آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دخترخوانسارگفته :

من همیشه شرمنده ی توام
خانه ام مرز بین خواب و بیداریست
زیرپلک کابوس ها
مرا ببخش اگر
دوستت داشتم
و کاری از دستم برنمی آمد…

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

وچند عاشقانه را
که به چند عاشق دادم
وهریک را برای رفتن به سوی عشق
به راهی روانه کردم
دیدم خودم وامانده ام ازعشق
وتنهاماندم درهمه ی راه ها

[پاسخ]

شهریوریگفته :

لکوموتیو رها شده در ایستگاه متروکه ام
پر از خاطره ی واگن های شلوغ

کلاغ ها
غروب که می شود بی حوصلگی شان را
روی من می نشینند و چرت می زنند ..
هر شب به عقرب های بیابان پناه می دهم

از همه چیز راضی ام
مگر سوت قطار های دور دست …

.

فاضل شاهچراغ

[پاسخ]

شهریوریگفته :

حرفی نمانده بین ما …

جز همین که …
بین خودمان بماند :

دوستت دارم …

کامران رسول زاده

[پاسخ]

شهریوریگفته :

خیال دست تو بر گردنم … چه عاشق کُش !
به دست خویش مرا سر به دار کن بانو !

[پاسخ]

شهریوریگفته :

چنان آشفته ام کرده ای که ابراهیم بت ها را
به حدی دوستت دارم که دنیا دوست دنیا را

جهان را با تو تنها می شود چندی تحمل کرد
الهی بی تو چشمانم نبیند روی فردا را

جهان زندان دلبازی ست، دلتنگی به من می گفت
که ماهی ها نمی خواهند حتی تنگ ماهی را

برایم سیب و آرامش بخر با لحن ازمیری
که من امروز بی رحمانه ناظم حکمتم سارا

کسی در چشمهایم زیر لب انجیل می خواند
و رحمت می فرستد مردگان – حتی یهودا را ..

محمدسعید شاد

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۳۹:

ممنون از انتخاب شعرتون
عالی بود و زیبا

[پاسخ]

شهریوری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۵۲:

خواهش می کنم دوست من

[پاسخ]

ناشناسگفته :

کسی یا چیزی شاید تو را از من بگیرند…

اما دوست داشتنت را نمیتوانند…

حتی اگر تو خوب نباشی دیگر…

“سیاوش”

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

کسی یا چیزی شاید تو را از من بگیرند…

اما دوست داشتنت را نمیتوانند…

حتی اگر تو خوب نباشی دیگر…

“سیاوش”

[پاسخ]

مونا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۳۳:

لایک

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۳۹:

خیلی مرسی…

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۲۰:۲۴:

Mer30

[پاسخ]

سوماگفته :

سلام آقا مجتبی شب و روزتون بخیر چند بار اومدم منتظر بودم شما یه پستی بذارید و ازتون تشکر کنم اما نیومدین همینجا ازتون تشکر میکنم ممنونم ازتون که پست مو ترجمه کردین خوشحالم یه همزبون پیدا کردم موفق باشین ایشالله بازم سپاس فراوان از لطف و محبتتون

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

ببین عزیزم
دلم عاشق است و
عاشقی کردن را خوب بلد است
تا آنجا که
وقتی فهمید سعی میکنی فراموشش کنی
آه دلم
دلم ویران شد و فرو ریخت
دلی که فقط با امید به روزهای وصل زنده بود
وقتی دلم فهمید دلت با او همراه نیست
اصلا مقصدمان یکی نیست
مقصد نهایی دل تو، فراموشی
مقصد نهایی دل من، وصال
این کجا و آن کجا
آن زمان
دلم تصمیم گرفت کمکت کند تا راحتر و زودتر فراموشش کنی
اگرچه خیلی سخت است و درونش پر از اشک و خون است،
اکنون
همه بندهای آرزوهایم را از پای تو وا میکنم تا یادآور من نباشند برای تو
همه ردپاهایم را پاک میکنم تا مبادا چشمان نازنینت آنها را ببینند و یادآور من باشند برای تو
هدیه هایم را هدیه کن تا یادآور من نباشند برای تو
اگر چه تک تک آنها را با هزاران وسواس برایت انتخاب کرده ام
دل عاشقم را بغل کرده ام و میروم به سوی بهترین و قدیمی ترین دوستم، خدای بزرگ
می خواهم تا ابد آنجا بمانم
نمیخواهم کسی را به دنیای خودم و خدا راه دهم
یک بار تجربه عاشقی(به قول تو) برای من بس است
عزیز جانم، نگران نشو
تو مسئول من و دلم نیستی
من تو را میبخشم
مسئولیت همه انتخابهای من، پای خودم
من دوست داشتم عاشقت باشم

