آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

فصلها چقدر زود ورق میخورند
درست شبیه آدمهای این روزگار
منتظر باران هستم
دلتنگی هایم را آب بکشم
باور کرده ام خیالی بیش نبود
آنکس که با باران آمد
و مرا بارانی رها کرد و رفت
باورش سخت است
باور کنم او باورم را باور نکرد
گنگ حرف نمیزنم
میان دلتنگی هایم قدم  میزنم
زندگی ساده میگذشت
ولی ناگهان
دستهای نامرئی آمدند
دلهای هرزه قدم پیش گذاشتند
یاوه گویان از شایعات پوچ
حقیقت تلخ ساختند
ویار جانی را دشمن خونی ساختند
و او چه ساده وراحت
مثل آب شدن برف زمستان
مرا با تمام باورها و خاطرات بارانی
فراموش کرد و
در انتهای کوچه باران گم شد
به خیالش از من دور شده است
ولی باید بداند
یکروز به هم میرسیم
بیهوده نیست زمین گرد است…

عبدالله خسروی

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۲۰ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۶ تیر, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
شهریوریگفته :

بیرون هیچ خبری نیست
بیرون از خانه
بیرون از شهر
بیرون از خود
اتفاق همانجا که هستی می افتد

[پاسخ]

شهریوریگفته :

چه بر سر این شهر آمده که دیگر حتی باران هم نمی بارد

[پاسخ]

شهریوریگفته :

وای ، باران ؛
باران ؛
شیشه پنجره را باران شست ..
از دل من اما ،
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

مصدق

[پاسخ]

شهریوریگفته :

باران صبح
بر دفتر شعرم می‌بارد
مِه بر کلماتم موج می‌زند
می‌دانم زورقم
سراسر روز سرگردان خواهد ماند ..

شمس لنگرودی

[پاسخ]

شهریوریگفته :

از دور حرکت می کنیم
تا به نزدیک تو برسیم
تو اگر مانده باشی
تو اگر در خانه باشی
من فقط به خانه تو آمدم
تا بگویم
آواز را شنیدم
تمام راه
از تو می خواستم
مرا باور کنی
که ساده هستم
تو رفته بودی
اکنون گفتم
که تو هستی
تو اگر نبودی
نمی دانستم
که می توانم
باران را در غیبت تو
دوست بدارم ..

احمدرضا احمدی

[پاسخ]

شهریوریگفته :

تلنگر کوچکی است
باران
وقتی فراموش می کنیم آسمان کجاست

[پاسخ]

شهریوریگفته :

زیبارویان فرانسه
زیبارویان انگلیس
همه یک طرف
تو یک طرف ..
آن‌ها مرا
تنها به شعر می‌رسانند
اما تو
مرا به خانه‌ام باز می‌گردانی
به همه‌ی هستی‌ام
در فکر توام ..
باران
به زبان ترکی می‌بارد ..

رسول یونان

[پاسخ]

شهریوریگفته :

مرسی لیلا

خیلی قشنگ بودمن واقعاً لدت بردم

متن از خودته ؟

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۴۵:

خواهش…نه دوست گرامی اسم شاعرشونو نمیدونستم وگرنه قید میکردم

[پاسخ]

شهریوری پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۴۸:

چون میدونستم همیشه قید میکنید پرسیدم ، به هر حال ممنون بابت این پست زیبا موفق باشید دوست عزیز

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۵۶:

سرچ کردم اما نتونستم پیدا کنم…خواهش میکنم همچنین شما…

شهریوری پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۵۸:

خیلی مرسی لیلا جان ، تشکر بابت توجه شما

شهریوری پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۰۱:

من سرچ کردم شعر از عبد الله خسروی نام شعر فراموشی

لیلا پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۵۰:

ممنون قید میشه

دخترخوانسارگفته :

kheyli be delam neshast

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

دلم چیزی نمی خواهد بجز باران
بشوید این غبار خسته را از تن
و دست مهربانی
تا که بگشاید مرا زنجیر این خاک ملال انگیز
به پرواز آورد روح مرا تا او

دلم چیزی نمی خواهد بجز
آمینِ بعد از یک دعای ناب
سلامی تا که شاید
آه شاید
قفل لب های مرا ، برخنده بگشاید

دلم چیزی نمی خواهد دگر جز عشق
بسوزاند تمام خارهای خوار خودخواهی
و گرمایی نشاند بر دل تنگم
ونجوای لبان آسمانی
قفل جان این غریب خاک را با مِهر بگشاید

نمی دانم تو را ، اما
دلم
دلم ، چیزی نمی خواهد دگر جز او
” شاهبداغی”

[پاسخ]

بی اسمگفته :

ابرها هم دیگر سرد شدن سنگ شدن دیگر نمیبارن فقط بغض میکنند

[پاسخ]

بی اسمگفته :

خیلی زیباست
حرف دله

[پاسخ]

بی اسمگفته :

میگند وقتی بارون میباره همراه هر قطره یک فرشته میاد پایین و ارزوتونو براورده میکنم
منتظر برانم منتظر فرشته ای که ارزو کنم و براورده کند
منتظر خیس شدنی که پاک میکند

[پاسخ]

بی اسمگفته :

دلم میسوزد بخاطر ادمهایی که میتوانند ادم باشند اما حیون صفتی را ترجیح میدند

[پاسخ]