آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
یکتاگفته :

نمیدانم…
الزایمر بودی یا عشق؟!
از روزی که مبتلایت شدم
خودم را
از یاد بردم…

[پاسخ]

افشينگفته :

دستت می سوزد با سیگار !
به خودت می آیی ،یادت می آید
دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند ،
نه دستی که شانه هایت را بگیرد ،
نه صدای که قشنگ تر از باد باشد …
تنهایی یعنی این …

[پاسخ]

افشينگفته :

محو ِ چشمان ِ تو ام در لا به لای دود ها
هی نگاهت می کنم سیگـــار آتش می زنم

[پاسخ]

hastiگفته :

کسی چه میداند شاید زمین جهنم سیاره ی دیگر باشد
شاید…….

[پاسخ]

hastiگفته :

در روزگاری که بستنی شکلاتی به گرانی امروز نبود پسر ده ساله ای وارد قهوه فروشی هتلی شد
و پشت میزی نشست خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت
پسر پرسید بستنی با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت ۵۰ سنت
پسر کوچک دستش را داخل جیبش کرد و تمام پول خوردهایش را دراورد و شمرد
بعد پرسید بستنی خالی چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده ای بیرون منتظر خالی شدن میزها بودند
با بی حوصلگی گفت۳۵ سنت
پسر دوباره تمام سکه هایش را شمرد و گفت برای من یک بستنی ساده بیاورید
خدمتکار یک بستنی اورد و صورت حساب را روی میز گذاشت و رفت
پسر بستنی را تمام کرد
صورت حساب را برداشت پول را به صندوق پرداخت کرد و رفت
هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت پسر بچه روی میز در کنار بشقاب خالی
۱۵ سنت برای او انعام گذاشته بود
یعنی او با پولهایش میتوانست بستنی با شکلات بخورد اما چون پولی برای انعام دادن
برایش باقی نمیماند این کار را نکرده و بستنی ساده خورده بود

سخاوت در زیاد دادن نیست در به موقع دادن است!

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۱۳:

آفرین ، واقعا زیبا بود

[پاسخ]

soma پاسخ در تاريخ شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۲۵:

واقعا قشنگه آدم وبه فکر میندازه و آخرشم یه آآآآه بلند از سینت در میاد آخه الان اینجور آدما واسه خودشون یه پا گنج نایاب شدن و برای پیدا کردنشون باید دربه در بشی.

[پاسخ]

FARZAD پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۷:

کاش مستجاب می شد
دعای “دردت به جانم” .. !!
روزهای تعطیل
سخت تـــــــر می گذرد .
زیرا که میدانم وقت داری
به من بیندیشی ؛
ولی نمی اندیشــــــــــــی …!!!
خداحافظ اما
در تمامی سال هایی که باقی مانده
تا ابـــــــــــــد
مواظب خودت باشی
دیگر نیستم که یاد آوریت کنم

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۵:

kheillyyyyyyyyyyy ghashng boood harfe delam boooddddd alan baraye eshgham ferstadam ba ye 2nya ghamo boghz……..mer30 dadash farzad

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۰:

vay ke daram divane misham diruz ino vase eshgham ferestdam ama alan negah kardam didam send nashode …………dige nemitunam barash befrestam chon emruz rooze tatil nist…..va inke dige azash khodafezi kardam va harfe bade khodafezi bimanie…..mage inke khodesh 2bare bargarde……age bargarde……ama hanuzam tike kalamam barash hamine salam dardet be junam …..va akhare harfam movazebe khodet bash azizam….va albate movazebe khubit……

saloos پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۴۵:

جالب بود
ممنون

[پاسخ]

hastiگفته :

کاش پشت پاکت سیگار بجای تصویر ریه ای بعد از کشیدن سیگار
تصویر اعصابهای خراب قبل از کشیدن سیگار را میگذاشتند…!!!

