آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سیزدهگفته :

صدای پای تو که می روی

صدای پای مرگ که می آید….

دیگر چیزی را نمیشنوم!

[پاسخ]

لیلاگفته :

خــــــیالت هــــــــــمــه جــــــــا بــــــــا مــــــن اســــــــت…
امــــــــــــــا…
دلـــــــــــــم گــــــــــرمـــــــــــای بــــــــودنــــــــــــــت را مــــــیـــــخـــواهــــــد…
نــــه ســـــــــردی خــــــیـــــــالــــــــــــــت را…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

شاید ارامتر میشدم فقط وفقط ، اگر میفهمیدی حرفهایم به همین راحتی که میخوانی نوشته نشده اند..

[پاسخ]

محمد امین پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۱۸:

یه بار واسه یکی حرف دلمو نوشتم بهم گفت “چقدر قشنگ گفتی” همینو بس

[پاسخ]

چشمای بارونی پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۴۰:

سخت است…باگریه نوشتم،با خنده خواندی!

[پاسخ]

چشمای بارونی پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۴۴:

خدایا…
از این به بعد به مخلوقاتت یک مترجم ضمیمه کن…
اینجا هیچکسی حرف، هیچ کس را نمی فهمد…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

بدترین چیز دنیا
اینه که هر دوتاییتون عاشق هم باشین اما یه نفر ثالث همه چیز رو بهم بریزه …

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۱۴:

مرسی عزیزم

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

غصه نخور کنار امده ام با نبودنت…
خیلی ک دلم بگیرد،
گریه میکنم..

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

واحد اندازه گیریِ فاصله ” مــتــر ” نیست ؛
” اشـــــــــــتـــیــــاق ” است ..
مشتاقش که باشی ، حتی یک قـدم هم فاصله ای دور است .!.

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

ما بدهکاریم …
به یکدیگر و به تمام (دوستت دارم ) های نگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند و انها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم !

[پاسخ]

چشمای بارونی پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۰:

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم
از لج تو..از لج خودم
ک حاضر نبودیم یک بار این هارا واقعی بهم بگوییم..

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

عادت نــــدارم درد دلم را ،
به همـــه کس بگویم ..! ! !
پس خاکـــش میکنم زیر چهره ی خنــــدانم.. ،
تا همـــــه فکر کنند . . .
نه دردی دارم و نه قلبــــــــــی ..

[پاسخ]

محمد امین پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۰۲:

منم یه همچین حالی دارم دوستام بهم میگن امین توهم؟ تو دیگه چرا؟
خیلی خیلی قشنگه

[پاسخ]

تنهام پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۶:

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

[پاسخ]

رهگذر پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۰۹:

قشنگ بود؛حال من هم اینطوریه؛همیشه محکوم میشم به بی تفاوتی،سنگ بودن،بی احساس بودن،به بی خیالی.ازاون روزی میترسم که سکوتم بشکنه و همه از دلم باخبر بشن.اونوقت باخودشون میگن بیچاره چه صبری داشت

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

دلم گاهی می گیرد
گاهی می سوزد
گاهی تنگ میشود
و حتی گاهی…گاهی نه، خیلی وقتها می شکند
اما هنوز می تپد!! با این دل دعایت می کنم

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

یکی بود!
لامصب با صدنفربود…
به پشتکارش تبریک میگویم…!

