آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

مثل همیشه تنها در خانه نشسته ام. سیگارم روشن و چای ام کنارم و مثل همیشه انتظار آمدن کسی را ندارم اما ناگهان زنگ به صدا در می آید و من به خیال توهمی مانند همیشه که از سر تنهایی از پنجره بیرون را نگاه می کنم یا گوشی آیفون به دست به صدای بیرون گوش و تصویر را می نگرم تا شاید کسی را که می خواهد به سراغ تنهایی ام بیاید را غافلگیر کنم از جایم تکان نمی خورم اما زنگ دوباره به صدا در می آید. به شوق اینکه این بار این منم که غافلگیر شده ام با دستان لرزان گوشی را برداشته و قبل از اینکه حرفی بزنم صدای مردی کهن سال که می گوید رفتگر است و ماهیانه می خواهد لرزش دستانم را گرفته و شوقم را به یاس تبدیل می کند. مانند همیشه پنجره را باز می کنم و با عذر خواهی پول را پایین انداخته و نگاهی به پیرمرد می اندازم. حتی کلاه مشکی پر کلاغی اش هم نمی تواند موهای بلند و سفیدش را پنهان کند. پیرمرد پول را برداشته و حتی کلامی نمی گوید و فقط دستی به نشانه تشکر و رضایت تکان می دهد. رفتنش را نگاه میکنم بعد پنجره را می بندم و دوباره تنها صدایی که می شنوم صدای جوش آمدن آب در سماورست.
آری دوباره وقت چای و سیگار است.

توجه: سیگار بسیار زیان بار است
موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۱۶۲ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۵ دی, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
♥هستی♥گفته :

عاشق ای نکته اخلاقیتم….. (توجه سیگار بسیار بسیار زیانیار است…)
عالی مثل همیشه

[پاسخ]

pouyaگفته :

سلام به همه ی الون بویی های عزیز، تازه با این سایت آشنا شدم، سایت غمناکی هست…

[پاسخ]

♥هستی♥ پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۲۸:

سلام خوش امدین.
زیادمک غمناک نیستا…..

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

سیگار لایت را با موسیقــــــِ لایت ترجیح مـــــِ دهم
روح من با هیچ نغمه ای لایت نمــــِ شود
به من عشــــق تعارف نکنید!
قبلا صرف شده…
به دستانم فندکـــِ ؛ کبریتـــــِ ؛ سنگ آتش زنه ای برسانید
تا برای هضم عشـــق
سیـــــگاری آتش کنم…

[پاسخ]

ایمان پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۵۸:

یک پاکت سیگار…
شراب به مقدار لازم…
یک دل پر…
اینجا شروع ماجراست…
انتهایش را خدا هم نمیداند…

[پاسخ]

امین پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۳۱:

خیابان با من راه می آید
نیمکت با من مینشیند
سیگار با من هم نفس میشود
با من ساعت ها دلتنگ میشوند

اما تو
نه می آیی
نه مینشینی
نه هم نفس میشوی
فقط ساعت ها را دلتنگ میکنی

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۰۳:

بسیار زیبا و غمناک ممنونم گلم

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۰۹:

بسیار زیبا ممنونم گلم

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

نیستـــــِ ؟
به درک!
مقابل آینه مینشینم و سیگارم را روشن مــــِ کنم
در نبودت
خودم را بهتر مــــــِ توانم ببینم
نگران جای خالــــِ ات نباش
سیـــــــگار پر کرده است…

[پاسخ]

ترنم پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۴۶:

عاشق نمیشوم
دلواپسم نباش
دستانی از تهی, پاهایی از ورم…
فکر مرا نکن؛
امروز بهترم….

[پاسخ]

♥هستی♥ پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۱:

زیبا بود

[پاسخ]

رضاگفته :

اقا مسعود کارت درسته .

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

این سیگار که میکشم
همان فریادهایست که نمیـــتوانم بزنـــم
همان حرفهایــــِ که جرات گفتن به کســــِ را ندارم
همان دلتنگـــِ هایـــِ که روز به روز پیـــرم میکند
همان خاطراتیست که نه تکرار میشـوند و نه فرامــــوش
همان تنهایـــِ هایـــِ که کســــِ پرش نمیکند
همان دردهایــــِ که درمـــان ندارند

(اینو نوشتم برای اون دسته از دوستانی که مخالف سرسخت سیگارن و به من و دوستان خورده میگیرن که چرا این سایتو آلوده به سیگار میکنین و سیگارو تبلیغ میکنین.
باعرض پوزش فراوان خدمت آقا مسعود..)

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۲:

حواهش می کنم.
منم جز همون دوستای شمام دیگه :)

[پاسخ]

رویا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۱:

من دیگه خسته شدم بس ک چشام بارونیه/بس دلم تاکی هوای غصه رومهمونیه/ من دیگه بسه برام تحمل این همه غم………….. ولی واویلا این غمه تموم شدنی نیس لعنتی خوردنیه

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

وقتی نفهمی کی سیگارتو روشن کردی
و کی کشیدی
و کی خاموشش کردی
یعنی اینکه
یه جای کار میلنگه… بدجور…

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۴۹:

مرسی هستی جان ،همه ی کامنتات قشنگند ولی از این یکی خیلی خوشم امد

[پاسخ]

♥هستی♥ پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۳:

خواهش گلم.نظر لطفته

[پاسخ]

Avarehگفته :

فکرش را هم نمیکردم
روزی سیگار بکشم
حالا… سالهاست که سیگار مرا میکشد
چای… مرا میریزد
آینه… سراغ دندان هایم را میگیرد
حال ریه ام را می پرسد
من…
به ناچار با موهایم ور میروم…

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

مادر کودکش را شیر میدهد
و کودک از نور چشم مادر
خواندن و نوشتن می آموزد
وقتی کمی بزرگ شد
کیف مادر را خالی میکند
تا بسته سیگاری بخرد
بر استخوان های لاغر و کم خون مادر راه میرود
تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود
وقتی برای خودش مردی شد
پا روی پا می اندازد
و در یکی از کافه تریا های روشنفکران
کنفرانس مطبوعاتی ترتیب میدهد و میگوید:
“عقل زن کامل نیست..”
پو به افتخار این سخن
مگس ها و گارسون ها کف طولانی میزنند….

