آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سحرگفته :

من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند ،
و مهم نیست که هستید و کجا زندگی میکنید ،
اگر مقرر شده که دو نفر با هم باشند ،
هیچ مرز و مانعی بین انها وجود نخواهد داشت
” جولیا رابرنز “

[پاسخ]

سحرگفته :

هر چه دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو ، چه برکتی دارد دوست داشتنت.

[پاسخ]

سحرگفته :

آن قدرها
هم روی وقار من حساب نکن …
قطب زمین هم که باشم تورا که میبینم
یخ هایم آب میشود…

[پاسخ]

سحرگفته :

تقصیر برگها نیست ،
آدمها همینند!..
نفس میدهی …
له ات میکنند!…

[پاسخ]

سحرگفته :

اگه دیوانگی نیست پس چیست ؟
وقتی در این دنیای به این بزرگی..
دلت فقط هوای یک نفر را میکند…!

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه ،فرصت خوبیست برای دیدن مسبر طی شده
و نگریستن به راهی که پیش روست…! گاهی برای رسیدن باید نرفت…!!!!

[پاسخ]

مریمگفته :

آره واقعا موافقم

کاش وقتی یکی رفت خاطراتشم با خودش میبرد.

برای من یکی که همیشه خاطراتم داغونم کرده چون خیلی دیر از ذهنم پاک میشن!!!

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

در بن بست هم راه آسمان باز است…
پرواز را بیاموز!!!
برای داشتن چیزی که تا به حال نداشته ای
کسی باش که تا به حال نبوده ای…

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

مــــــــــــــــــــــــــن تو را باز کجا خواهم یافت ؟!
جز در اندیشه ی خویش!!!
و به جز صبرو شک
چـــــــــــــــــــــــیست افسانه ی عمــــــــــــــــــــــر؟!!!

[پاسخ]

از نفس افتادهگفته :

امشب خسته تر از هر روزم
کاش میشد گوشه ای نوشت خدایا خسته ام فردا بیدارم نکن
سلام یک سال بود با کسی که عاشقانه دوستش داشتم ومیپرستیدمش تموم کرده بودیم به خاطر یک سری مشکلات حالا برگشته و میخواد ادامه بدیم اما من دو دلم با اینکه خیلی دوستش دارم ولی از شکست دوباره میترسم از طرفی هم طاقت دوریشو ندارم با خودمم هم تصمیم گرفتم اگه خواستم ادامه بدم دیگه مثل قبل زیاد محبت نمیکنم آخه راسته میگن بیوفایی کن وفایت میکنن گر وفا کردی خیانت میکنند شاید تجربه هاتون و نظراتون تو تصمیمم تاثیر بذاره
ممنون

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۳۹:

سلام عزیز دلم نوشتیطاقت دوریشو نداری کاملا اشتباه میکنی چون یکسال با نبودنش ادامه دادی و عادت کردی و نوشتی اگه باهاش باشی دیگه اون آدم با محبت سابق نیستی بنظرم اینجاهم داری اشتباه میکنی آدمی که مهربونو با محبته همیشه همینجوریه یعنی تو ذاتشه نمیتونه ترکش کنه یا حتی کمش کنه خوب خوب فکراتو بکن و عاقلانه تصمیم بگیر یادت نره که تو یکسال بدون اون تونستی زندگی کنی پس بازم میتونی البته اگر بخوای
موفق باشی

[پاسخ]

زیبا پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۲۴:

ناراحت نشیااا ولی …
آدم ها تنها که نباشند ، می روند …
تنها که می شوند ، برمی گردند …
وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : “هِررررری

… نازنینم درست میگه

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۱۰:

سلام .منم با نازنین جون موافقم…عاقلانه تصمیم بگیر نذار فقط احساست خودشو نشون بده…مراقب زنگیت باش …شاد و موفق باشی.

[پاسخ]

Neda پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۳۶:

فقط یه جمله::
تنها شده ک برگشته…
وگرنه برنمیگشت…

[پاسخ]

سمیرا پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۰۴:

ولی اینم در نظر بگیر عزیز که برای رسین به چیزی که قلبا میخوای باید گذشت داشته باشی البته به شرطی که ببینی طرف مقابلت ارزش این گذشتتو بداشته باشه و اونم بخواد که واقعا گذشته رو جبران کنه و پشیمون باشه….واگه ثابت کنه که ارزششو داشته اونوقته که طعم شیرین گذشتو میفهمی…!!!
به نظر من مستقیم به چشماش نگاه کن وسکوت …!!!این مطمئن ترین راهیه که میتونی بفهمی واقعا پشیمونه و برای توئه که برگشته یا به قول زیبا تنها شده و به خاطر اینه که اومده سمتت…..هر چی بتونه دروغ بگه نگاه هیچوقت نمیتونه….من خودم همیشه ازین راه حرف دل طرف مقابلمو میفهمیدم و حتی اینکه آلان داشت به چی فک میکرد!!!
به خاطر همینه که میگن نگاهت هرقدرهم که غلط املایی داشت نمره اش صفر نبود…..!!!!!

[پاسخ]

هستیگفته :

یه سلام گرم به همه بچه های گل سایت
ویه سلام گرمتر به مدیر محترم سایت.
نازنین جان,لیلا,حدیث,مریم,ترانه,آیدا, دختر بارون, جناب آرتمیس,امین,نیما,غمــگین! و همه بچه های گل
جاتون خالیه. زودتر بیاین

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۱۶:

دنیایم را به لبخندت میبخشم …هراسی نیست! تو شاد باشی دنیا دوباره از آن من است.
تقدیم به هستی جان…

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۱:

مرسی عزیزم

[پاسخ]

امین پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۲۴:

سلام..
اسم منم امینه اما اولین باره اومدم اینجا…
باحالین عاشقاااااااا

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۰:

پیام هایم گاه گاه است! آنچه ابدیست ، یاد توست…

سلام هستی خانم ممنون که به یادمون بودی

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۰:

دوستای خوب از یاد رفتنی نیستن

[پاسخ]

هستیگفته :

به “یاد هــــــــــــــــــــم” بودن قشنگترین هدیه ای ست
که نیاز به “باهـــــــــــــــــــــم” بودن ندارد

(اینم تقدیم به وجود نازنین همتون)

[پاسخ]

ziba پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۱۴:

فدات

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۴۲:

گفت از دوست چه دیدی که چنین مسروری؟؟؟
گفتم از دوست همین بس که ز ما یاد کند

سلام هستس جان فدای دل مهربونت بشم مرسی که بیاد من بودی

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۱۶:

برای تو که هیچوقت یاد نگرفتی بد باشی
یه دنیا خوبی آرزو دارم…
سلام هستی جان ممنون خانومی که به یاد ما بودی

[پاسخ]

هستیگفته :

تو چه میفهمی از روزگارم؟
از دلتنگـــــــــــی ام؟
گاهی بخدا الـــــتماس میکنم خوابت را ببینم
میفهمی؟
فقـــــط خـــوابت را…

[پاسخ]

Roham پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۲:

گاهــــــــــِ تنهاییم
آنقدر عمیق است
که در آسمان هم
احساس میـــکنم
در قفـــــــــــــــسم

[پاسخ]

مژده پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۳۹:

دلم……..
یک شب تنهایی میخواهدبا
یه عالمه تو و گوشه کنارهای اغوشت!!!

[پاسخ]

نیوشا پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۰۳:

♥ بازوهایم را در هم گره میکنم…
امشب هم در آغوش خیالم هستی ♥
♥ ♥ ♥ ♥

[پاسخ]

امینو ( امین ) پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۵۶:

هستی، رهام، مژده و نیوشا جملات همگی خیلی قشنگ و دلنشینند

[پاسخ]

هستیگفته :

دلـــم رفتن میخواهد
روی ریلـــــها منتظرم
تا با اولین قطار از این دنیا بروم….