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۰:

اعتراف میکنم که نتوانستم چون خیلی دوستش دارم
در سفر اخیرم با دوستی آشنا شدم که میگفت، مردی برایش ۱۵ سال صبر کرده است و هنوز دوستم به او وعده دو سال دیگر داده است و او وفادارانه و عاشقانه پایش مانده است(اگر چه دوستم هم پای او مانده است و لی خانواده دوستم مخالفند چون فکر می کنند این آقا در شان خانواده شان نیست و در حد خواهرشان نیست) خدای من، او چقدر شبیه آرزوهایم حرف میزند، آن گونه که من، مرد آرزوهایم را می خواستم، اما من، خودم شبیه مرد آرزوهایم شدم اما اصلا نمی دانم وفاداریم برایش ارزشمند است، به نظر میرسد که برایش ارزشمند نیست و حتی عذاب آور است و با منطقش همخوانی ندارد، او میخواهد زودتر زندگیم سر و سامان بگیرد اما نمیداند این دل است، مغازه که نیست که هر روز اجناسش را عوض کنم.
میدانید درد دارد جایی باشی که کسی در آنجا نمی خواهدت و بفهمی باعث رنج دیگرانی و نه باعث شادیشان
در رویاهایم مرد آرزویم، کسی بود که من همه آرزویش باشم و وفاداریم و وجودم برایش ارزشمند باشد و مایه شادیش باشم و همانگونه دوست داشتن او و وجودش برایم ارزشمند باشد، ساده و صادقانه عاشقم باشد و ساده و صادقانه عاشق شدنم را دوست داشته باشد
لطفا شما بگویید چیست چاره عاشق؟
اعتراف میکنم اعترافی سنگین
من عاشقش هستم

[پاسخ]

گران مایه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۵۳:

همیشه آنچیز که تو فکر میکنی واقعیت نیست. چاره کار تو چیزی جز نماز برای خدا نیست. بعد ها به حرفم میرسی در دلت سنگینی میکند و درد دلت میگیرد و دبگر نیست نیست که نیست

[پاسخ]

گران مایه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۵۵:

همیشه آنچیز که تو فکر میکنی واقعیت نیست. چاره کار تو چیزی جز نماز برای خدا نیست. بعد ها به حرفم میرسی

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۰۴:

من متوجه منظورتون نشدم اما من از بچگی نماز میخونم ، خدا بهترین یار منه.
کی میگه عشق زمینی بده!؟
عارفان میگویند: کسی که تا حالا بنده ای رو دوست نداشته، نمیتونه عاشق خوبی برای خدا باشه.
هیچ گاه در نظر من زاهدانی که بداخلاق بوده اند و فاقد محبت نسبت به دیگران، ارزشمند نبوده اند و تازه خداوند هم مهمترین وزنه اعمال را اخلاق خوب میداند و به نظرم تا زمانیکه دیگران رو دوست نداشته نباشیم نمیتونیم نسبت بهشون خیلی خوب رفتار کنیم، اگر چه بی نمازان هم در نظرم جایگاهی ندارند
باید حقیقت دین را درک کرد
“بانگ زدم که دل مست خیره کجا میرود
گفت شهنشه خموش، جانب ما میرود
گفتم: تو در درونی، برون کجا میرود
گفت: بهر خیال خطا سوی غزا میرود”
مولوی
نمیدانم بسیار عجب است که خودش مرا هدایت میکند فکر کنم خواسته اش خیلی فراتر از خواسته ماست

mojtaba_aloneگفته :

درود بر شما “سوما”ی عزیز
خواهش می کنم.اگه ناقص بود ببخشید.منم مثل بقیه ی دوستان در تلفظ نامتان مشکل داشتم تا اینکه اون شعر رو دیدم و فهمیدم که کرد هستی و نامتان”Soma”است.در واقع صفتی است که بیشتر درباره ی چشم به کار برده می شود،به معنی روشنی،روشنایی،گیرایی.نور و …
معنی دیگه ای به ذهنم نمیاد اگه مطلبی را اشتباه نوشته و یا اشتباه توضیح داده ام لطفا بگویید.اما بدون هیچ تعارف و مبالغه ای باید بگویم که نام بسیار زیبایی است.باید به کسی که این نام را برایتان انتخاب کرده تبریک گفت.به پدر،مادر و یا هرکس دیگه ای که این نام را بر شما نهاده.در پایان دو رباعی از خیام را به همراه ترجمه ی کردی از زنده یاد شرفکندی(هه ژار) برایتان می نویسم که بی نهایت دوستش دارم.امیدوارم که بپسندید:

