آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
هستـــــیگفته :

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای
مردانه** …**نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با
پسوند «… مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها
همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در
حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی
که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد
هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند…*

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

سلام قاصدک…

هنوز هم دنبال نشانی از تو هستم

هربار گوش بر آهنگ بادهای جنوبی می سپارم

تا شاید صدای تو را هم یا خود بیاورند

اما انگار باد ها هم در غم فراق توٍ نغمه ای غمناک می نوازند

من هیچ…

به خاطر باد هم که شده

برگرد… .

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: «دولا شو سوارت بشم؟»
سواره از کنارت گذشتم، گفتی: «تاکسی مرسی اومد…!»
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون بچه ات توی خونه تنها بود.
در صف فروش‌گاه نوبتم را گرفتی چون به کلاس ایروبیکت نمی رسیدی.
زیرباران منتظر تاکسی بودم، سرم جیغ کشیدی و گفتی: مردی می تونی پیاده بری.
در تاکسی نصف صندلی عقب را تو می گرفتی، نصفش را دوتا مرد. چرا که یک وقت سر پیچ وزن ما روی تو نیفته.
در اتوبوس وقتی جای خالی نبود گفتی: بالاخره یک خری پیدا میشه صندلیش رو به ما بده.
در سینما هر وقت دزد و قاتل و قاچاقچی و… نشان می داد گفتی: مردها همشون همینن دیگه. هر وقت هم زنه قاتل بود می گفتی: حقش بود. تقصیر شوهره بود که زنه قاتل شد.
هر وقت می خوای بچه ات را دعوا کنی بهش میگی: «پدر سگ».
برای مدیر کل شدن و پشت میز نشستن گفتی: زن و مرد با هم فرقی ندارند. «زن و مرد برابرند». اما برای لوله بازکنی و سپوری و تخلیه چاه و… گفتی: «این کارها مردونه است».
در پارک، به خاطر حضور تو گشت میاد به ما گیر میده. میگه: اینجا نه ایست.
برای تو پارک ویژه ی بانوان درست می کنند، اما پارک های دیگه هم مال شماست.
گشت ارشاد مرا می‌زند اما تو را ارشاد می کند، مرا بازداشت می کنند اما از تو فقط تعهد می گیرند.
تو ازدواج نکردی و به من گفتی: بابام من رو فقط به آدم پولدار شوهر میده.
.من ازدواج نکردم و به من گفتی: کی به تو زن میده، هر کسی زن تو بشه باید دیوونه باشه.
عاشق که شدی زمین و زمان رو به هم دوختی که من هیچ کاری نتونم بکنم.
عاشق که شدم گفتی: کی میای خواستگاری؟
وقتی اومدم خواستگاری گفتی: قصد ازدواج ندارم، می خوام ادامه تحصیل بدم.
موقع قباله برون گفتم: «مهری زیاده من ۱۳۸۹ تا سکه ندارم! گفتی: «مهریه را کی داده و کی گرفته، امضا کن بره». بعد از عروسی مهریه ات را گذاشتی اجرا گفتی همه را تمام و کمال می خواهم، حقمه. من را انداختی زندان.
نتوانستم فوتبال ببینم، چون تو می خواستی سریال شبکه سه را نگاه کنی.
گفتم لباس‌هایم را بشوی و اتو بزن، گفتی خشک شویی را واسه همین گذاشتند.
وقتی خسته و کوفته از سر کار برگشتم و گفتم گرسنه ام، غذا چی داریم؟ گفتی زنگ بزن پیتزا فروشی پیتزا بیارن، مگه من آشپزم؟!
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی چشمت کور می خواستی بچه درست نکنی، مال بد بیخ ریش باباش.
وقتی خواستی طلاقم بگیری، گفتی: من نه ماه بارش رو کشیدم. بچه مال مادر است.

مردی به من نشان بده

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۸:۵۱:

زیبا بود … ولی همه اینجوری نیستن… قبول دارم اینارو ولی زندگیا سخت شده اعتماد به هم کم شده. هم پسرا مقصرن هم دخترا

[پاسخ]

setare پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۰۸:۳۶:

خیلی جالب بود,آدمو وا میداره تا آخرشو بخونه,,,
ولی خیییییلی اغراق داشت,,,
این همه بدی اگه تو وجود یه دختر جمع باشه که دیگه دختر نیست,,,
البته بعضیا شاید تو این دنیای وا رو شده بعضی از این کارا رو انجام بدن,که واقعا برای یک دختر,این بی جنبگی نهایت تاسفه.

