آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
موضوع : کارت پستال
نویسنده :   ,   ۱۰۳ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۴ اسفند, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دختر خوانسارگفته :

کاش میدانستم
به چه می اندیشی
که چنین گاه و بی گاه
دل زخم خورده مرا بانگاه های سردت میشکنی
کاش میدانستی
به چه می اندیشم
که چنین مبهوتم ، که چنین ساکت و رنجورم من
که چرا بااین همه بی مهری تو باز هم…
کاش میدانستی…

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

دردهایم را برایت گفته ام
بشنواکنون این سکوت تلخ را

[پاسخ]

mahdiehگفته :

مرسی رها جان فوق العاده بود ممنونم

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

هیــــــچکس با سـگهـای وحـشـی شـوخــی نمـیـکند ولـی سگــهـای آرام را بـا لگــد میـزنــند ..
زندگی بازی سگهاستــــــــــــــــــ

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

. گــآهـــی حـــــرف نـــــزنــــی ,
………………….. سنگــــینــــتــری تــــا اینــــــــکه …..
……. حــــــــرفــــ بــــــــزنـــــــی و
…………… بـــه ریشــــت بخنــــــــدنــــــــد……….!!!!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۷:

واقعا ….

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

بــاران مــی بــارید… کــودک نـگـاهـی بــه ســوراخ چـکـمـه اش انـداخـت! لـبـخـنـدی زد … سرش را رو به آسـمـان کــرد وگـفـت: ” خــدایا گـریه نـکن امــشـب مـی دوزمــش…!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

روی زمـیـن اگــه چـیـز خـوبـی بـود خـــدا خـودش تـوی آسمــون نـــبود …………..

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۸:

حالا که ما روى زمین و خودش بالا پس چرا؟دستم را نمى گیر…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

مى ترسم از بعضى آدم ها …
آدم هایى که امروز پاى درددلت مى نشینند و فردا بى رحمانه قضاوتت مى کنند … آدم هایى که امروز قدرشناس محبتت هستند و فردا طلبکار محبتت …
آدمهایى که امروز با تعریفهایشان تو را به عرش میبرند و فردا سخت بر زمینت مى زنند …
آدم هایى که مدام رنگ عوض میکنند امروز سفیدند ، فردا خاکسترى و پس فردا سیاه …

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۹:

متنفرم از این آدما

[پاسخ]

پویان پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۳۲:

یه دوستی داشتم ۳ سال قدر شناسه محبتم بود اما بعد ۳ سال گفت تو منو درک نمیکنی دوست داشتنت الکیه من تحملش ندارم طلبکار شدم رفت با کسی دیگه یکم سخت بود اما فراموش کردم چون ارزش نداشت / گغت من فرق کردم الان یه نفر دیگه خوبه اون الان همه فکر و عشقمه منم گفتم دوست داشتنم یه زمانی ماله تو بود من الان زن دارم دنیام با دنیای تو فرق میکنه من الان عمر و زندگیم ماله اونه /
گریه میکرد تازه فهمید چه اشتباهی کرده – گفت الان بیشتر از همیشه وستت دارم چون میفهمم واقعا ندارمت و از دست دادامت /
من الان تمامه عشق و محبتم واسه زنمه و قدر شناسش هستم /
دوست دارم ….

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

هی رفیق . . .
زیادى خوبى نکن !!!
انسان است، فراموشکار است !!!
از تنهایى اش که در بیاید تنهایى ات را دور میزند !!!
پشت مى کند به تو , به گذشته اش !!!
حتی روزى میرسد که به تو میگوید: شما…؟!!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

