آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

زندگی مرا بارها درهم کوبیده
چیزهایی دیدم که هیچگاه نمیخواهم دوباره ببینم
اما از یک مسئله مطمئنم
هرگز روی زمین نخواهم ماند
همیشه بلند خواهم شد
هرگز و هرگز و هرگز تسلیم نخواهم شد

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۳۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۴ شهریور, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
naziگفته :

بعضی وقت ها …
چنان کیشت می کنند …
که سالهای سال مات می مانی …

[پاسخ]

tanhaگفته :

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودالی عمیق افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است، به دو قورباغه دیگر گفتند که راه چاره ای برای خروج از چاله نیست و شما به زودی خواهید مُرد.
دو قورباغه، این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توان کوشیدند تا از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند.
بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت و سر انجام به داخل گودال پرت شد و مُرد.
قورباغه دیگر اما با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که تلاشِ بیشتر فایده ای ندارد، او مصمم تر می شد؛ تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد.
وقتی بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: «مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟»
معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند.

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۱۷:

جالب بودها ولی تفهیم نشدم
الان نتیجه اخلاقی این چی بود؟؟
اینکه دست از تلاش بر نداریم؟یا به حرف بقیه توجه نکنیم؟یا ناشنواباشیم؟

[پاسخ]

samira پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۱۱:

مفهومش اینه که هیچ وقت دست از تلاش برندار
و به حرف هایی که باعث تخریب روحیت میشه توجه نکن

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۲۷:

ok,mer30 samira joon k tozih dadid

samiraگفته :

سخت ترین فعلی که برایت به سادگی صرف کردم
عمرم بود …

[پاسخ]

samoor پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۳:

حال کردم دمت گرم

[پاسخ]

مسعودگفته :

اگر قبل از آمدن کسی خوشبخت بوده اید
بعد از رفتنش هم می توانید خوشبخت باشید!

[پاسخ]

لیلاگفته :

دست به دامن خدا که می شوم،….
چیزی آهسته درون من به صدا می آید
که …
نترس!!!! …
از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست ….!!!
با خدا که باشی هرگز روی زمین نخواهی موند…
مرسی قشنگ بود…

[پاسخ]

zahraگفته :

باد با چراغ خاموش کاری ندارد
اگر در سختی هستی , بدان که روشنی . . .

[پاسخ]

zahraگفته :

یادم رف بگم لینک پایینشم یه تصویره که دیدنش خالی از لطف نیس.

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۰۳:

تصویرتون رو ایمیل کنید تا به نظرتون ضمیمه بشه

[پاسخ]

zahra پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۵۴:

به کدوم ایمیل باید بفرستم؟

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۵۶:

Masoud_Ravi@yahoo.com
آدرس دقیق نظری که میخواهید پیوست بشه رو هم بفرستید.

samoorگفته :

تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!
یکی دیروز و یکی فردا .

[پاسخ]

samoorگفته :

خوبی بادبادک اینه که
می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده
ولی بازم تو آسمون می‌رقصه و می‌خنده .

[پاسخ]

samoor پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۶:

خداییش از این یکی خودم هم حال کردم

[پاسخ]

زیبـــــــــــا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۱۷:

آره باحال بود مرسی

[پاسخ]

نداگفته :

روزی خواهــ ـ ـ ـ ـ ـــد آمد…
کــه درجایی دور در آغوش دیگری بیقرار هم باشیمــ…

آن روز هردوفاحشه ایمــ ـ ـ ـ ـ!

[پاسخ]

نداگفته :

خسته ام…
شاید از بی کسی…
شاید از بی هم نفسی…
و شاید از روزهایی که پی او دویدم…اما او حتی صدای نفس نفس زدنم را نشنید…

[پاسخ]

Maedehگفته :

همیشه بهترین ها مال من بوده و هست…
اگه مال من نشدی، بدون حتما بهترین نبودی!
ب نظرم وقتی می بینی اونی رو از دست دادی ک خیلی دوسش داشتی، باید همینجوری فک کنی… شاید اینجوری بتونی راحت تر با نبودنش کنار بیای…

[پاسخ]

ترانه پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۳۸:

یعنی به عبارت دیگر سر خود را گول بمالیم !!!

