آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

اگــر دری میان ما بــود،
مــی‌کــوفتــم؛
درهــم مــی‌کــوفتــم!

اگــر میــان مــا، دیــواری بــود،
بــالا مــی‌رفتــم، پــاییــن مــی‌آمــدم؛
فــرو مــی‌ریختــم!

اگــر کــوه بــود، دریــا بــود،
پــا مــی‌گــذاشتــم
بــر نقشــه‌ جهــان و نقشــه‌ای دیگــر، مــی‌کشیــدم!

امــا میــان مــا، هیــچ نیســت
هیــچ؛
و تنــها بــا هیــچ،
هیــچ کــاری نمــی‌شــود کــرد…

 

“شهاب مقربین”

موضوع : شعر و دل نوشته, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۲۰ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۴ اسفند, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

وحشت از عشق که نه !
ترس ما فاصله هاست
وحشت از غصه که نه !
ترس ما خاتمه هاست
ترس بیهوده نداریم
صحبت از کشتن نا خواسته ی عاطفه هاست
کوله باری ست پر از هیچ که بر شانه ی ماست
گله از کس نیست
مقصر دل دیوانه ی ماست

[پاسخ]

لیلاگفته :

ه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد

پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد

[پاسخ]

لیلاگفته :

ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند
نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد
با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند
بستاند این سرو سهی سودای هستی از رهی
یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند
**رهی معیری**

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

دیگربازی بس است..
شمشیرت راکنار بگذار.!
بیا دستهایمان رابشویم وچیزی بخوریم،
راستی؟چرا دستانت خونیند وپشت من
میسوزد……!”

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

من در خود..گره خوردم!
تا تو…
نه با دست!
نه با دندان!
بلکه با بوسه هایت باز کنى این گره کور را…

[پاسخ]

لیلاگفته :

دلتنگ شو تا ببینی
چگونه بهترین خاطره ها
بی رحم ترینشان میشوند

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

خدایا غم خورده ام به مقدار کافی ممنون!
میل ندارم دیگر…
میشود یک استکان مرگ برایم بریزی…

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

مرد کسی نیست که گریه نکند
مرد کسی است
که به گریه نندازد………!

[پاسخ]

لیلاگفته :

چه دوستی پاکی دارند کفش ها ..

هرکدام که گم شود ، آن یکی را ،

آواره ی خودش می کند .

حسین پناهی

[پاسخ]

لیلاگفته :

آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد

هیچ نشانه خاصی!

فقط با هر صدایی برمیگردد …

[پاسخ]

لیلاگفته :

دختر است دیگر…
گاهی دلش می خواد
بهانه های الکی بگیرد…
به هوای آغوش تو…
شانه های تو…
که بعد، تــو
آرام…
خیلی آرام…
در گوشش زمزمه کنی:

هـی تـو !! مـیـدونـی مـن عـاشـقــتــــــــــم؟…♥

[پاسخ]

لیلاگفته :

من به آمار زمین مشکوکم

اگر این سطح پر از آدم هاست

پس چرا این همه دل ها تنهاست ؟

بیخودی میگویند هیچ کس تنها نیست ، چه کسی تنها نیست ؟

همه از هم دورند …

همه در جمع ولی تنهایند …

من که در تردیدم ، تو چطور ؟

[پاسخ]

لیلاگفته :

اگر زنی را نمی خواهید دیگر…

یا برایش قصد تهیه زاپاس را دارید!

به او مردانه بگویید داستان از چه قرار است…

آستانه درد او بالاست!

یا میماند یا میرود.

هر دو درد دارد….

اینجا زمین است حوا بودن تاوان سنگینی دارد.

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

بهار بهاره امسال…موقع کاره امسال
بجای جو و گندم،کاشتنِ داره امسال…آه بهار بهاره امسال

یه خونه بی عزا نیس،یه سفره توش غذا نیس
جز اونا که امیرن،یه آدمه رضا نیس
شعر و ترانه مُردن،شاعرا رو شمردن
شبی که عروسی داشتن،به جشن گوله بردن…بهار بهاره امسال

دِه به دِه بچه ها شون بریده دست و پا شون
نصف شبا تو زندون در میارن چشاشون
یه کوچه نیس ببینی داغ جوون ندارن
این همه عاشق اونجا نام و نشون ندارن…بهار بهاره امسال

از اون همه قشنگیا خبر نیس
وطن نگو اونجا دیگه وطن نیس
وطن نگو اونجا دیگه وطن نیس
تو کوچه هاش چوبه ی داره اونجا
آدم کشی خودش یه کاره اونجا…بهار بهاره امسال

برابری برادری دروغه
تو صف مُردنم بری شلوغه
منبر و مسجد مثل قبله گاهه
ارزش جون قیمت پَر کاهه
هیشکی به فکر هیشکی نیس عجیبه
آدم تو آب و خاکشم غریبه…بهار بهاره امسال

قوم مغول اومده باز دوباره
یخ زده مغز مردم بیچاره
آفت طاعون زده جالیزارو
با نعش مردم میسازن دیوارو
نه راه پس داری نه راه پیشی
حرف بزنی همونجا کشته میشی
بهار بهاره امسال موقعه کاره امسال
بجای جو و گندم،کاشتن داره امسال
بهار بهاره امسال

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ اسفند ۴ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۴۶:

ای ول خیلی قشنگ بود دلم گرفت

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــــد دلبندم پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۵۲:

سلام خوبی ننوشتم که دلتون بگیره ها؟
چون نزدیک به حقیقت روزگارمون بود کامنتش کردم

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۳۱:

سلام ممنون…بله مرسی زیبا بود

yaghutگفته :

من از ندامت فردای اشتباه پُرم/ز من کناره بگیرید کز گناه پُرم-من از نتایج خوش باوری ، تجارب تلخ/پُرم، پُرم، پُرم ، از بار اشتباه پُرم-مرا به خلوت وجدان خویش بسپارید/که از قضاوت تو خالی کلاه ، پُرم-چگونه دست به همراهی ات بیالایم/که از خیانت یاران نیمه راه پُرم-شراب وسوسه در جان من مریز، که من/هزار پنجره از حسرت نگاه ، پُرم-

[پاسخ]

دلتنگگفته :

روز های من توأم است با تنهایی

با هزار خاطره

با هزار بی تو بودن

با….

دیگر«بایی»در کار نیست هر چه هست«بی»است

«آخر من هستم بی تو»

[پاسخ]

سمیراگفته :

شب ، التهاب ، عشق ، غزل ، نقطه چین

نامه ، جواب ، عشق ، غزل ، نقطه چین

سیگار ، گریـــــه ، خاطــــره ، آب ، قرص

آتش ، عذاب ، عشق ، غزل ، نقطه چین

باران ، حیات ، کوچـــــه ، خیابان ، سکوت

روز ، اضطراب ، عشق ، غزل ، نقطه چین

بد ، خوب ، زشت ، مرگ ، خـــدا ، زندگی

پایان ، سراب ، عشق ، غزل ، نقطه چین

ساحل ، غروب ، خسته ، خیانت ، غروب

شاعـــــــر ، طناب ، عشق ، غـــــــزل ، ……

“جلیل صفربیگی”

[پاسخ]