[پاسخ]

لیلاگفته :

چـــــــــــه زیـــبـــاســـــت وقــــــــتی میــــــفهمـــی
کـــســی زیــــر ایـــــن گــــنبــــــد کــــبــود
انتـــــــظـــــــارت را میـــــــکشــد…
چـــــــــــه شــــیـــریـــــــــن اســــــــتــ
طـــــــــــــعـــــــــم پــــــیــــــــــامکـــــــــی کــــه میـــــگویـــــد:
“کجــــــــــــــایــــی؟؟؟ نگـــــــران شـــــــــدم”

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

کجایی یک کلمه نیست!
گاهی خیلی معنی دارد…
کجایی یعنی،
چرا سراغم نمیای؟
چیکارمیکنی؟
چرا نیستی؟
دلم تنگ شده!
یعنی برام مهمی!
یعنی به یادتم…
یعنی نگرانتم…
و …

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

چه می شد اگر زمین گرد نبود، تا من گوشه ای به انتظارت بشینم!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

همه ی زندگیم درد است.
درد…
نمیدانم عظمت این کلمه را درک میکنی یا نه؟!
وقتی میگویم درد…تو به دردی فکرنکن که جسم انسان ممکن است در یک بیماری بکشد!
نه…
روحم درد میکند!!!

[پاسخ]

لیلاگفته :

خـــــــــــدایـــــــا یــــــــا نــــــــــوری بـــیـــفکـــــن
یـــــــــــــا تــــــــــــــــوری…
مـــــــــــاهـــــــــــــــی کــــــــــوچــــــــــکـــــــــت
از تـــــــــــاریـــــــکی اقیـــــــانـــــــوس میـــــــــــترســــــــــد

[پاسخ]

لیلاگفته :

خـــــــــواســــــتـــــــم تصــــــــــــویــــــــــــــر
بـــــــــــا تـــــــــــو بــــــــــودن را نقــــــــاشــــــــــی کنــــــم
دیـــــــــــــدم فـــــــاصــــــله بیـــــنمــــــــان در ورق جــــا نمیــــــشــــود
کمـــــــــــی نـــــزدیـــکـــتـــر بــیــــا…
میـــــــــــخواهــــــــــم بـــا تـــــو بـــــودن را حـــس کــــــنم

[پاسخ]

لیلاگفته :

سهــــــم مــــــن از تــــــو عـــشـــــق نیــــــســــت،
اشــــــتـــیـــاق نیــــســــت..
همـــــان دلتـــنگــــی بـــی پــایـــانیــــســـت
کــــه روزهــــا دیــــوانـــه ام میـــــکنـــد…

[پاسخ]

لیلاگفته :

صــــدای آب مـــی آیــــد
در حــــوض دلتــــنگـــیــم چـــه میــشــوئــی..؟؟؟
کــمـــی آهـــســتــه تــر…
مــــــاهـــی کـــوچــــک دلــــم را در مـــیــان
دســـتــانـــت نــمــیــبــیــنی…؟؟؟

[پاسخ]

لیلاگفته :

میــــگـــویــنــد فـــردا بهــــتــر
خــــــواهــد شــد…
مـــــگــر امـــــروز فـــــردای دیــــــــروز نیــــــســـت؟؟؟

[پاسخ]

Avarehگفته :

حرفهای ما هنوز ناتمام…
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آی…
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
قیصر امین پور

[پاسخ]

لیلاگفته :

کــــاش ســـــزای تنــــــهــــایــــی مـــــرگ بـــــود
آن وقــــــت کـــــســـی از تـــــــــرس جـــــانــــش
کســـــــی را تنــــــــــهــا نمــــیـگـــذاشـــــــتت!

[پاسخ]

لیلاگفته :

بنشینیم و بیندیشیم!
این‌همه با هم بیگانه
این‌همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دل‌های پراکنده؟

جنگلی بودیم:
شاخه در شاخه همه آغوش
ریشه در ریشه همه پیوند
وینک، انبوه درختانی تنهاییم.

مهربانی، به دلِ بستۀ ما، مرغی‌ست
کز قفس در نگشادیمش.
و به عذری که فضایی نیست،
وندرین باغ خزان‌خورده
جز سموم ستم‌آورده، هوایی نیست،
ره برواز ندادیمش.