[پاسخ]

Maedeh پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۲۲:

نه خب!
بعضی وقتا هم واقعا اینجوریه

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۵۵:

چارلی چاپلین میگه :آخر هر چیزی خوبه .اکه خوب نشد بدون هنوز آخرش نشده !

[پاسخ]

ویداگفته :

ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻳﻜــﮯ ﺑﻬــﻢ ﮔـﻔــﺖ ﺑــﺮﻭ ﺑــﻤــﯿــﺮ ……

ﻣــﮯ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑــﮕﯿــﺮﻡ ﺑﻐـــﻠـﺶ ﻛــﻨﻤــﻮ ﺑﺒــﻮﺳــﻤـﺶ

ﻣـــﺪﺗﻬﺎ ﺑـــﻮﺩ ﮐﺴـــﮯ ﻫــﻤﭽــﻴﻦ ﺁﺭﺯﻭﮮ ﺯﯾﺒﺎﯾــﮯ ﻭﺍﺳــﻢ ﻧﮑــﺮﺩﻩ ﺑــﻮﺩ

 

[پاسخ]

زهراگفته :

اگر قبل از نبود کسی خوشبخت بوده ای بدان باز هم میتوانی خوشبخت باشی من خودم عاشق نشدم درکتون نمیکنم ولی اینو میدونم که ینفر نباید همه چیزت بشه وقتی هیچی معلوم نیست هروقت نامزدت شد اون موقع همه چیزت بشه و ازخودتم بیشتر دوسش داشته باش

[پاسخ]

آرتیمسگفته :

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.

به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت:

“عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن.”

لا به لای هق هقش گفت: “اما با یک روز… با یک روز چه کار می توان کرد؟ …”

خدا گفت: “آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید”، آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: “حالا برو و یک روز زندگی کن.”

او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: “وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم..”

آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ….

او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ….

اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.

او در همان یک روز زندگی کرد.

فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: “امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!”

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است.

امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۳۰:

خیلی خیلی قشنگ بود…
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که
نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر ازبودن توست
“زندگی را دریاب”

[پاسخ]

بیتا پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۹:

زندگی زیباست ای زیبا پسند
زیبه اندیشان به زیبایی رسند
انچنان زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان از جان گذشت

[پاسخ]

لیلاگفته :

پرسیدم….. ،
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با کمی مکث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .
پرسیدم ،
آخر …. ،
و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم این نیست که قشنگ باشی … ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
کوچک باش و عاشق … که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..
داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد …
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،
آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..
مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو … ،
مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ..
به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به … ،
که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد :
زلال باش …. ،‌ زلال باش …. ،
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ، زلال که باشی ، آسمان در تو پیداست..

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۸:

آفرین و دیگر هیچ

[پاسخ]

دنیا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۳:

عاشق متناتم دمت گرم این متن فک کنم گریه نداشت ولی نمیدونم چرا اشکای من درومد

[پاسخ]

ترانه پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۱:

تو کوچک باش و عاشق ، عشق خود میداند آیین بزرگ کردنت را ….
مرسی . قشنگ بود

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۰۲:۱۷:

خواهش خانومی

[پاسخ]

masiگفته :

خدایا دستم کوتاه است با تمام غفلت هایی که انجام دادم… تو بلندم کن…
مرسی مسعود جان…

[پاسخ]

Maryamگفته :

همون طور که میکن:
افتادن جائز هست اما ایستادن دوباره اجباریست.

[پاسخ]

katayoonگفته :

ماهیگیر دلش سوخت اینبار ماهی بودکه ازتنهایی قلاب را رهانمیکرد……..!!!!!!!

[پاسخ]

بیتاگفته :

بزرگترین دریا ارام است پس ارام باش تا بزرگترین باشی.

[پاسخ]