آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

afarineshe adam  [aloneboy.ir].

پس از آفرینش آدم خدا گفت به او:

نازنینم آدم با تو رازی دارم اندکی پیش تر آی،

آدم آرام و نجیب آمد پیش، زیر چشمی به خدا می نگریست..

نازنینم آدم! قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید،

یاد من باش که بس تنهایم..!

بغض آدم ترکید،

گونه هایش لرزید

 به خدا گفت:

من به اندازه گلهای بهشت، به اندازه عرش، نه نه من به اندازه تنهاییت ای هستی من دوستدارت هستم….

آدم کوله اش را برداشت، راهی ظلمت پر شور زمین.. طفلکی بنده غمگین؛آدم.. در میان لحظه جانکاه هبوط

زیرلبهای خدا باز شنید:

نازنینم آدم! نه به اندازه تنهایی من، نه به اندازه عرش، نه به اندازه گلهای بهشت که به اندازه یک دانه گندم

تو فقط یادم باش… نازنینم آدم، مبری از یادم!

موضوع : متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۴۲ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۱ فروردین, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
faranakگفته :

یکی را دوست دارم ولی او هرگز نمیداند…نگاهش میکنم تا شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست دارم ولی او هرگز نمیخواند…خدایا چی کار کنم که از نگاه من بخواند که او را دوست دارم….

[پاسخ]

من و تنهاییگفته :

خیلی حس خوبیه که یه نفر عاشق آدم باشه آدم هم عاشق اون باشه
ولی اوج خوبی اونجاس که اون یه نفر خدا باشه اونیکی هم بنده

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۴۶:

آره، واقعا لذت بخش ترین حسه وقتی بتونیم دوست داشتن خدا رو با تمام وجود حس کنیم

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۳۳:

میخوام براتون یه ماجرای واقعی تعریف کنم
یه روز که کلاس دانشگاه تموم شد، به سمت جایگاه سرویسهای دانشگاه به راه افتادم. یک دفعه دلم خواست کسی دم در منتظرم باشه(نه اینکه کسی منتظرم نباشه، اعضای خونواده توی خونه منتظرم هستن) توی جایگاه هیچ کس نبود، من نشستم و منتظر سرویس شدم، سرم پایین بود وقتی سرم رو بلند کردم ناگهان دیدم یه پرنده کوچک و زیبا داره نگام میکنه و به سمتم میاد و اصلا نمیترسه تا سی سانتی من آمد بعدش با اومدن چند نفر دیگه، راهش رو کج کرد و رفت پشت صندلی که من بودم دنبالش رفتم اونم برگشت و نگاهم میکرد، اونقدر آروم بود که حتی ازش عکس گرفتم. از خدا تشکر کردم که فرستاده خودشو برام فرستاد که بگه من همیشه منتظرت هستم، ازش تشکر کردم که آرزویم را برآورده کرد و مرا بیشتر از پیش شیفته خود کرد.
خدایا خیلی دوستت دارم، مرا ببخش اگر نتوانسته ام شکرت را و حق عاشقی و معشوقیت را به جا آورم

[پاسخ]

atenaگفته :

وقتی نیستی انگار هیچکس نیست

سَرَم شلوغ است اما دلم گرم توست

چنان گرم تو که گاهی خودم را فراموش میکنم

و این نبودن هایت چقدر ارزش حضورت را به رخم میکشند

به قول سعدی :

دل و جانم به تــو مشغول و ، نظر در چپ و راست

تا ندانند حریفان که تو منظور منی

دیگران چون بروند از نظر ، از دل بروند

تو چنان در دل من رفته ، که جان در بدنی

[پاسخ]

atenaگفته :

دست مریزاد پروردگارم

چه پوست کلفتی برایم آفریدی …

که تاب تازیانه سرنوشت را بیاورد

چه دل صبوری به سینه ام سپرده ای …

که شده گورستان آرزوهایم

و چه شانه هایی …

که این چنین بارسنگینی را بدوش میکشند و نمیشکنند

و چه چشمان منتظری که باید ببینند و نخواهند

وچه گوش هایی که …

نصیحت نصیحتگران زاهد امروز ،

دنیاپرست دیروز را باید بشنوند

[پاسخ]

atenaگفته :

هر بار تنهایی ام را باکسی قسمت کردم

بارفتنش تنهایی ام چندین برابر شد

حالا دیگر در ازدحام تنهایی خودم را گم کرده ام

بدجور دلم هوای خودم را کرده است

[پاسخ]

atenaگفته :

کبودی لب هایم ، نه از دود است نه از بیماری

از بغض ها و حسرت های فرو خورده این ۱۳ سال است

که کماکان روحم را میتراشند

و این سریال تلخ همچنان ادامه دارد …

[پاسخ]

atenaگفته :

حس خوبیه …
به خودت میای میبینی ،
به کسی که رهات کرده و بدجور بهت ظلم کرده ..
دیگه نه نیازی داری..
نه احساسی……..
ولی اون …
داره از بی تو بودن میمیره …….