مــــــــــن تکــــــــــــــــرار نمیشوم
ولــــــــــــی …
یـــــــــک روزمیـــــــــرسد کـــــــــه …
یک ملافـــــــــــــه ی سفیــــــــــــــــــــد پایان میـــــــــدهد
.به مــــــــــــــــــــــن …
به شیطنـــــــــــــــــت هایم…
به بازیگـــــــــوشی هایـــــــــم…
به خنـــــــــــــده های بلنـــــــــدم…
روزی که همـــــــــــــه با دیـــــــــــــدن عکسم
بغــــــــــــــض میکنند و میـــــــــــــگویند:
دیوانــــــــــــــــــــه دلمان برای
شوخــــــــــــــــی هایت تنــــــــــــــــگ شده…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺲ، ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺩﺵ، ﻧﺒﺎﺵ!
ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ!
ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﮕﻢ!
ﮔﻨﺪ ﺯﺩﯼ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﯿﺘﺖ…

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۹:

آخ…حرف دلمو گفتی…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

تو دوره ای که همه میخوان “خاص” باشن
تو “عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادی” باش
باورکن اینجوری “خــــــــــاص ترین” آدمی.

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۲:

LIKE

[پاسخ]

mahnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۱:

هیچ گاه ادعای خاص بودن نکردم اما خاص بودن عشق تو …..مرا هم خاص کرد

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

خـــــــدایـــــا…
…………………. آیـــا راهــــی هســــــت تــــا
…. ایـــن همــــه گنــــاهــــی کـــه فــــرشــــتگـــــانِ تــــــو
………. در پــــرونــــــده ی مـــــن نوشــــتـــه انـــــد
…………………….. راحـــــت ببخــــــشـــی
………. وبـــه پــــایِ بچــــگـــی ام بنـــــویســــــــی..!؟؟؟

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۵:

خـــدایــــا … یعنی میشه ببخشی ؟؟؟

[پاسخ]

ترنمگفته :

ازتک پربودن فقط پرشویادگرفتی.. بااین بپر..بااون بپر

[پاسخ]

ترنمگفته :

شبیه برگ پاییزی پس ازتوقسمت بادم..خداحافظ ولی هرگزنخواهی رفت ازیادم..

خداحافظ این یعنی دراندوه میمیرم..دراین تنهایی مطلق که میبندندبه زنجیرم..

چگونه بگذرم ازعشقوازدلبستگی هایم..چگونه میروی باآن که میدانی چه تنهایم

[پاسخ]

ترنمگفته :

شک کرده بودم کسی بین ماست..امافهمیدم من بین دونفرم..یکی بود..یکی دیگه هم بود..ازشانس بدمن چندتادیگه هم یواشکی بودند

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۹:

دل نیست که پارکینگ عمومیه !

[پاسخ]

ترنمگفته :

خداجون…یه کاری کن امسال چهارشنبه سوری که ازروآتیش میپره یخ دلش آب بشه بهم بگه دستتوبده باهم بپریم

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۲۶:

اى کاش …
ولى افسوس ……..افسوس

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۰:

آمین

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

به او بگویید…
برگردد! خوب نیستم..!
من او را ذره.. ذره جمع کرده أم… بگویید حق ندارد که خروار.. خروار.. برود.. که جان خواهد داد

“مجنونش”، بیصدا و پردرد دراین برزخ “تنهایی”!

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

فردا را نمیخواهم..
آخر میدانی؟؟؟
امروز هم زیاد بود…
دیگر “توان این همه بی او بودن را ندارم”…
کاش صبحی نداشته باشد، امشب

من..!!!

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده
نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت

آنجاست که با چشمانی خیس
رو به آسمان میکنی و

میگویی
خدایا تنها تو را دارم
تنهایم مگذار..

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۲۸:

به خدا گفتم..ولى خدا هم مرا تنهاااااا گذاشت.

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۲:

این روزا با کی میخنــــــدی

وقتی تو گریه میســـــــــوزم

حتی با وجود این درد ، من به فکرتم هنوزم

پلکای خسته و بی خواب

خبر از حال بدم داشت

تنها عکس تو کنارم که منو تنها نمیذاشت

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

فراموشش کردم,,,

فقط گاهی بی اختیار اسمش را ک میشنوم,,,
میشکنم…

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

کاش خودت هم مثل خاطراتت
برای ماندن سرسخت بودی…

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

وقتی دل کسی رو بشکنید
هرکاریم که بعد از اون براش انجام بدید
اون دیگه هیچوقت براتون همون آدم سابق نمیشه
هیچ

وقت…

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

کاش انسان مثل شمع فقط یک شب زنده بود،اماکنارپروانه اش….