[پاسخ]

هستیگفته :

بیهوده تلاش نمیکنم
دیگر هیچ (تو) یی با من (ما) نمیشود
تو را من (تو) کردم….در همین چند خط عاشقانه
وگر نه تو همان (او) ی دیروزی….

[پاسخ]

هستیگفته :

تمام “امن یجیب” های دلم را
گره زده ام به کلماتت
و روانه آسمان کرده ام
خاتون خوب خواب و خاطره…
من مطمئنم خدا تو را برای دلم
…نگه میدارد…

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۴۳:

کاش میشد
بعضیارو دوباره پس داد به مادرشون!
” بیا مامانش, اینو بگیر دوباره بزرگ کن…
این خوب از آب در نیومده…”

[پاسخ]

امینو ( امین ) پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۵۸:

سحر محشر بود

[پاسخ]

هستیگفته :

تا میخواهم دستم را از دستانت جدا کنم
صــــبر می آید…
چقدر این عطسه های زمستانی را دوست دارم

[پاسخ]

نیوشا پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۲۳:

♥چقدر دلم بهانه ی با تو بودن را میگیرد
وقتی تو نیستی همه ی ساعاتم پوچ و بی هدف
میـــــــــــــــــــــــگذرد♥

[پاسخ]

هستیگفته :

چگونه درگیرت نباشم؟
وقتی فندک یادگاریت
سیگاریم کرد….

[پاسخ]

نیوشا پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۰۱:

♥ گفت با “عشق” یه جمله بساز
گفتم من با عشق جمله نمی سازم…
دنـــــــــــــــــــــیامو میسازم♥

[پاسخ]

هستیگفته :

ما به هم نمیرسیم…
اما
بهترین غریبه ات می مانم
که تو را همیشه دوســــــت خواهد داشت

[پاسخ]

هستیگفته :

دوستش دارم
اما میترسم بگویم و
بگوید: مرس
بگوید : ممنون
یا هر چیزی جــــــز: “من هم دوستت دارم”

[پاسخ]

نیوشا پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۵۹:

مرسی هستی جان خیلی قشنگ بود

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۳:

تشکرات عزیزم

[پاسخ]

هستیگفته :

چمدان خریده ام
یک دنیا آرزو دارم
که باید به گور ببرم…

[پاسخ]

ایمان پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۲۶:

هراس…
یعنی…
من باشم و تو باشی
ولی حرفی برای گفتن نباشد…
و من چقدر پر از هراسم امروز…

[پاسخ]

هستیگفته :

دیروز دستهایش میان دستهایم بود
امروز عکسش
فردا سیگـــــــار

[پاسخ]

هستیگفته :

بیا یک شب
فقط یک شب
جایمان را عوض کنیم
من خیانت میکنم!
تو فراموش کن…

[پاسخ]

zibaگفته :

یکی از لذتهایی که دیگه ندارم…
اینه که بزرگترین بحثهای زندگیم اینا باشه:
کی اول گوشی رو قطع کنه..
اگه ۵ دیقه دیر کنم با صدتا اس ام اس و ۵۰تا میس کال نگرانم بشه..
توی بزرگترین مهمونی ها باشم و از اول تا آخر بهش اس بدم و بگم تو نباشی همه جا تنهام…
برای خرید کردنش فقط و فقط حضور و نظر من مهم باشه نه خودش و خریدش

[پاسخ]

zibaگفته :

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ
ﯾﻪ ﺷﺒﺎﯾﯽ
ﺑﻪ ﯾﻪ ﺍﺩﻣﺎﯼ ﺧﺎﺻﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﯼ
ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﯼ ﺷﻤﺎﺭﺷﻮ ﺑﮕﯿﺮﯼ
ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﺱ
ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺑﺨﻮﺩﺕ
ﻣﯿﺎﯼ
ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﯼ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ
ﺧﺎﻟﯽ ﺑﯿﺠﻮﺍﺏ
ﺍﺷﮑﺎﺕ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﺪﻥ
ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﯿﮕﯽ
ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﺍﺧﺮﺵ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺷﺪ …?

[پاسخ]

zibaگفته :

فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد …
فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد …
فقط رفت … فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت : راحت شدم …
.

[پاسخ]

zibaگفته :

هیس …
حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام
بگو کسی حرفی نزند
بگذار لحظه ای آرام بگیرم

[پاسخ]

zibaگفته :

گاهی یه جور غمی تو دلته که هرچی می گردی دلیلشو پیدا نمیکنی !
این جور غم ها بیشتر از ناراحتی ، آدمو کلافه می کنه !

[پاسخ]

zibaگفته :

تقصیر تو نبود !
خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها خاموش شود !
خودم شعرهای شبانه اشک را فراموش نکردم !
خودم کنار آرزوی آمدنت اردو زدم !
حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند ،
نه تو چیزی بدهکار دلتنگی این همه ترانه ای . . .

[پاسخ]

نازنینگفته :

موههای سفید و با رنگ می پوشونیم، چهره ی غمگینو پشت یه لبخند پنهون میکنیم، عشق واقعی رو با رابطه های سطحی فراموش میکنیم ، تحجر ذهنی رو پشت کلمه های روشنفکرانه پنهان میکنیم. ساعت از نیمه شب گذشته …تو این بالماسکه ی میلیونی چقد پیدا کردن یه آشنا سخته….

[پاسخ]

نازنینگفته :

با تمام زنانگی ام یک تنه آنهم
مردانه
قد علم کرده ام
درنبرد با نبودن هایت…..

[پاسخ]

نازنینگفته :

چقدر احمقانه استـــــ

از یکـــــــــــ قهوه ی تلخ

انتظار فال شیــــرین داشتن …

[پاسخ]

نازنینگفته :

ســـــــــــال ها دویـــــــــــــده ام….
با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا…
دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است!
دلم؛
دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد…!!!

[پاسخ]

نازنینگفته :

با من لــــج نکن بغـــض نفهـــــم

این که خودت را گوشـــــه گلـــو قائـم کنــــی

چیـــــزی را عـــوض نمی کنــــد

بــالاخره یا اشـــک میشــــوی

در چشــــمانم

یا عقـــده در دلـــــــــــم!

هــــر دو را زیـــاد دارم

حــق انتخـــاب با تــوســت

[پاسخ]

نازنینگفته :

کــــــاش بـــاران بگــیـرد ..
کــــــاش بـــاران بگــیـرد و شیشه بخار کـــــــنـد
و من هـــمه ی دلتنگیهایم را رویش “ها””کـــــــنـم
و با گــــوشه ی آســـتـینــم هــــمه را یـــکـبـاره پــاک کـــنـم و خــلاص .

[پاسخ]

ایمان پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۳۴:

از عشق و باران
در پاسخ شان چه خواهی گفت؟؟
اگـــــــــــر بپرسند:
“آستینت را کدام یک تر کرده است؟

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۲۷:

اشکهایم را فقط شبها میریزم صبح زود بالشم را در زیر پتویم پنهان میکنم
دوست ندارم پاسخگوی چشمان پرسشگر مادرم باشم که چرا…..؟؟؟

ایمان جان سپاس از نوشته ی زیبات خیلی به دلم نشست و این دو خط ناخود آگاه و یکدفعه به ذهنم رسید بقول هستی جان آنچه که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند
موفق باشی

[پاسخ]

ایمان پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۷:

ممنون نازنین خانم.
نوشتت خیلی قشنگ بود.
نوشته های خانم هستی رو هم خیلی میپسندم
برقرار باشین

نازنینگفته :

کم رنگــ که هیچـ،

داریـ بی رنگــ می شویـــ،

حواست هست؟!