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر)گفته :

گفتند زمین گرد است و روزی به او میرسی
رویم نشد بگویم…
من دنبال او میروم اما …
او به همان فاصله از من فرار میکند…

[پاسخ]

خستهگفته :

نمیدانم چه طور شد در روزگاری که ادمی به چشمان خویش اعتماد نمیکند من به تو اعتماد کردم و غم چشمانت را باور کردم قبول دارم اشتباه کردم اما تاوان این اشتباه یاد توست که هروزز مرا از روز قبل پیشتر آب میکند من سیگاری ام که فقط فیلترش مانده تمام روحم دود شد و رفت هوا و توی نامرد از همان هوا نفس کشیدی و گفتی چ هوای خوبی…

[پاسخ]

dokhtarekhoubگفته :

*وای از آن *شب زنده داری تا سحر
وای از آن عمری که با او شد به سر……

[پاسخ]

hastiگفته :

مرا این گونه باور کن
کمی تنها کمی بی کس
کمی از یاد رفته….
خدا هم ما را ترک کرده
خدا دیگر کجا رفته؟
نمیدانم مرا ایا گناهی هست؟
که شاید هم به جرم ان
غریبی و جدایی هست..؟؟

[پاسخ]

hastiگفته :

کاش ادما یکم جرات داشتن…
گوشی رو بر میداشتن و زنگ میزدن و میگفتن: ببین
“دلم واست تنگ شده ” واسه هیچ چیز دیگه ایم زنگ نزدم!

[پاسخ]

hastiگفته :

عاشق پسر خاله کلاه قرمزیم
دیدی کیک مسموم و تنهایی خورد تا بقیه مریض نشن!!
گفتن چرا ننداختی دور؟
گفت:اخه مورچه ها میخوردن!!
به مورچه ها که نمیشه سرم وصل کرد
گناه دارن…
اینو میگن اخر” معرفت “

[پاسخ]

hastiگفته :

میدونی تنهایی کجاش درد داره؟
انکارش……

[پاسخ]

مریمگفته :

هرچقدردور باشیم بازهم نزدیکیم، بالا رانگاه کن، هردو زیریک سقف آسمانیم.

[پاسخ]

المیراگفته :

تنهایی ات را با کسی قسمت نکن رفیق
این روزها آدم ها بیشتر تنهاترت میکنند
میدانی چه جوری؟؟
میگذراند حسابی وابسته اش شوی
دل ببندی ، عادت کنی به بودنش به صدایش به اس ام اس هایش
دوستش داشته باشی حسابی
بعد یهو یک جایی بی هوا
کافیست کمی بی حوصله باشی و دیوانگی ات بزند بالا
آنجاست که میرود و پشت سرش را هم نگاه نمیکند
مهم نیست تو بشکنی ، بسوزی ، اشک بریزی
و………..
او رفته است و تو بیشتر از هر لحظه دیگر تنهاتر میشوی
تنهایی ات را قسمت نکن رفیق ..

[پاسخ]

المیراگفته :

ﺧﺴﺘـــــــــــﻪ ﺍﻡ
ﻭ ﺑﻲ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﻗﺪ ﻣﻴﮑﺸﻢ
ﺳﻬﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﻟﺘﻨﮕﻲ
ﭼﺸﻤﻬﺎﻱ ﺧﻴﺮﻩ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﻳﻲ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﻴﺴﺘﯽ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ…

[پاسخ]

talkh پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۲:

قطره قطره آب میشم
از دوریت بی تاب میشم
تا که بیـــــــــــــای
روی لبهام اسمته
توی قلبم عشقته
آه …

[پاسخ]

المیراگفته :

دردِ مـن تـنــهــآیـیــم نـیـسـت

دردِ مـن ایـن اســت کـه

هـر روز از خـودم مـی پـرسـم :

” مــَـگــَـر خــودَش مــَـرا انـــتـِــخـــآب نــَـکــَـرد ؟؟؟

[پاسخ]

talkh پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۹:

زیبـــــــــــــا !

[پاسخ]

المیراگفته :

دلتنگی از نیمه های شب

وقتی که تیک تاک عقربه ها عمقِ تنهـاییت

را به رخ میکشند آغاز میشود

ولی حیف که نیست….

