آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

 

dochar yani adhegh  [aloneboy.ir].

چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی

چقدر هم تنها!

خیال میکنم

دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی

دچار یعنی عاشق

و فکرکن که چه تنهاست

اگرکه ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد

همیشه فاصله هست…

دچار باید بود

دچار

درخواستی از:یه دوست

طراحی:رها

“شعردرخواستی خود برای طراحی کارت پستال را درقسمت نظرات مطرح کنید.”

موضوع : کارت پستال
نویسنده :   ,   ۲۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۳ اسفند, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دختر خوانسارگفته :

مادرش را بردند
ماهی کوچک افتاد
باز دریا را دید
آرزو کرد ای کاش
تور بی روزنه بود…

[پاسخ]

......گفته :

عالی بود

[پاسخ]

یه دوستگفته :

سلام.مرسی عالی شده.
فقط اگه میشد یه جور عکسو میذاشتین که میشد با کیقیت بالا عکسو ذخیره کنیم خیلی بهتر میشد.
بازم مرسی

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۳:

سلام
اگر بشه کیفیتش رو بالا میبرم
اگر نظر دیگه ای هم درباره نوشته ها دارین و دوسدارین جور دیگه ای باشه بگین ،تغیرش میدم…

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

ماهی ها چه قدر اشتباه می کنند،قلاب علامت کدامین سؤال است که به آن پاسخ می دهند؟!
زندگی ما پر از قلابهایی است که وقتی اسیر طعمه اش می شویم تازه می فهمیم که ماهی ها واقعا بی تقصیرند!

[پاسخ]

mگفته :

برعکس پول هایم زندگیم گوشه دارد، همانجا که همیشه تنها مینشینم!

[پاسخ]

mگفته :

لحظه هایم نازنیند، وقتی حضور نازنین تو را دارم!
چگونه دم از تنهایی توانم زد وقتی که لحظه لحظه ی عمرم آکنده از عطر حضور توست؟!
نه! من تنها نیستم! این تنهایی من است که تنهاست!

[پاسخ]

mگفته :

بخدا گفتم: ” بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو … “.

خدا خندید و گفت: ” بندگی کن، همه دنیا مال تو … من هم مال تو … ”

(حسین پناهی )

[پاسخ]

mگفته :

مرا که میشناسی
وسواس دارم
وقتِ رفتن
تمام خاطرات را تا میکنم
میگذارم کنجِ گنجه
بویِ نفتالین که مشامشان را پر کند
تمامِ بیدها
مجنون می شوند…!

[پاسخ]

خودمگفته :

زده‌ام از قالبم بیرون
خودم را ریخته‌ام در دیوانه‌ای
که درازم کرده است روی این سطرها
کلمه‌ها
حرف‌ها
برای فرهاد آف گذاشته‌ام
تیشه‌اش را برایم بفرستد
به مجنون ایمیل زده‌ام
برایم بیابان بفرستد
زخم‌هایم را به روز کرده‌ام
لطفن به من نمک بزنید ..

{ جلیل صفربیگی }

[پاسخ]

خودمگفته :

از فکر من بگذر خیالت تخت باشد
« من » می‌تواند بی‌تو هم خوشبخت باشد

این من که با هر ضربه‌ای از پا در آمد
تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد

تصمیم دارد با خودش با کم بسازد
تصمیم دارد هم بسوزد هم بسازد

هرچند دشوار است باید پا بگیرم
تا انتقامم را از این دنیا بگیرم

من خسته‌ام دیوانه‌ام آزار کافی‌ست
راهی ندارم پیش رو دیوار کافی‌ست

جز دردها سهمم نبود از با تو بودن
لطفا برو دست از سرم بردار کافی‌ست

لج می‌کند جسمت بگوید زنده هستی
وقتی برایم مرده‌ای انکار کافی‌ست

با ساز دنیا گرچه مجبورم برقصم
حرفی ندارم چون برایم دار کافی‌ست

من خسته‌ام دیوانه‌ام دلگیرم از تو
خود را همین امروز پس می‌گیرم از تو

از فکر من بگذر خیالت تخت باشد
« من » می‌تواند بی‌تو هم خوشبخت باشد ..