هستی ما، که چو آئینه
تنگ بر سینه فشردیمش از وحشت سنگ‌انداز،
نه صفا و نه تماشا، به چه‌کار آمد؟
دشمنی دل‌ها را با کین خوگر کرد.
دست‌ها با دشنه همدستان گشتند.
و زمین از بدخواهی به‌ستوه آمد.
ای دریغا که دگر دشمن رفت از یاد
خون فرو می‌ریزد.

دوست، کاندر بر وی گریۀ انباشته را نتوانی سر داد،
چه توان گفتش؟
بیگانه‌ست.
و سرایی، که به‌چشم‌انداز پنجره‌اش نیست درختی که بر او مرغی
به فغان تو دهد پاسخ،
زندان است.

من به عهدی که بدی مقبول،
و توانایی دانایی است،
با تو از خوبی می‌گویم
از تو دانایی می‌جویم
خوب من! دانایی را بنشان بر تخت
و توانایی را حلقه به‌گوشش کن!

من به عهدی که وفاداری
داستانی‌ست ملال‌آور
و ابلهی نیست دگر، افسوس!
داشن جنگ برادرها را باور،
آشتی را،
به امیدی که خرد فرمان خواهد راند،
می‌کنم تلقین.
وندرین فتنۀ بی‌تدبیر
با چه دل‌شوره و بیمی نگرانم من.

این‌همه با هم بیگانه
این‌همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دل‌های پراکنده؟
بنشینیم و بیندیشیم!

هوشنگ ابتهاج (هـ . الف. سایه)

[پاسخ]

لیلاگفته :

کاش می فهمیدی ســـکوت همیشه علامت رضــــایت نیست

گاهی سکوت یعنی “امــــا”

یعنی “اگــــــر”

یعنی هزار و یک دلیل که ” دل “می ترســــد بلند بگوید

[پاسخ]

امین پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۱۹:

دقیقا شرایطی که من الان دارم. نمیدونم تا کی باید منتظر شکستن سکوت باشم. اصلا دوست ندارم خودم این سکوت رو تعبیر کنم.خیلی سخته بخدا.

[پاسخ]

سمیرا پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۹:

تعبیر نکنی بهتره……حداقل آدمو امیدوار نگه میداره که شاید روزی…!!!

[پاسخ]

مینا پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۵۱:

فکر میکنم بهترین راه برای اینکه معلق نباشی بین زمین و هوا
این باشه که
خودت شکنندهء سکوت باشی

[پاسخ]

امین پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۲۰:

ممنونم

Avarehگفته :

خیلی سختِ نگه داشتن بغض پشت تلفن . ..!
مخصوصاً وقتی که میخوای نفهمه . . .
هی قورتش میدی . . .هی . . اما آخرم چیکه چیکه اشکات گونه ها تو خیس میکنه!
اون موقع اس که یهو تلفنُ قطع میکنی. . .
بعدشم میگی خودش قطع شد!

[پاسخ]

Avarehگفته :

صدایت را در گوشم
و نگاهت را در چشم هایم
جا گذاشته ای
چگونه میخواهی بگذرانم
لحظه های تلخ
تنهاییم را ؟؟؟

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۰۰:

آنقدر جایت را در تمام لحظه ها
خالی کرده ام….
که تمام لحظه هاباور کردند
جای تو همیشه خالی باشد

[پاسخ]

ناشناسگفته :

جای هزارتا لایک داره. مرسی عزیزم

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

صداقت؟؟.. یادش گرامی…
غیرت ؟؟… به احترامش یک لحظه سکوت…
معرفت ؟؟… یابنده اش پاداش میگیرد..
مرام ؟؟… قطعه شهدا…
عشق ؟؟ … از دم قسط…
به کجـــا چنــــین شتــــابان…؟

[پاسخ]

mahsa پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۰۸:

kheily khub buddd kheeylii haghighatee mahzee azat mamnunam hasti jun

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

دنبال کلاغی میگردم
تا قارقارش را به فال نیک بگیرم
وقتی…
قاصدکها همه لال اند…

[پاسخ]

محمد امین پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۵۶:

