آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
naziگفته :

وقتی کسی دل کَند و رفتــــــــــ

حتی اگه تمام زندگیتـــــــ پر باشه از رد پاش

بایــد بزاری بره …

چون دیگه دلش با تو نیستـــــ

[پاسخ]

Avarehگفته :

آدم برفی هم که باشی دلت میخواهد کسی در آغوشت بگیرد …
دلت میخواهد یک نفر کنارت باشد تا گرمت کند ، تا آرامت کند …
مهم نیست آب شدن ، نیست شدن …
مهم آن آرامش است حتی برای چند لحظه

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۲۸:

مهم آن آرامش است …حتی برای چند خیال

[پاسخ]

Avarehگفته :

آدمه دیگه…
احمقه…
گاهی دلش تنگ میشه…
حتی برای اینکه نیمه شب یواشکی
شمارتو بگیره و بشنوه :
مشترک مورد نظر شما در حال مکالمه با مشترک مورد نظر خودشه…!
آدمه دیگه
دلش تنگ میشه…

[پاسخ]

Avarehگفته :

نمیدونم چرا حتی دیگه اهنگم ارومم نمیکنه
تنها مسکن بعد تو اهنگ بود که اونم…
نمیدونم من اون ادم نیستم یا اهنگها …
اهنگها هم سازه تو رو میزنند

[پاسخ]

محمدگفته :

دیگه جدول خیابونا هم پسمون می زنن.

[پاسخ]

سمیراگفته :

دلم تنگ است…
دلم تنگ است…
دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است!
سکوت از کوچه لبریز است،
صدایم خیس و بارانیست
نمی دانم چرا در قلب من پائیز طولانیست….!!!!

[پاسخ]

زینبگفته :

زندگی قصه و حرفیست که شیرینی آن

خــنــده ی تــوســت …

تلخی اش …

گــریــه ی تـــو ….

کاش که پر باشد لحظه هایم همه از خنده ی تو .

مست هستم از هوایی که نفست در آن میپیچد …

نفسم در گیر است لا به لای نفست

آه چقدر شیرین است طعم نفست !!!

[پاسخ]

زینبگفته :

ایــنـجا بــه جــز دوری تـ ـ ـو ؛ چیـزیـ بـه مـن نزدیـکـ نـیـسـتـ ـ ـ ــ …!!

[پاسخ]

زینبگفته :

دســت مــرا بــگیــر ، مــرا تــا حــرم بـــبــر
کـار دلـم بــدون تــو بــالا گرفــتـه است …

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

آرزوی دختر بارون واسه بچه های گل alone boy

آرزوی من این است که دو روز طولانی
در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من این است یا شوی فراموشم
یا که مثل غم هر شب گیرمت درآغوشم
آرزوی من این است که تو مثل یک سایه
سر پناه من باشی لحظه ی تر گریه
آرزوی من این است نرم عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من این است: هستــــــــــی تو من باشم
لحظه های هشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من این است تو غزال من باشی
تک ستاره ی روشن در خیال من باشی
آرزوی من این است در شبی پر از رویا
پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریا
آرزوی من این است از سفر نگویی تو
تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تـــــــــو
آرزوی من این است مثل لیلی و مجنون
پیروی کنیم از عشق این جنون بی قانون
آرزوی من این است زیر سقف این دنیا
تـــــــو برای مــــــــــــــن باشی، من برای تو تنـــــــها

لحظه های قشنگی داشته باشین عزیزان…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

لعنتی…
دلم بودنت را میخواهد…
چقدر تو نیستی…!!!

[پاسخ]

Shimaگفته :

….harcheghadr ham ke beguyi tanhayi khoob ast,donya zesht ast,admha
….va z in harfha
…aaghebat ruzi ghalbat baraye yeknafar tondtar mizanad
…chaareE ham nist
ye donya mamnoon vase inhame chizaye khooob

[پاسخ]

یه دوستگفته :

بچه ها دارین خیلی سخت میگیرین زندگی فقط بودن با عشقت نیس میبینی یه موقع بهش می رسی بعضی وقتا هم نه دنیا که کهبه اخرش نرسیده
هروقت میام اینجا ودلنوشته هتون رو میخونم واقعا ناراحت میشم و …..
زندگی کنید

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۰۰:

یعنی فکر میکنی ما ۲۴ ساعت نشستیم و دارم غم و غصه میخوریم و زندگیمون به باد رفته؟!
من بفهمم اینجوریه کل سایت رو پاک می کنم!

[پاسخ]

pedram پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۳۵:

مسعود از این حرفت خوشم اومد!