[پاسخ]

Roham پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۵:

خیلی خوشم اومد. واقعیت خیلی از به قول خودشون روشنفکراس…
چقد ازین آدما زیادن که ژست روشنفکری به خودشون میگیرن و بحثای به اصطلاح روز رو راه میندازن جالبیش اینجاس که آخر بحثشون یه نگاه عاقل اندر صفیح به بقیه میندازن ..
ای بابا ما کجا و اونا کجا….

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۶:

محشر بود هستی جون …مرسی

[پاسخ]

♥هستی♥ پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۴:

خواهش گلم.
آقا روهام زیاد جدی نگیر…این نیز بگذرد چون میگذرد غمی نیست

[پاسخ]

محمد امین پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۴۶:

خیلی خیلی جالب بود تا حالا ازین دید بهش نگاه نکرده بودم

[پاسخ]

♥هستی♥ پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۰۹:۲۵:

ژست روشن فکری عصر مدرن!!!

[پاسخ]

ایمانگفته :

کسی که سیگار میکشه
از یه درد بزرگ رنج میبره
از سرطان نترسونش….

[پاسخ]

atenaگفته :

سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس
چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟

[پاسخ]

atenaگفته :

این روزها احساس بـچـه ای رو دارم که رفـتـه تـو کــوچــه تــا بـازی کـنــه ولـی کــسـی بـازیــش نـمـیــده!!

[پاسخ]

سمیرا پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۵۰:

ولی در عوض تنهایی ، همه قواعد بازی رو یاد میگیری…حتی بهتر از خودشون!!!

[پاسخ]

atenaگفته :

بس است
میهمان داریم
بیا و آبروداری کن
نگذار بفهمند پشت این نقاب خندان خیس میشوی…
با چشمانم هستم..

[پاسخ]

شـــــــــهرامـــــــگفته :

سلام
من واسه همین صداقتش عاشقش شدم
سیگارو میگماااا
لامصب خیلی صادقه
روش خیلی رک و مردونه زده سرطان زا می باشد
ولی حالا برو یه آبمیوه بخر….
روش زده ۱۰۰% طبیعی ولی ۹۹% آب قاطی کردن…

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۸:

جالبناک بود

[پاسخ]

atenaگفته :

تو خودت را رنگ زدی، تا شیبه خاطرات این آدم ها باشی؟
شاید فراموش کردی، که این آدم ها رنگین کمان را با دروغ های خود رنگ میکنند!
تو برای آنها، حتی معنی بی رنگی را هم نداری !
کاش سیاه و سفید بودی!
تا باورشان میشد، تو شیبه دروغ های رنگیِ آنها نیستی!
شبیه حقیقتِ خودت هستی

[پاسخ]

atenaگفته :

چه دنیای عجیبی است
همه میگویند،حرف دلت را بزن
اما هر وقت حرف دلم را زدم ، دل همه را زدم !!

[پاسخ]

atenaگفته :

“گوسفندانی” بودیم..
آمدند “خرمان” کنند…
“گرگ” شدیم….!!!

[پاسخ]

رهگذر پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۶:

چوپانی را پرسیدند: روزگار چگونه است؟ گفت: گوسفندانم را پشم چینی کردم،بیشترشان گرگ بودند!

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۵۸:

دیگر از وفا هم میترسم…
از آنروز که سگ گله را با گرگها دیدم…!!!

[پاسخ]

سعید پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۴۰:

سلام بچها واقعا جمله های قشنگی نوشتید
ممنون!

[پاسخ]

atenaگفته :

از آن جمــــــــــــــــله هایی ام
که انتهایش سه نقطه می خواهد …
حال هر طور می خواهی
تفسیـــــرم کــــــــــــــن !

[پاسخ]

atenaگفته :

خدایا . . .
سیب که شیرین است
سهل!
تو بگو، زهر!
هرچه که باشد . . .
بیار،با تمامـ وجود ﻣﮯ بلعمـ . . .
تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون . . .!

[پاسخ]

atenaگفته :

آدم های تنها عاشق می شوند
آدم های عاشق ، تنها
مرگ اگر نبود ،
تا ابد دور خودمان می چرخیدیم …

[پاسخ]

atenaگفته :

تنهــایـم …
اما دلتنگ آغــوشی نیستــم…
خستــه ام …
ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم…
چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز…
ولــی رازی نـدارم…
چــون مدتهــاست دیگــر کسی را “خیلــی” دوست ندارم…
فقط خیلـی هـا را دوست دارم …

[پاسخ]

رویا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۰:

بامن بیا تا ابی بیکران تاهم اغوشی ماهی ها تاخودرویاها بامن بیا تاباتوبگویم وسعت تنهایی من ب چه اندازه است بامن بیا بامن بیا بامن بمان

[پاسخ]

atenaگفته :

این روزها
با میکاپ
کوسه ها، پری دریایی می شوند . . .
آهای تو که پشت پنجره قلبم آواز می خوانی،
دندان هایت را نشان بده . . .

