آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

yek rooz [aloneboy.ir].

یک روز

عاشقم خواهی شد

برایم شعر خواهی گفت

دست تکان خواهی داد…

یک روز دستهایت یخ میزند

نامم که بیاید،

دلت میریزد

وقتی غریبه ای از کنارت میگذرد و

عطرش از همان عطرهای تلخی باشد

که من میزدم

یک روز

پنجره را خواهی گشود

با شالی روی شانه و

لیوان چایی در دست،

و با هر نسیمی که گونه هایت را لمس میکند

مرا به یاد خواهی آورد

منی که سالهاست رفته ام…

علی طاهری

موضوع : شعر و دل نوشته, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۲۴ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۴ دی, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دختر خوانسارگفته :

هر جا صدایی خسته بود
هر جا دلی شکسته بود
هر جا لب جاده کسی
به انتظار نشسته بود
هر جا کسی نفس نداشت
مهلت پیش و پس نداشت
هر جا دیدی پرنده ای
لونه به جز قفس نداشت
به یاد من …
به یاد من …
به یاد من باش..

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

به همه چیز عادت می کنیم

به داشته ها و نداشته هایمان

خیلی طول نمی کشد که

جلوی آینه زل بزنی به خودت

موهایت را کنار بزنی

و با خودت بگویی

اصلا مگر داشتی اش

مگر از اول بود ؟!

که بودن و نبودنش مهم باشد …

[پاسخ]

forozan پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۷:

قلبم بوی کافور می دهد
شب به شب مرده شورها آرزویی را غسل می دهند
و کفن میکنند….

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۰:

خیلی قشنگ بود.

[پاسخ]

ELI پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۰:

راستی میگی موافقم آرزوهای نافرجامی که …..

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۱۴:

کاش!!!!!!!!

[پاسخ]

لیلاگفته :

حتی اگر باران بشوی و بخواهی عاشقانه بباری
هستند کسانی که چتر در دست میگیرند و تو را نمیخواهند

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۲۳:

افرین لیلاجون راس میگی

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۱:

واقعا.

[پاسخ]

مهسا پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۰:

لیاقت ندارن

[پاسخ]

عبدالجلیل اسلامی دولابیگفته :

سلام ممنون از همه چیز که در وب گذاشتید خوب بود

[پاسخ]

* فاطمه *گفته :

خودت عاشق باش
منتظر نباش تا عاشقت شوند
چون نیک بنگری
روزی آخر
عاشق و معشوق یکی میشود
****************************************
تو از این دشت خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کرد
و اشک من تو را بدرود خواهد گفت
نگاهت تلخ و افسرده ست
دلت را خار خار ناامیدی سخت آزرده ست
غم این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برده ست
تو را کوچیدن از این خاک، دل برکندن از جانست
تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است
تو را ز نیمه برگشتن یاران، تو را تزویر غمخواران ز پا افکند
تو را هنگامه شوم شغالان، بانگ بی تعطیل زاغان در ستوه آورد
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم
من اینجا تا نفس باقیست، می مانم
من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم
امید روشنایی گر چه در این تیرگیها نیست
من اینجا باز در این دشت خشکِ تشنه می مانم
من اینجا روزی آخر، از دل این خاک با دست تهی گل برمی افشانم
من اینجا روزی آخر، از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح می خوانم
و می دانم و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
( تصنیف “ریشه در خاک” با اجرای زیبای شهرام ناظری)

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۶:

مر۳۰ فاطمه جون منم از شنیدن آهنگ های سنتی لذت میبرم
این آهنگ از محسن نامجو بنام شکوه است زیباست! قشنگه!
به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو

