جهنم نبودچرا وقتی از زندگی بیزاری محکوم به ادامه دادنش هستی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟از حال و روز خودم خسته شدم هنوز عاشق نشدم اینجوریم اگه بشم چی به سرم میاد؟؟الان ازدرد تنهایی مینالم فردا ازچه دردی؟؟؟؟؟این همه سوال حتی بودنم هم واسم سواله واسه چی پا به این دنیا گذاشتم من که سهمم از زندگی تنها غصه خوردن و گریه کردن بوده خدایا کی به داددلم میرسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

zeynabگفته :

so niceeeeeeeeeeeee

[پاسخ]

مستانهگفته :

تنهایے ،

تاواטּ همـﮧ نـﮧ هآیے است کـﮧ نگفتمـ تا בل کسے نشکنـב !

همـﮧ محبتهایے کـﮧ زیاבے هـבر בاבم تا בلے رآ بـﮧ בست آورم !

همـﮧ בوستت בارم هاے آبکے کـﮧ جـבے گرفتم …!!

همـﮧ ساבگے کـﮧ בر این בنیاے هزار چهره خرج کرבم !

تنهایـے …

تاواטּ همـﮧ خوش بینے هایے است کـﮧ بـﮧ בنیا و آבمهاے این روزها בاشتم

[پاسخ]

مستانهگفته :

من را فاحشه نخوان…

بوی دوده سیگار تمامه اتاقو پر کرده

بوی تلخه وسکی دهنمو برداشته

هر نفسم پر از تلخی و هر باز دمم پر از دود استــ..

خواستم سیگارم را ترک کنم ، ولی وقتی فک کردم دیدم

اگه این سیگار نبود من الان کجا بودم !

این منو نجات داد چیجوری میتونم ترکش کنم ؟

دوست دارمـــ ، تو فاحشه نیستی تو فقط لبای منو میبوسی ن کسه دیگری

شیشه ویسکیم را دوس دارم چون با تلخیش ب من ارامش میدهد

امروز یکی ب من گفت سیگار میکشی ؟ گفتم اره میخوای ؟

گفت :اه اه فاحشه !!!! دختر سیگار میکشه ؟

گفتم هر کی سیگار بکشه فاحشس ؟

گفت : اره

بعد رفت …

با خودم گفتم تو هنوز درد نکشیدی !

شاید یک مرد برای تفریح سیگار بکشد ولی یک زنم که ن

یک دختر سیگار میکشد

بدان چیزی شده که دنیا هم نمیتونه حلش کنه ….

من را فاحشه نخوان ، کسی که دنیایش را برای چیزی تباه کرد

و فقط دنیا ب او یک نخ سیگار را نشان داد

فاحشه نخوان !

[پاسخ]

مستانهگفته :

دختر که باشی چند کلمه برایت دیگر مفهومش را از دست داده؛

عشقم

عزیزم

خانومم

آرام آرام میفهمی دیگر حتی زیبایی صورتت

هم زیاد مهم نیست، اولین چیز مهم، باکره نبودنت است…!

دومین چیز، سایز سی.نه و باسن!

و بعدش لباس و زیبایی …!

دختر که باشی :

مفهوم \”فردا بابام اینا میرن شمال\” میدانی چیست …!

دختر که باشی :

کلا خدا هم دلش به حالت میسوزد…!

نمیدانم چرا بعضی پسرها نفهمیدند

که دخترها برای اینکه هم خواب تو شوند آفریده نشده اند!

[پاسخ]

سایه یخ زده پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۲۸:

زیبا و با معنی….
مرسی

[پاسخ]

مستانهگفته :

حالم از کلمه ی “عزیزم” و “عشقم” بهم می خوره

من رو همون “ببین” صدا کن

بی ریایی شرف دارد به ریا کاری . . .

[پاسخ]

paniگفته :

mamnun ziba bud :)

[پاسخ]

یلداگفته :

سلام
میشه آهنگ جدید بذارید ؟

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ تیر ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۷:

سلام گذاشتیم

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

این روزا فقط میشه به عزرائیل اعتماد کرد

چون حداقلش اینکه قصد و نیتش مشخصه !

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

مشکل از تو نبود

از من بود

با کسی حرف میزدم

که سمعک هایش را

پیش دیگری جا گذاشته بود . . .

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۵:

عیب از ما بود از یاران نبود… تا که یاری یار شد …بیزار شد!!!

[پاسخ]

دختر تنها پاسخ در تاريخ تیر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۰:

من تا عمر دارم یارمو دوست دارم و صبح تا شب دارم دنبالش میگردم
ولی نمیدونم چرا ازم فرار میکنه اون منو دوست نداره
منتظرشم

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

میان این همه
نوشته های مجازی
دلم برای
طعم یک سطر
دست خط واقعی
تنگ شده ست!!!

[پاسخ]

miniگفته :

چرا خودکشی گناهه؟مگه نگفتن حق انتخاب داریم؟؟؟؟؟؟؟؟وقتی از زندگی خسته شدم چرا مجبورم ادامش بدم؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

بهار پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۷:

چه قدررر همه ناامیدهستین…زندگی کمترازاین حرفهاست که به خاطرش خودمونو ناراحت کنیم…
زندگی قشنگه
من که زندگیموخیلی دوست دارم…
بدون عشقوازاینجورحرفها
آزاد آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآزاد…

[پاسخ]

شاپرکگفته :

ازادمایی که دلتنگن گاهی اوقات دلیل دلتنگیشونو نپرسین چون وقتی که نمیتونن بهتون بگن بیشتردلشون میگیره…..

[پاسخ]