[پاسخ]

atenaگفته :

تیز می کنم
زندگی را
زرق و برقش برای تو
برندگی اش برای من !

[پاسخ]

atenaگفته :

در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی !

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

تنها هوایت , هوای مرا نداشت..
مرا که همیشه در هوای تو بودم

[پاسخ]

ترنم پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۵۰:

حال مرا مپرس چیز مهمی نیست
این دلشکستگی اقرار بیکسیست
درگیر من مشو همدم نمیشوم
حوا مرا ببخش؛؛؛آدم نمیشوم….

تقدیم به هستی عزیز . پستات عالین.مرسی

[پاسخ]

♥هستی♥ پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۵:

نوشته های توام زیبا هستن گلم

[پاسخ]

atenaگفته :

در سینه ام زخم های عمیقی هست
انگار کسی مرا با زیر سیگاری اشتباه گرفته است …

[پاسخ]

atenaگفته :

جاسیگاریم را گم کرده ام … تو ندیدیش ؟
خودش مهم نیست … زیرش دردهایم را قایم کرده بودم …

[پاسخ]

Avarehگفته :

اولـین بــاری که عـشقمــ فـهمید سـیگار میــ کـشمــ ،مـثل بارونــ باریــد…
بـا گریهــ قسمم داد “توروخــدا دیگهــ نــکش . توروخدا تـرکش کن ”
صـداشــ توگوشمهــ هـنـوز!
اما مـن هــنوزم که هــنوزه دارمــ میــ کشمـ ـ…
آخهــ چون اونم قــسم خــورده بود ، کهــ ترکمــ نکنهــ ولیــ رفتـــ …

[پاسخ]

hasti پاسخ در تاريخ مرداد ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۰:

خیلی قشنگ بود یجورایی شبیه قصه خودمه

[پاسخ]

atenaگفته :

با سیگار کشیدن کسی مرد نشد ولی با نامردی خیلی ها سیگاری شدن . . . !

[پاسخ]

atenaگفته :

اینجا روی زمین هیچ چیز عجیب نیست ، حتی اینکه آدم ها ” آرزوهایت را مثل سیگار دود میکنند و به آسمان می فرستند . . . ”

[پاسخ]

atenaگفته :

از من پرسید : سیگار را ترک نکردی ؟
گفتم: نه ، کبریت را ترک کرده ام !
سیگار را با سیگار روشن میکنم . .

[پاسخ]

atenaگفته :

همین که فهمید غم دارم آتش گرفت …

به خودت نگیر رفیق !!

سیگارم را گفتم ..

[پاسخ]

Avarehگفته :

سیگارها برایم دو دسته اند :
سیگارهای قبل از دیدنت و سیگارهای پس از رفتنت !
هر دو برایم حس غریبی دارند :
اولی ، به خاطر دلهره ی نیامدنت
و دیگری از ترسِ دیگر ندیدنت . . .

[پاسخ]

atenaگفته :

مرا به تختم ببندید…

و سیگاری برایم روشن کنید…

و تنهایم بگذارید…

هر چقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید…

من دارم او را ترک می کنم!!!

[پاسخ]

atenaگفته :

به من عشق تعارف نکنید .
قبلا صرف شده است !
به دستانم فندکی ٬ کبریتی ٬ سنگ آتش زنه ای برسانید تا برای هضم عشقم ، سیگاری ٬ دلی ، جانی ، خاطره ای را آتش بزنم .

[پاسخ]

Avarehگفته :

نگران شب هایم نباش . . .
تنها نیستم !
بالشم. . .
هق هق سکوتم. . .
قرص هایم . . .
پاکت سیگارم . . .
لرزش دستانم . . .
همه هستن، تنها نیستم . . . !
با پاکت سیگارم همه ی نبودن ها را دود میکنم!
پس دیگر نگران من نباش!

[پاسخ]

atenaگفته :

یک نخ آرامش دود می کنم !
به یاد نا آرامیهایی که از سر و کول دیروزم بالا رفته اند . . .
یک نخ تنهایی ، به یاد تمام دل مشغولیهایم . . .
یک نخ سکوت ، به یاد حرفهایی که همیشه قورت داده ام . . .
یک نخ بغض ، به یاد تمام اشکهای نریخته . . .
کمی زمان لطفا !! به اندازه یک نخ دیگر . . .
به اندازه قدمهای کوتاه عقربه . . .
یک نخ بیشتر تا مرگِ این پاکت نمانده . .

[پاسخ]

atenaگفته :

تــــوی ایــــــن دنیــــا همیـــــــشه
بعضــی ها “بــرای بــه جــایـــی رسیــدن”
و بعضـی ها “بـعـد از به جـایــی رسیــدن”
هــمــه چیــز را “زیـــر پــا” می گــذارنـــد…

[پاسخ]

atenaگفته :

به دنبال ویلچرى هستم براى روزگـــار !
ظاهرا پایى براى راه آمــدن بامن ندارد

[پاسخ]

atenaگفته :

دردودلهایت را به کسى نگو چون یاد میگیرند که چگونه دلت را به درد آورند

[پاسخ]

atenaگفته :

خـوش بـحـالت فاحشـﮧ!!!

از هماטּ اول میـدانے از تـــو چ ِ مے خـواهنـد…

حـوش بـحـالت ڪ ِ ڪسے تـــو را با حـرف هاے ِ عاشقانـﮧ خـام نمے ڪُنـد…

خـوش بـحـالت ڪ ِ از همان اول میـدانے آدم هاے ِ ڪنارت مُوقتے هستنـב،

و با طُلوع ِ خورشیـدے ترڪَت مے ڪُننـد…

خـوش بـحـالت ڪه هیچ وقت انتظارشاטּ را نمے ڪِشے

و میـدانے شایـد براے ِ شب ِ دیگرشاטּ،

فاح… ے ِ دیگرے را در آغوش داشتـﮧ باشنـد…

من فاح… نبودم!