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

حقیقت دارد!
کافی ست چمدان هایت را ببندی
تا حاضر شوند، همه
برای از یاد بردنت!
آنکه بیشتر دوستت میدارد، زودتر!

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

سربه هوا نیستم!

اما همیشه چشم به آسمان دارم…

حال عجیبی است دیدن همان آسمانی که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای!

[پاسخ]

saloosگفته :

سـکوت خطرناکتر از “حـرفهای نیشدار” است!

بدونِ شَـک کسی که “سُکــوت” مـی کــند؛

روزی حرفهایش را سرنوشت به شما خواهد گفت…

[پاسخ]

saloosگفته :

آهنگ قسمت

تو مث ِ همه نگو که عشق ِ ما اشتباه بود
تو که میدونی دلامون
بی پناه و بی گناه بود
با چه شوقی دستای ِ ما توی ِ دست ِ هم یکی شد
دستایی که مال ِ من بود
آخرش قسمت ِ کی شد؟!
.
کی میدونه بین ِ ما بین ِ من و تو چی گذشت؟!
بخت ِ مون خندید و
پر کشید و دیگه برنگشت
دل اگه دل باشه دِِق میکنه از قصه ی ِ ما
گریه کن تو هم به حال و روز
این بخت ِ سیاه
گریه کن تو هم به حال و روز
این بخت ِ سیاه
.
.
.
اسم ِ توروکه می شنوم گل از گلم میشکفه اما
دلم انگار قراره
واسه دیدنت همیشه تلخ باشه
حتی غم غم ِ تو باشه میتونه قشنگ باشه
می تونه قشنگ باشه
.
کی میدونه بین ِ ما بین ِ من و تو چی گذشت؟!
بخت ِ مون خندید و
پر کشید و دیگه برنگشت
دل اگه دل باشه دِِق.میکنه از قصه ی ِ ما
گریه کن تو هم به حال و روز
این بخت ِ سیاه
گریه کن تو هم به حال و روز
این بخت ِ سیاه

[پاسخ]

saloosگفته :

سکوتم را نکن باور . . .

من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم . . .

من آن خرمن ،

من آن انبار باروتم

که با آواز یک کبریت

آتش می شوم یکسر . . .

[پاسخ]

saloosگفته :

آهنگ من اونیم که

من اونیم که سایه هم نداشت دلش رو توی کوچه جا گذاشت

همون که تو دلش غمارو کاشت

غیر از این سکوت چیزی برنداشت

من اونیم که گریه میکنه همون که بغضو ول نمیکنه

همون که هیشکی باورش نکرد اشکو عاشقه رو نمیکنه

صدام که سر به آسمون کشید

دلای عاشقا به این جنون کشید

خداببخشه اونو که نموند که قلب سادمو اون به خون کشید

عشق ادعا نشد آخرش نشد که یاد من بره

آسمونو باورش نشد کبوترش نشد دوباره بپره

من اونیم خیره که رو دره خوشیشو میده غصه میخره

که حالش از همیشه بدتره دل نمیده و دل نمیبره

کسی که با کسی قدم نزد تو خونه عکسی غیر غم نزد

سری به قلب عاشقم نزد اونکه رو دلم زخم کم نزد

صدام که سر به آسمون کشید

دلای عاشقا به این جنون کشید

خداببخشه اونو که نموند که قلب سادمو اون به خون کشید

عشق ادعا نشد آخرش نشد که یاد من بره

آسمونو باورش نشد کبوترش نشد دوباره بپره

[پاسخ]

saloosگفته :

سکوتـــــــــــــ
و دیگر هیچ نمی گویم !
که این بزرگترین اعتراض دل من استـــــــــ ـ
به تو
سکوت را دوستـــــــــ دارم

به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ ..