[پاسخ]

Shima پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۲۵:

….na toro khoda agha masood,man taze ba site ro peyda kardam…
…dard o ranj neshuneye ensan budane
..doktor shariati:darde ensane motaali,tanhayi va esshgh ast
…………….shoma ham asab nadariaaaa…………….

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۴۸:

منظورم یه چیز دیگه بود!

بن تاریکی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۳:

:‏|‏
۲۴‏ ساعت….
نمیدانم شاید هر روز بیش از این است…
زندگی لعنتی من بدون او پایان ندارد…

[پاسخ]

Avarehگفته :

چقدر نیستی و تمام لحظه‌های پس از تو
مثل ثانیه‌های کُند پرترافیک
مثل انتظار چراغ‌های همیشه قرمز
مثل راه‌های بی‌پایان است…!

[پاسخ]

محمد امین پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۰۹:

حرف نداشت

[پاسخ]

fatemeh پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۵:

دقیقا درسته

[پاسخ]

Avarehگفته :

مپرس
هرگز نخواستم که بدانم
هرگز نخواستم که بدانم چه می شوم
یک ذره
یک غبار
خاکستری رها شده در پهنه جهان
در سینه زمین یا اوج کهکشان
یا هیچ ! هیچ مطلق ! هرگز نخواستم که بدانم چه می شوم..
“فریدون مشیری”

[پاسخ]

Avarehگفته :

مسخره ترین سوالی که میشه از یکی پرسید:
– میتونم بهت اعتماد کنم ؟!
در تاریخ حتی یک مورد هم جواب منفی ثبت نشده!!!!

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۰۲:۰۶:

یه بیت از شا هین نجف ی هست میگه:
شک به تنها چیزی که دارم اعتماده //از اینا که خوبن و ملو دورم زیاده
………………………………………………………….
یه چیز دیگه ای هم ازش بگم:
میگه ::
ای سقوط بی تامل زیر تکبیر مداوم/محتضر،شرم قدیمی، ای توالی مقاوم
به کدوم مذهب شومی که چشات رنگ غروبه//میشنوم صدای مرگو بی ترحم تو عبورت
تو خودت خواستی که دنیا به حضور تو بخنده//این طبیعیه که روحت تو گذشته ها بگنده
و…

[پاسخ]

چشمای بارونی پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۰۱:

چه زیبا گفت ناپلئون،که خیانت همیشه دراوج اعتماد اتفاق مى افتد…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

جناق می شکستیم و می گفتیم
یادم تو را فراموش…ا
امروز تمام استخوان هایم شکسته است
و هنوز فراموشت
نکردم…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

شایدامروزگلهایی که برات میفرستم وپس بدی امایه روزروسنگ قبرم گل میذاری.
شایدامروزدستاتوبهم ندی امایه
روزروی سنگ قبرم دست میکشی.
شایدامروز سکوت کنی امایه روزسرقبرم بهم التماس میکنی که باهات حرف
بزنم.
شایدامروزآغوشت برمن حرام باشدامایه روزباحسرت سنگ قبرم رادرآغوش میگیری…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

هی فلانی!!!
دیگر هوای برگرداندنت دا ندارم..
هرجا که دلت میخواهد برو….!
فقط آرزو میکنم وقتی، دوباره هوای من به سرت زد،
آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه بازهم آرام نگیری!!!
و اما من…
برنمیگردم که هیچ..
عطر تنم را از کوچه های پشت سرم را هم جمع میکنم که لم ندهی روی مبل های راحتی و با خاطراتم قدم
بزنی…..!!!

[پاسخ]

سمیرا پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۳۳:

روزی میرسد بی تفاوتی هایت را با جای خالی ام حس کنی…
وشاید در دلت با بغض بگویی:
“کاش اینجا بود…”
آن وقت است که میفهمی چقدر زود دیر میشود…
ومن حتی دیگر به خوابت هم نمی آیم….
…!!!

[پاسخ]

ساحلگفته :

به من مجوز چاپ نمی دهند..
میگویند داستانی که نوشته ای قابل باور نیست…!
اما من فقط خاطراتم را نوشتم…

[پاسخ]

ساحلگفته :

سرد خواهد شد روزهایت بی آغوش من..
بر تن کن دروغ هایی که بافتی..
اندازه ات میشود نترس.. شاید هم بزرگ..!

[پاسخ]

maryam پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۲۸:

Ziba bud.mokhtasaro mofid.mersi

[پاسخ]

ساحل پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۵۱:

خواهش عزیزم….

[پاسخ]

ساحلگفته :

کسی هست شانه هایش را،

به من قرض بدهد

تا یک دل سیر گریه کنم!

بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی

[پاسخ]

ساحلگفته :

ازین پس تنـــها ادامه میدهـم”

درزیر باران”حتی به چتر هم جواب ردمیدهـم”میخواهم تنهاییم را

به رخ این هوای دو نفره بکشــــم…

باران نبار من چتر دارم نه یار..

[پاسخ]

ساحلگفته :

کاش می توانستم راحت حرف بزنم …
چیزی بگویم از دلتنگی …
میان آدم های که در این اتاق مجازی جمع شدند …
فقط می گویم منم دلتنگم..

[پاسخ]

ساحلگفته :

یکی بیاید…

دست این خاطره ها را بگیرد با خودش به گردش ببرد

کلافه کرده اند مرا…

از بس که یاداوری میکنند

دلتنگ میشوند و نق میزنند به جانم

[پاسخ]

ساحلگفته :

چقدر خوشحال بود شیطان،

وقتی سیب را چیدم

گمان کرد فریب داده است مرا

نمیدانست تو پرسیده بودی که

“مرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشت”؟!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

گاه گاهی دل تنگ می شوم
تنگ غروب
تنگ خاطرات
ودلم چنان کوچک می شود
که نخ سوزن مادربزرگ هم
از آن نمی گذرد. . .

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

چه پرجرأت و مغرورمیشود دربرابرت
کسی که می فهمد:
ازته دل دوستش داری…!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

به پای مردی بشین که رژ لبت رو حروم کنه، نه ریملت رو …!!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

“دلتنگی” قصه همیشگیست…
امروز زیر چتر تنهایی ام جایت حسابی خالی بود!
وقتی تمام باران را تنها می گریستم..

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

ادعای عشق میکنیم
و فراموش میکنیم
رنگ چشمان مادرمان را…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

نه آتیش شومینه،
نه شعله ی بخاری،
این”دستا”فقط”گرمی دستای تورو می خواد..
همین!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

خدایا..
مى خواهم اعتراف کنم!
خسته ام..
من امانت دار خوبى نیستم..
“مرا” از من بگیر.. مال خودت..
من نمى توانم نگهش دارم..

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

حافظ هم از من کلافه است!
بس که…
آمدنت را فال گرفتم!!!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

آینه هم شکایت دارد از من !
روی خوش میخواهد…!
آینه جان…!
ندارم…
ندارم…
ندارم…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

دلم که میگیرد آرام خودم را در آغوش میگیرم…
خودم به تنهایی دست نوازشی بر سرم میکشم…
لبخندمیزنم و آهسته میگویم:گریه نکن عزیزم…
من هستم…
خودم به تنهایی،
هوای نداشته هایت را دارم!!!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

آنشرلی هم نشدم تا یکی ازم بپرسه:
آنه! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟

[پاسخ]

رهگذر پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۵۹:

خیلی قشنگ بود؛اشک تو چشام جمع شد.روزهای غریبانه ام تکرار میشود درناامیدی مطلق،در دلتنگی،اشک و سکوت و تنهایی،یک عالمه سؤالهای بی جواب،و خدایی که فراموشم کرد چه رسد به بندگانش

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

گفتی:بخند،
گفتم:نگاه کن!
گفتی:بگو،
گفتم:گوش کن!
گفتی:عاشق شو،
گفتم:حس کن!
گفتی:ثابت کن،
گفتم:لمس کن!
گفتی:گریه کن،
گفتم:بزن!
گفتی:برو،
گفتم:خدانگهدار!
ببین!همیشه حرف، حرف تو بودلعنتـــــی..

[پاسخ]

fatemeh پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۸:

~♣ مطالبت زیبا بودند~♣
مرسى گلم~♣

[پاسخ]

چشمای بارونی پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۵۷:

خواهش میشه فاطمه عزیز…

[پاسخ]

sajad پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۲۵:

ziba bod

[پاسخ]

SADAFگفته :

از گلی که “نچیده ام” عطری به سرانگشتم نیست …
خاری در دل است…

[پاسخ]

yaghutگفته :

ایکاش کسی بود که به من میگفت
همه ی (آن)من
از (آن)تو باشد
هرگاه که دلت میگیرد

[پاسخ]

yaghutگفته :

تنهائیم رادوست دارم،
بوی پاک نجابت میدهد

[پاسخ]

علیگفته :

زمانی بزرگ میشویم که درد را درک کرده باشیم

[پاسخ]

رهاگفته :

روزی خواهیم فهمید از زندگی هیچ چیز نداریم جز خاطراتی که رهایمان نمیکنند

[پاسخ]