به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو

ولی ز من دل چو برکنی حدیث خود بر که افکنی

هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا از چه بشکنی؟

گذشتم از او به خیره سری ، گرفته رهه مه دگری

گذشتم از او به خیره سری ، گرفته رهه مه دگری

کنون چه کنم با خطای دلم؟ گرم برود آشنای دلم

کنون چه کنم با خطای دلم؟ گرم برود آشنای دلم

به جز رهه او نه راهه دگر ، دگر نکنم ، خطای دگر

به جز رهه او نه راهه دگر ، دگر نکنم ، خطای دگر

به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو

به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو

ولی ز من دل چو برکنی حدیث خود بر که افکنی

هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا از چه بشکنی؟

هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا زا چه بشکنی؟

هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا از چه بشکنی؟

نخفته ام به خیالی ، نخفته ام به خیالی که می پزد دل من

خمار صد شبه دارم ، خمار صد شبه دارم ، شراب خانه کجاست؟!!!

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۱۹:

خواهش میکنم
قابلی نداشت
برای شعر متشکرم، زیباست

[پاسخ]

forozanگفته :

تو چه میفهمی از روزگارم….
از دلتنگی ام…
گاهی به خدا التماس میکنم…
خوابت را ببینم…
میفهمی؟!!
فقط خوابت را!!!

[پاسخ]

forozanگفته :

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ…
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ،
ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﺩ.
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ:
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ
ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫﻢ، ﻋﺒﻮﺭ میکردم…

[پاسخ]

ghazalگفته :

هی فلانی با تو ام !!!
حالا که میروی حرف اخرم را هم بشنو
یک روز حسرت خواهی خورد
روزی که در پیش دیگری با فکر کردن به من، ارام میشوی ….

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۵:

زیبا بود ممنون غزل جان

[پاسخ]

ساراگفته :

خیلی دلم گرفته کاش میمردم تا همه یادی ازم بکنند برای یک لحظه هم که باشه کافیه…میخوام اشک همه رو ببینم همون کسایی که الان باعث گریه من شدن…میبخشمشون اما دلم داره اتیش میگیره دلمو چیکار کنم

[پاسخ]

ساراگفته :

دیشب کسی رو که دوسش داشتم…هنوزم دوسش دارم خیلی راحت و خونسرد گفت نمیدونم شاید دوست داشته باشم شایدم…خیلی سخته خیلی سخته دلت فرداش همونو بخواد ولی اهمیت نده…عشقم حامد تو اولین عشق من بودی اگه مث خودت خیلیارو داشتم غرورمو نمیذاشتم زیر پا حتی به قول خودت اعصابتو بهم نمیریختم و نق نمیزدم…کاش میفهمیدی با تمام وجود دوست دارم و تنها ارزوم تو بودی

[پاسخ]

ELI پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۶:

متاسفم اما درکت میکنم سعی کن فراموشش کنی سخته اما شدنیه منو هم درد خودت بدون منم مثه تو بودم اما حالا خوب نیستم اما بهترم دارم غرور خورد شدما ترمیم می کنم

[پاسخ]

باشد این نام به وقت دگرگفته :

از همه دور شدم تا که لبریز تو گردم لیک
همه ات مال کسی شد که نبودم من او

گر چه سخت است و پر اندوه،ولی،می گذرد
این همه تلخی و ناکامی و بی لیلایی

[پاسخ]

ELIگفته :

خسته ام از آنچه نامش زندگیست ، پس قشنگی های دنیا مال کیست ؟باختیم در عشق اما باختن تقدیر نیست ساختیم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست ؟

[پاسخ]

سیاوشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

کجایی…کجایی…

در این وا پسین لحظه…

در این بغض…در این بهت…

تنها نیستم…باور کن…

هر کجا که باشم خدا با منه…

فقط این گرفتگی…این التهاب تار ها…

صدایی از سکوت ساخته…

و…من آن را نتی نگارم…

تا روزی زندگی…

ترانه ای سازد…از من برای تو…

نجوایی که هر شب نغمه ای باشد…

همچو لالایی در گوش…

از قلبی مظلوم…

از حسی پاک…برای عروج تو در خواب…

که هر دم بانگی بر آری…

کجایی…کجایی…

و…

کجایی…

حسنوشتهـ : سیاوشـ

[پاسخ]