[پاسخ]

اصغر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۶:

خوابگاه دانشگاهها را فراموش کردی ، بهترین خوابگاه با یک تلویزیون رنگی برا دخترا تو هرطبقه ، اتاقهای فرسوده فکستنی برا پسرا با یک تلویزیون رنگی برای همه خوابگاه ، تلویزیون اونها اونور آب و هم داشت و تلویزیون پسرا شبکه های ایران و هم به زور میگرفت . هیچ اغراقی نیست واقعیت جامعه ما همینه . من این اولین باره ایتجا اومدم دوست نداری مطلب و نذار ولی دروغ نگو

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۹:

ببخشید چه دروغی گفته شده؟؟؟؟ اینکه از پسرا حمایت کرده دروغه؟؟ یا پسرا اینجور نیستن و دلتون میخواد بدیتون گفته بشه؟؟؟

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۲۰:

:))

چشمای بارونی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۲۴:

چرا الکی شلوغش میکنی..
بعدشم از کی تاحالا تو خوابگاه ها ماهواره گذاشتن ؟؟؟؟؟!!!

[پاسخ]

هستـــــی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲۱:۴۸:

یادم باشه یه دردنامه هم از دخترا بزنم!!!
متایفانه ازونجایی که خیـــــلیــــــامون چه دختر و چه پسر به سهممون تو هرچیزی دیگه قانع نیستیم
به سهممون از عشق,از پول,از دارایی,از معنویات,از داشته ها و نداشته هاو خیلی چیزا قانع نیستیم
تا یکی میگه عاشقتم انگار مالیخولیا داره و ازش میترسیم و فرار میکنیم و فکر میکنیم چون این یکی عاشقمون شده پس اونقد جذبه داریم که بقیه هم عاشق مکش مرگمون میشن پس خیلی شیک و مجلسی میریم سراغ یکی دیگه و بیخیال احساسات و قلب طرف میشیم معلوم نیس چه بلایی سرش بیاد..
یا درمورد پول ,هرچقدرم که داشته باشیم بازم چشممون و خوی بدمون بیشتر میخاد..
کل زندگی پر ازین جور خواسته هاس..این دوتا اصلی ترین دغدغه همه شده
به قول شازده کوچولو باید در برابر همه چی مسئول بود…

چــشــمــای بــارونــی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۲۶:

من دخترم…. پر از راز..

هرگز مرا نخواهی دانســــــت !

هرگز سرچشمه ی اشک هایم را نمیابی !

هرگز مرا نمی فهمی !

مگر از نسلم باشی!

مگر از جنسم باشی!

مــــــــــــــــن دخترم!

از نسل لیلی!

از جنس شیرین !

[پاسخ]

سیاوشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

میگن: اگه در جایی احساس تنهایی و بغض کردی…

یکی… جایی در هستی…در تنهاییش تو فکر توست…

در هر جایی از هستی….کجایی الهه حضور و تنهایی…

مدتهاست که دارم تنها…با بغضت تنهایی سر میکنم…!

هی تو لعنتی…تنها تو فکر منی و انکار دوست داشتنمو داری…

پس چرا تنهایی رو تنها به من تحمیل کردی…

دلنوشتهـ : سیاوشـ

[پاسخ]

چشمای بارونی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۲۸:

زیبا بود…

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۴۰:

ممنونم از لطفتون…

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۲۶:

سلام سیاوش نوشته هاتو میخونم قشنگن ۲تا سوال ازت داشتم لطف کنی جواب بدی ممنون میشم
۱ -اینا دلنوشته یا دستنوشته های خودتن؟؟؟ ۲-دوس داری نوشته هات توی فیس بوکم پست بشن؟؟؟منتظر جوابتم مرسی
هستی لیلا رها عاشقتونم عاشق این سایت و شماها که هنوز نگهش داشتین.. خداقوت ♥ ♥

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۳۷:

ممنون نازنین جان دوست قدیمی و همراه سایت…ممنون از همه شما 😉

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۱۰:

درود و سلام نازنین عزیز…

ممنونم از لطف و محبتی که داری…

دلنوشته اند…بیشتر بصورت بداهه تو زمان های خاص مینویسم…

دستنوشته معدود دارم…اما خودم دلنوشته رو دوست دارم…

چون ساده هست و بی ریا…

موردی نداره…باعث افتخاره بندست…
اما فقط اگه نام سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ(R.J) رو بذاری زیر دلنوشته ها ممنوت میشم…

اگه دوست داشتی آدرس فیست رو هم یا اینجا یا بهم میل بزنی لطف میکنی…

در ضمن اگه عمری بود ۷ تیر یکی از خاص ترین دلنوشته هامو کامنت میکنم اینجا…

سبز و بهاری باشی…
*****************

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲۰:۲۶:

سلام نازنین جان…شرمنده ولی معذوریم از تایید نظر حاوی آدرس ایمیل

هستـــــی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲۱:۵۸:

نازنینم خیلی خوشحال شدم دیدمت. بیشتر بیا دختر

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۲۹:

عاشقتم هستی ♥ ♥

لیلا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۳:

ایمیلتو چک کن لطفا

eyelashesگفته :

هر وقت که بغض میکنم یعنی دوباره تصویر اخرین لبخندش جلوی چشمانم رژه میرود

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۸:۰۳:

liiiiiiiiiiike

[پاسخ]