[پاسخ]

atenaگفته :

حـالا کـه میـخـواهـی بـروی

لطفــا قـدمـهـایـتـــ را تنـدتـر بـردار

دلـم را فـرستــاده امـ دنبـالـِـ نخــود

سیـــاه . . . !
.
.
.
نـمـی دانـمــ از کجــا نـخــودسیـــاه گیـر آورد!

پشتـِـ سـرتـــ افتـــاد بـه روی سنـگــ فـرشــ

هـای پیـــاده رو . . .

[پاسخ]

atenaگفته :

تنت در آغوش کسی

و دلت پیش دیگری باشد!

هزار خطبه هم که بخوانند

خیانت است…!!

[پاسخ]

atenaگفته :

گفتـــی : تـــا شقایـــق هســـت …

“زندگـــی ” بایـــد کـــرد …

شقایـــق هســـت …

“تـــــــــو ” نیستـــی …

چـــه بایـــد کـــرد ؟!!!

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

گفت روزی به من خدای بزرگ

نشدی از جهان من خشنود!

این همه لطف و نعمتی که مراست

چهره‌ات را به خنده‌ای نگشود!

این هوا، این شکوفه، این خورشید

عشق، این گوهر جهان وجود

این بشر، این ستاره، این آهو

این شب و ماه و آسمان کبود!

این همه دیدی و نیاوردی

همچو شیطان، سری به سجده فرود!

در همه عمر جز ملامت من

گوش من از تو صحبتی نشنود!

وین زمان هم در آستانه مرگ

بی‌شکایت نمی‌کنی بدرود!

گفتم: آری درست فرمودی

که درست است هرچه حق فرمود

خوش سرایی‌ست این جهان، لیکن

جان آزادگان در آن فرسود

جای این‌ها که بر شمردی، کاش

در جهان ذره‌ای عدالت بود.
فریدون مشیری

[پاسخ]

atenaگفته :

” خاطرات ”

اگر میدانستم روزی

طناب دارم خواهید شد ,

هیچوقت …

نمی ساختم تان …!

[پاسخ]

atenaگفته :

میتــرســَــم بـَــرایت
خـــواب بــِــبینم
و تـو
تعبیـر دیگـَران شـَـوی .

[پاسخ]

atenaگفته :

شما که غریبه نیستید …

آره … آره … آره …

تاریخ مصرف داشتم !!!

[پاسخ]

atenaگفته :

گاهی جلوی آینه می ایستم

خودم را در آن میبینم ! …

دست روی شانه هایش میگذارم …

و می گویم :

چه تحملی دارد دلت …

[پاسخ]

atenaگفته :

اینجا آخر دنیاست …

حرف از مرام و مردونگی نزن دایی …!

اینجا جواب معرفت , جواب دوستی و وفا ,

جواب مرد بودن و سر قولت موندن , فقط یه چیزه …

هی خره !! خوب سواری دادی , دمت گرم !!!!

[پاسخ]

atenaگفته :

خدایا

اجازه هست ناصبوری کنم ؟

به خداییت قسم،

از صبوری خسته ام !

از فرباد هایی که در گلویم ماند و میماند،

از اشک هایی که شبها تنها بالشم

و تو شاهد ان هستی.

و از حرفهایی که

زنده ب گور گشت در گورستان دلم.

اسان نیست

در پس خنده های مصنوعی،

گریه های دلت را،

در پشت هزاران دروغ پنهان کنی!

خدایا ….

ارزوی پروازدارم.

صدایم را بشنو ای تنها امیدم…

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۰۸:

صدایم را بشنو اى تنها امیدم …
تنهام خیلى …

[پاسخ]

atenaگفته :

ذائقه ام پیر شده

۱۷ سالگی ام ؛

طعم پنجاه سالگی دارد…

[پاسخ]

atenaگفته :

نترس عشق من …

برو…

نگران هیچ چیز هم نباش …

من به هیچ کس نخواهم گفت ,

که مردانه

پای همه ی نامردی هایت ایـستادم ..!

[پاسخ]

atenaگفته :

ﮔﺎهــــــی ﻣﻌﺸــــﻮﻕ ،

ﺑــــﺮ ﺧــــﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿــــﻦ ﻓﯿﺰﯾــــﮏ ﻋﻤـــﻞ ﻣﯽﮐﻨـــﺪ.