بی رنگـــ،

مثل ابریـ که پُراستــــــ، اما

نمی خواهد ببـــارد!

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۳۷:

حالا که آمده ای
چترت را ببند
در ایوان این خانه
جز مهربانی نمیبارد…

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۳۰:

بدون چتر آمده ام رفیق ….
خانه ای که تو صاحبش باشی و میزبان دلم …..
یقین دارم جز عشقو مهربانی در آن یافت نمیشود…..

مرسی هستی جونم این دوخط از ذهنم گذشت و نوشتم مخصوص خودت که انقد خوبی….

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۲:

نازنینم طبع و قلم خوبی داری عزیزم
موفق باشی

نازنینگفته :

هـی لــعـنـتـی !
تـــو بــــدتــــریــن اتــفـاق ِ زنـــدگـی ِ مــن بــودی . . .
تــو بــاعــث شــدی از هــمــه ی زیــبـایــی هــای دنـیـا دل بـکـنـم و فـقـط بــه آغوش ِ تـو فــکـر کــنــــم,

اکـنـون چـنـد مــاه از آن اتـفـاق گـذشـتـه و مـن هـر روز و هـرشـب “تـنـها بـه کـافـه” مـیـروم ,

تـو بـد بـودی امــا ,
دلـــم بــــرایــــت تــنـگ شـــده اســـت . . .

[پاسخ]

هستیگفته :

های سهراب!!منم…
من صدایت کردم..
کفشهایت با من
داشتم میگفتم:…قایقت جا دارد؟
….پشت دریا…آن سو….
هرکجا راهی هست
هرکجا قایق تو خواهد رفت
ذهن من می آید…
بخدا چینی تنهایی من هم افتاد
تک تک پژمردند..
….روشنی,من,گل,آب…
قفسی را که در آن کرکس نیست
من ندانسته گرفتار شدم
بین مردم ماندم
و خدا دورتر از آنکه زمین می تابد
دست هر کودک ده ساله ی شهر
ساختار تبریست
سبزه ها را یک یک میشکنند
راست میگفتی تو
“دور باید شد از این خاک غریب”
آب دریا هم تا گل نشده
باید رفت…
با تو هستم سهراب
من صدایت کردم
قایقت جا دارد؟

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۲۹:

قایقت هم اگر جای نداشت…
من خودم
قایقی میسازم…!
باید امشب بروم…
باید امشب چمدانی که به اندازه ی تنهایی من جا دارد
بردارم و از اینجا بروم…
پشت دریاها شهریست…!!!

ممنون هستی جان زیبا بود.

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۲:

شعر توان قشنگ بود عزیزم

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۳۵:

عالی بود/عالی

[پاسخ]

سمیراگفته :

نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست…
گوش کن نبض دلم زمزمه اش با تو کیست!!

[پاسخ]

سمیراگفته :

قصه مان را برای هرکه تعریف میکنم حق را به من می دهد…
آن ها نمی دانند…،
من حق را نمی خواهم!
حق که برای من “تو” نمی شود…!!

[پاسخ]

سمیراگفته :

لاشه عاشقی ام سگ خور نامردی تو
آن قدر خون به رگم هست که هارت بکند!!!
………………………
شرمنده خیلی خشن بود ولی به نظرم جالب بود.

[پاسخ]

سمیراگفته :

الان که برایت می نویسم
سونامی پشت ِ در خانه ست
گفته ام منتظر بماند
اگر نمی یایی
در را باز کنم!

[پاسخ]

سمیراگفته :

دروغ نبود
دوستم داشتی!
نگاهت هرقدر هم که غلط املایی داشت ,نمره اش صفر نبود!!!
دروغ نبود
دوستم داشتی!
دلواپسی ات, دلیل واپس زدن دل نیست!
دروغ نبود
ولی این رفتنت هم دروغ نیست…
راست گفته اند از قدیم که دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند ؛ ولی درین روزهای پادشاهی ام ,جا و یاد تو کم نیست!
دروغ نبود
میروی…ولی بدان عاقبت هر رفتنی , آمدنی نیز دارد…..!!!!

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

با زنــت شوخـــے کن
سـر بـه سرش بگـــذار
از غـــذایش بِچــِش
از دستپختــش تعــریف کن
و بــدان که اگر گاهـــے هم ظـــرف ها را تــو بشــورے
آسمــان خــدا به زمیــن نمــے آید(!)…
آخــر می دانــے؟
او همــان دختر رویاهــاے دیــروزت است
که به آشپــز خانـــهء زندگـــے امروزت آمــده(!)…
بـاور کـن بـدون او
اجــاق خانــه ات حسابــے کـور کـور است(!)

[پاسخ]

Nedaگفته :

خاطره ای ک همیشه نابودت میکنه… خاطره ای ک… فراموشش نمیکنی و هر شب با یا آوری اونا نمیدونی بخندی یا گریه کنی..

بخندی به خاطرات شیرینت یا گریه کنی بخاطر رفتنش… نبودنش… از دست دادنش…

خاطره ای ک وقتی بهش میرسی بغضت میشکنه… بغضت نابودت میکنه و بازم گریه و گریه و گریه…

مرسی..عالی بود مسعود

[پاسخ]

امین پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۰۳:۲۸:

این دقیقا حرف منه اما یه چیزی باعث میشه همه چی یدفه یادم بره با خودم میگم صددرصد اصلا اون حتی یه لحظه هم به من فکر نمی کنه رسیدنی هم که درکار نیست پس واسه چی خودمو الکی ناراحت کنم
میدونم همون لحظه که رفت به کل از تمام وجودش منو پاک کرده

[پاسخ]

Nedaگفته :

بـــــــــــــرو!!!!
ترســــ از هیچ چیز ندارمــــ
وقتیـــــ یقینـ دارم بیشتر از منـــ
کسی دوستت نخـــــــواهد داشت…
بیشتر از منــــ کسی طاقت کمـــ محلی هایت را ندارد..
بــــــــــــرو!!!!
ترس برای چه؟؟
وقتی می دانمــ یکــ روز تُف می اندازی به رویـــــ تمام آن هایی که
به خاطرشــــان من را از دستـــــ دادی. . . . !

[پاسخ]

یه مهندسگفته :

با تــــو هــــــــستم ای مـــــــــــسافر…
ای به جـــــاده تـــــــــــــن ســــــــپرده…
ای که دل تـــــــــنگی غربت منو از یاده تو برده…
هنوزم هوای خونه عطر دیدار تـــــــو داره…

[پاسخ]

Sajjadگفته :

Haftad Poshte MA Az Nasle Gham Boodand
Erse Pedar Mara Andoohe Madar Zad
Az Khake Ma Dar Bad Booye To Miayad
Tanha To Mimani Ma Miravim Az Yad
((Gheysare Amin Poor))

[پاسخ]

Sajjadگفته :

Khodaya Emshab Kheyli Delam Gerefte Sigar Az Man Baroon Az To Nazaret Chiye >>??

[پاسخ]

ÐØR$ÍÑگفته :

کاش گاهی مردبودم.میشد هروقت تنهام به کوچه بیایم وقدم بزنم تا آنجایی که دلم میخواست و نگران نگاه های مردم نباشم.کاش گاهی مردبودم.میشد شادی أم رابه کوچه بریزم باصدای بلند بخندم و هیچ ماشینی برای سوارکردنم ترمز نکند…
کاش…

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۶:

سلام درسین جان خوش اومدی به این جمع …بابت کامنت هات هم ممنون.

