آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
موضوع : کارت پستال
نویسنده :   ,   ۱۰۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۳۰ دی, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دختر خوانسارگفته :

بر سر دوراهیم

یک راه به تو می رسد

و یک راه به تنهایی…
… …
همیشه ترا بر می گزینم

… و می رسم به

تنهایی

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

دست من خالیست

اما دلم

تا دلت بخواهد از تو ، پُر است

[پاسخ]

leilaگفته :

جای تشکر داره که انقد سریع خواسته ی اهالی اینجا رو عملی می کنید
ممنون رها جان

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۷:

خواهش میکنم

[پاسخ]

رهاگفته :

سلام خسته نباشید رها جان
مرسی مرسی مرسی
خیلی خیلی خوشکله

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۳۶:

سلام
خوشحالم که خوشتون اومده.

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۵۷:

دوسش دارم
دوستم داره
اما به هم نمیرسیم
مجبوریم بدون هم آروم باشیم

خیلی سخته

بازم ممنونم
عالی شده

[پاسخ]

مریمگفته :

گاهی وقتا چنان دل تنگ می شوم که دل تنگیم را هیچ
بهانه تاب نمی اورد به خودم که میام می بینم از کسی دورم که بی بهانه
دوستش دارم.

[پاسخ]

مریمگفته :

وقتی قلم در دست میگیری تا بنویسی تازه می فهمی خالی از واژه ای ..
اما دلت پر از غمه و گلوت پر از بغض…ازت فرار میکنن.. واژه هایی که بتونن
دست به دست هم بدن و حرف دلت رو به زبون بیارن..
تو این لحظه ها /سکوت/ بهترین چیزه.

[پاسخ]

مریمگفته :

همیشه دقیقا وقتی پر از حرفی
وقتی بغض میکنی
وقتی داغونی
وقتی دلت شکسته
دقیقا همین وقتا
اینقدر حرف داری که فقط می تونی بگی
/بیخیال/.

[پاسخ]

ساناز پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۰۸:

مثل حال ابن روزای من

[پاسخ]

مریمگفته :

سخت تر از تنهایی انتظار کیشدنه…

[پاسخ]

آرزوووووووگفته :

خیلی قشنگ بود
میشه منم درخواست کنم یا فقط افراد خاصی میتونن؟
درخواستم این شعره:
عشق آن نیست که پیدا باشد
عشق آن است که در دل هویدا باشد

[پاسخ]

smartگفته :

من زندگیم را
برای کس دیگری
زندگی کردم
که نمی دانم کیست

بیژن جلالی

[پاسخ]

smartگفته :

هر که را از دور می بینم
گلویم خشک می شود
می ترسم نکند
این بار
اشتباه نگرفته باشم
بانو
من به دنبال تو می آیم
تو هم از من بگریز
بگذار
دیرتر بمیرم

کیکاووس یاکیده

[پاسخ]

smartگفته :

چــقدر دزدیــدنِ نگــاه تــو
از چشــمان تــو
لــذت بخــش اســت
گــویــی تیــله ای
از چشــمم بــه دلــم مــی افتــد
… بـــانـــو
بــا مــردی کــه تیــله هــای
بسیــار دارد
مــی آیــی ؟

کیکاووس یاکیده

[پاسخ]

smartگفته :

زمستــان آمــده اســت
خستــه ام
مــی خــوابــم
بهــار کــه آمــد
پیلــه ام را مــی شکــافــم
تــا بــا پــرهــای خیــس
دوبــاره
عــاشقــت شــوم

کیکاووس یاکیده

[پاسخ]

smartگفته :

هر روز
اندکی مردن
و گاه بسیار مردن
برای اینکه
زنده باشیم

بیژن جلالی

[پاسخ]

rahaگفته :

به بعضیا باید گفت حیف درد زایمان ننت !!!!!!

[پاسخ]

rahaگفته :

می گفت پای رفتن ندارم راست میگفت …..
با سر رفت !

[پاسخ]

شهرزاد پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۵:

بی معرفت…

[پاسخ]

rahaگفته :

اینکه برای خودت کسی هستی دلیل نمیشه برای ما هم باشی !!!