[پاسخ]

المیراگفته :

خَستــــه ام….! خُــــدایـــا روزِگـــارت با من و احساسم بـَــد تا کرد

[پاسخ]

المیراگفته :

بـاور مـے ڪنـم دوسـتـم دارے
بـآور مـے ڪنـم

تمـام حـرف هـایـت را

فـقـط محـض رضـاے خـُـدا

حـداَقـل بہ سـادگیـم نـخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنـد !

[پاسخ]

ارزو پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۵۹:

خیلی زیبابود…
من اینقد بدی های دیگران رو به روشون نیاوردم که دیگه خودمم داره باورم میشه ساده ام کاش فقط یکی بود که درکم میکرد…..

[پاسخ]

FARZAD پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۱۰:

غریبه ها که هیچ دوستانت هم گاهی به اندازه ی دو سه خط بیشترحوصله ات را ندارند

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۲:

سلامتی نسل خودمون که همه بهمون میگن ک ساده این بچه ، این بی تجربه ، این راحت طلبه ولی خودمون میدونیم دوبرابر سن شناسنامه هامون درد کشیدیم و تجربه کردیم

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۳:

kash 2 barabar…..man ke sad barabar…..!!!!

المیراگفته :

شاید سرنوشت
می خواهد
همیشه بارانی باشم !!!

[پاسخ]

المیراگفته :

هـر شــب از پُـشـت صـفـحـه ی کـوچـکِ
مــوبــایــلـم در آغــــوش مـی گـیـــرمـــت . . .
و نـمـیـدانـی کـه چـه آرامـــشـی سـت
هـــمـیـــن آغــــــوش خـــــیــــــالـی …!

[پاسخ]

المیراگفته :

چشمانم چیزی را نمی بیند
جز کور سویی از نورهایی محو که تلاش می کنند از لابه لای سیل اشک هایم به چشمم نفوذ کنند
لحظه ای درنگ می کنم تا آرام شوم
همه ی نَفَس های آنروز از مقابل چشمانم رژه می روند
چشمانت
لبخندت
مهربانی ات
آه که من چقدر تشنه ی بوسیدنت بودم
و دستانت را در آخرین لحظات در دست گرفتم
کاش آنها را به گرمی می فشردم
کاش تنگ در آغوشم می فشردمت
کاش می توانستم برای تمام روزهای تنهایی که پیش رو دارم
از تو توشه ای برگیرم
از مهرت
از بودنت
از شیرینی حضورت
کاش می دانستی که حضورت برای دل رنجورم چه غنیمت بی نظیری است
نمی خواهم و نمی توانم تمام دردهای دلم را برایت باز گویم ….

باز من و پنجره ی بسته و صدای موزیک
و پرواز به خاطرات شیرین دیدار
آنروز را قاب می کنم
و بر دیوار دلم برای همیشه نصب می کنم

[پاسخ]

المیراگفته :

همه چیز را یاد گرفته ام! …
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا گریه کنم …

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم …

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن…

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم…..
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم…و بدون شانه هایت….!

یاد گرفته ام …که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ….

یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست …که یاد نگر فته ام …

که چگونه…..!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم …

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ….

تو نگرانم نشو !!

ولی…

فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت…

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۴:

faramush kardanet ra hich vaght yad nakhaham gereft……hichvaght…….
mamnoon elmira jan

[پاسخ]

امـُــرداد بــــانوگفته :

نذر کــَـــردم
سفره ای پهــن کـُنم
از حــَـــ ـــ ـرف های نگفتــه ی دلم ..
….اگـــــ ـــ ــر برگـــَـــردی

[پاسخ]

امـُــرداد بــــانوگفته :

شاعر که باشی هیـــچکس جدی ات نمیگیرد ..

حتی اگر بگویی ” دوستـــش دارم ” ..

می گویند : ” اوه” ..

چه شـــعر زیبایی !!

[پاسخ]

امـُــرداد بــــانوگفته :

ایــن روزهــا…

شبیــه “جـُــودی ابـــوت ” شـده ام…

بــرای بـابـا لنـگ درازی مـی نـویسـم…

کــه دیگـر خــودم هــم “نمیشنــاسمـش”……

[پاسخ]

امـُــرداد بــــانوگفته :

بعـב تـو یـہ صداے مزاحمـے
هیـچ وقـت ولـمـ نڪـرב …

یه صداے مبهمـے کـہ

هـر בم

تـو گوشمـ مـے گفـت :بـآختـے בخـتـر !