{ الهام دیداریان }

من خسته ام دیوانه ام دلگیرم از تو

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۸:

like

[پاسخ]

mگفته :

منو تو توی این دنیا ، یه درد مشترک داریم

دوتامون خسته ی دردیم ، روو قلبامون ترک داریم

منو تو کوه دردیمو یه گوشه زخمی افتادیم

داریم جون میکنیم انگار ، روو زخمامون نمک داریم

تمووم زندگیمون سوخت ، تمووم لحظه هامون مرد

هوای عاشقیمونو ، هوای بی کسیمون برد

من و تو مال هم بودیم ، من و تو جون هم بودیم

خوره افتاد به جون ما ، تمومه جونمونو خورد

منو تو توی این دنیا ، اسیر دست تقدیریم

همش دلهره داریمو ، با این زندگی درگیریم

نفس که میکشیم انگار ، دارن شکنجمون میدن

داریم آهسته آهسته ، تو این تنهایی میمیریم

شدیم مثل یه دیواری ، که کم کم داره میریزه

هوای خونمون سرده ، مثه غروب پاییزه

تقاص چیو ما داریم ، به کی واسه چی پس میدیم

آخه واسه ما این روزا ، چرا انقد غم انگیزه

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۵:

خیلى زیبا بود..یه حقیقت بود

[پاسخ]

خودم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۲۳:

امین حبیبی…..
قشنگ بود.

[پاسخ]

خودمگفته :

بغض بزرگی دارم که با وسواس در چمدان جا می دهم
فرود گاه که شوخی نیست
بدون بغض به هیچ مرز هوایی راهت نمی دهند

ماندانا طورانی

[پاسخ]

مريمگفته :

یک نگاه خاص،گاهى تمام شب را بیدار نگهت مى دارد.

[پاسخ]

مريمگفته :

هواى اونى که میخنده و مى خندونه رو بیش تر داشته باشین اون یواشکى غصه مى خوره.

[پاسخ]

مريمگفته :

صبورتر که می شوى
دنیا پرو تر مى شود….

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۱۶:

LIKE

[پاسخ]

هستیگفته :

رهاجان عالی بود

[پاسخ]

mگفته :

عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…
و غمــت سـهم ِ مــن!

[پاسخ]

mگفته :

دلم برای یک نفر تنگ است…

نه میدانم نامش چیست…

و نه میدانم چه می کند…

حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…

رنگ موهایش را نمی دانم…

لبخندش را هم…

فقط میدانم که باید باشد و نیست…

[پاسخ]

mahdiehگفته :

رها جان میشه این جمله رو هم واسه من بنویسی
به یاد ارزوهایم سکوتی می کنم بالاتر از فریاد
ممنون میشم

[پاسخ]

خودمگفته :

دریغا فرهاد که در بازار به چار سکه ی مسین سودایش می کنند و
در غرفه ، شاه و شیرین با پوزخندی از خنجر
تماشایش می کنند !
ساده دلا !
فرهادا !
که تیشه و کوهش را
به فریبی ستاندند و نامه و خامه اش به کف نهادند ..
ور نه در شرمساری این کار و بار
هیچ اگر نه دیگر بار
فرقش را به تیشه ای می شکافت ،
و آبروی عشق باز می ستاند !

دریغا عشق !
بی آبرویا !
که چار سکه ی مسین در کف
چهره به آستین قبای ژنده می پوشد
و در هیاهوی بازار
با زخم خونچکانش در دل
از دیده ها ، گم می شود !

{ حسین منزوی }

[پاسخ]

خودمگفته :

عشق مرداب نیست
باید میدانستم
عشق مرداب نیست
و آغوش
زمینگیرت نمیکند

دوست دارم
دوباره
دستم را که دراز میکنم
آسمان توی مشتم باشد
شبها ستاره بچینم
دلم که گرفت
با گنجشکها پرواز کنم
….

تو شاید به این حرفها بخندی
اما قلبم گواهی میدهد
عشق یعنی همین

دیگر – هرگز
به آغوشت باز نمیگردم ..

{ گیلدا ایازی }

[پاسخ]

shگفته :

برسرسنگ قبرمن بنویسیدخسته بود اهل زمین نبودنمازش شکسته بود/برسرسنگ قبرمن بنویسیدشیشه بودتنها ازاین نظرکه سراپاشکسته بود/برسرسنگ قبرمن بنویسیدپاک بودچشمان او از اشک شسته بود/برسرسنگ قبرمن بنویسیداین درخت عمری برای هرتبر وتیشه دسته بود/برسرسنگ قبرمن بنویسیدکل عمرپشت دری که بازنمیشدنشسته بود………..

[پاسخ]

مجتبیگفته :

عالی

[پاسخ]