[پاسخ]

saloosگفته :

ﺑـَﻌﻀـﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎ ﻋﯿﻦ ﺑـﺎﺭﻭﻥ ﻣـﯽ ﻣـﻮﻧﻦ

ﺍﻭﻟﺶ ﮐـﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻬﺖ ﻃﺮﺍﻭﺕ ﻣﯿﺪﻥ ﺷﺎﺩﯼ ﻣﯿﺪﻥ

ﻭﻟﯽ ﺁﺧﺮﺵ …

ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﻮ ﺑﺎ ﮔِﻞ ﻭ ﺷﻞ ﯾﮑﯿ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﯿﺮﻥ

ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺻﻔﺖ ﺑﺎﺵ

ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﮔِﻞ ﺑﺸﯽ …!

[پاسخ]

saloosگفته :

مشکل اینجاست،

همیشه آدم های تنوع طلب

دست می گذارند رو آدمهای وفادار !

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۳۱:

Liiiikeee

[پاسخ]

saloosگفته :

سکوت و صبوریم را به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار …

دلم به چیز هایی پایبند است که تو یادت نمی آید !

[پاسخ]

saloosگفته :

ارزشمندترین مکان هایی که میتوان در دنیا حضور داشت :

در فکر کسی

در قلب کسی

و در دعای کسی …

[پاسخ]

saloosگفته :

این روزها همه آدمها درد دارند …

درد پول

درد عشق

درد تنهایی

این روزها چقدر یادمان میرود زندگی کنیم !

[پاسخ]

saloosگفته :

دلگیرم

از دنیآ و روزگآرش

از بی کسی هآ و سکوت هآ!

این منم که اینگونه خسته ام

منی که همیشه خوب بودم و خندآن

منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل!

نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم!

چون “تـو”، “من” نیستی!

پس لطفا قضآوتم نکن…

[پاسخ]

saloosگفته :

بعضیا کات مات حالیشون نیست !

فقط دوس دارن بازی کنن !

[پاسخ]

saloosگفته :

مُراقــب بــآش

به چه کسـی اِعتــمـــآد میکنی،

“شیـــــــطان” هَـــــم یه زَمــــــآنـی “فرشتـــــــــــه” بــود

[پاسخ]

saloosگفته :

بهم گفت کمى از حال و روزت بگو

و من سکوت کردم و سکوت کردم و سکوت کردم ،

اونقدر سکوت کردم که مطمئن شدم چیزى رو از قلم ننداختم !

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۱۰:

سکوت….

[پاسخ]

saloosگفته :

آدمهای شکسته دو دسته اند:

آنهایی ک یهویی از دست یک نفر افتاده اند…

آنهایی ک یواش یواش

از دست همه ترک برداشته اند…!

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۳۳:

من جز هر
دوسته ام…..

[پاسخ]

saloosگفته :

انسان های ساده را احمق فرض نکنید ؛

باور کنید آنها خودشان نخواستند که “هفت خط” باشند …

[پاسخ]

saloosگفته :

صندوق صدقات نیست دل من

که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی

و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای . . .

دکتر پای نسخه ام بنویس “ممنوع ملاقات”

بگذار تنهاییم دلیل پزشکی داشته باشد . . .!

[پاسخ]

saloosگفته :

نانوشته هایم بسیارند

مثل بی قراری هایـم…

من سکــوتم را فریـاد می کِشــم

آخر این آشوب درونم مــرا می کُشد…

[پاسخ]

saloosگفته :

گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد

شاید کودکــانه ..شاید بی غــرور …

اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود

می فهمــــم نه ضعیفم ..نه کودکم..

بلکه پر از احساســـم …

[پاسخ]

saloosگفته :

ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ . . .

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ

ﯾﮏ جایی

به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ

ﺑﺮمیگردد !

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ !

ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ !

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۳۵:

محاله .

[پاسخ]

saloosگفته :

سکوت من هیچ گاه نشانه ی رضایتم نبود !

من اگر راضی باشم ، با شادی می خندم !

سکوت همیشه به معنی “رضایت” نیست

گاهی یعنی:

خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی

برای فهمیدن نمیدهند، توضیح دهم

[پاسخ]

saloosگفته :

آدم گاهی چه گرم می شود

به یک ” هستـــــــــــــــــــــم ” ؛

به یک ” نتــــــــــــــــــــــــرس ” ،

به یک ” نـــــــــــــــــــــــوازش ” !

به یک ” آغـــــــــــــــــــــــوش” …

عاشق اسمم می شوم

وقتی;

تو صدایم می کنی . . .

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۰۳:

اون موقع آدم گرمه زود همه چیو باور میکنه…

[پاسخ]

saloosگفته :

مخاطبهای امروزی رو هرچی بیشتر خاص کنی؛

بی خاصیت تر میشن…

[پاسخ]

saloosگفته :

خدایا …

تو دنــیای ما آدمــا …

یه حالتی هست به نام ” کــم آوردن ” !

تو که خــدایی و نمیتونی تجربش کنی …

خــوش به حــالت … !

[پاسخ]

saloosگفته :

بـه فـــقـر ِ احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت”دچــــار شــدیـــم !

نــسلی که دردش را ،

کیـبـوردها ..

پیامک ها ..
و ..

تـلفن هـــای ِ پـی در پـی مـی فهمـــنـد …!!

[پاسخ]

saloosگفته :

قیافه ام تابلو شده بود !

گفتن : چی میکشی ؟

گفتم : زجر !

گفتن : نه یعنی چی مصرف میکنی ؟

گفتم : زندگی … !

[پاسخ]

saloosگفته :

وقتی ارزش ها عوض می شوند؛

عوضی ها با ارزش می شوند …!

[پاسخ]

saloosگفته :

ای کاش انسانها؛

همان قدر که از ارتفاع می ترسیدند؛

کمی هم از پستی هراس داشتند …!

[پاسخ]

saloosگفته :

دوستم بدار ؛ نه برای تجربه ….!

برای سرگرمی ، ابزار مناسبی نیســـــتم…!

[پاسخ]

saloosگفته :

بهتره نداشته باشمت !
تا این که داشته باشم و ندونم با چند نفر شریکم !

[پاسخ]

saloosگفته :

دنیا رو می بینی ؟
حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره
ولی محبت خیانت میاره !!!

[پاسخ]

saloosگفته :

پایان عشق واقعی گریه نخواهد بود

چون عشق واقعی پایانی نخواهد داشت

[پاسخ]

مريمگفته :

به همین بغض لعنتى قسم
نوبت گریه ى تو هم مى رسد..
شک نکن

[پاسخ]

مريمگفته :

دلم تنگ شده براى روزهاى کودکیم که بهانه ى گریه ام داشتن یک عروسک بود نه ادم..

[پاسخ]

مريمگفته :

همیشه
خاطره اى هست
که نفس ادم را براى لحظاتى مى گیرد.

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۸:

واقعا…

[پاسخ]

مريمگفته :

ب دار کشیده من را بغض نبودنش .

[پاسخ]

KIMIYAگفته :

کسی در باد میخواند تورا تا اوج میخواهم /برای ناز چشمانت چه بی صبرانه میمانم /دلم تنگ است و بی یادت در این غربت نمیمانم /تو هستی در وجود من توراهرگز نمیرانم

[پاسخ]

مريمگفته :

شکستن دل …
به شکستن استخوان دنده مى ماند
از بیرون همه چیز رو به راه است
اما هر نفس ,درد, است که مى کشى .

[پاسخ]

مريمگفته :

به سلامتى خودمون،که توى پلک زدنامون
بیاد کسایى هستیم، که بد کردن باهامون

[پاسخ]

مريمگفته :

چند تا بهارو بر نمیگردى ؟؟اخه همه بهارام زمستانن,برگرد تا حس کنم واقعا بهار وجود داره!!