[پاسخ]

ÐØR$ÍÑگفته :

مهم نیست بزرگ باشی یا کوچک!مهم اینه که مرد باشی وپای حرفت بایستی،وگرنه دهن هرنامردی بوی گند “دوستت دارم” میدهد…

[پاسخ]

ÐØR$ÍÑگفته :

گاهی به بعضیابایدگفت:عزیزم اگه واسم بزرگ شده بودی فقط بخاطر خطای دیدم بود….
میدونی که آستیگماتم!

[پاسخ]

ÐØR$ÍÑگفته :

هیس
‏.
‏.
آ
ر
ا
م
ت
ر
عشقم درآغوش کسی خوابیده….

[پاسخ]

ÐØR$ÍÑگفته :

مردان درمسیرعشق به وسعت نامنتهایی نامردند،گدایی عشق میکنند تازمانی که به تسخیرقلب زن مطمئن نیستند.اماهمین که مطمئن شدند نامردی را درحد مردانگی انجام میدهند…

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۵۱:

زنها به دنبال مرد کاملند و مردها به دنبال زن کامل …
در حالی که نمیدانند خداوند آنها را برای کامل کردن یکدیگر آفریده

[پاسخ]

ÐØR$ÍÑگفته :

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم،نسل خوابیدن با اس ام اس.نسل دردودل با غریبه های مجازی.نسل غیرت رو خواهر و روشنفکری رو دخترهمسایه.نسل پول های ماهیانه.نسل عکس های برهنه بازیگران.نسل جمله های کوروش وشریعتی.نسل استرس کنکوروسکته های خاموش.نسل تنهایی.نسل خیانت.نسل سوخته.یادمان باشدهنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم یادش بخیر…دنیای ماهم همینجوری بود….

[پاسخ]

ÐØR$ÍÑگفته :

ازوقتی نیستی خدامیداند که چقدرآب به صورتم پاشیدم…
لعنتی
این کابوس آنقدر واقعی است که ازخواب بیدارنمیشوم….

[پاسخ]

مجییییییدگفته :

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﻬﺪ ﺁﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﻋﺎﻟﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﭼﻪ ﺷﺐﻫﺎ ﻣﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺗﺎ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ
ﺳﺮﻭﺩﯾﻢ ﻧﻢﻧﻢ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﺧﻄﯽ، ﻧﻪ ﺧﺎﻟﯽ ! ﻧﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺧﯿﺎﻟﯽ
ﻣﻦ ﺍﯼ ﺣﺲ ﻣﺒﻬﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺳﻼﻣﯽ ﺻﻤﯿﻤﯽﺗﺮ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻧﺪﯾﺪﻡ
ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﯼ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﺻﺪﺍ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺳﻨﮓ ﺧﯿﺰﺩ
ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﺑﺎ ﻫﻢ: ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺟﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﺩﻫﺎﻥ ﺷﺪ ﻫﻢﺁﻭﺍﺯ ﺑﺎ ﻣﺎ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

[پاسخ]

مجییییییدگفته :

ﮔﻠــــــــﻢ :
ﺁﺧــــــــــﺮﺵ ﺍﯾﻨـــــــــﻪ :
… » ﺗــــــــﻤﺎﻡ ﻗﺼـــــــﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﺷــــــﻘﺎﻧﻪ ﺭﺍ ،
ﺍﯾﻨﮕـــــﻮﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔــــــﻮﺷﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﻧــــﺪﻩ ﺍﻧﺪ … «
ﺗﻠــــــــــﺦ ، ﺟﺪﺍﯾــــــــﯽ
ﻓﮑــــــــﺮ ﻣﯿﮑﻨــــــــﯽ ،
ﻣﯿﺸـــــــــﻪ ﻋﻮﺿـــــــــﺶ ﮐـــــــــﺮﺩ ؟؟؟

[پاسخ]

مجییییییدگفته :

ﺩﺭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺳﺮﺩ
ﮐﻼﻍ ﻏﺬﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺟﻮﺟﻪ ﻫﺎﺷﻮ ﺳﯿﺮ ﮐﻨﻪ ،
ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﺑﻪ ﺟﻮﺟﻪ ﻫﺎﺵ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻥ !!!
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻼﻍ ﻣﺮﺩ …
ﺍﻣﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺵ ﻧﺠﺎﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ،
ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ؟؟؟
ﮔﻔﺘﻨﺪ :
” ﺁﺧﯽ ، ﺧﻮﺏ ﺷﺪ ﻣﺮﺩ ،
ﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻏﺬﺍﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ” !!!
ﺍﯾﻨﺴﺖ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺗﻠﺦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﺎ …………..

[پاسخ]

AlisalaR پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۴۹:

گرگها هرگز گریه نمی کنند…
اما گاهی عرصه زندگی چنان بر آنان تنگ میشود…
که بر فراز بلندترین قله ها
… دردناک ترین زوزه ها را میکشند…

[پاسخ]

مجییییییدگفته :

ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﻫﻤﺪﺭﺩﯼ…
ﺍﻣﺎ ﻧﻪ …
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺗﻮﻫﻢ ﺩﺭﺩﯼ

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

مردی را گفتند از زندگی چه داشتی
پوز خندی زد و گفت
آنچه داشتم ارزش گفتن ندارد
گفتند ارزش نداشت چرا زیستی
گفت چون بی ارزش همین زیستن است
پوزخندی زدند و رفتند
مرد ایستاد و نرفت
آنقدر ایستاد که مترسکی شد

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

بنفشــه‌ای خــوش رنــگ

دمیــده بــود در آغــوش کــوه

از دل سنــگ!

بــه کــوه گفتــم:

شعــرت خــوش اســت

و تــازه و تــر،

و گــر درســت بخــواهــی

مــن از تــو شــاعــرتــر !

چرا کــه شعــرت از دل سنــگ اســت و

شعــرم از دل تنــگ . . .

[پاسخ]

baranگفته :

تنم به لرزه مى افتد؛
هربار که مى گویى:
“برو.. برو و به زندگیت برس”!
مگر نمى دانى که تمام زندگى من تویى..!

[پاسخ]

مژده پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۳۱:

چه حماقتی که میرانیم و باز احمقانه
میخواهمت چه غرور بی غیرتی دارم من

[پاسخ]

baranگفته :

اینجا صدای ِ پـا زیاد می شنوم
امّا هیچکدام تو نیستی..
“دلم”
خوش کرده خودش را به این فکر
که شاید “پابرهنه” بیایی !!

[پاسخ]

baranگفته :

سخته نبودن کنار آدمایی که اگه کنارشون هم باشی،دلت براشون تنگ میشه.

[پاسخ]

baranگفته :

بی شمارند آن هایی که نامشان آدم است
ادعایشان آدمیت
کلامشان انسانیت
رفتارشان صمیمیت
‏… حال …
من دنبال کسی میگردم که
نه آدم باشد
نه انسان
نه رفیق و دوست صمیمی
تنها صاف باشد و صادق
پشت سایه اش حنجری نباشد برای دریدن!
هیچ نگوید!
فقط همانی باشد که سایه اش میگوید:
صاف و یکرنگ!

[پاسخ]

baranگفته :

وقتی نیستی هوای خانه ب منفی بی نهایت میرسد!
خواهش میکنم
بخاطردل من ک نه!
بخاطر تعادل هوای کره زمین
برگرد..

[پاسخ]

baranگفته :

یه عالم دوست دارم
یه عالم عاشقتم
یه عالم بامن بمان
روی دلم سنگینی میکند
تونیستی کجاخرجش کنم….؟؟؟؟؟

[پاسخ]

baranگفته :

میدانی همه را امتحان کردم!
قرص خواب
روانشناس
مدیتیشن
مسکن
خنده های زورکی
دوستان جدید
دل من این حرفهاحالیش نمیشود
آغوشت رامیخواهد
برگرد..

