آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
winkگفته :

خیلی نازوزیبا بود واقعا مرسی فدای همه تون

[پاسخ]

هستــــــــــیگفته :

آدمها آنقدر زود عوض میشوند…
آنقدر زود که تو فرصت نمیکنی
به ساعت نگاهی بیندازی و ببینی
چند دقیقه بین دوستی تا دشمنی ها فاصله افتاده است….

[پاسخ]

هستــــــــــیگفته :

کاری به کار دنیا ندارم
او راه خودش را میرود
و من راه خودم را….

[پاسخ]

هستــــــــــیگفته :

مثل خوره
هــــــــی میخورد
خرد ؛ خرد
تنم را
این اندیشه که
آیا دوستم داری تو؟؟

[پاسخ]

هستــــــــــیگفته :

تو را باید جایی چال کنم
جایی که یادت را
خاک تجزیه کند
و تمام شوی….

[پاسخ]

علیگفته :

من درد مشترکم
فریاد کن منو
دیوار رو بشکن و
بیرون شو از این تنو
رها شو رها شو
توی خلوتت با هر هم زبونی هم صدا نشو…

[پاسخ]

هانیهگفته :

دل به دلـــم’ که نـــدادی…
‘پـــا به پایـــم’ که نیامـــدی…
‘دســـت در دستـــم’ که نگذاشتی…
‘ســـر به ســـرم’ دیگر نگـــذار، که قولـــش را به “بیابـــان ” داده ام !

[پاسخ]

هستــــــــــیگفته :

خدایا
دلگیر نشو از من
ولــــــــــی…
ته نامردیه
دنیات…

[پاسخ]

ایمان پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۲۶:

خدایا فریاد گلویم را بگیر یا بغض گلویم را
هر کدام را دیگری را بسته اند….!!!

[پاسخ]

هستــــــــــیگفته :

دیوانه کسی است
که معشوق را
در مجاورت
آغوش دیگری
ببیند و باز برایش
بنویسد
من اگر
دیوانه نبودم
اینجا نبودم
میان این همه
دل سنگ
مثل تو…

[پاسخ]

ترانهگفته :

برام هیچ حسی شبیه تو نیست
کنار تو درگیر آرامشم
همین از تمام جهان کافیه
همین که کنارت نفس میکشم
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
تو پایان هر جستجوی منی
تماشای تو عین آرامشه
تو زیباترین آرزوی منی …

[پاسخ]

هستــــــــــیگفته :

در آغوش شب
قصه میگویی از روز
و نمیدانی
کســــــــــــی
آن طرف تر
بی آغوش تو
خوابش نمیبرد..

[پاسخ]

ایمان پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۲۴:

نه نمیدانی
هیچ کس نمیداند
پشت این چهره ی آرام در د لم چه میگذرد
نمیدانی
کسی نمیداند
این آرامش ظاهر و
این دل نا آرام
چقدر خسته ام میکند…

————————–
زیبا بود

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

رفته ای

و من هر روز

به موریانه هایی فکر می کنم

که آهسته و آرام

گوشه های خیالم را

می جوند . . .

تا بیخیال نشده ام

برگرد . . .

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

گـــــــاهـــــــــی بـایـــــدبـیـــــرحـــــم بــــــود
نــــه بـــــادوســـــتــــــ نــــــه بـــــادشــــمـــــــن
کــــــه بـــــاخــــــودتــــــــ!! وچـــــه بــــــزرگتـــــــ مـــــیکــــندآن ســـــیــلــــــــی
کــــــــــــــه خـــــــــــــــودتـــــــــ مـــــــیــــخـــــوابــــــانــــــــی بــــــرصـــــــورتـــــتـــــــ !!

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

دیدی دلم شکست!

دیدی چینی اصل قلب خویش

سپردم به دستهای خواهشت

دیدی بی حواس!

پایت به سنگ خورد،افتاد بر زمین…شکست

دیدی چه بی صدا دلم شکست!

دیدی حدیث عشق و جنونت فسانه بود

دیدی عاشقانه هایت فقط یک ترانه بود

دیدی عشق پاک من برایت بهانه بود

و کلام نگاهم برایت چه بیگانه بود

دیدی کوهکن!

دیدی به جای کوه غم ،تیشه ات قلب من نشانه گرفت

دیدی قایق عشقم ز دریای محبت کناره گرفت

کبوتر دلم هوای آشیانه گرفت

آسمان غم ابر ناله گرفت

دیدی …عشقت حباب بود و در هوا شکست

دیدی دلم شکست

باد بی صفا!

دیدی کلبه چوبی اعتمادم با وزش خشک جور تو چه ناروا شکست

دیدی دلم شکست؟

دیدی زمن چه ماند؟

اشکی همیشگی

گلی تازه نشدنی

بی دلی باور نکردنی ،خاطره ای دست نیافتنی

دیدی سنگدل!

