آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

یاد من باشد که تنهاییم را برای خودم نگه دارم
و بغض های شبانه ام را برای کسی بازگو نکنم.
تا ترحم دیگران را با اظهار علاقه اشتباه نگیرم.
یاد من باشد که فقط برای سایه ام بنویسم
“صادق هدایت “

.

.

زندگی چه اتفاق غم انگیزی است!
وقتی تنهاییت سالها از تو بزرگتر باشد.

.

.

مـــن، از میان هـــمه‌ی شما
منتظر کسی بودم
که نیامـد…!

.

.

تنهایی یعنی
تو باشی
من هم باشم
اما “قسمت” نباشد…

.

.

دگرگون شده ام
مدتهاست
هر واژه ای که بوی تو را می دهد
بی درنگ می بلعم!

.

.

هر دو عادت داریم
تو، به بودنم
من، به نبودنت!

.

.

غمگینم
وقتی همه جفت ها
تنهاییم را به رخم میکشند
حتی جوراب هایم…

.

.

تنهایی یعنی
نه خودش هست که از تنهایی درت بیاره
نه فکرش اجازه میده
 تنهاییت رو با کس دیگه ای پر کنی

.

.

چه سخت است
هم ابر باشد، هم باران
اما نه تو باشی
نه دستی برای فشردن
و نه پایی برای قدم زدن

.

.

مشترک مورد علاقه ام
در دسترس دیگری می باشد!
من فقط پشت خطی اش هستم…

.

.

ساعت های نبودنت
روی مچم بسته نمیشود!
حلقه می شوند دور گردنم!

.

.

اگر تنهایی ناراحت نباش
آن عقاب است که تنهاست
لاشخورها همیشه باهمند!

.

.

به خدا بگویید زمستانش سرد نیست
جمع کند فصلهایش را
من در تابستانش هم از
سوز سرد تنهایی
دندان به دندان ساییده ام

.

.

جاده چه بی رحم و طولانی میشود
وقتی میفهمد کسی در مسیر تنهاست

.

.

تنهایی
خطی نامرئی ست
از نوک کفشت آغاز میشود
زمین را دور می زند
و به پاشنه ات می رسد
“علیرضا روشن”

.

.

به وقت تنهایی
مرد زیر باران سیگار میکشد
زن پشت پنجره
اما
نه باران مهم است
نه مرد,نه پنجره, نه زن
مهم
تنهاییست که دود میشود

.

.

زوزه گرگ از تنهایست.
ولی گرگها دسته جمعی زوزه میکشند
در دنیای گرگ ها اعتماد یعنی شک و تردید
با همه باش اما تنها

.

.

و چه خوب است
گاه گاهی دروغ بگویی به دلت
و نگذاری بداند بینهایت تنهاست

.

.

روزگار اینسان که خواهد بیکس و تنها مرا
سایه هم ترسم نیاید دیگر از دنبال من

.

.

تنهایی یعنی دل هیچکس
سایز دلت نیست

.

.

دوستان عزیز پیامکهای تنهایی خودتونو در این قسمت بنویسین تا سری بعد استفاده بشه…ممنون

موضوع : بخش آزاد
نویسنده :   ,   ۱۰۳ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۵ آذر, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دختر خوانسارگفته :

زیبا بود…

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

یه دریا اشک برای ریختن دارم
یه دل گرفته
یه زندگی پر از خالی
من سرشارم از تنهایی …

[پاسخ]

دانیال پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۲:

این روزها خودم را به هر در و دیواری میکوبم که مبادا یاد چیزهایی بیوفتم که گریه ام بگیره…
دلم اندازه دنیا گرفته…خیلی وقته؛ خیلی وقته که گریه نکردم.
بغض امونم نمیده…(پایان)

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۶:

هر کسی یه دردی دارد
ولی فکر کنم دردمن بیش تر از شما باشد
بغض خفم کرده دیگه اشکی هم برایم نمانده
از زندگی هم خسته شدم فقط مرگ

[پاسخ]

1900 پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۸:

اگه هر کی غم اش رو داخل زنبیل بزاره و بیاره کنار غمهای همدیگه بزاره و ببینه غمهای دیگرون رو مطمئناً مال خودش رو بر میداره و میگه مال من از مال شما کمتره…..
مریم خانم نگران نباشین،راستش اونی که منو تنها گذاشته اسمش مریم بود.با اینکه ترکم کرده ولی باز خودش نه ،حیفم میاد به اون اسمی که روشه “مریم”.
خدابزرگه مریم خانم،انقد بزرگ که با هرکسی امتحانت میکنه که به خودش ایمان داری یا به …. .
آرزوی شادی برات دارم ……….