[پاسخ]

rahaگفته :

بعضیا هستن از لاشی یه درجه بالاترن

باید بهشون بگی متلاشی !!

[پاسخ]

rahaگفته :

به سلامتی خودمون که خوبیم ….
ولی بعضیا فکر میکنن خوبی از خودشونه !!!

[پاسخ]

rahaگفته :

آقا ما ندید بدید ….
شما تا میتونید برید بدید !!!!!والا

[پاسخ]

forozanگفته :

شده دلـــــم….

همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز…

پا به زمین می‌کـــوبد…

ﺗـــــــﻮ را میـــخواهد….

فقط “ﺗـــــــﻮ” را…!!

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۳:

اره فقط او را می خواهم

[پاسخ]

forozanگفته :

در آغوشم که می گیری
آنقدر آرام می شوم
که فراموش می کنم
باید نفس بکشم

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۰۳:

لایـــــــــــکـــــــ

[پاسخ]

forozanگفته :

من بـــهـــــــــــــــانه می گیرم و

تــــــــــــــو

دهانـــــم را

با یک “بـــــــــــــوســــــــه” ببند..

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۳۸:

چه عشق بازی زیبایی
خیلی جالب بود
ممنونم

[پاسخ]

farshadگفته :

khodam kardam ke lanat bar khodam bad

[پاسخ]

farshadگفته :

عمری بود فکر شادی اش بودم…
ولی… گریه را در چشمانش از کارم دیدم…
چطور باشم؟؟؟
خدا نگهدار عمرم و همه زندگیم
الله تاپیشیردیم……………………………………………..

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

آهای غریبه…
کنارش نشستی و با یک آیه محرمش میشوی و من با یک دنیا عشق و حسرت نامحرمم…!

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۲:

حســـــــــــــرت!!!
یه تصویر از تو و دریا همه دارو ندارم شد

یه حسرت از همون چیزی که میخوامو ندارم شد

یه تصویر از تو و دریا پر از موج کرده روزامو

تو طوفانت برام دنیاست

ببین شور تماشا مو

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۲:

اشک واه

همین

[پاسخ]

آیسانگفته :

طراحیت عالی بود.
دستت درد نکنه

[پاسخ]

* فاطمه *گفته :

روزی به دل گفتم: آرام باش دلم
چرا بی تابی؟
چرا بی قراری؟
چرا ضرباهنگت با شنیدن حتی اسمش تندتر میشود؟
چرا…
از یاد رفته ای
از فکر رفته ای
شاید…
شاید از دل رفته ای
دلم، ای دل من
قرار بود تپش هایت را با تپش دلش هم نوا کنی
تپش های او برای تو نیست
پس تو چرا هنوز در سینه برای او میزنی؟
دلم گفت:
هنوز دوستش دارم
بعد
موجهای پر تلاطمش از چشمم فوران کرد
و گفت:
کاش دوستم بدارد
به دلم گفتم: برای هر آنکه دوست داریش، بی قرار باش

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۳۲:

خیلی قشنگ بود.

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۰:

از لطفت متشکرم مریم جان

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

این روزا هرکس گفت دوستت دارم… نپرس چقد! بگو تا کی…؟

[پاسخ]

★fateme★گفته :

سلام دوستان من خیلی وقته به این سایت سرمیزنم نوشته هاتون رو خیلی دوستدارم ولی نظر نمیدادم اما دوست داشتم اینبار این متن رو براتون بنویسم ، امید وارم منم تو جعمتون راه بدید .ببخشید یه کم طولانیه امید وارم خوشتون بیاد.
روزها رفتند….و تو به یاد نیاوردی که آنجا ، در اون گوشه ی متروک قلبت
عشقی جا مانده است …عشقی زخم خورده …
که بی تابانه می نالد ، فریاد میزند : روشنایی ام ببخش ، روشنایی ام ببخش
روزها رفتند وما…… به هم نرسیدیم …
تو آن سوی مرز های رویایی ، در افق ناشناخته ها
ومن قدم میزنم، می بینم ، می خوابم وبه فردا های روشنی دلخوش میکنم
که با شتاب به گذشته ی بر باد رفته ام می پیوندد….
روز هایم طعمه ی افسوس هایم شده اند …..کی برمیگردی؟؟؟؟؟

