آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

مرسی مریم جان زیباست

[پاسخ]

…Fåt£mëh…گفته :

خیلی زیباست
مرسى

[پاسخ]

شهرزادگفته :

خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست ، لحن بعضی ها زمستونیه !

[پاسخ]

شهرزادگفته :

آدم برفی نبودم که به پایت یک شبه آب شوم …
من ؛ مو به مو سفید شدم !!!

[پاسخ]

سایهگفته :

وای اشکام اومد…. مرسی :”(

[پاسخ]

سایهگفته :

چه سخت است که
گرمای دست های عشق را
زمانی دریابیم که دیر است…
زمستان را سرزنش نباید کرد !!!

[پاسخ]

سایهگفته :

دست برگ را
در دست باد…
دست ساحل را
در دست اب می بینم…
و دست هایم در جیب
به تو فکر می کنم !!!

[پاسخ]

سایهگفته :

تو
سکوت لابه لای حرف های منی…
از حرف هایم
انچه نمی گویم تویی !!!

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۳۹:

خیلی قشنگ بود. مرسی

[پاسخ]

سمیراگفته :

تو کز نجابت صدها بهار لبریزی
چرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟

ببین! سراغ مرا هیچ کس نمیگیرد
مگر که نیمه شبی، غصه ای، غمی، چیزی

تو هم که میرسی و با نگاه پُر شورت
نمک به تازه ترین زخم هام می ریزی

خلاصه حسرت این ماند بردلم که شما
بیایی و بروی ، فتنه برنیانگیزی

بخند ! باز شبیه همیشه با طعنه
بگو که: آه! عجب قصه ی غم انگیزی

بگو که قصد نداری که اذیتم بکنی
بگو که دست خودت نیست تا بپرهیزی

ولی.. . ببین خودمانیم مثل هر دفعه
چرا به قهر، تو از جات برنمیخیزی؟

نشسته ای که چه؟ یعنی دلت شکست؟همین؟
ببینمت… ولی انگار که اشک میریزی

عزیز گریه نکن ، من که اولش گفتم
تو از نجابت صدها بهار لبریزی

مهرداد نصرتی

[پاسخ]

سایهگفته :

درست همان لحظه که به من گفتی برو…
حس کردم که عاشق ترینی… اما
فرصت بودن من در کنار تو بسر رسیده !!!

[پاسخ]

سایهگفته :

سلام به همه… کی جواب سوال:
“هستی چرا نیست؟” رو میدونه…؟
دل مجازیم تنگ هوای مجازیشه…
{چشمک}

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۰۸:

هستی بودش یه خورده پیش اومد میگم واستون پیام بزاره

[پاسخ]

هستــــــــــــی پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۴:

سلام بر همگی.
دلم برای همتون تنگ شده بود دوستای خوبم.

[پاسخ]

هستــــــــــــی پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۲:

سلام سایه جان.

[پاسخ]

سایه پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۲:

سلام عزیزم
من زیاد میام اینجا
منتها یواشکی میام پاورچین میرم
نمی نویسم چیزی
یهو جای خالیت حس شد
صدام در امد
نفس همتون گرم

[پاسخ]

کتایون پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۵:

سلام عزیزم
جای خالیت حس میشد…

[پاسخ]

هستـــــی پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۶:

ممنون از همگی

هستـــــیگفته :

مریم جان خیلی دلنشین بود.

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

سرما بهانه بود
هوای دست هایت را کرده بودم…

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

دلم خیلی بیشتر از حجمش پر است
پر از جای خالی تو
پر از دلتنگی برای نگاه تو
پر از خاطرات قدم زدن در کوچه پس کوچه های شهر با تو
پر از حس پرواز
پر از تو….

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۲۶:

دل من هم پر است
پر از دلتنگی برای عزیزی

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

زمستان
در آغوشم باش
تا
عروس آسمان “برف”
باله برقصد تا زمین…

[پاسخ]

سایهگفته :

او که میرود به سوی نور
دیگران تاریک می بینند….

[پاسخ]

کتایونگفته :

فصل عوض می شود…
جای الو را خرمالو می گیرد
جای دلتنگی را دلتنگی….

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

در این هوا در هوای تو بودن سخت است
نفس گیر است
ای کاش تومثل من نباشی
ای کاش تو در هوایی که هیچ سنگینی ندارد نفس بکشی
نگرانت هستم
می ترسم که مبادا مثل من با ریه های دیگری نفس بکشی
و
وقتی نفس کم داشتی تنهایت بگذارد.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

از خیالت خسته نمی شوم
مشتاق تر می شوم وقتی در خیالت هستم
اما تازگی ها
تابلوی خیال ممنوع خورده بر دو راهی ذهنم
کاشکی پای قواعد به خیال من باز نمی شد .

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

در ادامه ی مسیرم دو راهی است
هر کدام را که بر گزینم یعنی :
تو نیستی
دوست داشتم تو راه سومم می شدی
حالا که نیستی
قربانی دل می شوم
مجازات من قدم گذاشتن در جاده ای است که رد پای تو را ندارد.

[پاسخ]

behnazگفته :

تو کوتاه ترین شعر منی
که از رمان های جهان طولانی تری
دل ساکت من با تو حرف ها دارد…

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

زمستان سرد بر تن نیمه جانم جولان می دهد
شب با سیاهی خود
درد سوزناکش را افزون میکند
زمستان یادآور روزهای سخت
زمستان سرآغاز عشقیست که …
مرا برد با خود به دنیای دگر آه . . .
هر دم از درد فزونش لال میشوم …
لال میشوم و بی صدا
در میان همهمه گفته هایم
این زمستان سرد و بی روح
درد سوزناکش رابه جای خواهد گذاشت بر تن نیمه جانم…

[پاسخ]

elhamگفته :

فرق نمیکند که تقویم زمستان است یا بهار بی تو هیچ زمانی قشنگ نیست…! :(

[پاسخ]

e.s.mگفته :

مگر اینکه برفی بیاید تا بتوانیم آدم بسازیم!!!

[پاسخ]

آیسانگفته :

طراحیش خوب بود

[پاسخ]