خیلی قشنگه

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۵۸:

من به آن قاصدکم مژدگانی دادم!!!
گرچه میگفت میان من و تو تا ابدیت دوریست

[پاسخ]

تنهام پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۹:

قاصدک برو برو که باتو کاری ندارم
من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

خنده ام میگیرد
وقتی پس از مدتها بی خبری
بی آنکه سراغی از این دل بگیری
میگویی دلم برایت تنگ است…
یا دلم را به بازی گرفته ای؛
یا معنای واژه ها را خوب نمیدانی
دلتنگی …. ارزانی خودت
من دیگر دلم را به خدا سپرده ام…

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

خیلی وقته دلم تنگ شده واسه کسی که بهش بگم :
۷صبح اگه بیدار بودی بیدارم کن!
اگه رفتم پشت خطش قطع کنه و بگه : جونم…
اگه باهاش قرار گذاشتم زودتر از من بیاد
یواشکی از تلفن خونه بزنگه بهم
دوستاشو بپیچونه بخاطر من
منو با تنهاییام؛ تنها نزاره..
خیلی وقته دلم تنگ شده

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۱۰:

ای آیه ی مکرر آرامش
میخواهمت هنوز
آری هنوز هم
دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند
راهی به دل بجو…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

مـن بـدم . . .
تـو خـوب بـــاش . .

دیگــر ، سراغـم را نـگـیـر

خـودم را جـایی در این زندگــی گــُم کرده ام

دنبالـــــم نگرد . . .
پـیـدایـم نـمـیـکـنی . . .

نـفـس بـکـش . .

به جـای من هـم اگر تـوانستی مهربـــــانی کن

و بـعـد از مـن …
شـبـهـا بـه سـتـاره ام لـبـخـنـد بـزن

و مـاه کـه کـامـل شد ، از جــانـب مـن آرزویـی کـن

خودت هم منت بر سرم بگذار
و فـرامـوش کـن که زمـانی بـوده ام
خـودم نـیـز ،

چـنـیـن حل شده ام،مثل یک معما . . .
راست میگفتی خیلی ساده ام . . .

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

هـمه در دنیـا کـسی را دارنــد، بــرای خودشــان…
“خــسـرو” و “شیـــرین”… “لیـلی” و “مـجنــون“…
“ویس” و “رامین”… “پیــرمـرد” و “پیرزن”…
“تــو” و “اون”…
“مــن” و “تــنهـایی“!

[پاسخ]

محمد امین (امین همین بالایی) پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۵۴:

بیست عالی خفن..و البته مثل من، “مــن” و “تــنهـایی“!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم…
توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم…

… توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای صدای ناله ی برگای سعدآباد رو در بیاریم خش خش صدا بدن؟در جوابم فقط بگه: دوربینتم بیار…

توی زمستون زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم چنارای ولیعصر منتظرن با یه عالمه برف، بعد با تردید بپرسم: میای که؟
در جوابم بدون مکث بگه : یه جفت دستکش میارم فقط . یه لنگه من یه لنگه تو…سر اینکه دستای گره شدمون توی
جیب کی باشه بعدا تصمیم میگیریم…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

همه چیز خوب بود چرا رفتی؟
چرا بی خدافظی رفتی؟
دلــــــــــــــــم برات خیـــــــــــــلی تنگه
خدایـــــــــــــــــــــــا برش گردون….