[پاسخ]

dokhtari az jense sokot پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۷:

Khosh umadi fateme jun

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۴۲:

وای فاطمه جون چقد قشنگ بود
یعنی برمیگرده؟!؟!؟

[پاسخ]

dokhtari az jense sokotگفته :

بزار تو حال خودم باشم
نمیخوام رویاهای تو از هم بپاشن
بزار تو حال خودم باشم
نمیتونم زورکی تو دل تو جا شم

[پاسخ]

چشمهایشگفته :

شنیدم وقتی که می رفتی ، رد پایت را پاک می کردی
بی خیال
من دنبال دلت بودم
وقتی دلت با من نیست ، برو خوش باش
چه فرقی میکند کجا باشی…!!

[پاسخ]

سنگ؟!!! پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۳:

مگه آدم میمیره اگه حرفش رو رک بگه؟
مگه آدم میمیره اگه راست بگه؟
مگه آدم میمیره اگه یه کم شجاع باشه؟
مگه آدم میمیره اگه واقعی باشه؟
مگه آدم میمیره اگه درست باشه؟
مطمئن باش آدم این طوری نمیمیره
فقط این طوری نباشی بیشتر خوش میگذرونی
درست مثل بعضی ها
بی خیال.

[پاسخ]

نداگفته :

از سیگار های رو لبت هم کمتر بودهام که توانسته ای به این راحتی ترکم کنی؟؟؟

[پاسخ]

شهرزادگفته :

خوش به حالت که منو یادت نیست
خوش به حالت که فراموشت شد

خوش به حالت که ازین تاریکی
یه ستاره سهم آغوشت شد

خوش به حالت که دلت آرومه
خوش به حالت که پریشون نیستی

خوش به حالت که منو یادت نیست
خوش به حالت که پشیمون نیستی

[پاسخ]

mryavariگفته :

سلام به تو ای نیمه انسان(گمگشته ی نیمه ی مجهول)!!!!

نیازی نیست کسی رو خرد اون هم به معنای زمینیش و در خور معنا های انسانی کنی بلکه من حقیقتم را دیدم. و از هزار توی خود به بیرون راهی در خور خود یافتم!!!!

زمانی مثل تو ماسک گذار قهاری بودم ولی روزی بادی جانکاه وجود ناپایدارم را در نوردید و آنجا بود که چیز هایی که عمری به دنبالش بودم از جلوی چشم هایم رفتند و جایشان ترس ها و عقده هایی جایگزین شد که می دانم تا آخر عمرم متحمل این غفلتم هستم! افسوس از عمری که بی معنا در پیش دویدن هاکرده بودم پس آغاز نمودم راه رسیدن به شهر عشق را آن هم بدون هیچ راه یابی و تنها-خودم تیشه ایی برداشتم و به جانم کوبیدم بار ها و بارها ودوباره و دوباره و خودم رو ساختم و صیقلی دادم فراموش ناشدنی!!!!

من نمی گویم پا رو انسانی ,و انسانیت بگذار و خودت رو نجات ده!!!! بلکه مثل من تیشه ایی نیاز هست در خور اعتقادادت!!! تا زنگال رو حت را بزودایی و در پی راهیان نور باشی حداقل!!!!

تو در آغازی و من در میانه ی این راه! دلم نمی آید با چشمان اشک بارتجربیات دهشتناکم را کسی غیر از خودم به یاد آورد و در تنهایی بر حماقت ها و نادانی هایم خنده ایی سر دهم که کامم از تلخیش حتی باز هم نمی شود!!!
پس من رو به عنوان یک پیر در این راه بپذیر تا حداقل بتوانم تو رو در بعضی مشکلات راهنمایی و در صورت نیاز دستت را یاری کننده باشم!!!
من همان تیشه ی تو در آغازین قدم هایت برای رسیدن به مطلوب و ایده آلت هستم!!!
تا روزی که نیاز به تیشه ایی در خور اعتقادات جدیدت باشی!!!
پس من رو پذیرا باش! که حقیقتا مهمانی در خور پذیرایی هستم!