[پاسخ]

بهار پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۱:

روانشناسم میگوید بر میگردی . من هیچکدام از قرصهای خوابم را نخورده ام گفتم شاید تو بیایی من خوابیده باشم برگردی.
برگرد فقط برای یک خداحافظی پر از آغوشت برگرد.

[پاسخ]

baranگفته :

میخواهم داستانی ازعلاقه ام ب توبنویسم..
یکی بود،یکی..
بیخیال!
خلاصه اش میشود اینکه “دوستت دارم لعنتی..”

[پاسخ]

baranگفته :

دلم ساعتی میخواهد که خواب مانده باشد روی ساعتهای باتو بودن..

[پاسخ]

baranگفته :

دل تنگم!
دل تنگ_خیلی چیزها
دل تنگ_این همه دلتنگی ها
چزهایی ک برمن گذشت وهرگز بازنخواهد گشت!
دل تنگم!
دل تنگ_نیمه شبهای دلتنگی
دل تنگ-این همه نبودنها
دل تنگ_عهدهایی ک کسی آنهارانبست
دل تنگ_تمام چیزهایی ک میشدباشد ونیست..
و تمام هستهایی ک نیست!
حتی آنان ک دلشان برایم تنگ نخواهد شد!

[پاسخ]

a پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۰۸:

دل تنگ تمام چیزهایی که میشد باشد و نیست…

[پاسخ]

baranگفته :

خاطرات
نه”سر”دارندو نه”ته”..
بی هوامی آیند تاخفه ات کنند،
میرسند
گاهی وسط یک فکر!
گاهی وسط یک خیابان..
سردت میکنند..
داغت میکنند..
رگ خوابت
رابلدند..
زمینت میزنند..
خاطرات تمام نمیشوند..
تمامت میکنند..

[پاسخ]

baranگفته :

سهم من از تو
عشق نیست..
ذوق نیست
اشتیاق نیست..
همان دلتنگی بی پایانی است ک روزها دیوانه ام میکند..

[پاسخ]

baranگفته :

دیگرکمتر اشک میریزم…
دارم بزرگ میشوم
یا سنگ !!؟
“خدا” میداند …

[پاسخ]

baranگفته :

آشپزی ام خوب نیست..
اشک پشت پا بریزم برایت!؟

[پاسخ]

baranگفته :

گاهی از خیال “من” گذر میکنی..
بعد اشک میشوی..
رد پاهایت خط میشود روی گونه “من” !!

[پاسخ]

ÐØR$ÍÑگفته :

Slm 2khtare barun.mer30 az nazare lotfete golam.

[پاسخ]

ایمانگفته :

خاصیت اشک است؛
اینکه هم چشم را پاک میکند
هم دل را
در این کویر خشک؛ بارانم آرزوست

[پاسخ]

بهار پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۴:

من به اندازه یک اقیانوس اشک ریختم ولی دلم پاک نشد فقط هوای دلم را مرطوب کرد این روزها هرچه در دلم میگزارم زودتر میپوسد میزند

[پاسخ]

سحرگفته :

لطفا این شعر را
آهسته بخوانید.
روی سطر آخر گریه هاش
خواب رفته است شاعر…..

[پاسخ]

هستیگفته :

این بار که کســــــــــِ آمد نمیگویم برو
حتی نمیگویم کس دیگری را میخواهم
فقط میگویم:
ببین ! من شکســــــــــــته ام!
خســـــــته ام!
کمی آرامـــــــم کن

[پاسخ]

ایمان پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۰:

به هر کی هر چی میگی یا ناراحت میشه یا مغرور یا خیلی بی معرفت باشه
میزاره میره.
بگی خسته ای دلت شکستس,میگه دردو غمو غصت رسید به ما
بگی آرومم کن میگه کی منو آروم میکنه؟
بگی خسته بدون اینکه ارومت کنه خیلی قشنگ میزاده میره!!

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

naya baran
asheghane ash nakon
mano ou ma nashodim

[پاسخ]

رضاگفته :

سلام به همه بچه ها هستی .بارون .دختر بارون .زیبا .مجییید.ندا خلاصه همگی واقعا مرسی چه نوشته های قشنگی .راستی بچه ها هرکی از خودش جمله میگه خواهش میکنم بگه که دل نوشته ی خودشه.مرسی.تا یادم نرفته دورسین خانم خوش اومدین.لیلا جان نیستی؟ راستی اقا مسعود میخواستم اهنگ بی کلام باران عشق از استاد چشم اذر رو بزاری توسایت واسه دانلود مطمینم دوستان خوششون می یاد اینم یه پیشنهاد مرسی.

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۳:

سلام عسل جان
نزدیک امتحاناتمون دیگه زیاد مثل قبل نمیشه بیام
ممنون م بیاد من بودید
هروقت بتونم میام ممنون خانومی..

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۴۳:

اا آقا رضا؟؟؟ قبلش عسل نبود؟؟؟
یعنی من اشتباه دیدم؟؟؟
ای وای پس حالم خیلی بد شده..
ببخشید آقارضا

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۰۲:۵۲:

یه مشکلی پیش اومده بود که برطرف شد.

رضا پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۵:

درود برشما خواهش میکنم لیلا جان .انشا لله که همیشه حالتون خوب باشه.مرسی

هستی پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۳۲:

سلام عسل جان ممنون عزیزم

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۰۸:

ببخشید آقا رضا اشتباه نوشتم اسمتونو

[پاسخ]

رضا پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۲۳:

خواهش می کنم هستی جان

malakeye ghasre yakhiگفته :

chera negah mikoni
tanha nadide ee
be man nakhand
man ham roozegari azize dele kasi boodam

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

مجنون همیشه مرد نیست

گاهی دخترکی تنهاست که روزی

لیلییه کسی بوده…

[پاسخ]

ساحلگفته :

نوازشم کن.. نترس تنهایی واگیر ندارد…

[پاسخ]

AlisalaR پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۱۳:

«تنهایی»
واژه ای که وسعت آن را بلندترین شاخه درخت می داند…

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۱۱:

تنهایی را بلند ترین شاخه ی درخت خوب میفهمد ،انگار هرچه بزرگتر میشویم تنها تر میشویم
براستی خدا از بزرگی تنهاست یا از تنهایی بزرگ؟!!

[پاسخ]

baranگفته :

چقدراز”دیدی گفتم ها”متنفرم..
چقدراز”بهت گفته بودم ها” خسته ام..
دلم کمی نوازش میخواهد..
نوازش کسی ک بگوید..ک بگوید..هیچ چیز نگوید!
فقط باشد!
برای همه ی دیدی گفتم ها وبهت گفته بودم ها کر میشوم،فقط صدای قلبم را در دنیایم پخش میکنم..

[پاسخ]

ساحل پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۳۸:

ممنون باران… بعضی وقتا این جملات واسم لازم..! تا یادم نره دخترم! هی…

[پاسخ]

baran پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۳۸:

خواهش میکنم عزیزم….این جملات واسه همه لازمه یه وقتایی…

[پاسخ]

امینو ( امین ) پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۰۸:

“تا یادم نره دخترم” دختر تو خیلی با ارزشیا حواست به خودت باشه

همین بس که خدا بهشت رو زیر پای تو گذاشته، بهشت ها!

[پاسخ]

ساحل پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۱۶:

نه امین جان منظورم چیز دیگه ای..