کوزه چشم من که چشمه ناب ترانه بود

با سنگ دلت برای همیشه شکست

دیدی دلم شکست؟

دیدی هرگز ترا نشناختم

همه چیز را در نرد عشق باختم

من که با تو رویاهای جوانی ساختم

شجاعانه بر لشگر رقیبان تاختم

حال ببین در من …. بهار غروب کرده را

پاییز رسوب کرده را

زمستان خانه خریده را

تابستان مستانه رمیده را

بیا …..دلریزه های یاقوت گونه ام را بده

نمی توانی مثل قوری قدیمی مادربزرگ بندی بر آن زنی

ترسم که تیزی لبه هایش

دست نامهربان ترا چون خود زخمی کند
بیا …..دلریزه های یاقوت گونه ام را بده

نمی توانی مثل قوری قدیمی مادربزرگ بندی بر آن زنی

ترسم که تیزی لبه هایش

دست نامهربان ترا چون خود زخمی کند

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

می شود باران ببارد؟همین امشب!!!!!قول می دهم فقط
قطره های پاکش را بغل کنم!و بی هیچ اشکی
دستهایش را بگیرم……قول می دهم…..فقط بویش را حس کنم!اصلا اگر ببارد…….فقط از پشت پنجره قــطار بــه سرعتــ بــاد…نگاهش می کنم
قول می دهم برایش شعر نگویم♥♥♥
فقط… می شود؟امشب…. ؟خدایا..دلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است♥♥♥

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

اینجا فقط تو را از نوشته هایت ” می بینند “…
درست دیده ای ، فقط “خوانده ” میشوی بی آنکه بشناسند تو را

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

شیشه های شکسته تعویض می شوند . . .
پل های شکسته ، تعمیر . . .
آدم های شکسته ، فراموش !

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

بیچاره چوب کبریت کوچک …

آتش از سرش شروع شد ولی بر جانش افتاد ….

فکرت را مراقب باش …

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

.ﻫﻨﻮﺯ ﯾﮏ ﺩﻝ ﺳﯿﺮ ﻧﮕﺮﯾﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﻭ ﯾﮏ ﺣﻨﺠﺮﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻧﮑﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ
ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﮐﻒ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ
ﺳﻨﮕﻔﺮﺵ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻓﺮﻭ ﻣﯿﺮﻭﺩ
ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻝ ﮐﺴﯽ ﺗﺮ ﮐﻨﺪ
ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺎﺷﺪ ﺁﻥ ﺟﻤﻠﻪ
ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺧﻠﻖ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﻘﺼﺮ ﻧﯿﺴﺖ
ﻫﻤﻪ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ

[پاسخ]

یاقوتگفته :

خفـــه شـــــــدم

از بس حســـرت آن روزها را خـــوردم

مرهـــم زخـم این روزهایم؛

یک “دوستـــــــت دارم” بود

کاش می گفتـــم …

[پاسخ]

ایمانگفته :

کثیف بودن بعضی آدما اذیتم نمیکنه
اما بعضیا خیلی پاکن!
این که قراره اینا گیره اون کثافتا بیٌفتن
اعصابمو خورد میکنه

[پاسخ]

هستـــــــــــــــی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۸:

جالب بود

[پاسخ]

maryamگفته :

asemoon del tang ast.yek gooshe poli kharab shode.saghf tarak badashte ,ba yek nam foro mirizad.mane divoone hanooz montazere baroonan ke faghat yadet ro baram daghtar kone

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

خسته ام میفهمید؟!
خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
خسته از منحنی بودن و عشق.
خسته از حس غریبانۀ این تنهایی.
بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
بخدا خسته ام از حادثۀ صاعقه بودن در باد.
همۀ عمر دروغ،
گفته ام من به همه.
گفته ام:
عاشق پروانه شدم!
واله و مست شدم از ضربان دل گل!
شمع را میفهمم!
کذب محض است،
دروغ است،
دروغ!!
من چه میدانم از،
حس پروانه شدن؟!
من چه میدانم گل،
عشق را میفهمد؟
یا فقط دلبریش را بلد است؟!

[پاسخ]

هستـــــــــــــــی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۷:

خیلی دلنشین بود

[پاسخ]

ناشناسم قلبم زخمیستگفته :

برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از اون عمر که پای تو من صرف کردم
عهد پیمان تو وفا با دگران
ساده دل من که قسم هایتو باورم کردم
بخدا کافر اگر بود به رحم امده بود
زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم

[پاسخ]

mگفته :

به انتهای بودنمــ رسیده امـ…
امـــا … اشـــک نمی ریزمـــ…
پنهان شده امـ پشت لبخندی که درد میکند

[پاسخ]

لیلاگفته :

عــیـب کار اینجاست که من ،
“آنچه هستم ‘را با ” آنچه باید باشم”
اشـــتباه می کنم و خیال می کنم
“آنـچه که بــاید باشم هستم”…
در حالیکه آن هستم که نباید باشم .
“شـــــــــــــــاملو”

[پاسخ]

mگفته :

آهای سرنوشت :
کمی آرامتر !
به خدا من عروسک نیستم !..
آدمم!!

[پاسخ]

mگفته :

امشب کم توقع شده ام!

آرزویم کوچک است و کم حرف…

هیچ نمی خواهم جز “تو”

[پاسخ]

mگفته :

آســـــــــــــــــــــمان ها دلـــــــــگـــیــــــــــــرنــد

وقتـــــــــــــــــی زیـــــــــــــر هــــــمــــــــیـــــــن آســــــــمانـــــــــی و مــــــن

حتـــــــــی ســــــایـــــــــــه اتــــــــــــــــ را حــــــــــس نـــــــــــمی کنـــــــــم

شـــــــــــاید خــــــــــورشــــــــــید مـــــــن

دیــــــــگر نـــــــــــــــمی تـــــــابـــد

[پاسخ]

mگفته :

……………………………………………

در وصف زیبایی لبهایت ناچار باید نقطه بگذارم

[پاسخ]