شرمنده من نمی دونستم قسمت نظرات کجاست-ودوست دارم با شما همکاری کنم چون اهل دلنوشته هستم نمونش همین کارم.به من اطلاع بدهید در صورت تمایل به همکاری چگونه همکاری کنم-آرزومند آرزوهایتان mryavari

[پاسخ]

saloosگفته :

بی من آروووووم باشه
هیچی دیگه از دنیا نمیخوام . . . .

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۶:

الهی
عزیز جانم، آروووووم باشه

[پاسخ]

داغونگفته :

سلام دوستان توروخداراهنماییم کنین بدجوربه کمکتون احتیاج دارم راستش من جندماه بیش عاشق یه بسر شدم ماهمدیکرخیلی دوسداشتیم دوستیمونم خیلی خوب بیش میرفت اما ۵ماه بعد فمیدم باصمیمی ترین دوستم هم خواب شده دنیاروسرم خراب شدمحال بودعشق من همجین کاری کنه اماجاره ای نبودبایدکم کم این واقعیتوقبول میکردم جون مدرک به حدکافی وجودداشت الا ن ۱ ماه بعده اون ماجراعشقم بهم بیشنهادداده بیادخواستکاریم منم خیلی دوسش دارم امامیترسم خیانت کنه شماها بکین جیکارکنم ؟؟؟ممنون میشم اکه ج بدین راستی اینم یاداورشم که من ۱۸سالمه عشقمم۲۵

[پاسخ]

یه دوست پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۱:

بهش بگو نه…..قطعا یه روز خیانت میکنه

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۲:

سلام دوست عزیزم
من بعنوان یه خواهر بزرگتر بهت پیشنهاد میکنم اصلا اینکارو نکنی چون خدایی نکرده بعدا ممکنه پشیمون شی ممکنه الان عاشق باشی ولی سعی کن با عقلت تصمیم بگیری چون وقتی رفتید زیر یه سقف با هم زندگی کنید اینقدر مشکلاتتون زیاد میشه که دیگه ممکنه اصلا وقت خیلی کمی شایدم اصلا برای عشق نباشه….

[پاسخ]

هانیه پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۱۹:

ازش بخاه ثابت کنه اشتباهشو تکرار نمیکنه

[پاسخ]

داغون پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۵:

kheyli mamnonam az tak taketon lotf kardin dar haggam ye donya sepasgozaram azaton

[پاسخ]

saloosگفته :

آن کس که می گرید یک درد دارد .

آن کس که می خندد هزارو یک درد ،

و آن کس که می خنداند هزاران درد …!!
***راس میگه***
منکه الان گریه میکنم یه درد دارم.
اما عشقم که همیشه خندون بودو منو می خندوند هزارو یک درد !!!
هیچ وقت از بزرگترین دردش نگفت.
بعد چند ماه از آشنایی مون ، یه روز که خیلی سمجش شدم ازش خواستم که بگه…
ولی بازم طفره میرفت و هیچی نمیگفت.
گفتم: بگووووو!دیگه طاقتم به سر رسیده دوست دارم از غم نهفته پشت خنده هات بدونم.
گف: تحمل شو داری بشنوی ؟!
گفتم : آره غم تو غم منه…
گف: تنها کسم ! بعد ۲۱ ماه کما ، امروز جایی رفت که خیلی وقته منتظرش بود مامانم الان بهشته . . . . !

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

با کسی نباش که از بی کسی اش با توست…
با کسی باش که در جمع کسان تو را میخواهد…!

[پاسخ]

مریمگفته :

دلم به عظمت باران برایت دلتنگی میکند..
امروز عجیب..
بی واژه..
بی حصار..
می خواهمت…

[پاسخ]

dokhtari az jense sokotگفته :

بـــه سلامـــتی اونایی که
مخاطب خاصـــشون یـه نفره خاصـــه…
یـه نفـــر کـه هـــر وقت دلت میگیره
یادش بهت آرامش مـــیده
هـــر وقت ازش چیزی میخوای
روتـــوزمین نمیندازه
تـــو بدترین شرایط حواسش بهت
هستـــو دستتـــو میگـــیره
آره …
بــه ســــــلامتـــی همه اونایی کـه
مخاطـــب خاصـــشون “خداســـت”

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۹:

اره مخاطب خاصم خداست.ولی خدا اصلا
به هیچ عنوان حواسش به من نیست.

