آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

پنج وارونه چه معنا دارد؟
خواهر کوچکم از من پرسید: پنج وارونه چه معنا دارد؟
من به او خندیدم, گفت: روی دیوار و درختان دیدم!
باز هم خندیدم…
گفت: دیروز خودم دیدم که مهران پسر همسایه، پنج وارونه به مینو می داد!
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید، بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:
بعد ها وقتی سقف کوتاه دلت لرزید بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد…

سهراب سپهری

موضوع : شعر و دل نوشته, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۲۲ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۵ فروردین, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سپهرگفته :

یعنی عشق ، یعنی عمر…
کسی معنی این داستان رو میدونه که خودش مثل من اسم معشوقه ی نرسیده بهش رو تو گوشیش با شماره ی پنج ذخیره کنه ، تا وقتی دلش میگیره گوشیشو برگردونه تا عکس قلب رو کنار اسم معشوقه اش ببینه …

[پاسخ]

فرزادگفته :

من تازه با سایتتون آشنا شدم وتقعا عالیه
خدا قوت مسعود جان

با من برنو بدوش یاغی مشروطه خواه عشق کاری کرده که تبریز میسوزد در آه

بعدها تاریخ خواهد گفت چشمانت چه کرد با من تنها تر از ستار خان بی سپاه

[پاسخ]

محمد عليگفته :

با سلام.
با عرض پوزش من تا اونجایی که اطلاع دارم صاحب این اثر اقای علی بداغی هستند.

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۲۷:

منبعی هم دارید؟

[پاسخ]

محمد علي پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۳۷:

ایشون استاد ما هستند و این مجموعه رو هم از کتابِ “آن همه پرواز، عاقبت آغاز” / نشر دارینوش / ۱۳۷۳ فکر کنم باشه.

[پاسخ]

زينبگفته :

” هیچ گاه ”
به خاطر ” هیچ کس ”
دست از ” ارزشهایت ” نکش؛
چون … زمانی که آن فرد از تو دست بکشد؛
تو می مانی و یک ” منِ ” بی ارزش

[پاسخ]

ghazalگفته :

سلام به همگی
یعنی میشه یه روز سقف دل منم بلرزه؟
هیچوقت احساس عاشقی نداشتم حتی تو اوج دوران بلوغم:(
دوستام میگفتن قلبت خرابه!!!!!!

[پاسخ]

سپهر پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۱۹:

سلام …
تو قصه ی خودتو بکش نقاش ، بذار هرکی هر چی هست باشه تو خودت باش …
عشق فقط نباید به جنس مخالفت باشه !
عشق به مادر و پدر هم عشقه !!!
به قول معروف قلبت آکبنده ، سعی کن به هر کسی دل نبندی که دل دست دوم اذیتت میکنه …

[پاسخ]

سایه یخ زده پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۳۳:

سلام غزل جان
نه هیچم قلبت خراب نیست
هنوز فردی که لیاقته تورو داشته باشه سره رات سبز نشده که بخوادسقف دلت بلرزه
برات دعا میکنم به وقتش و یه آدم بالیافت دلتو بلرزونه
چون عاشقی بی فرجام واقعا شکست بدیه

[پاسخ]

زیبا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۰۲:

چه خالصانه بود … عاشق بشی اسیر میشی .. طعم ازادی رو رها نکن …

[پاسخ]

پسر تنها پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۰۲:

ما ک از عاشقی خیری ندیدیم
تموم دنیامو ب پاش ریختم ولی…
خیلی راحت برگشت گفت ک هیچ وقت دوسم نداشته..
واقعا خیلی باحاله
امیدوارم هیچ وقت عاشق نشی….
هیشکی لیاقت دوست داشتن نداره

[پاسخ]

سمیراگفته :

آلان که برایت مینویسم ،

سونامی پشت در است…!

گفته ام منتظر بماند!

اگر نمی آیی ،

در را باز کنم….!!!

[پاسخ]

لیلاگفته :

گاهی دیدن یک عکس دو نفره تو رو یاد اون نمیندازه !
تورو یاد خودت میندازه …
که چقدر شاد بودی ، که چقدر خندون بودی ، که چقدر جوون بودی !
گاهی آدمها دلشون فقط برای خودشون تنگ میشه …
دلم واسه خودم تنگه…….

[پاسخ]

ghazal پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۵۹:

سلام،
لیلا جون چند وقت بود ازت خبری نبود دلم واسه شعرات تنگ شده بود !

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۹:

سلام غزلم منم دلم برا همتون تنگ شده بود والا جایی بودم که نت نداشتم در خدمتم خانومی زین پس…منم دلم واسه شعرها و دلنوشته های شما خوبان تنگ شده بود..ب.س

[پاسخ]

ghazal پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۸:

غزالم عزیزم،
همیشه شعرایی که مینویسی یه جایی به دردم میخوره واقعآ خیـــــلــــی مـــرســی.

لیلاگفته :

یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر…
همین که دستت رو آروم بگیره…..
یه فشار کوچیک بده…..
این یعنی من هستم تا آخرش…..
همین کافیه….!

[پاسخ]

لیلاگفته :

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﮕﺬﺍﺭ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﺪ

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

برای مُردن لازم نیست عزرا‍‍ئیل بیاید

همیــــن که تو نیایی کافـــیست . . .

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد !

چه رنجی میکشد او

وقتی هوا ابریست . . .

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

دست بر شانه هایم میزنی تا تنهایی م را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟ تکاندن

برف از روی شانه آدم برفی

[پاسخ]

اميد تنهايىگفته :

تا کجای قصه را باید ز دلتنگی نوشت
تا به کی بازیچه بودن توی دست سر نوشت
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد
یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار
خسته ام از زندگی با قصه های بی شمار

[پاسخ]