هیچ ڪـُدام از ایـن ها را هم نمے دانستم!

شایـد براے همیـن است،

که حالا معشوقه من هم در آغوش ِ تـــو مے פֿـوابـد…!

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۱۲:

gooood

[پاسخ]

Avarehگفته :

سیگار که در دستم است تنها نیستم !انگار کسی پشتم است !
همان که قول داد هیچوقت پشتم را خالی نمیکند . . .
او را به قلبم پُک می زنم . .

[پاسخ]

atenaگفته :

مـن رفـتم و تـو فـقـط گـفـتی بـرو بـه …

مـدت هـاست کـه بـی تـابـم

بـی تـاب ِبـازگـشـتت

و کلـام آخـرت

راسـتی

“بـه سـلامـت” بـود

یـا “بـه جـهـنــم” ؟

[پاسخ]

atenaگفته :

چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های

فراموشی ودل سپردن به قبرستان جدایی

وقتی بدانی پنج شنبه ای نیست تا رهگذری ،

بر بی کسی ات فاتحه بخواند

[پاسخ]

atenaگفته :

بر تمام قبر های این شهر
بوسه بزن
شاید به یاد بیاوریکجا مرا جا گذاشتی…
من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام
صدای کلاغها را می شنوی؟
دارند برایم فاتحه می خوانند…..!!
کارو

[پاسخ]

atenaگفته :

بهای نان

شبی مست رفتم اندر ویرانه ای…

ناگهان چشمم بیفتاد اندر خانه ای،نرم نرمک پیش رفتم

در کنار پنجره تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای …

پیرمردی کور و فلج درگوشه ای …

مادری مات و پریشان ، همچنان پروانه ای …

پسرک ، از سوز سرما میزند دندان به هم !

دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای …

پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای !

تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای

[پاسخ]

SADAFگفته :

آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛
برای آنها تنها نشانه ی حیات،
بخار گرم نفس هایشان است!
کسی از کسی نمی پرسد :
آهای فلانی!
از خانه ی دلت چه خبر؟!
گرم است؟!
چراغش نوری دارد هنوز؟!
چراغی داری هنوز؟!!

[پاسخ]

محمد امین پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۳۳:

قشنگه

[پاسخ]

atenaگفته :

ساده ک باشی زود حل میشوی میروند سراغ مسئله ی بعدی…

[پاسخ]

atenaگفته :

گوش کن…..خاموش ها گویاترند……..
در خموشی من فریادهاست……………فریدون مشیری

[پاسخ]

Avarehگفته :

یه نخ سیگار روشن کردی و روی لبانم گذاشتی,
گفتی مثل این سیگار تا آخرش به پات میسوزم,
سیگار هنوز به پایم میسوزد,
اما تو در تب دیگری آتش گرفته ای…

[پاسخ]

رویا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۳:

قشنگ بود راستش منم خیلی سیگار میکشم تا غصه ها دود بشن ولی نمیشه

[پاسخ]

hasti پاسخ در تاريخ مرداد ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۷:

معلومه که نمیشه ما ادما با دردو غصه به دنیا اومدیم پس خودتو نابود نکن

[پاسخ]

hasti پاسخ در تاريخ مرداد ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۷:

معلومه که نمیشه ما ادما با دردو غصه به دنیا اومدیم پس خودتو نابود نکن

[پاسخ]

Avarehگفته :

قـبـول نیــسـت…!
ایـن بـار تـو چـشـم بـگـذار…
مــن فـرامـوشـت مـی کنـم…
فـقـط تـا صـد بـشـمـار…
آهــسـته آهــسـته…
راسـتـی…!
مـن بـازی را خـوب نـمـی دانـم…
خودم را باید پنهان کنم یا گذشته را
تـو را فـرامـوش کـنـم یـا خـاطـره را…؟!
ایـن بـازی کـی تـمـام مـی شـود…؟!

[پاسخ]

نازنینگفته :

اراده ات را ستودم

آنگاه که بجای “سیگار”

“من ” را ترک کردی!!

“دستنوشته خودم”

[پاسخ]

نازنینگفته :

متنش جالب بود نکته اخلاقی هم که به نوشته هات اضافه شدن خیلی هم خوب…D: :)

[پاسخ]

atenaگفته :

صلیبم را به دست…
سیگارم را به کام…
و احساسم را به باد سپردم از…
همان زمان که معشوقه ام …
خود را به آغـوش دیــگـری سـپـرد…

[پاسخ]

atenaگفته :

تو که جای من نیستی سهراب…………
توچه میدانی تحریم چیست
توچه میدانی گرانی یعنی چه
تو چه میدانی تلخیه سکوت را
وتوچه میدانی مهر خاموش باش
توچه میدانی تن فروشی از سر فقر
تو اگر جای من بودی یا هم نسل من
اینجور میسرودی:
فقط تو می مانی و اندوه و
حسرت ارزوهای بر دل
و نه میبینند هیچیک از مردم این آبادی رنگ شادی را…
به حباب نگران لب خشک زاینده رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که ندیدم هرگز،
غصه هم می گذرد؟؟هرگز
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…
لحظه ها عریانند.
به تن فاح… های فقیرشهرما،که جامه اندوه شان نپوشندهرگز

[پاسخ]

atenaگفته :

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
که تنها دل من ؛ دل نیست

[پاسخ]

robinگفته :

salam masud agha
ye soal sayte alon girl rah andazi shod?