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۰۷:

آدم ها همیشه نیاز به نصیحت ندارند
گاهی تنها چیزی که واقعا به آن محتاجند دستی ست که بگیرند
گوشیست که بشنود
و قلبی ست که آنها را درک کند…

[پاسخ]

مژدهگفته :

ای کاش میدانستی:
چه تنهایی غریبی است برای تو بودن و با تو بودن
هر شب با خاطرات زیبایت خوابیدن وروز را
با الهام از تصویر مبهم چشمانت به سر بردن

[پاسخ]

مژدهگفته :

در خاطری که تو هستی دیگران فراموشند
بگذار در گوشت بگویم
می خواهمت
این خلاصه تمام حرفای عاشقانه دنیاست……!!

[پاسخ]

baranگفته :

به صدایت که معتاد شدم رفتی!!!
حالا هر روز خاطره تزریق میکنم

[پاسخ]

baranگفته :

مرا ازبندآویزان کنید سر وته…
شایدفکرش ازسرم بیافتد…!!!

[پاسخ]

ستارهگفته :

سلام من ۱سال ونیم تمام تمام عشقمو پای ی یکی ریختم که حتی الانم عاشقشم ولی میدونید چی شد بذارید بگم حدود ۷ ماه ولم کرد با تمام وجود تمناش کردم بازم اومد پیشم ولی از همه شنیدم که این قهوه خونه اون اون قهوه خونه با این و اونو من اونقدری عاشقش بودم که وقتی شنیدم با زنای مطلقه میپره بهش چیزی نگفتم تا دوباره نره خودمو خوردم هوشمندانه دروغاشو باور کردم ولی میدونید جالب چیه اینه که الانم حدود ۱ ماهه ولم کرده با ولی جالب تر از اینا اینه که من هنوز منتظرشم پس اگه اسم این حس لعنتی عشق نیست پس چیه ………

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۵۵:

جنون!

[پاسخ]

مژده پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۰۹:۰۵:

از اعجاب عشق همین است:
تنها همان اغوشی ارامت میکندکه دلت را به درد می اورد…..

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۴۱:

منم با ایمان موافقم به نظر منم این عشق نیست.دیوانگیه.
تلخ کردن روز و اوقات خوش و دوران خوش زندگیه
میدونی به نظر من یجورای خیلی بد بهش عادت کردی,به بودنش.
فکرمیکنی نبودشو نمیتونی تحمل کنی.نمیخام مثه بقیه بگم : به آیندت فکر کن که با همچین آدمی به تباهی میرسی!!
اما اینو میدونم که عادت رو میشه ترک کرد.باعث مرض نمیشه نترس!
فقط کمی سخته. “دوستتدارم” ها هرچقدر زیاد بشه به همون اندازه ازت فاصله میگیره..
یکبارم سعی کن تو ازش فاصله بگیری.اگه کفتر جلدت باشه برمیگرده اگه نه که مطمئن باش عادت میکنی به نبودش..
بابا لذت ببر از دوران خوش زندگیت..یه لیوان چایی بریز یه آهنگ شاد ابی بزار حال کن…شاد زی.
ببخش عزیزم.

[پاسخ]

ایمان پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۲:

هرچی هست عشق نیست
وقتی هرزگیهای طرفتو میبینی,وقتی راحت میزاره میره,وقتی میبینه التماسش میکنی و خوشش میاد,
این یعنی چی؟ یعنی دوستت نداره. عشقو با هوس اشتباه نگیر.
دوست خودمم همین قضیه براش پیش اومد,هر چی بهش گفتیم بیخیال این دختره شو میگفت اینو ازم نخواید نمیتونم ,عاشقشم.حتی با چشم خودش دختررو دست تو دست یه پسر دید ولی قبول نمیکرد
تا این که با هزار بدبختی تموم شد.یه مدت غمگین و عصبی شد اما هرچیه دیگه به این باور رسید که عاشق نبود.یعنی عشقی نبود..
یه بچگی و خامی از سرصداقت و پاکی خودش

[پاسخ]

nafas پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۵۴:

شما به عاشقی صافو ساده میگین بچگی؟؟؟
هه پس همتون حقتونه عشقای پر از دروغ و ریا
البته ببخشیدا

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۰۵:

هرکسی نظری داره. عشق پاک نمیتونه نسبت به یه آدم ناپاک باشه! نظر ما اینه نظر شما هم محترم.

ایمان پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۰۷:

اینجا کی صافو سادس؟
خوب ستاره خانم سادس که این همه بی مهری و بی محبتی رو میبینه و حتی هرزگی های دوستشو میبینه اما باز اصرار به موندن طرفشو داره.اما من میگم کنار گذاشتن این ادم و یکبار شکستن دل میارزه به دیدن این همه بی احساسی و بی عاطفگی و نامردی

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۳۹:

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

[پاسخ]

nafas پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۲۶:

اما بخدا اگه یکم محبت کنی طرفت شرمنده میشه خودش درست میشه

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۵۶:

بعضی ها هستن که ذاتشون بده هرکارشون کنی بی فایده ست

malakeye ghasre yakhi پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۰۴:

in kar hemaghate mahze

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۱۶:

سلام به همگی خصوصا ستاره جان
گلم بیا خودتو برای یه لحظه تو این موقعیتی که من میگم تصور کن فکر کن با کسی هستی که هر کاری دلت میخواد باهاش میکنی اما صداشم در نمیاد مطمئنی که میدونه با صد نفر دیگه ام همزمان میپری ولی بازم صداش درنمیاد که هیچ هنوزم داره عشقو احساستو ازت گدایی میکنه برای تو بودو نبودش هیچ تفاوتی نداره اما اون اینو میدونه و به روی خودش نمیاره
خب تو در مورد این ادم چه فکری میکنی؟؟؟؟جز اینکه یه آدم ساده و اگر بخوام راحتتر بگم کسیه که همیشه تو نیمکت ذخیره هات آماده نشسته پس چکار میکنی؟؟؟برای خودت عشقو حالتو میکنی اونم در عین حال میذاری تو نیمکت بمونه چون تو دلت میگی حقشه خودش میخواد که اینجوری باشه….
گلم عزیزم هیچ وقت تو نیمکت ذخیره های کسی نشین ارزشه خودتو بشناس اگر اون متوجه تفاوت تو با ادمای اطرافش نیست سعی نکن نگهش داری ….
موفق باشی
دوستان ببخشید نظرم طولانی شد

[پاسخ]

ساحلگفته :

نوشت ” قم ها ” !!
همه به او خندیدند!
گریست… گفت به غم هایم نخندید که هر جور نوشته شود، درد دارد… از ته بخوان تا من آن روز ها را بشناسی…

[پاسخ]

s.t.aگفته :

سخته سخت ……………

[پاسخ]

ساحلگفته :

به ستاره ها نگاه کن..
هم اکنون شب با همه ستارگانش از راه در می رسد..
به ستاره ها نگاه کن..
چرا که در زمین پاکی نیست…
و شب از راه در می رسد..
بی ستاره ترین شب ها…!
چرا که در زمین پاکی نیست…
زمین از خوبی و راستی بی بهره است…
و آسمان زمین…
بی ستاره ترین آسمان هاست…
شاملو.

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۱۵:

شب پاییز میلغزد به روی یستر سیراب ابر سرد
سحر با لحظه های دیر مانش میکشاند انتظار صبح را در خویش…
شاملو.