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

عشــــــــق همین است…
تو لب تر کنی
من مست و خـــــراب شوم…

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

امان از بهانه هایی
که باید برایشان
تا خود صبح یواشکی اش♥ــک بریزی

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

نمیخواهم داشته باشمت
نتـــــــرس
فقط بیا کمـــــِ در خزان خواسته هایم قدم بزن
تا ببینمت
دلم برای راه رفتـــنت تنگ شده ,,,,

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

کلافه کرده ای مرا…
چرا همیشه خنده هایت
از نوشته های من قشنــــــــگتر است؟

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

مانده ام
بلندای قامتت را باور کنم که مرد شده ای…
یا ترسی که نیمه شب
به بهانه اش بیدار میشوی و
پناه آغوشم را طلب میکنی؟؟

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

من که به نبودنت عادت کرده ام..
فقط نگران گارسن حواس پرتی هستم
که هنوز یک چشمش به در است…
و چشم دیگرش به میز و تنـــــــــهایی من؛؛؛

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

من که به نبودنت عادت کرده ام..
فقط نگران گارسن حواس پرتی هستم
که هنوز یک چشمش به در است…
و چشم دیگرش به میز و تنـــــــــهایی من؛

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

از تو چه پنهان
گاهی آنقدر خواستنی میشوی که
شروع میکنم به شمارش تک تک ثانیه ها
برای یک بار دیگر رسیدن به عــــ♥طر تنت…

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۱۷:

ای همه هستی من
این نفس ها به خدا ارزان نیست
برنمیگردد باز
شاید امروز چو بگذشت نباشم فردا
بی تفاوت مگذر…

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

خوابهایم بوی تن تو را میدهند ؛؛
نکند آن دور دستها نیمه شب
در آغوشم میگیری؟؟

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

سلــــــــــــــــــــــــــام به همگی
دلم برا همتون تنگ شده بود ببخشید ارسالیام زیاد بود. امروز تو امتحان گل کاشتم کلی ذوق کردم
امیدوارم همتون موفق باشین.
آقا مسعود تشکرات و مرسیجات فراوان

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۱۷:

سلام.ممنون.
:)

[پاسخ]

SADAFگفته :

حواسم را پرت میکنم…
ولی بازهم کنار تو می افتد!!

[پاسخ]

سمیراگفته :

دلم از نبودنت پر است…؛
آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد…!!!!

[پاسخ]

زینبگفته :

دروלּ کــ ـــــوچه قلبــ ـــــم چه غمگــ ـــینانه میپیچـב

صداے تــ ـــــــو کــ ــــــ میگفتــ ــــی

به جــ ــــز تو בل نمیبَنـבمــــ ـــــــــــــ…

[پاسخ]

زینبگفته :

کــ ـــــم باش !! اصلا هم نگراלּ گم شـבنت نباش…

آنکس ک اگر کم باشی گمت کنـב ، همانـ ــــی اωـتـــ کــ ـــــ اگر زیاد باشی، حیفت میکنـב…!!

[پاسخ]

زینبگفته :

خواستــ ــــم چشمهایش را از پشتــ ــــــ بگیــ ـــــرم…

دیدمــ ـــــ طاقت اســ ــــ م هایــ ـــی ک میگویـב را ندارمــ ـــــــــ…!!!

[پاسخ]

Shimaگفته :

chera gerefte delat,mesle anke tanhayi??i_
!cheghadr ham tanha-
!khial mikonam dochaare an rage penhane rangha hasti_
…..dochar yaani-
…..ASHEGH….-
.va fekr kon,he tanhast…agar ke maahiye kuchak dochaareaabiye daryaaye bikaran baashad-
!che fekre nazoke ghamnaaki-
sohrab sepehri e aziztar az jaan
…Tnx a lot vase saayte khooooobetoon aghaye masood…

[پاسخ]

ساحلگفته :

ساکتم.. نه اینکه دردی نیست..
نه..
گلویی نمانده برای فریاد…

[پاسخ]

ساحلگفته :

جواب یه حرفایی:

“فقط نفس عمیـــــــــــــقه”…
همین..

[پاسخ]

ساحلگفته :

جنس مخالف را می گویم

هرچقدر هم ادای محکم بودن را در بیاورد

هرچقدر هم که ادای مستقل بودن

و هرچقدر هم بگوید

ممنون،خودم از پسش بر میام

باز هم ته تهش

به سینه ی مردانه ات نیاز دارد

به دست هایت حتی

نمیدانی چه لذتی دارد

وقتی میرود تو

با نگاهت از پشت سر

بدرقش میکنی..