گل گفت به از لقای من رویی نیست
چندین ستم گلابگر باری چیست
بلبل به زبان حال با او می گفت
یک روز که خندید که سالی نگریست

گریا گولی بو گولاو سه ر ئاگر نریا
ئه م بونو به رامه یه م نه بو با بریا
نرخی هو نه رو جوانیه ده یبا گه ردون
کی پی که نی جاری کی هه زار جار گریا

اکنون که گل سعادتت پر بار است
دست تو زجام می چرا بیکار است
می خور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است

گر بر فلکم دست بدی چون یزدان
برداشتمی من این فلک را زمیان
وز نو فلکی دگر چنان ساختمی
کاسوده به کام دل رسیدی آسان

ده ستم که برویبایه خودا ئاسایی
گه ردونی ترم ده خسته رو سانایی
به د به ختی به شی نه زان و نامه ردان با
دلخوشیم ئه دا به ران به ری زانایی

وه ر گیراوه ی”عبدالرحمن شرفکندی”

[پاسخ]

سوما پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۱۰:

سلام و درود فراوان بر شما
خیلی ممنونم ازتون شما لطف دارید بی نهایت سپاسگذارم اگه راستشو بخواید از بچگی عاشق این شعرم هروقت حال و هوای شاعریم گل کنه کتابشو می یارم شروع میکنم به خوندنش اصلا نمیدونم چی بگم باور کنید خیلی ذوق کردم و چند بار خوندمش و سریع رفتم کتابمو آوردم این رباعیه قبل رباعیه شماست خیلی خیلی از تون ممنونم و همچنین از توصیف های زیبایی که از اسمم کردین(این اسم و خیلی دوست دارم در واقع هم به خاطر معنیش و هم اینکه صدام میکنن «سۆمای چاوانم» که به معنی روشنیه چشمام هست) در هر حال زبانم عاجز شده واقعا نمیدونم چی بگم که گوشه ای از لطف و مرحمت های شما رو جبران کنه.

تیریژ که به رۆژو پئل به ده ریا دریا
له و رۆژه وه گول پئکه نی ، بولبول گریا
خوا نوسی له چاره ی رشی ئیمه ش به شمان:
ژینئکی هه ژاری پر له خوزیاو بریا

اینام دو رباعی هستن که ازشون خوشم می یاد

هۆشم که هه بئ خه فه ت دلم ده ردئنئ
سه ر خۆش که ده بم: هۆش له سه رم نامئنئ
کاتئکه نه زۆر مه ست و نه زۆر وشیارم
گیانم به فیدای ئه و ده مه دنیا دئنئ

*****************************************

چاوم که به گریانه وه بو یار تاوئ
ده یروانی له ئه شکی من به گۆشه ی چاوئ
به م چاکه یه له نیازی گه یشتم که ده لئ:
تۆ چاکه بکه و بیبه ده ئاوی هاوئ

[پاسخ]

mojtaba_alone پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۰۶:۲۶:

درود و سپاس از شما “سوما”ی عزیز.وقتتان خوش.منظور بنده ترجمه کل رباعیات بود نه اون چندتا.اون کتاب تابلوی هنری استاد شرفکندی است،دنیایی از ظرافت و زیبایی و شیوایی.استاد روح رباعیات خیام رو ترجمه کرده.گوشه گیری و کم حوصلگی دستم رو از کتاب هام دور کرده ولی هیچ وقت نتونسته این کتاب رو از دستم بگیره.خوب از پس تنهاییم بر اومده!

مه روانه په شیو و لیو به بارم نه که مم
به رزم له هه ژاری یا چیای سه ر به ته مم
هه ر که س له سه ریکه وه خودا پیداوه
من خاوه نی شه شدانگی کول ده رد و خه مم

چیزهایی هم که درباره ی نامتان گفتم لطف و مرحمت نبود واقعیت بود،اسمت واقعا زیباست،به زیبایی غزل حافظ شیرازی.
پیروز و سربلند باشی.

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق ز علتها جداست
عشق، اصطرلاب اسرار خداست
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان سر، رهبر است
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
گر چه تفسیر زبان روشنگریست
لیک عشق بی زبان روشنتر است
عقل در شرحش چو خر در گِل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
“مولوی”

[پاسخ]