[پاسخ]

ساحلگفته :

شما که زیبائید تا مردان..
زیبایی را بستایند..
و هر مردی که به راهی میشتابد..
جادوئی لبخندی از شماست..
و هر مرد در آزادگی خویش..
به زنجیر زرین عشقی ست پای بست…
شما که عشقتان زندگی ست..
شما که خشمتان مرگ ست…!
شما که روح زندگی هستید..
و زندگی بی شما اجاقی ست خاموش..
شما که نغمه ی آغوش روحتان..
در گوش جان مرد فرح زاست..
شما که در سفر پر هراس زندگی، مردان را
در آغوش خویش آرام بخشیده اید..
و شمارا پرستیده است، هر مرد خودپرست…

[پاسخ]

nafasگفته :

از پیرمـــرد و پیرزنـــی پرسیدن:
شما چطور ۶۰ سال با هم زندگی کــردین؟
گفتن مــا مربوط به نسلی هستیم که
وقتی چیزی خــراب میشد تعمیرش می کــردیم نه تعویضش

[پاسخ]

ساحلگفته :

نه ستاره نه سرود..
لب دریای حسود…
زیر این تاق کبود..
جز خدا هیچی نبود..
جز خدا هیچی نبود…

[پاسخ]

ساحلگفته :

هیچوقت..
هیچوقت نقاش خوبی نخواهم شد..
امشب دلی کشیدم..
شبیه نیمه سیبی..
که بخاطر لرزش دستانم…
در زیر آواری از رنگ ها..ناپدید ماند…
حسین پناهی

[پاسخ]

ساحلگفته :

خدایاکفرنمی گویم

پریشانم

چه می خواهی توازجانم؟

مرابی آنکه خود خواهم اسیرزندگی کردی.

خداوندا

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقرپوشی

غرورت را برای تکه نانی

به زیرپای نامردان بیاندازی

وشب آهسته وخسته

تهی دست وزبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین وآسمان راکفر می گویی

نمی گویی؟

خداوندا!

اگر در روز گرماخیز تابستان

تنت بر سایه ی دیوار بگشایی

لبت بر کاسه ی مسی قیراندودبگذاری

وقدری آن طرف تر

عمارت های مرمرین بینی

واعصابت برای سکه ای این سوی وآن سو در روان باشد

زمین وآسمان راکفرمی گویی

نمی گویی؟

خداوندا

اگر روزی بشر گردی

زحال بندگانت باخبرگردی

پشیمان می شوی از قصه ی خلقت از این بودن از این بدعت

خداوندا تومسئولی

خداوندا تومی دانی که انسان بودن وماندن

دراین دنیا چه دشواراست

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است واز

احساس سرشاراست

[پاسخ]

ساحلگفته :

فقط برای خودم هستم …!

من …؟!

چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست …

این من! نه زیبایم، نه مهـربانم … نه محتاج نگاهی …و نه…

فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست …

فقط برای خودم هستم … خوده خودم! مال خودم! صبورم و عجول …!

سنگین، سرگردان، مغرور، قـانع، با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد …!

و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی؛

هیــــــچ ندارم…!

راهت را بگیــر و بـــــــرو…

حوالی ما توقف ممنــــوع است …!

[پاسخ]

AlisalaR پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۰۷:

ببخشید/
منظور از دختران آهن پرست چیه!؟

[پاسخ]

ساحل پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۰:

سلام ببخشید اگه دیر شد من زیاد وقت نمی کنم بیام.. هرکسی یه برداستی از هر نوشته داره..من برداشتم قلب پسراست…حالا شایدم منظور چیز دیگه ای….اگه دوس داشتی بدونی از بچه های دیگم کمک بگیر..ببخشید که نتونستم کمک کنم!!!

[پاسخ]

ساحلگفته :

آدمهای ساده را دوست دارم،

همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند.

همان ها که برای همه لبخند دارند،

همان ها که همیشه هستند،

برای همه هستند.

آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛

عمرشان کوتاه است. ..

. بس که هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوءاستفاده می کند

یا زمینشان میزند

یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.

آدم های ساده را دوست دارم.

بوی ناب “آدم” می دهند.

[پاسخ]

آروین پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۲۳:

دکترشریعتی

[پاسخ]

ساحلگفته :

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

[پاسخ]

baranگفته :

دلتنگی برای من تمامی ندارد !
فرقی هم ندارد
جز در مقیاس اندازه و نوع
وقتی هستی یک جور
و وقتی نیستی هم ؛ کمی بیشتر !
من همیشه دلتنگ توام…

[پاسخ]

baranگفته :

دوست داشتنی ترین رابطه ها ،
رابطه های ِ دو طرفه اند …!
یعنی هر دو میکوشند برای ادامه دار شدنش …!
هر دو خطر می کنند …!
هر دو وقت می گذارند …!
هزینه می کنند …!
هر دو برای یک لحظه بیشتر، در کنار هم بودن با زمان هم میجنگند …!

[پاسخ]

baranگفته :

نه نمیدانی هیچ کس نمیداند!
پشت این چهره آرام در دلم چ میگذرد..
کسی نمیداند
این آرامش ظاهر واین دل نا آرام چقدر خسته ام میکند..

[پاسخ]

ساحلگفته :

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است.
دست سرنوشت، خون درد را
با گِلم سرشته است.
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن، جدا کنم؟

دفتر مرا
دستِ درد می زند ورق
شعر تازه‌ی مرا درد گفته است.
درد هم شنفته است.

پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد، حرف من نیست.
درد، نام دیگر من است.
من چگونه خویش را صدا کنم؟!

[پاسخ]

baranگفته :

چقدرغریب !…
هیچکس انگارهوای هیچکس رانمیکند!
یخ کرده زمین ازبی هوایی…

[پاسخ]

baranگفته :

زن…جنس عجیبی ست!
چشم هایش راکه می بندی دیددلش بیشترمیشود دلش راکه می شکنی باران لطافت ازچشم هایش سرازیر
می شود انگاردرست شده تا… روی عشق راکم کند…

[پاسخ]

baranگفته :

خدایا….
تودنیاى ماآدما….
۱حالتى هس بنام”کم آوردن….!”
توکه خدایى ونمیتونى تجربش کنى….خوش بحالت…….!!!!!!

[پاسخ]

لیلاگفته :

سیگارت را
با او
روشن
کن
تکلیفت را
با من

[پاسخ]

لیلاگفته :

مسافرترین آدم دنیا هم
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش
” زود برگرد “
طاقت دوری ات را ندارم…

[پاسخ]

لیلاگفته :

این روزها فهمیدن زبان مادری سخت شده است
قبلتر ها وقتی می گفتند: دوستت دارم
معنی فارسی اش ساده بود
اما حالا “دوستت دارم” هزار معنی مختلف می دهد
الا دوست داشتن

[پاسخ]

امینو ( امین ) پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۰۰:

این جمله ” دوستت دارم” خیلی مقدسه نباید واسه هرکسی خرجش کرد من تا به الان به خودم این اجازه رو ندادم که به یه نفر بیشتر این جمله رو بگم این جمله واسه من خیلی مقدس و با ارزشه دوست ندارم به هر کسی بگمش حتی به شوخی!

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۱۵:

باهات موافقم امین جان…اگه همه این کارو میکردن خیلی از دلا الکی نمیشکستو خورد نمیشد…

[پاسخ]

لیلاگفته :

فکر کنم
به بوی عطر تو حساسیت دارم
همین که در ذهنم می پیچد
از چشمم
اشک می آید

[پاسخ]

لیلاگفته :

گفتی مسافری و من آنقدر عاشقم که

سال هاست نماز دلم را شکسته میخوانم .

[پاسخ]

لیلاگفته :

بــی منطق ترین عضو بدنم،
چشمهایم اند…..
می بینند که دیگر دوستم نداری
اما باز هم تشنه دیدنت هستند..