[پاسخ]

امـُــرداد بــــانوگفته :

آهـاے “مـُفـردِ مـُذڪـرِ” غـآیـبـــِ مـَטּ …

“ضـمـیـرِ” لـحـظـہ هـآیـمـ ڪـہ تــو بـآشــے

“قـیـدِ” هـمـ ہ چـیـز رـآ ﻣﮯ زنـمـ (!)

[پاسخ]

امـُــرداد بــــانوگفته :

من…

غــــــرورم را به راحتــــــی به دست نیــــــاوردم…

کــــــه هر وقت دلـــت خواست خـــــردش کنی … !

غـــــــرور من اگر بشکـنـــــــد

با تـــکـــــه هـــایـــــش شاهـــــــرگ زنــــدگـــــی تـــــو را(!)نیز خواهـــــم زد…

[پاسخ]

امـُــرداد بــــانوگفته :

اگه این زنــــــــــدگی باشه…
من از مــردن هـراسم نیست…
یه حـــــسی دارم این روزا
که گاهــــی با خودم میگم:
شاید مــــــُـــردم حواسم نیست…

[پاسخ]

امـُــرداد بــــانوگفته :

ایـن شــعرهـــا بـــرونــد بــه جــهنّم مــن فقــط
دیــوانـه ی آن لحــظه ام…

.

.
که قــــلبت…

.

.
زیــــر ســـرم
دسـت و پـــا بزند!!

[پاسخ]

علیگفته :

خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته ست…خودم و جَدم و جدِ پدرم سوخته ست

خواستم جیغ شوم،گریه ی بی شرط شوم…خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم

کسی از گوشیِ مشغول به من می خندید…آخرِ مرحله شد غول،به من می خندید

یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا…بازیِ مسخره ای بود،رها کرد مرا

با خودم با همه با ترسِ تو مخلوط شدم…شوت بودم که به بازیِ بدی شوت شدم

آنچه می رفت و نمی رفت فرو من بودم…حافظِ این همه اسرارِ مگو من بودم

از تحمل که گذشتم به تحمل خوردم…دردم این بود که از یارِ خودی گل خوردم

حرفی از عقلِ بد اندیش به یک مست زدند…باختیم آخرِ بازی همگی دست زدند

از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم…رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم

بوی زن دادم و زن داد به موی فَشِنم…راه رفتم که به بیراهه ی خود مطمئنم

خسته از بودنِ تو،خسته تر از رفتنِ تو…خسته از مولوی و شوش به راه آهنِ تو

خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود…خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

مُرده بودی و کسی در نفـسِ من جان داشت…مُرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت

کشته،ماتم زده در ورطه ی خون رقصیدم…پشتِ هر میکروفون از فرطِ جنون رقصیدم

از گذشتِ شبِ تو تا به هنوزم آمد…مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد

به خودم زنگ زدم توی شبِ پاییزی…دودِ سیگار شدم تا که نبینم چیزی

[پاسخ]

هستاگفته :

گاه سکوت میکنی؛ گاه سکوت یک اعتراض است، گاهی هم انتظار، اما بیشتر وقتها سکوت…
برای این است که هیچ کلمه ای نمی تواند غمی را که تو در وجودت داری توصیف کند!”

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

گر روزی داستانم را برای کسی نقل کردی

بگو بی کس بود اما کسی رو بی کس نکرد

تنها بود اما کسی رو تنها نگذاشت

دل شکسته بود اما دل کسی رو نشکست

کوه غم بود ولی کسی رو غمگین نکرد

و شاید…بد بود ولی برای کسی بد نخواست

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

خدایا………
تمامی خنده های تلخ امروزم را میدهم
یکی از خنده های شیرین کودکی ام را پس بده……

[پاسخ]

ارزو پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۰۲:

هه من کودکیمم ازته دل نشد بخندم….