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۵۸:

salam.moteasefane felan natunestim mojawez begirim!

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۴:

آقا مسعود خیلی ببخشیدا آخه مگه دخترا تنها هم میمونن که الون گیرل براشون بزنی.
این موجودات بی احساس که خدا فقط بشون قشنگی داد غیر از اینکه خیانت میکنن و روزانه با صدنفرهم آغوشن تنها نمیمونن که تو بشون بگی.الون گیرل!
این پستت هم مثه بقیه پستتات خیلی قشنگ و مفهومی بود.
قید الون گیرل هم بزن.از اسمش پیداست وجود خارجی نداره!
همین سایتت عالیه.دمت گرم!

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۵:

قرار نبود سایت جدیدی زده بشه، به همین سایت قرار بود آدرس الو گرل هم اضافه بشه که من همه ی سعیم رو می کنم تا در آینده این کار رو بکنم.
در مورد طرز فکرتون هم متاسفم! شما میتونستی با همه ی دخترا نباشی تا همشون رو اینجوری نشناسی!
جنسیت پرستی مثل نژادپرستی میمونه.

سحر پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۶:

آقا مسعود گل گفتیاخیلی خوشم امد!
بنظرمن ما ادما چه دختر چه پسرحتی اگه عاشق باشیم هم باید اعتماد وعشق رو کم کم خرج کنیم تا اگه فهمیدیم طرف مقابل لیاقت نداره کمتر ضربه خورده باشیم…….
بنظرمن مرد زشتیه بی وفایی و خیانت برای هردو زن ومرد به یک شکل است….
واقعامنم بااین طرز تفکری که داری برات متأسفم

چشمای بارونی پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۳۸:

واقعــــــــــــــــــــــــــــــا واست متاسفم….

سمیرا پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۱۸:

فقط میتونم بخندم به این حرفاتون علی آقا…

شما دقیقا با چند تا دختر بودی که راجبه کل جنس مونث این طوری صحبت میکنی؟!؟!؟

اگر بیشتر از یه دختر بوده که شما هم هیچ وفاداری نداشتی حداقل به عشقی که خودت داشتی!!!!

نازنین پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۰۳:

سلام علی آقا بنظرم هیچکدوم از ما در جایگاهی نیستیم که بخوایم در مورد هیچ کسی قضاوت کنیم در مورد سایت دختر تنها هم اگرتلاش های مسعود جان نتیجه داد و بوجود اومد، شما (که انگار از بس خوبی همه جور دخترو دیدی و با تجربیات فراوان و دست پر اینجوری قضاوت میکینی )میتونی بهش سر نزنی ناراحتی نداره که دوست خوبم!!!!!

♥هستی♥ پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۰:

جالبه…
بعضی از دوستان دختر این سایت ادعا میکنن پسرا بی معرفت و بی وفا و بدن!
یکی هم مثه شما ؛میگی دخترا بدن!!
کی خوبه این وسط؟جنس سومی هم هست؟؟؟؟؟ فکرکنم اونا خوبن
هر که بد ما به خلق گوید..ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم…!!!

رضا پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۰۲:۰۶:

خدایی اقا علی کم لطفی میفرمایین مخصوصا در مورد این سایت .
مطمینن شما از دست کسی خیلی دلخورین
و صحبتتون مثل این میمونه که شما به یه شهر به مسافرت برین
و اونجا دزد کیف پول شما رو بدزده بعد شما هر جا که باشی بگین ادم های فلان
شهر همه دزدن.امیدوارم منظورمو رسونده باشم.

fatemeh پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۰۱:

براى طرز تفکرتون خیلى متاسفم.

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۳۰:

من بازم میگم متاسفم!
همه ی کسایی که میان اینجا اغلب درد عشق رو کشیدن.
خیلی از دخترا اومدن نوشتن همه ی پسرا… منم مثل همیشه میگم جنسیت پرست نباشید.
یه دختر یا یه پسری که خیانت میکنه یا بدی می کنه یا… اصلا دلیل بر این نیست که همه ی پسرها و دخترا بد باشن، برعکسشم همینطور.

[پاسخ]

رهگذر پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۰۳:

سلام آقامسعود؛حرفتون منطقیه،چراهمه سعی دارن یه طرفه به قاضی برد.شاید میخوان همیشه برنده باشن.درسته که روزگار بدی شده ولی بدوخوب همه جاهست به جنسیت هم ربطی نداره.البته خودمون مقصریم،چون انگاری پاک موندن داره کم کم بی ارزش میشه شایدواسه همینه که خیانت ها زیاد شده

علی پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۰۲:۰۶:

راست میگید هم شما هم آقا مسعود.ولش کن اینم ردیف شد!
نه تقصیر از پسراست نه دخترا .
شرمنده اگه چیزی گفتم.
تقصیر مال منه اون روزی که گفتم خدا میرم بندگیتو میکنم شدم بنده یه دختر بی معرفت نمک به حروم.
با این حال فرزانه خانوم نمیدونم الان کجایی ولی خوشبخت باشی .
بقول صادق:
شرمندم اگه بدم//هر کس بود نده صنم
بزار بگن غریبم//نزار کمرم شه خمیده تر
آبروتو دست بگیر / اعتبارو پس بگیر
حق میدم بهت خسته ای / راه تو که بسته نیست
عزیزم خستم / چون دست و پامو بستن
نبینم کفری باشی یه وقت از من
شرمندم اگه مثه زهر تلخم / اگه مثه برگ زردم اگه پاییزم و توی فصل مرگم
نه دیگه نشینی پام / ته رسید مسیر ما

هــ دو تا اسیر باد / هـــی نتا همیشه فالش
شق شق صدای چک . تق تق صدای در
دو صدا که دیگه در نمیاد بحث من و تو سر نمیاد

سحر پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۲۰:

موردی نداره اقای محترم ما از این حرفتون درسته خیلی دلخور شدیم ولی میبخشیم …
دیگه چه میشه کرد …
همین که فهمیدی حرفت اشتباه بوده و منطقی نبوده کافیه …
درکت میکنیم به قول آقا رضا حتما دلت از یه جایی خیلی پره که این حرفا رو میزنی…
روزگار همینه ، باید با خوب و بدش ساخت…

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۰۱:

تنها کسی که منطقی حرفمون رو قبول کرد علی آقا بود که دمش گرم من دیروز می خواستم بگم. قبل این اصلا طرف رو نمیشد راضی کرد یه خورده فک کنه!