[پاسخ]

ساحلگفته :

به سلامــــتی اون دوست مجازی

که حتی یک بار هم ندیدیمش

اما از همین دنیای مجازی

معرفت و وفاداریش رو ثابــــت میکنه..

به سلامتی خودمون..
دم هممون مخصوصا مسعود عزیز گرم….

[پاسخ]

ساحلگفته :

عاشقانه هایی که برایت مینویسم
مثل آن چای هایی هستند که خورده نمیشوند!
یخ میکنند و باید دور ریخت!
فنجـــــانت را بده دوباره پر کنم . . .

[پاسخ]

ghazalگفته :

یک جایی میرسد که ادم دست به خودکشی میزند …
نه اینکه تیغ بردارد و رگش را بزند … نه !
قید احساساتش را میزند …

[پاسخ]

ghazalگفته :

ما از هر چه میترسیم سرمان می اید …
بیا تمرین کنیم کمی از خوشبختی بترسیم!!

[پاسخ]

ghazalگفته :

کابوس میبینم …
از خواب بر میخیزم تا به اغوشت پناه بیاورم
اقسوس …
از یاد برده ام که از نبودنت به خواب پناه برده بودم …

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

باران همیشه می بارد اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند
نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن ”

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

احساسی ترین عشقها،
سردترین پایان را دارند!!!

[پاسخ]

ghazalگفته :

تمام عمر دویدم و نرسیدم و با حیرت به کسانی نگاه کردم که
ندویدند و رسیدند .
پس ایستادم و شکستم !
لعنت بر این بودن …

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

هرگزفراموش نخواهم کرد
که برای دوست داشتن تودلی رابه دریازدم
که ازآب واهمه داشت….

[پاسخ]

ghazal پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۸:

انقدر خودمو براش کوچک کردم که فکر نکنه ازش بزرگترم
افسوس
که منو به خاطر کوچکیم تنها گذاشت …

[پاسخ]

ghazalگفته :

در خیال دیگری میرفت
و من چه عاشقانه کاسه ی اب پشت سرش خالی میکردم …

[پاسخ]

ghazalگفته :

خدایا …
هیچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه:
عشقم …

[پاسخ]

ghazalگفته :

یه زمانی فکر میکردم اگه گمت کردم
تمام دنیا را به اتش میکشیدم تا پیدات کنم …
اما حالا
حاضر نیستم حتی یه کبریت هم روشن کنم!!

[پاسخ]

yaghutگفته :

بیا ازقلمروت دفاع کن ،دارند فتحم میکنند غمها و سختی ها

[پاسخ]

yaghutگفته :

همین که با منی یعنی هنوزم یه رویایی برای زندگی هست-برای من به جز قلبت تو دنیامگه جایی برای زندگی هست؟-همین که با منی یعنی یکی هست که من دلتنگیاشو دوست دارم-کسی که با سکوتش خواب میشم کسی که من صداشو دوست دارم-چقد خوبه بدونی یک نفر هست که تو فکر تو و فردات باشه-اگه دنیا رو از دستت بگیرن یکی هست که خودش دنیات باشه-اگه من در کنار تو اسیرم تو باید پیش من آزاد باشی-چشامو رو دلم بستم عزیزم که هر جوری دلت می خواد باشی-نباشی فرصت آرامشِ من دوباره رو به یک بن بست میره-نباشی زنده می مونم من اماتمام زندگیم از دست میره-چقد خوبه بدونی یک نفر هست که تو فکر تو و فردات باشه-اگه دنیا رو از دستت بگیرن یکی هست که خودش دنیات باشه-

[پاسخ]

fatiiگفته :

بـد اخلـاق نیـستـم…
فـقـط قـرار نیست با هر کـسی خـوب بـاشـم!
لزومی نمیبـینــم !!!

[پاسخ]