[پاسخ]

FARZAD پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۲:

خدایا………
تمامی خنده های تلخ امروزم را میدهم
یکی از گریه های شیرین کودکی ام را پس بده……

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

خداوندا…………………….. امشب مهمانم باش به صرف یک قهوه تلخ وقتش رسیده که طعم دنیایت را بچشی

[پاسخ]

panizگفته :

◦°◦°◦°◦ خدایا …
تو دنیای ما آدمااا ..
یه حالتی هست بنام کم آوردن ..
تو که خدایی نمیتونی تجربش کنی ..
خوش به حالت ◦°◦°◦°◦

[پاسخ]

panizگفته :

این بی قَراری ها دَست ِ مَن نیســــــــــــت !

باوَر کُن عاقِل تَرین آدم ها هَم

گــــــــــــاهی

دِلتَنگ ِ خاطِراتِ اَحمَقانه شان می شَوَنـــــد !!!

[پاسخ]

خانوم گلگفته :

بیا قدم بزنیم . . .
من با ” تـــــــــو ”
تو با هر که دلت خواست !
فقط بیــــــــــا قدم بزنیم . . .
اصلا بیا و بگذار . . .
سایه ات باشـــــــــــم . . .
سایه که آزار ندارد !
دارد ؟

[پاسخ]

تنهاگفته :

خدایا امشب مهمانم باش
به صر ف یک قهوه تلخ !
وقتش رسیده طعم دنیایت را بدانی…

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

آهی عجیب می کشم امشب به یاد تو
خود را صلیب می کشم امشب به یاد تو
نعنا و پرتقال که هیچ است ای رفیق
دارم دوسیب می کشم امشب به یاد تو

[پاسخ]

noshinگفته :

هی نمیدانم این عشق چیست؟

اگ اسمش عشق چرا خیانت توشه چرا تاا اخر باهم نمیمونن

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۱:

عشق هست اما عشق حقیقی نیست

[پاسخ]

…Fåt£mëh…گفته :

حماقت از اونجا شروع میشه
که باخودت میگفتى
((این با بقیه فرق دار ))

[پاسخ]

…Fåt£mëh…گفته :

این روز ها احساس میکنم چقدر شبیه”سکوتم”…
با کوچکترین حرفى میشکنم

[پاسخ]

…Fåt£mëh…گفته :

من اولین اشتباه با تو شروع کردم ک
بیش از حد عاشقت شدم,وابسته شدم
بخدا خیلی سخته بگی نبود چیز بین ما….

[پاسخ]

یاسگفته :

سلام وب خیلی قشنگ و متفاوتی داری مرسی از حضورت خوشحال شدم

[پاسخ]

somaگفته :

سلام امیدوارم که مشکلی براتون پیش نیومده باشه به خدا خیلی خیلی نگرانتونم میشه از این به بعد قبل رفتنتون یه خبری بدین هرروز چند بار به سایت سر میزنم اما هیچ خبری نیست دیگه دارم نگرانتون میشم از ته دل دعا میکنم مشکلی براتون پیش نیومده باشه و اگه درگیر چیزی هستین موفق باشین و خدا حافظتون باشا انشاالله

[پاسخ]

محمدی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۱۲:

سلام. ۱ هفته بخاطر مشکلات امکان درج مطلب جدید و تایید نظرات وجود نداشت که این مشکل حل شد

[پاسخ]

mگفته :

خودت را تصور کن بی او…
شاید بفهمی چی میکشم بــــــی تو….!

[پاسخ]

mگفته :

دلم میگیرد وقتی میبینم من هستم…
او هست…
اما…قسمت نیست..!!!!

[پاسخ]

mگفته :

آرزوهایم هوایی می شوند
به باد می روند
دود می شوند
حس میکنم محتاط
حســـــــرتـــهایم شده ام…!

[پاسخ]

saloosگفته :

همین که فهمید غـــــــــــم دارم آتش گرفت . . .
به خودت نگیر رفیق !!!!!
سیـــــــــــــ ــگارم را گفتم
.

[پاسخ]

saloosگفته :

کاش نجابتم را بهانه ی رفتنت نمیکردی

تا با دیدن هر هرزه ای به خود نگویم اگر مثل او بودم نمی رفت….!!