[پاسخ]

لیلاگفته :

من که یاری ندارم
چشم انتظاری ندارم
قاصدک برو برو که با تو کاری ندارم
قاصدک به چشم من مثل یک دردی برو
میدونم برای من خبری نیاوردی برو
توی هفت آسمون من یه ستاره ندارم
کسی که عشق منو به یاد بیاره ندارم
ندارم دلی که یک لحظه به یادم بزنه
ندارم هیچکسی رو که فکر کنی یاره منه
قاصدک برو برو که با تو کاری ندارم
من که یاری ندارم
چشم انتظاری ندارم
خیلی وقته اونی که براش میمیردم دیگه نیست
قاصدکهارو به یادش می شمردم دیگه نیست
خیلی وقته که دارم با تنهایی سر میکنم
همه ی قاصدکای شهر رو پر پر میکنم
آهنگ قاصدک-مهدی یراحی

[پاسخ]

آرامش از دست رفتهگفته :

دیروز را ورق می زنم و خاطرات گذشته را مرور می کنم .

در روزهای بی تو بودن صدای خش خش برگها را از لابلای صفحات پاییزی می شنوم و التماس شاخه ها را که در حسرت دستهای سبز تو مانده اند .

کم کم به این باور می رسم که سرنوشت ، نثر ساده ایست از حسرت و اشک که حرفی برای گفتن ندارد .

به صفحات بهاری با تو بودن می رسم . بنفشه هایی که از بالای واژه ها سر می زنند و چشمان تو را بهانه کرده اند .

[پاسخ]

رضاگفته :

شاعر:حمید مصدق
………………….
من گمان می کردم

دوستی همچون سروی سرسبز

چارفصلش همه آراستگی ست

من چه می دانستم

هیبت باد زمستانی هست

من چه می دانستم

سبزه می پژمرد از بی آبی

سبزه یخ می زند از سردی (دی)

من چه می دانستم

دل هر کس دل نیست

قلبها ز آهن و سنگ

قلبها بی خبر از عاطفه اند

[پاسخ]

رهاگفته :

تو عاشقم بودی وقتی سفر کردم
وقتی قسم خوردم میرم که برگردم
تو غصه میخوردی گفتی بری رفتی
اونجا هوا خوبه یادم نمی افتی
هر روز با خواهش گفتی پشیمون شم
گفتی نرم شاید اونجا دگرگون شم
تو گریه میکردی از اینکه خوشحالم کلی قسم دادی گفتی بده حالم
حال تورو دیدم اما نترسیدم
هر لحظه تردیدو تو چشم تو دیدم
رفتم سفر کردم گفتم که فرصت نیست
اینجا دیگه با من احساس غربت نیست
اونجا تو تنهایی من بچگی کردم
اینجا هوا خوبه من برنمی گردم

[پاسخ]

مجییییدگفته :

ﺍﺯ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﻧﺒﺎﺵ
ﻓﺮﻭﺭﺩﯾﻨﯽ ﻫﺎ، ﻣﻬﺮﯼﻫﺎ، ﺍﺳﻔﻨﺪﯼ ﻫﺎ
ﭼـﻮﻥ ﺑﻬﺘـﺮﯾﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺮﻧﺠﻮﻥ
ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺘﯽ ﻫﺎ، ﺗﯿﺮﯼ ﻫﺎ، ﺩﯼ ـﯽ ﻫﺎ
ﭺـﻮﻥ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﺬﺍﺭ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻥ
ﺷﻬﺮﯾﻮﺭﯼ ﻫﺎ، ﺁﺫﺭﯼ ﻫﺎ، ﺁﺑﺎﻧﯽ ﻫﺎ
ﭼـﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ
ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻩ
ﻣﺮﺩﺍﺩ ـﯽ ﻫﺎ، ﺧﺮﺩﺍﺩ ـﯽ ﻫﺎ، ﺑﻬﻤﻦ ـﯽ ﻫﺎ
ﭼـﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ِ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

vaghti krafti
saram ra az tah tarashidam
khatereye dastanat divane am mikard

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

gharareman haman jaye hamishegi
faghat inbar
to ham bia

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

sare mize sham
yadash ke mioftam boghz mikonam
ashk dar cheshmanam halghe mizanad
hame moteajeb negaham mikonand
labkhand mizanam va migooyam
cheghadr dagh bood

[پاسخ]

مژدهگفته :

این روزها تنم گرمی یک اغوش میخواهد با طعم عشق نه هوس
لبانم خیسی لبهایی را میخواهد با طعم محبت نه شهوت
گیسوانم نوازش دستی را میخواهد با طعم ناز نه نیاز
تنی را میخواهم که روحم را ارضا کند نه جسمم را…..

[پاسخ]

baranگفته :

پرسیدن:دوستش داری؟
گفتم دنیای منه،
پرسیدن:دوستت داره؟
گفتم:تنهاسوال منه..

[پاسخ]

مژدهگفته :

فراموش کردن کسی که دوستش داری
مثل به خاطر اوردن کسی هست که
هرگز نمیشناسیش……….!

[پاسخ]

مژدهگفته :

سخت است دنیایت یک نفر باشد
وتو همان یک نفر را نداشته باشی…

[پاسخ]

مژدهگفته :

ای کاش میدانستی:
چه تنهایی غریبی است برای تو بودن و با تو نبودن
هر شب با خاطرات زیبایت خوابیدن و روز را با
الهام از تصویر مبهم چشمانت به سر بردن

[پاسخ]

ساحلگفته :

بی تو
حتی باران هم
بوی تشنگی می دهد
گـاهــــی لال مـــی شود آدم …
حـرف دارد ؛ ولـــی …
کلمه نـدارد … !

[پاسخ]

مژدهگفته :

هی لعنتی دنیای بدون تو
شباهت عجیبی
با این غروبهای جمعه لعنتی دارد
دلگیرو دلگیرو دلگیر….

[پاسخ]

مجییییدگفته :

ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺍﻥ ﯾﮏ ﺳﻨﮓ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﮑﺴﺖ
ﺁﻧﭽـــــﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺗﺎﺭﻭ ﭘﻮﺩ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫــــﻢ ﮔﺴﺴﺖ
ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺑﺎ ﺯﺧﻢ ﻫـــــﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺳﺮﺩ
ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺁﻣـــــﺪ ﺁﺷـــــــﯿﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﮕﻮﯾــــــــﯽ ﺑﯽ ﻭﻓــــــﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻤــــﺎﻧﺪ
ﺍﺯ ﻫﺠﻮﻡ ﺳﺎﯾﻪ ﻫــــﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﮕــــــﺎﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﺭﺍﺳــــــﺘﯽ : ﯾﺎﺩﺕ ﺑﻤــــــــﺎﻧﺪ ﺍﺯ ﮔـﻨﺎﻩ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ
ﺗﺎﻭﻝ ﻏــــــﺮﺑﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺑﺎﻍ ﺍﺣﺴــــــﺎﺳﻢ ﻧﺸﺴﺖ
ﻃـــــــﺮﺡ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﮐـــﺮﺩﻧﻢ ﺍﻣﺎ ﻋﺠﯿﺐ ﻭ ﺳــــــﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﺭﻭﯼ ﺟﻠﺪ ﺧﺎﻃــــﺮﺍﺗﻢ ﺩﺳﺖ ﻃﻮﻓــــــﺎﻥ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺖ
مسعود جان اینو درجش کن گذاشتمش واس یه نامهربون به اسم زهرا.دلمو شکست

[پاسخ]

tamilaگفته :

رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم قصد این قوم فریب است بیا برگردیم خنده اش سرد وغریب است بیا برگردیم
عشق بازیچه شهراست ولی در ده ما دختر عشق نجیب است بیا برگردیم

[پاسخ]

یلداگفته :

هرچقدرعطرت راعوض کنی بازهم تنت بوی کثیف خیانت رامیدهد عزیزلعنتی ام

[پاسخ]