آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
بهزادگفته :

جایی در دلم برای کینه و نفرین نگذاشتم…
به دلم گفته ام:
با تمام شکستگی ات فراموش نکن این را که…
“روزی شادیش آرزویت بود”…

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۰۱:۰۷:

آری هدفم خدایی بود، خوب شدن حالش، شاد بودنش
ماموریتم انجام شد
برای همین
دیگر کاری به کارش ندارم
من از جانم وروحم برای هدفی متعالی مایه گذاشتم
سخت است دلت بشکند
گریه کنی فراوان
اما همینکه خدا مواظب من است بس است

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۱۶:۲۰:

نوشتم کاری به کارش ندارم
اما مگر دلم می تواند
یاد ابیات سعدی افتادم
“هزار عهد بکردم که گرد عشق نگردم
همی برابرم آید خیال روی تو هردم
نخواستم که بگویم حدیث عشق و چه حاجت
که آب دیده سرخم بگفت و چهره زردم”

[پاسخ]

بهزادگفته :

” تــــــــو … ”
یـــــــادگـار روزهــــــایـی هـسـتـــی ،
کــه نــه فـــرامـــــوش مـی شــونـد
و نـــه تـکــــــرار …

[پاسخ]

shabnamگفته :

چه سخت است تشییع عشق روی شانه های فراموشی،
وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست تا رهگذری بر بی کسی فاتحه بخواند!

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

شکست عهد مودت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سست پیوندم
به خاکپای عزیزان که از محبت دوست
دل از محبت دنیا و آخرت کندم
تطاولی که تو کردی به دوستی با من
من آن به دشمن خون خوار خویش نپسندم
اگر چه مهر بریدی و عهد بشکستی
هنوز بر سر پیمان و عهد و سوگندم
بیار ساقی سرمست جام باده عشق
بده به رغم مناصح که میدهد پندم
من آن نیم که پذیرم نصیحت عقلا
پدر بگوی که من بیحساب فرزندم
بیا بیا صنما کز سر پریشانی
نماد جز سر زلف تو هیچ پا بندم
به خنده گفت که سعدی از این سخن بگریز
کجا روم که به زندان عشق دربندم؟
استاد سخن”سعدی”

[پاسخ]

سعيدگفته :

اگر اسم و رد پای مخاطب خاصتو توی گوشی دیگران در حال گپ و رد کردن عکس و فیلم های … ببینی چه قضاوتی در موردش میکنی؟

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۰۱:۲۸:

اولا شاید مخاطب خاصم این کار رو نکرده باشه مثلا من گاهی گوشیم رو میدهم خواهرم یا مادرم یا برادرم کارشون رو انجام بدن.
ثانیا بستگی به زمانش داره اگه مال قبلا بوده و دیگه الان اینجوری نیست برای منم مهم نیست
ثالثا از خودش میپرسم تا توضیح بده
گاهی قضاوتهای ناعادلانه ما، فقط خیالات است
به قول ضرب المثلی که مادرم میگوید
“اول پرسش دوم کشش”

[پاسخ]

سعيد پاسخ در تاريخ مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۸:

فقط یکبار با گوشی خواهرم کارمو انجام دادم و به طور غیر مستقیم خواستم به مخاطب خاصم مطلبیو برسونم فقط یکبار ! اما مخاطب خاصم گوشی خواهرو با ما اشتباه گرفت و با مزاحمت شبانه روزی و بدون اطلاع من ادامه دادند…!!!
حالا هم رسیده به دیگر اقوام ما ، که شدن دوستای شبانه روزی شبکه های اجتماعی ، نمیدونم این مخاطبو دوست بدونم یا دشمن ، خیالاتی یا ….
احتمالا همزمانی ثبت نام و درج شماره تماس من و اقوام در یکی از سایت ها باعث اینکار شده
هرگز به گفتگوی غیر مستقیم اعتماد نکردم و نمیکنم چون با تکذیب و خیالاتی خواندن جز حقارت و تمسخر نتیجه ای برای طرف مقابل نداره!!!
اگرم بپرسم جواب نمیده!؟

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۴ ۰۱:۰۱:

شرمنده، من از حرفهای شما خیلی چیزی نفهمیدم.
فقط به نظر من گفتگو باید هدفمند باشه
اگر منظورتون از گفتگوی غیرمستقیم، بیان چیزهایی به طریقی که شنونده خیال نکند با او هستیم، به نظرم جذاب نیست بازم واقعا به هدف طرف بستگی داره ولی اگه روراست باشه بهتره
و شاید منظورتون گفتگوی غیر رودررو بودن است که این بستگی به آدمش داره
بازهم همه اینها بسته به نیت و ذات افراد است
ببخشید شاید بی ربط گفته باشم چون منظورتون رو به طور صحیح درک نکردم.