[پاسخ]

یاسی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۱۱:

دس گذاشتی رو حرف اصلی:-{{

[پاسخ]

saloosگفته :

درد مـــــن از چشمـــــانـــی بــــود کــه بــه مــن اشکــ هدیـــه میــــداد و بــه دیگــــران چشمــــــــکــ

[پاسخ]

talkh پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۸:

همــــــــــ درد هستیم !

[پاسخ]

farnazگفته :

غمخوار من به خانه غم ها خوش آمدی
با من به جمع مردم تنها خوش آمدی
بین جماعتی که مرا سنگ میزنند
میبینمت برای تماشا خوش آمدی
ای عشق! ای زیباترین میهمان عمر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی
(فاضل نظری)

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۵:

mamnoon farnaz jan…man asheghe sheraye fazel nazariam

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

این لحظه های تمام نشدنی

برایم سخت میگذرند…

نبضم کند میزند…

قلبم تیر میکشد…

دارم صدای خورد شدن احساس پاکم را …

لابه لای چرخ دنده های زندگی میشنوم…

آری خورد شدم به جرمی که نمیدانم…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

من ناامید نیستم!!!

هر شب پر از امید میخوابم…

هر شب میخوابم به امید اینکه دیگر بیدار نشوم!!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

خبر از من داری؟…

خبر از دلتنگی های من چطور؟

و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…

خبرش رسیده که مرده اند؟

هیچ سراغ دلم را میگیری؟

کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟

مچاله ام از دلتنگی؟

آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هم

وجدانت راحت…

خبرهای من به تو نمی رسد…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

این شـبها چــقدر دلــــم میخــواهد کســـی آرام به من بگــوید؛


 بمـــیری انشااللــه
 و مـــــن فــریاد بزنم “آمـــــین”

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

خندیدن؛ خوب است، قهقهه؛ عالی است !!!

گریه آدم را آرام می کند…

اما …… لعنتـــــــــــ به بغـــــــــــــــض … !!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

به پشت سرم نگاه می کنم شاید هنوز کسی مرا دوست داشته باشد،

اما افسوس: همه کاسه ی آب به دست منتظر رفتن من هستند.

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

یک ساعت تمام، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم

فریاد کشید: آخر خفه شدم! چرا حرف نمی‌زنی؟

گفتم: نشنیدی؟…. برو… (زبان سکوت)

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

پیرمرد همسایه آلزایمر دارد …
دیروز زیادی شلوغش کرده بودند
او فقط فراموش کرده بود
از خواب بیدار شود …!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

یه وقتایی
دلم میخواد
یکی بیاد
از پشت چشمامو بگیره
و بگه اگه گفتی من کیم؟
منم دستاشو بگیرم
و بگم هر کی هستی بمون…
خیلی تنهام!!

[پاسخ]

rahaگفته :

وای از اون روزی که اون شماره روشن باشه
اما
دیگه مال تو نباشه
……………….
اینجا همه حرف دلت را میزنن
همه ی اون حرفایی که تو دلت مونده

[پاسخ]

یاسی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۰۷:

اره واقعا:-{

[پاسخ]

avarehگفته :

اون موقع ِ که زنگ میزنی بهش پر انرژی و یه نفسشروع می کنه تند تند واست تعریف می کنهو یه انرژی خاصی توی صداشه و آخرشم نفس نفس میزنه و می خنده . . .اون موقع می تونی باخیال ِ راحت بگی دنیا مال ِ منه..

[پاسخ]

avarehگفته :

