آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

آزادانه نفس میکشم…

بی پروا و عمیق…

بی خیال سلامتی…

این هوا زاده شده…

از عطر نفس های تو…

دلنوشتـ : سیاوشـ

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

حالا که رفته ای
پرنده ای آمده است در حوالی همین باغ رو به رو
هیچ نمیخواند
فقط میگوید: کو کو

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

خوانده بود
زیر باران باید رفت…
فکر میکرد
زیر باران باید، رفت…

[پاسخ]

الیناگفته :

لعنت به رفتنت لعنت….
عزیز…

[پاسخ]

ALFAگفته :

chera sayet dorost nemiad bala :(

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۲۰:۱۹:

سایت مشکلی نداره احتمالا اشکال از نتت باشه

[پاسخ]

سپیدهگفته :

سلام رهای عزیز.
لطفا اگه امکانش هست این جمله رو برام کارت پستالش کن:
جز کنارت هر کجای دنیا که باشم , غریبم!
ممنون/

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

لعنت به رفتنت….
خیلی زیبا بود . ممنونم

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

التماس مال دیروز بود … مال وقتی بود که ساده بودم …
امروز میخوای بری ؟؟؟ هــیـــس !!! فقط ” خــداحـــافــــظ. . . “

[پاسخ]

saharگفته :

نمیدانم از دل تنگی عاشق ترم
یا از عاشقی
دل تنگ تر!
فقط می دانم
در آغوش منی
بی آنکه باشی
و رفته ای
بی آنکه نباشی.

عباس معروفی

[پاسخ]

saharگفته :

وای چه روزهای خوبی ست
که تو می‌آیی
و من لابلای مسافران تشنه
دنبال تو می‌گردم
می‌دانی؟
مسافران جهان
همیشه تشنه‌اند
مسافران همه آب می‌خواهند
و من تو را.
چرا از بین این همه مسافر
یکیش تو نیستی؟
چی پوشیده‌ای که نشناسم؟
چرا چهره‌ی آدم‌های دنیا
غریب شده برای من؟
چرا از بین اینهمه آدم
تو
فقط تو
نمی‌خندی
چرا انتظارم تمام نمی‌شود؟
چرا تمام نمی‌شوم؟
کی می‌آیی؟

می‌دانی چی؟
اصلاً نیا
همین که به دنیا آمده‌ای
برای من کافی ست
فقط باش.
عباس معروفی

[پاسخ]

saharگفته :

ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮدم؟
ﻫﻤﻪ رﻧﮕﻲ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻲ آﻳﺪ
و وﻗﺘﻲ ﻣﻲ روی
دﻧﻴﺎی ﻣﻦ
ﺳﺮاﺳﺮ بی رﻧﮓﻣﻲﺷﻮد؟

عباس معروفی

[پاسخ]

saharگفته :

نفس میکشمت

تا به حال کسی تو را با چشمهاش نفس کشیده؟

آنقدر نگاهت می­ کنم که نفس­هام به شماره بیفتد.

بانوی زیبای من!

جوری که از خودت فرار کنی

و جایی جز آغوش من نداشته باشی.

(عباس معروفی)

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

این حس پاک رو…

این تند تند زدن قلب رو…

من، بی تو، نداشته که…

این غربت آشنا رو…

هیچ کجا نداشتم جز با تو رو در رو…

حتی اگه نا بینا ترین بودم…

حتی اگه نا شنوا ترین بودم…

باز قلبم تو را حس میکرد…

یا حتی اگه بی صدا ترین بودم…

و بی سواد ترین جهان …

باز قلبم تو را پیدا میکرد…

و شاعر ترین مرد هستی میکرد…

آخه با این رویداد دیگه نمیشه نگفت که…

تو من ماییم…

قلب من شبیه بتهونه…

همان گونه بی صدا و ناشنوا…

کمی متفاوت… که فقط نمیتونه ببینه…

منم که هیچ…اما بنگر و بنگار که چگونه تو را احساس کرد…؟؟؟!

پس بدان شاعرترین مرد هستی ام…

فاصله هم نمیتونه نبض این احساس پاک رو از من، تو که هیچ، اما… بگیره…

هر کجا که باشی باز این قلب…باز این قلب…

تو را حس میکنه…چه زمانی که در هستی دیگری میبودی باز تو را ……..

من که بی نشانم…اما آشنا ترین به این رویدادم…

باور کن من تو را دوست نداشتم…

مقصر قلبم بود که انگار میشناخت…

و الانم ……..

من که هیچ…تو را هم که انکار…

قلب ها را چه میگویی؟؟!

دلنوشتهـ : سیاوشـ

[پاسخ]