ﻫـــﺮ ﭼـــﻪ ﺑـــﻪ ﺍﻭ ﻧﺰﺩکتـــر میشـــوی ،

ﺩﻭﺭﺗـــﺮ ﺑـــﻪ ﻧﻈـــﺮ می ﺭﺳـــﺪ.

ﻫـــﺮ ﭼـــﻪ ﻓﺎﺻﻠـــﻪ اش ﺑﯿﺸﺘـــﺮ می ﺷـــﻮﺩ ،

بـﺰﺭگتـــر ﺑـــﻪ ﻧﻈـــﺮ می ﺭﺳـــﺪ.

ﭼﺸـــﻢ ﻣﯽﺑﻨـــﺪﯼ ،

می ﺑﯿﻨﯿـــﺶ.

ﭼﺸـــﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨــــﯽ ،

ﻧﯿﺴـــﺖ.

ﻫﺮﮔـــﺎﻩ ﺩﯾـــﺪﯼ ﭼﻨﯿـــﻦ ﺍﺳـــﺖ ،

ﺻﻤﯿﻤﺎﻧـــﻪ ﺑـــﻪ ﺧـــﻮﺩﺕ ﺗﺴﻠﯿـــﺖ ﺑﮕـــﻮ !

[پاسخ]

atenaگفته :

خسته ام… خسته!

باید یک به یک آرزوهایت بر باد برود،

تا بدانی وقتی میگویم خسته ام

یعنی چه!

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۱۱:

درکت مى کنم …..خسته ام …خسته…
لایک

[پاسخ]

atenaگفته :

بـــه هــمــه گفتـــه ام

دیـــگــر دوُسـتــش نــدارم…

بـــه خــودم چـــه بــگویـــم…؟!!

[پاسخ]

atenaگفته :

تو میدانی

از مرگ نمی ترسم

فقط

حیف است هزار سال بخوابم

و خواب تو را نبینم…

[پاسخ]

atenaگفته :

خیــــــــانت کرده…؟؟؟
شب ها به یادش
گریه می کنی؟؟!
ناراحت نباش…
یه روز تو تنها
آرزوی زندگیش می شی!!!
این بدترین انتقامــــــــــــه…

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۱۲:

یعنى میشه …؟محاله ….

[پاسخ]

mary پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۳۳:

نمیــــــــــــــــشه

[پاسخ]

atenaگفته :

دلم دردمیکند…امانه ازآن دردها که بایک مسکن وقرص دل درد خوب شود

ازآن دردهاکه دلش کمی نمک میخواهدتابپاشدروی زخم هایش ودل سیری بسوزدوگریه کند…شایدآرام شود…….

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۲۴:

ولی سردردم و چشم دردم با مسکن خوب نمیشود

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۱۸:

فاطمه جون
این روزها هیچ دردى خوب نمیشه ..منم سردرد…چشم درد…..دیگه هیچ حسى ندارم..
دستو پاهام حس نداره
مثل یک مرده متحرکم …هیچى نمى فهمم ..

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۵۳:

مریم جون از همدردیت ممنونم
ان شاالله سلامت بشی و همه دردهات و غصه هات از بین بره.

atenaگفته :

دوباره سفره عید از نبودن تو پر است

قبول نیست …مگر انتظار سین دارد….؟

[پاسخ]

atenaگفته :

آدمها دق می کنند و یادشان می رود این را به دیگران بگویند !
آدمها دروغ می گویند و یادشان می رود جمعش کنند !
آدمها سگ می شوند و یادشان می رود پاچه را ول کنند !
آدمها تصمیم می گیرند و یادشان می رود عقل ندارند !
آدمها می روند و یادشان می رود بگویند به کجا !
آدمها می روند و یادشان می رود برگردند !
و آدمها هیچ وقت آدم نمیشوند

[پاسخ]

atenaگفته :

تمام “دارم هایم” را گرفتی

دیگر هیچ “ندارم”

حتی دوستت…

[پاسخ]

atenaگفته :

امروز……

کسی دلم را شکست

که همه ی دلم بود

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۲۵:

کسی دلم را شکست
که همه دلم بود

[پاسخ]

atenaگفته :

من اینجام!

جایی که وقت رفتنت ایستاده بودی

و مرا نگاه میکردی

آمده ام اینجا تا ببینم

از اینجا چه گونه بودم که اشکهایم را ندیدی؟؟؟؟

[پاسخ]

سمانهگفته :

کسی اشکانم را پاک نمی کند

وبگوید اشک نریز تو مرا داری …

.زندگی در اعماق عادت ها

هیچ فرقی با مرگ…………………..

[پاسخ]

تنهاییگفته :

ازهرچی عشق وعاشقی بیزارم

[پاسخ]