ﺑــﻪ ﺳــــﻼﻣـــﺘـﯽ ﮐﺴـــﯽ ﮐــﻪﻣﯿـــﺪﻭﻧـــــﻢ ﻭﺍﺳــــﻪ ﻣــــﻦ ﻧـــﯿــﺲ ،ﺍﻣــﺎ ﻧـــــﻤــﯿﺘــﻮﻥ ــﻢ ﺩﻭﺳـــــــﺶﻧـــﺪﺍﺷـــﺘـﻪ ﺑـــــــﺎﺷﻢ .ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺑــــــــــــــــﯽ ﺍﻭﻭ ﻋﺸـــــــــــــــــــﻘــﺶﭘــﺎﯾـﺎﻥ ﺭﻭﺯﻫــﺎﯾﯽ ﺍﺳـــﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕــﺮﺩﻭﺳﺘﺸـــــــﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﻫــــــــــــــــــــــــﻢ ﺩﺍﺷــﺖ …دلـتنگی هایـم رازیـر دوش حمّــام می بَـرم،بُـغـضـم را …میـان شُـرشُـر آب داغ می تـرکـانـم،تا همـه فـکـر کننـد …قرمـزیِ چشمـانـم …از دم کـردنِ حمّـام است… !!!

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۷:

likeeee

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

و باز با پروردگارم قهر کردم .. همه ی درب ها رو بر روی من بست ..
من فریاد میزدم .. آچرا ؟؟؟ چرا با من ؟؟؟
حتی پنجره ها رو هم بست .. همه جا رو به روی من تاریک کرد .. انگار منو تو یه اتاق بتونی حبس کرده بود .. و من فریاد میزدم .. آخه چرا با من ؟
یعنی دیگه دوسم نداری خدا ….؟؟همینه لطف و کرمت .. ؟؟
بعد از چند روز خدا درب هارو باز کرد .. دیدم طوفان همه جارو ویران کرده .. و من …ســــکــــوت …

[پاسخ]

paniz پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۵۱:

qashang bud

[پاسخ]

farnazگفته :

هیس!
آرام تر…
مگر نمیبینی عشقم در آغوش او خواب است.

[پاسخ]

koroshگفته :

میگن: وقتی یه دختر بخاطر یه پسر اشک میریزه ،
یعنی واقعن دوسش داره…

اما ….وقتی یه پسر بخاطر یه دختر اشک بریزه ،
یعنی دیگه هیچوقت نمیتونه کسیو مثل اون دوست داشته باشه …

[پاسخ]

سپیده پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۴:

دروغه واسم اشک میریخت گریه میکرد چ جوری. آخرشم خودش رفت

[پاسخ]

talkh پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۸:

دلنشینـــــــــــــــــــ !

[پاسخ]

یاسیگفته :

او که میگفت تمامه زندگیش من هستم حالا در اغوش دیگری نفس نفس میزند…………

[پاسخ]

چرکنگفته :

درآغوش من حاضرنبوددستانش رابازکند،امادرآغوش دیگری کمربندش راهم بازکرد……!

[پاسخ]

چرکنگفته :

مدیرسایت منوراهنمایی کردکه آدرس ایمیلموتصحیح کنم متاسفانه ایمیلم روحذف کردم که یه ایمیل جدیدبسازم فعلا که موفق نشدم ایمیلی بسازم.یه پست گذاشتم ولی تاییدنشده خواستم بچه های سایت بهم کمک کنن بانظراشون تصمیم بگیرم ولی متاسفانه درانتظارتاییه خواهشا تاییدش کنین.ممنون میشم!!!!

[پاسخ]

محمدی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۰۷:

قبلا ذکر شد.
آدرس ایمیلتان را بدون www قرار دهید

[پاسخ]

چرکن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۹:

ممنون از راهنماییتون جناب محمدی!!!.یه پست گذاشتم که بچه هاکمک کنن که یه تصمیم جدی بگیرم!!! توسایتتون که گشتم وپستهای قدیمیتون روخوندم مدیرقبلی سایت خداییش به سوالای بچه هاجوابای خوبی داده بود.منت سرمابگذاریدویه نظرراجع به پستم بدیدباتشکر…

[پاسخ]

hastiگفته :

خب دختر خوب تو که دوسش داری اونم که خلاصه خودش بهت گفت دوست داره دیگه چی میخوای؟؟؟
هان؟؟بله رو بگو دیگه

[پاسخ]

hastiگفته :

ارزو جون راست میگه به نظر من اشتباه محضه

[پاسخ]

چرکن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۲۹:

باورکنین نمیدونم چیکارکنم……………!!!! ازیه طرف دوسش دارم!!! ازیه طرف نسبت به اول خیلی تغیرکرده خیلی ازاول بهترشده !!!ازیه طرف بدیاش یادم میاد!! باورکنین گیرافتادم خودتونوبزارین جای من فک کنین کسی که دنیاتون بوده این کاروکنه بعدش برگرده واقعاسرم داره سووووووووت میکشه!!