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۰۱:

نمیدونم چی شده که ذهنییت ما آدما اینطوری شده … چی شده که این دو جنس این قدر از دورن و همدیگه رو نمیشناسن…واقعا واسه هممون متاسفم…و ناراحت از اینکه اینقدر ما رو از هم دور کردن که حتی درست و حسابی احساس جنس مخالف رو نمیدونیم…!!!انتظاراتشو و اینکه چطور میتونیم همدیگرو درک کنیم تفاوت هامونو بشناسیمو از هم دیگه انتظار بیجا نداشته باشیم…همدیگرو همون طوری که هستیم بخوایم نه اینکه دنبال خلا و حس های خالیمون باشیم…در هر صورت بد و خوب تو هر جسم و جنسی هست…اگه هر کس سعی کنه که خوب باشه (هم از نظر خودش و هم از نظر بقیه) دنیامون پر از خوبی میشه…به امید اون روز…زنده باشین

علی پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۱:

ممنون آقا مسعود.چشم.
به قول سروش لشکری میگه:
یه روز خوب میاد که ما همو نکشیم .به هم نگاه بد نکنیم.با هم دوست باشیم و دست بندازیم روشونه های هم .آهان مثه بچه گی ها تو دبستان.هیچکدوممون هم نیستیم بیکار در حال ساخت و ساز ایران .واسه اینکه خسته نشی این بار من خشت میزارم تو سیمان.بعد از این همه بارون خون بالا خره پیداش میشه رنگین کمون.دیگه از سنگ ابر نمیشه آسمون.به سرخی لاله نمیشه آب جوب.موذن اذان بگو.خدا بزرگه بلا به دور مامان امشب واسمون دعا بخون.

رویا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۰:

مسعودبخداپسرا نامردن وقتی توبچگی بهم نامردی شد………………….. اشکم ریخت

چشمای بارونیگفته :

گنجشکی بر جنازه ی گربه ای میگریست.،!
که اینک… با این همه زندگی چه کنم.؟!!

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۰۴:

الهی…چه غمناک…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

زندگی “باغی” است؛ که باعشق “باقی” است…
“مشغول دل” باش؛ نه “دل مشغول”… بیشتر “غصه های ما”؛
از” قصه های خیالی ماست”…
پس بدان اگر”فرهاد” باشی؛
همه چیز “شیرین” است!!!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

آشپزی ام خوب نیست..
اشک پشت پا بریزم برایت!؟

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

خدایا!
خورشید را به من قرض میدهى؟
از تو که پنهان نیست
سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است!!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

میشه تنهایی بازی کرد
میشه تنهایی خندید
میشه تنهایی سفر کرد
ولی خدایی خیلی سخته تنهایی
تنهایی را تحمل کرد ……!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

من اگر میخندم ، تنها به اجبار عکاس است !
وگرنه بی تو ،
من کجا ؟
خنده کجا ؟

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

سر به هوا شده ام
توهم زیر سرت بلند شده
چقدر عجیب
فکر میکردم
قلب همیشه گرفتار میشود..اما.
انگار “سر”نقش کلیدی تری دارد..در این ماجرا

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

جریان چیست؟
چراپیدانمیشودجسدآنانی که ادعامیکردندبرایمان میمیرند؟

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

دور که می شوم ، “نزدیکتر میایی”…
نزدیکتر که می شوم ، “دورتر می شوی”…
انگار که این ‘فاصله’ همیشه باید به شکلی رعایت شود …

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

چشم هایم را به بیمارستان می برم
نمی دانم چه مرگشان شده
هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند …!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

برای بعضی از دردها نه میتوان گریه کرد،
نه میتوان فریاد زد،
برای بعضی ازدردها،
فقط میتوان نگاه کرد
و
بی صدا شکست…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

سیگاری نیستم اما به تو که فکر میکنم مزرعه ی بزرگی از توتون در سرم آتش می گیرد خانه ات آباد که ما را کشیدی به ویرانی…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

برو،پشت سرت راهم نگاه نکن.ازتوبیزارم.بهانه هایت رابرایم تکرارنکن.حرفی نزن.بیخیال اصلامن مقصرم.هرچه توبگویی،بی وفامنم!نگومیروی تامن
خوشبخت بشم!نگومیروی تامن ازدست توراحت باشم!نگوکه لایقم نیستی ومیروی!نگوبرای آرامشم اززندگیم میروی!این بهانه هاتکراریست.هرچه
دوست داری بگوخیالی نیست،راحت حرف دلت رابزن وبگوعاشقت نیستم.بگودلت بامن نیست.بگوکه دوستم نداشتی وتنهاباقلب من
نبودی…سهم تو،بی وفایی مثل خودت است که باحرفایش خامت کند.درقلب بی وفایش گرفتارت کندتابفهمی چه دردی دارددل شکستن!حیف قلب
من نیست که تودرآن باشی؟حیف چشمهای من نیست که بی وفایی مثل توراببیند؟تولایقم نیستی…بروپشت سرت راهم نگاه نکن..برو وبگذار
درحال خودم باشم…بگذارباتنهایی تنهاباشم…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