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۲:

شاید خدا صدایت را دوست دارد وقتی صدایش میزنی، بیشتر صدایش کن، باور کن میشنود صدایت را و حواسش بهت هست

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۲:

به سلامتی همشون

[پاسخ]

dokhtari az jense sokotگفته :

چه خوب است آدم ها
،یــــــــک نفر را هر روز دوست داشته باشند،
نــــــــــــه هر روز یــــــــــک نفر را…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۱۳:

ای کاش همیشه اینجوری بود…

[پاسخ]

dokhtari az jense sokotگفته :

خُدایا…
چشم های هیــــچ عاشقی رو…
واسه رسیدن به عشقش..
خیــــس نکن… !

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۴۰:

قربون خدا برم کاش حالا که خیس کرد چشامونو لااقل به عشقمون میرسوندمون….

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۰:

خیس بکنه یا نکنه نمی رسونه عزیزم.
ما از این جور شانسا نداریم.

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۳۲:

قربون خدا برم …..از اینکه به عشقم نرسیدمو واسه همیشه از دستش دادم خییییییییییلی خیییییییلی ناراحتم و یه روز خوش تو زندگیم ندارم باور کن هیچ امیدی به زندگی کردن ندارم ولی همه ی کاراش سر دلیله مریم جون….حتما حکمتی داشته که جداشدیم…..توکل کن بهش…موفق باشی عزیزم

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۵:

آمین…

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۱:

الهی امین.

[پاسخ]

dokhtari az jense sokotگفته :

بیا تمامش کنیم….
همه چیز را…
که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور به ماندن….
نگران نباش….
قول میدهم کسی جای تو را نمیگیرد…
اما فراموشم کن…..
بخند…
تو که مقصر نبودی…
من این بازی را شروع کردم…
خودم هم تمامش میکنم…
میدانی؟؟؟؟؟؟؟؟
گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است….
بیا به هم نرسیم…!!!!!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۰:

ای کاش میشد اینجوری تموم کرد…

[پاسخ]

مریمگفته :

دلتنگی..
یعنی بشینی با یادش..
وبه خاطراتش فکر کنی ..
اون وقته که ..یه لبخند میاد رو لبت..
ولی چند لحظه بعد
شروع اشک های لعنتی..

[پاسخ]

dokhtari az jense sokot پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۹:

وقعا همین طوره

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۲:

اره واسه منم همین طوره یه عذابه.عذاب.

[پاسخ]

مریمگفته :

لعنت به اون لحظه ای که برای پنهان کردن
بغضت قهقهه میزنی ولی میون خنده ..این
اشک لعنتی سرازیر میشه ….
لعنت به اون احظه.

[پاسخ]

smart پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۱:

like

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۳:

مرسی.

[پاسخ]

ارشگفته :

صدای پای یار مهربان از ره می آید…سرآمد غصه ی هجران یاران مه می آید

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

به سلامتی هرکی که دلش واسه یه بی معرفت تنگ شده…!

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۶:

پس بسلامتی من….

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۴:

مثل عشق من که دلم واسش یه دنیا تنگ شده
اما اون….

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۵:

به سلامتیش

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

همیشه هستی، همین نزدیکی…!
جایی میان دلم و یادم اما… دیدنت چیز دیگریست…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

حکایت تلخیست…! مانده ام برای تو… رفته ای برای دیگری…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

ﺍﯾـﻦ ﺑـﯽ ﺗــﻔـﺂﻭﺗـﯿﻬـﺂ…ﺍﯾــﻦ ﺑـﯽ ﺧــَـﺒــَﺮﯼ ﻫــﺂ…
ﮔــﺂﻫﯽ ﺩﯾــﺪﺁﺭ ﺍﺯﺳــَـﺮﺍﺟـﺒـﺂﺭ…
ﻧــَـﺒـﻮﺩَﻥ ﻫﺂ …ﻧـَـﺪﯾــﺪَﻥ ﻫــﺂ ….
ﯾــَـﻌـﻨـﯽ ﺑــُـﺮﻭ..!
ﮔـــﺂﻫــﯽ ﭼـِـﻘـَـﺪرﺧِــﻨـﮓ ﻣـﯿـﺸــﻮﯾـﻢ.!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