[پاسخ]

چرکن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۳۰:

هستی جان ممنون ازنظرت.ولی راهنمایی بیشتری میخوام خواهشا واضح توضیح بدین که چیکارکنم ودربرابرش چطورعمل کنم؟؟؟!!

[پاسخ]

hasti پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۴:

ببین گلم شاید همش تظاهر باشه تو از کجا میدونی تغییر کرده
خدای نکرده شاید با تو هم همین کارو کنه بعد از یه مدت ولت کنه
عزیزم گول ظاهرو حرفای قشنگشو نخور اون نفهمید که چه قدر دوسش داری
رفت با یکی دیگه چطور تونست اگه دوست داشت پات میموند
من فقط میتونم از گفته های خودت قضاوت کنم نه بیشتر تصمیم گیرنوه خودتی گلم
تو رو خدا زندگیتو حرومش نکن .
امیدوارم بهترین تصمیمو بگیری گلم
خوشبخت شی

[پاسخ]

hasti پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۸:

فقط یه سوال اگه تو جای اون بودی اون جای تو قبولت میکرد؟؟؟

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۳:

azizam manam sharayete to ro dashtam ghablan tu hamin saite be ye nafare dige ham tajrobamo goftam ama hala bara bare 2 migam man ke kheiri nadidam…faghat ba paziroftanesh behesh forsat dadam ke 2bare behem khianat kone….arzeshe khodeto bedun azizam…..age liaghat dasht hamun bare 1 ghadre to ro midunest…..
be ghole ye azize doostdashtani adam chizio ke bala avorde 2bare ghurt nemide…..
nahayatan tasmim ba khodete…..manam mese hasti omidvaram behtarin tasmimo begiri

[پاسخ]

hastiگفته :

برای جذب دختری که چشم و دل دلش سیر باشه
لازم نیست “پول دار “باشی
فقط کافیه”شخصیت”داشته باشی!!

[پاسخ]

ستاره پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۳:

کاملا باهاتون موافقم بیشتر وقتا ما بعضی ها رو انقدر باور داریم که خودشون خودشون رو باور ندارن جسارت نباشه به پسرا ولی پسرا این قضیه رو متوجه نمیشن که باور داشتن ی نفر یک قدم بالاتر از دوست داشتن وقتی ی پسررو باور میکنی همه کاستی هاش رو هم میپذیری ولی نمیدونم چرا خیلی کم هستن پسرایی که به این درک رسیده باشندمن باورش کردم اماخودش ترسید که نشه حالا که میخواد برگرده دیگه خیلی دیره من دیگه اون زود باور قدیما نیستم .

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۰:

zadi be hadaf setare jan bavar dashtan ye ghadam az doost dashtan ham balatere…..eshghe manam tarsido goft nemishe….ama man bavaresh dashtam…….mamnoon setare jan

[پاسخ]

hasti پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۳:

دقیقا با چیزی که میگی موافقم

[پاسخ]

leilaگفته :

ba arze mazerat on jomleye balato ghabul nadaram….hame adama mese ham nistan……bazi jomleha shaiad ghadimi bashan ya hata zarbolmasal ama in dalil bar 2rost budaneshun nist

[پاسخ]

چرکن پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۲۷:

!!!!! thank you leila

[پاسخ]

سحرگفته :

بسیار زیبا بود من هم کاملا موافقم

[پاسخ]

معصومهگفته :

ایشالا خوشبخت بشین؛واسه منم دعاکنید؛بچه دارم؛شوهرمو دوس دارم؛ولی این دخترای جلف ول کن شوهرم نیستن؛خدا ازهرچی بلا هست دورمون کنه آمین؛

[پاسخ]

معصومهگفته :

ما گذشتیمو گذشت آن چه تو با ما کردی؛‏↳‏
توبمان با دیگران.‏..وای به حال دیگران

[پاسخ]