روز تولدم رافراموش کردی گفتم گرفتاری…
زیبایی لبخندم را نادیده گرفتی گفتم غصه داری…
محبت هایم را از یادبردی گفتم گله وشکایت
داری…
ولی حالاخودم رافراموش کردی!
نمیدانم چه بهانه ای برای دلم بتراشم؟

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

…..دارم
به جای نقطه چین هرچی که میخواهی بگذار…درد…بغض…نیاز…
اما دوستت را نیاور!!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

تنها نشسته ام….
در اتاقم و به خودم فکرمیکنم و بغض میکنم!
هیچکس مرابه یاد نمی آورد!!
این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی!
و من..
حتی آرزوی یکی نبودم…!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

این روزها هوای مرا نداری،خفه نمیشوى؟
بی هوای من!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

کاش برایم کمى حرف مى زدى..
این روزها دلم،
صداى تو را کم دارد..

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

نه..نه..گریه نمیکنم!!
یک چیزرفته توی چشمم
به گمانم یک خاطره است

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

بیشترین دروغی که در این دنیا گفتم این است:خوبم…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

آنقدر از هم دوریم که وقتی تو به شب می رسی….
من از سحر گذشته ام!!
“زمین را نمی بخشم
که اینگونه می چرخد..”
چرا که با نبودنت..قوانین علم را نیز بر هم زده ای..
نبودنت وزن دارد تهی اما…سنگین!
با اینهمه..
دلم حتی برای نبودنت هم تنگ میشود..

[پاسخ]

رضا پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۳۵:

مرسی چشمهای بارونی.نوشته هاتونم مثل اسمتون زیباست.

[پاسخ]

Avarehگفته :

یادت باشـــــــــد دلت که شکست،
سرت را بگیری بالا ..!
تلافی نکن ، فریاد نزن ، شرمگین نباش.
حواست باشد ؛ دل شکسته، گوشه هایش تیز است..
مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کینه،
مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود… صبور باش و ساکت.
بغضت را پنهان کن،
رنجت را پنهان تر …

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۱:

اگه کسی که دوسش دارم بهم خیانت کنه، من نه میتونم انتقام بگیرم چون دوسش دارم و نه میتونم باهاش بمونم ، چون عذابم میده ، یه کلام کم میارم دق میکنم!

[پاسخ]

سکینه پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۰۷:

من موندمو عذاب کشیدم.بخشیدم ولی باز تکرار کرد.الانم تنهام گذاشته

[پاسخ]

رویا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۱:

قربونشش برم

رویا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۴:

اواره جان من همیشه بغضمو بدبختیمو پنهون کردم ک اخرش بهم گفتن افسردگی گرفته مشکل از خودش بود و…………….

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

یک دقیق سکوت!!
به خاطر تمام آرزوهایى که در حد یک فکر کودکانه باقى ماندند!
به خاطر امیدهایى که به ناامیدى مبدل شدند!
به خاطر شب هایى که با اندوه سپرى کردیم!
به خاطر قلبى که زیر پاى کسانى که دوستشان داشتیم له شد!
به خاطر چشمانى که همیشه بارانى ماندند!
یک دقیقه سکوت!!
به احترام کسانى که شادى خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند!
بخاطر صداقت،که این روزها وجودى فراموش شده است!
بخاطر محبت، که بیشتر از همه مورد خیانت واقع گردید!
یک دقیقه سکوت!!
به خاطر حرف هاى نگفته!
براى احساسى که همواره نادیده گرفته مى شد!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح میدهم…! کم رنگ است… ولی دورنگ نیست…..

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

کمبود خواب بایک روز مرخصی حل میشود کمبود وقت بامدیریت زمان سایرکمبودها نیز علاجی دارند ….. باکمبود دستهایت چه کنم؟

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن!
چندشم میشود از لک انگشت دروغ!!
آن که میگفت که احساس مرا میفهمد!کو کجا رفته؟که احساس مرا خوب فروخت!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

دلــــــــــــــــــــــــــــــــم به کما رفته….
برای مردنش دست به دعــــــــــــــــــــــا شوید………….

[پاسخ]

sajadگفته :

برو ای دوست که درد دل ما بسیار است
مرهم دود دل ما فقط این سیگار است
روح دریایی خود را تو مینداز به آب
پشت دریا نبوود شهر بدان دیوار است
هم دم ما شده این پاکت سیگار جدید
مرگ یا زندگی …..ههه…طرف بیکار است
ملک الموت کجایی نکند نعشه شدای
ارزش ما به هم این دود ز تو بسیار است
کفر گفتند به تیراژ زیاد چاپ شده..
مرگ یا زندگی در دست..مگر سیگار است…..

[پاسخ]

sajadگفته :

بعضی‌ انسان‌ها با چشمهاشون گریه نمیکنن ، پا میشن ، یه سیگار بر میدارن و میرن تو بالکن . . .

[پاسخ]

sajadگفته :

هی کافــــﮧ چی !

دَســتور بــِده سـیگار برایَـم بیـاورند

مـَشروب هـَم …

زن های هــرزه را هـَم دور مـیزم جَـمع کن

شـاید غیرتی شُد و بَرگشت !