چه تلخه!
خودت مجبور بشی بذاری بری اما…دلت باهات نیاد…!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

باورت بشود یا نـــــــــــه
روزی می رســــد که دلت برای هیچکسی به انـــــــــدازه من
تنگ نخواهــــــــــــد شد……
برای نگاه کردنم…برای اذیت کردنم… خنــــــــــــــــدیدنم
برای تمامی لحظـــــــــاتی که در کنـــــــار من داشتی…
روزی خواهــــــد رسید که درحســــــرت تکرار دوباره من خواهــــــی بود…
میــــــدانم روزی دیگر نیستم…وهیچکس تکــــــــرار من نخواهـــــد شد

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

گاهی…دلم برای زمانی که نمیشناختمت تنگ میشود…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

خیـــــــلی سخته دلـــــــت “بودنش” رو بخـــــــواد ،

وقتی داری بـــــــه “نبـــــــودنش” عادت می کنـــــــی …

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۵:

اره خیلی سخته.

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

از این دوری ِ طولانی

منو ببر به دورانی

که هر لحظه تــو اونجایی

زیر ِ بارون ِ تنهایی !

منو ببر به اون حالت ..

همون حرفا….

همون ساعت

به اندوه غروبی که…..

به دلشوره خوبی که ….

تو چشمام خیره می مونی

به من چیزی بفهمونی!

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۶:

خیلی ترانه قشنگیه.

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

به بعضیا باید گفت عزیزم نگاهمو به خودت نگیر من به اشتباهاتم مینگرم…!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

یه سلامتی اونی که رفت خیلی شیک میریم به استقبال اونیکه داره میاد…!!!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

چه شب ساکتیست ” انگار هیچ کس در دنیا نیست ”
یا شاید هم … من در دنیای کسی نیستم…!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

عشق هیچگاه فراموش نمی شود مگر یک بار … آن هم برای همیشه…!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

گاهی اوقات آنقدر دلتنگش میشوم که دوست دارم او را ببینم..!
” حتی با دیگری “…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

چقدر سخته بخوای بی تفاوت از کنار کسی رد بشی که بهترین حس ها رو با اون تجربه کردی…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

دلم تنگ شده برای کسی که یادم داد هر شب، شب بخیر شنیدن چه حالی داره!
خیلی وقته صداشو نشنیدم ولی هنوز هر شب صدای شب بخیر گفتنش تو گوشم میپیچه و منم در جواب آروم میگم شبت بخیر عشقم…

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۵:

آخ عزیزم…………….

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

وقتی کسی را دوست داری، این یه چیزه!
وقتی کسی تو رو دوست داره، این یه چیزه دیگه!
اما … وقتی کسی رو دوست داری که تو رو دوست داره این یعنی همه چیز…!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

نبار باران… لعنتی نبار…
امشب با دیگری بیرون است، سرما میخورد…

[پاسخ]

نفسگفته :

دلم تنگه واس اون کسی ک هرشب با اغوش بازش سمتم می اومد و هرشب دست نوازشش به صورتم اصابت میکرد… اجازه نمیداد ابی تو دلم تکون بخوره.. دلم تنگه واسه خوندن ده دقیقه فقط ی شب بخیرشیرینش…
اما حالا اون تنها و من هم تنها دورادور بهم شب بخیر میگیم…

وقتی اتفاقی این سایت رو اومدم جذبش شدم و خواستم من هم چیزی نوشته باشم..حرفای دلم بود امیدوارم خوشتون اومده باشه…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۰:

like

[پاسخ]

marjanگفته :

خدایا تنهایم تنهایی چه دلگیره/سراغ کلبه ی ما را کسی جز غم نمی گیره/سکوت سرد خاموشم صداش تا آسمون میره/خدایا بی کسی سخته ،دلم آروم نمی گیره

[پاسخ]