[پاسخ]

مريمگفته :

خیلى دلتنگم.دلتنگ عشقى که از من دوراست.ولى با این وجود قلبم براى اوست.

[پاسخ]

مريمگفته :

درد زیادى دارد………..ک بفهمى براى عشقت کم هستى.

[پاسخ]

mگفته :

خسته شدم از نشخوار مکرر خاطرات کهنه، دلم علف تازه پیراهنت را میخواهد ،نفسم را به عطر تنت معطر کن

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

سکوت میکنند تا بگویند برو
و تو
چه معصومانه خوش مینشینی به انتظار

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

آرامتر سکوت کن
صدای بی تفاوتی هایت آزارم میدهد

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

خدایا تو میبینیو سکوت میکنی
ولی
مردم نمیبینند و فریاد میزنند!

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

از سکوتم بترس
وقتی که ساکت میشوم
لابد همه درد و دل هایم رابرده ام پیش خدا
باید بترسی از آه مظلومی که فریاد رسی جز خدا ندارد

[پاسخ]

mگفته :

هرگز نمی توان یک فریاد را سکوت نامید ،

اما گاه یک سکوت نامی بهتر و رَساتر از فریاد ندارد .

[پاسخ]

mگفته :

مراقب باش به چه کسی اعتماد میکنی !!

شیطان هم زمانی فرشته بود … !

[پاسخ]

lovelornگفته :

با سلام به همه دوستای گلم.واقعا متن هایی که میذارین دل نشینه.گاهی اوقات متنایی میذارین که واقعا حرف دلمه.چون خودمم عاشقم.۵ ساله که با همیم.با همه بدیها و مشکلاتمون ساختیم.خیلی ها سعی کردن از هم جدامون کنن ولی بازم بهم رسیدیم.برام دعا کنین که به عشقم برسم.برا همتون ارزوی خوشبختی میکنم…….

[پاسخ]

farshadگفته :

متن زیاد نوشتم…
شعر هم خیلی سرودم…
از حسم زیاد گفتم…
توو همه ی متن ها و شعرها و حسم یه چیز مشترک بوده….
هحساسم که پاک نگهش داشتم…
زندگیم تقدیم به ۲۳

[پاسخ]

خودمگفته :

گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم

سایه سنگ بر آینه خورشید چرا؟
خودمانیم، بگو این همه تردید چرا؟

نیست چون چشم مرا تاب دمى خیره شدن
طعن و تردید به سرچشمه خورشید چرا؟

طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن
آن که خندید چرا، آن که نخندید چرا؟

طالع تیره ام از روز ازل روشن بود
فال کولى به کفم خط خطا دید چرا؟

من که دریا دریا غرق کف دستم بود
حالیا حسرت یک قطره که خشکید چرا؟

گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟

آمدم یک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد این سور شب عید چرا؟

قیصر امین پور

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

سکوت قلبت و بشکن و برگرد، نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمی خوام مثل گذشته که رفتی، دوباره آخر قصه همین شه

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

خـاطــره یعنی یک سکوت غیر منتظره میان خنده هایی بلند . . .

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

رفـتـنـت چـنــان داغـی بر دلـــم گـذاشـت کـه ســـرد نـمـیـشـود دیـگــر…

حـتــی بـا ســردی نـگـاهــت!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

این روزها عجیب دلم بچگی میخواهد ، خسته ام … یک قلم لطفا … میخواهم خودم را خط خطی کنم.

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

آهای سرنوشت! اسکار حق توست که عمری مرا فیلم کرده ای…

[پاسخ]

saloosگفته :

بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !
اما …
از چشـــــم هایشان معـلـوم است ؛
که اشکــــی به بــزرگی یــک سـکــــوت ،
گــــوشه ی چشـمـشان به کمیــــــن نشــستـه

[پاسخ]