[پاسخ]

sajadگفته :

ســـ ـــو ختـــم ! وقتی لبانت را بوسیدم و بوی سیگار می داد در حالی که می دانستم تو سیگار نمی کشی…

[پاسخ]

sajadگفته :

تمـام سـیگـارهـای دنـیـا را هـم کـه دود کـنـی تـنـهـایـیـت تـوجـه هـیـچـکـسـی…
را جـلـب نـخـواهـد کـرد جـز پـیـرمـرد سـیـگـار فـروش…

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۰۸:

چقدر هوای دلتنگی ..،

ســـرد است …

جـای تـو خالی‌سـت

کنـار این همه دلـتنگی هـا ..!

گاهى دلـم مى سوزد براى دلـم

که حتى نــبـاید دلتنگ شود…

هـزار بـار دیـگـر هم

که از شـانه ای بـه شـانه ی دیگر بـغلتی

ایـــن شـــــب صـبح نـــمی شود …

وقتی دلــــت تنگ باشد..
.

..

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۵۹:

آه ..که چقدر دلم گرفته ….ازهمه ی آدمایی که میبینندت ولی بی خیالند….
ممنون خیلی قشنگ بود

[پاسخ]

رویا پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۸:

اخ کک گل گفتی.همه ب فکرخودشونن

[پاسخ]

sajadگفته :

آنکه عشق میکارد … اشک درو میکند …

[پاسخ]

sajadگفته :

جای لب‌هایت

سیگار می‌گذارم

جای خودم

سیگار را آتش می‌زنم

[پاسخ]

sajadگفته :

زن های سیگاری را
وقتی به تماشا می نشینم
لذت می برم
از یک روح لطیف با یک زخم مردانه . . .

[پاسخ]

رهاگفته :

راهی برای رهایی نیست…
وقتی همه دیواریم!

[پاسخ]

Avarehگفته :

آه ای شهزاده ای محبوب رویایی
نیمه شبها خواب میدیدم که می آیی
زیر لب چون کودکی آهسته می خندد
با نگاهی گرم و شوق آلود
بر نگاهم راه می بندد
ای دو چشمانت رهی روشن بسوی شهر زیبایی
ای نگاهت باده ای در جام مینایی
آه بشتاب ای لبت همرنگ خون لاله خوشرنگ صحرایی
ره بسی دور است
لیک در پایان این ره ، قصر پر نور است
می نهم پا بر رکاب مرکبش خاموش
می خزم در سایه آن سینه و آغوش
می شوم مدهوش …
فــــروغ فرخزاد@

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

شق تو
شوخی زیبایی بود که خداوند باقلب من کرد..
زیبا بود اما شوخی بود…‏!‏
حالا تو بی تقصیری…‏!‏
خدای توهم بی تقصیر است…‏!‏
من تاوان اشتباه خود راپس میدهم
تمام این تنهایی تاوان‏”جدی گرفتن ان شوخی‏”است…‏!‏

[پاسخ]

چشمای بارونی پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۴۴:

عشق تو
شوخی زیبایی بود که خداوند باقلب من کرد..
زیبا بود اما شوخی بود…‏!‏
حالا تو بی تقصیری…‏!‏
خدای توهم بی تقصیر است…‏!‏
من تاوان اشتباه خود راپس میدهم
تمام این تنهایی تاوان‏”جدی گرفتن ان شوخی‏”است…‏!‏

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

کسی که توحرفاش زیاد میگه بیخیال
بیشتر از همه فکر و خیال داره
فقط دیگه حال و حوصله بحث و صحبت نداره !

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

میگفتند:
سختی ها نمک زندگــــــی است
امّا چرا کسی نفهمید
“نمــــــک” برای من که خاطراتم زخمی است
شور نیست
مزه “درد” میدهد

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

گوش کن…..
خاموش ها گویاترند……..
در خموشی من فریادهاست
……………(فریدون مشیری)

[پاسخ]

سمیراگفته :

خریت ب ترتیب مخفف حروف اول این مراحل:
“خیانت دیدن”
“رهاش نکردن”
“یارو یاورش بودن”
و درنهایت
“تنها ماندن”

معذرت میخوام قصد توهین نداشتم…..فقط حقیقتیه که همه ی ما از رو سادگی مون بارها تکرارش میکنیم!!!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

عــشــق مــن ! بیا !

قـــول می دهم که : قایقت شوم ؛

تـــو فقط بادبانم باش ! …

بـــگذار هر چه حرف پشت سرمانم می زنند ،

باد هوا شود ؛ و دورمان کند از این آدم ها … !

[پاسخ]

سمیراگفته :

رفــــــــــــت؟

بــــــــــه سـلامــــــــــت!

مــــــن خـــدا نــیــستــم کــــــه بــگــویــمــــــــ:

صــــد بـــــار اگـــر تـــوبه شـکسـتـی بـــاز آی…..

آنــــــکه رفـــــــت

بــــــــه حـــرمت آنــچــه بـــا خـــود بـــــرد……

حـــــق بـــرگــشــــت نــــــدارد…..

رفـتـنش مـــردانـــه نــبــود…….

لااقـــل مـــــــــــرد بــاشـد بــــر نــــــــگــردد…….!!!!

[پاسخ]

نگارمگفته :

من یه سال که پسریو دوس دارم وباهم همکارودوست اجتماعی هستیم ولی من اونو یه جور دیگه میخام نه به عنوان دوست اجتماعی اونم میدونه دوسش دارم نمیدونم چیکار کنم من بی اون میمیرم

[پاسخ]

....گفته :

ghadresho bedon damesh garm be pat mizone akheresh lehesh mikoni

[پاسخ]

whosseinگفته :

یه چای داغ با یه مارلبوروی *ون قرمز…..
چشما روته اما دنیای تو فول دپرس…..
بیخی حاجی بزا بگن ابلهه
تو بگو باشه بد هم بزن قهقهه……
sadegh-kaqazrecord

[پاسخ]