آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
حسینگفته :

گفتمش: دل می‏خری؟! پرسید چند؟! ..

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند…

خنده کرد و دل ز دستانم ربود….

تا به خود باز آمدم او ..رفته بود..

دل ز دستش روی خاک افتاده بود..

جای پایش روی دل جا مانده بود……

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۴۶:

قشنگ بود
مرسی

[پاسخ]

حسینگفته :

پاییز است و
هـــَــــــوای
حـوصـِله ام
تعطیــــــــل
اســـــــــت !

[پاسخ]

سوماگفته :

وقتی مردم بالشم را با من دفن کنید!!
لازمش دارم…
او تنها شاهد گریه های پنهانی من
“برای اوست”

[پاسخ]

سوماگفته :

که مردم شین و گریانت به من چی؟
له سه ر گۆرم له خۆ دانت به من چی؟
که نه ت هیشت تیری چاوانت ببینم
ده ئیستا شینی چاوانت به من چی؟

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

ماهی شدم که غرق تو باشم
ولی مرا
با تنگ در مقابل دریا گذاشتی…
سورنا جوکار

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

از حساب و کتاب بازار عشق
هیچ گاه سردرنیاوردم
وهنوز نمیدانم
چگونه میشود هربار که تو
بی دلیل ترکم میکنی
من بدهکار تو میشوم!

[پاسخ]

شهریوریگفته :

از اینکه عادت کرده ام ترا به یک نام مشخص
یک ترانه ی آرام
یک دعای ثابت
بنامم و بخوانم و بخواهم، عذر می خواهم
عذر می خواهم که در خواب هایم
از آنچه هستی گاه زیباتری و گاهی
آنقدر دور ایستاده ای که پیدا نیستی
من ترا میان زمزمه ها نوشتم
میان یک آواز قدیمی
که از دهان تو بیرون می ریخت
و از لب های تو آب می خورد..
من ترا از اندوه گرفتم
از خدای غمگینی که از عشق اش، باران
از خنده اش، غروب و
از خاطره اش، تنهایی را نشان داد
پس به من حق بده زیبایم
ترا آنگونه که هستی نخوانم و
اینچنین که می نویسم، نباشم…

سیدمحمد مرکبیان

[پاسخ]

شهریوریگفته :

حتی اگر نباشی .. می آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان
سراب را ..

قیصر امین پور

[پاسخ]

شهریوریگفته :

ســـوء تفـــــاهم
یعنــــی
عین ِ تنهــــــایی ،
در رویـــــــایِ او …

عصمت امید

[پاسخ]

شهریوریگفته :

شعری به دنیا آورده ام
نمی دانم ….
پدرش خواهی ماند یا نه…

سارا کاظمی

[پاسخ]

حسینگفته :

هی بهانه نیار بــــــاور کــــن طالعت از ازل به نــــــــــام من است

در کدام آیه این نوشته شده؟ ” ما به هم سرد و نیمه جان برسیم”

من کنار تـو از همان اول ، خبری از سوار و رفتن نیست

می شود با طراوت دستت ما به پایان این خزان برسیم

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۴۴:

بیا تا عشق را باور کنیم
بیا تا تپیدنهای دل را باور کنیم
تا به پایان خزان برسیم

[پاسخ]

حسینگفته :

دوستت دارم بله,انقدر فراوان که
از هر رگی که ببری احساس میریزد
ژاله قیصری

[پاسخ]

حسینگفته :

تلخم !

مثل حلوای کسی که

دوستش داشتی…

[پاسخ]

saraگفته :

ﮐﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ؟
نخیرم ﺩﺭﻭﻏﻪ ….
باور نکنی هاااااااااا
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﻤﺖ ﻧﻔﺴﺎﻡ ﺗﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﻮ ﭘﺎﻣﻮ ﮔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ …
فقط همین…
ﻓﻘﻂ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﻢ ﻧﯿﺲ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺑﻬﺖ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﺸﻢ، ﻭ ﭼﺸﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺮ ﻧﺪﺍﺭﻡ …
فقط همین….
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﺕ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﻡ ….
فقط همین….
ﻓﻘﻂ ﻃﺎﻗﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯿﺘﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ …
فقط همین ….
ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺻﺪﺍﺕ ﺁﺭﻭﻣﻢ ..
فقط همین ….
ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺯﺑﻮﻧﻢ ﺑﻨﺪ ﻣﯿﺎﺩ
فقط همین …
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯾﺖ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ …
فقط همین….
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺗﻢ …
فقط همین …
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﺶ ﺩﻟﻢ تند تند ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ …
فقط همین….
ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﯿﺪﻩ …
فقط همین ….
ﻓﻘﻂ ﻧﻔﺴﺎﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭﺻﻠﻪ ….
ﻓﻘﻂ ……
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿنه همین….

[پاسخ]