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۰۱:۰۵:

ببخشید من خیلی از نوشته هاتون چیزی نفهمیدم
اما اگه منظورتون از گفتگوی غیر مستقیم ، گفتن حرفهایی به کسی به طریقی غیر مستقیم است، بله اگر آدم روراست باشد بهتر است البته به قصد و نیت طرف هم بستگی داره
و اگر منظورتون از گفتگوی مستقیم گفتن حرفها به صورت رودررو می باشد که این موضوع به خیلی چیزها مربوط میشه.
ببخشید اگر بی ربط نوشتم چون به طور آشکار متوجه منظورتون نشدم

شاپرکگفته :

یک نفر باید باشد که
بدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز را تعریف کنی
تمام حرف هایی که دارد آرام آرام درونت می گندد را به زبان بیاوری
از آن حرف هایی که شب ها موقع خواب به بی رحمانه ترین شکل ممکن به سرت هجوم می آورند
و رسالتشان این است که خواب را از تو بگیرند
حرف هایی که وسط قهقهه هم اگر یادشان بیوفتی لال می شوی!

یک نفر که وقتی تو دهن باز کردی نگوید آره می دانم، اصلا یک نفر باشد که هیچ چیز نداند
یک نفر باشد در این دنیا که نصیحت را بلد نباشد…
یک نفر که وقتی برایش تعریف میکنی که کارم دارد به جاهای باریک می کشد،
پوزخند نزند، به شوخی نگیرد
جدی بگیرد، خیلی هم جدی بگیرد،
آنقدر که یک سیلی جانانه مهمانت کند و با تمام قدرت اش بزند زیر گوشت
یک نفر که تجربه ی هیچ چیز را نداشته باشد،
مثل همه ی آنهایی که خود را علامه دهر می دانند نباشد!
وقتی که برایش تعریف میکنی دستپاچه شود، گوش بدهد،
برایت فتوای ابوموسی اشعری صادر نکند،
راه کار ندهد، فقط گوش کند ..
یک نفر که بداند این چیزهایی که تو تعریف میکنی جواب منطقی ندارد،
اصلا منطق در مقابل این حرف ها بیچاره است

خیلی از آدم ها میخواهند حرف بزنند صرفا برای اینکه دردشان آرام بگیرد
بعضی آدم ها درونشان روی کمربند زلزله است،
گاهی حرف می زنند تا ویرانی زلزله درونشان را به تعویق بیاندازند
حرف زدن گاهی مُسکن است،
آدم ها گاهی حرف می زنند نه برای اینکه چیزی بشنوند، نه اینکه کمک بخواهند
حرف می زنند که ویران نشوند
حرف می زنند که آرام بگیرند
مانند کسی که خود می داند چه روزی قرار است بمیرد، آرام می گیرند.

به قول آن رفیقمان که می گفت :
حرف هایی در دلم هست که حاضرم فقط به کسی بگویمشان که قرار است فردا بمیرد …
همین.

“پویان اوحدی”

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۰۱:۱۷:

ای دوست
آیا من برایت دوست بدی بودم؟

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۰۱:۴۲:

اگر در کسی این ظرفیت را دیدی از او بخواه این گونه باشد
چون گاهی آدم واقعا نمیداند چه کند یا چه بگوید که گوینده دردهایش کم شود.

[پاسخ]

شاپرک پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۱۷:۳۲:

واقعا…………….

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

جایی جملات خیلی زیبایی خواندم:
آدم باید عین مرسوله پستی سفارشی باشه؛
یکی باشه که همیشه تحویلش بگیره
بگیرتش توی بغل
امضا هم بده که تحویل گرفته شد و پس گرفته نمی شود

[پاسخ]

سعيدگفته :

خواهش میکنم بی ربط نگفتید! منظورم هر دو مورد یعنی هر دو معنی از کلمه غیر مستقیم هست که نوشتید . اینکه به گفتگوی غیر مستقیم اعتماد نمیکنم چون از جهت گیری ، قصد و نیت طرف بیخبرم!

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۴ ۰۰:۴۳:

به نظر من خیلی سخت گیری یا بدبینی لازم نیست و اگر در موضوع مهمی، خیلی مبهم بود میشه مودبانه پرسید.
ببخشید قصد نصیحت نداشتم و همچنین منظورم نبود که شما اینجوری هستید.
من در زندگی فهمیدم قصد خوب یا بد داشتن، همیشه به خود طرف برمیگرده پس لطفا خیلی خودتون رو از بابت قصدهای دیگران اذیت نکنید و از خدا بخواهید بهترینها پیش بیاد و کمکتون کنه.

[پاسخ]