دختر خوانسارگفته :

آهای سهراب !!
قایق دیگر جوابگو نیست …
کشتی باید ساخت
اینجا مثل من تنها زیاد است !

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

دلم خوش نیست
غمگینم
کسی شاید نمیفهمد
کسی شاید نمیداند
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی
تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی
عجب احساس زیبایی
تو هم شاید نمیدانی …

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

کـاش به خودمان قــول بدهیــم
وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “
نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم”

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

ایـــــنـجــا ،
همــه تــــــنهـان !
امّـــا خــــیـلــیـا هــــنـوز گــَـرمـَن !
مـــتـوجـّـه نــــشـدن !

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

پرهایم را چید که (تنها) جایی نروم اما…. خود (بی من) کوچ کرد…

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

هیچ شباهتی با یوسف نبی ندارم…
نه رسولم…
نه زیبایم…
نه عزیز شده کسی هستم…
نه چشم به راهی دارم..
فقط در چاه خاطرات تو افتاده ام

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۸:

واقعا.لایک

[پاسخ]

سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۲:

خیلی خیلی قشنگ

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

غصه هایت را با (قاف) بنویس که هرگز باورشان نکنی ،آنگاه فقط (قصه ) است و بس.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

زرتشت را دیدند مشعل و جام آب در دست پرسیدند کجا می روی ؟
گفت :میروم با این آتش بهشت را بسوزانم و با این آ ب آتش جهنم را خاموش کنم، تا مردم خدا رافقط به خاطر عشق به او بپرستند ،نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم!

[پاسخ]

baran پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۸:

بی نهایت زیبا…

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

گاهی دلم می خواهد ،وقتی بغض می کنم ، خدا ازاسمان به زمین بیاید، اشک هایم را پاک کند دستم را بگیرد و بگوید: اینجا آدما اذیت میکنن ؟؟!! بیا بریم…..

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۰۱:

خداوند جوابمان را نمی دهد چه برسد خواسته باشد بیاید دنبالمان و
مارا با خود ببرد

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ آذر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۲:

لطفا نگو این حرف رو، اگه بهش اعتماد کنی حتما میاد، شاید هم آمده و تو نرفتی

[پاسخ]

رهگذر پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۵:

من انقدر گناه کارم که دیگه خجالت میکشم خدا رو هم صدا بزنم وقت دلتنگی و تنهایی

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۷:

صد بار اگر توبه شکستی باز آ

* فاطمه * پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۳:

خدا میگوید:
یک قدم از تو
تمام گامهای مانده اش با من

قاصدكگفته :

این فصل دونفره هم دارد به پایان میرسد…
وما باز هم مثل قبل “تنها”…
از فصلی میگویم ک هر که دچارش شد
شکسته شد ،پیرشد…
از فصلی ک هر لحظه اش ” تنهاییم” را ب رخم کشید…
خدایا…..بس نیست؟؟!!
خسته شدم از تنهایی…

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۰۳:

دلمان خوش است که خدارا صدا می زنیم
خدا هم مارا تنها گذاشته

[پاسخ]

قاصدكگفته :

به شـــــانه ام زدی …
تا برگشتم ، رفته بودی …
بی انـــصاف
به یاد آوردن تنـهایی م
شوخی قشنـــگی نبود … !

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

آنجه مرا نمی کشد ،مرا قوی تر خواهد کرد (آلبر کامو)

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

اگر یه روز تصمیم گرفتی کسی حرفت روگوش کند،اول بهش ثابت کن که چقد دوستش داری (دکتر حسابی )

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۱۵:

ey kash mitonestam in karo konam
:( :( :(

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

دلم نه عشق می خواهد
نه احساسات قشنگ
نه ادعاهای بزرگ
نه بزرگ های پر مدعا
دلم فقط کسی را می خواهد که بشود با او حرف زد و پشیمان نشد

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

قرارمان فصل انگور شراب که شدم تو بیا من جان میاورم تو جام بیاور

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

حق رابگو اگر چه نابودی تو در ان باشد زیرا نجات تو در همان است ( امام کاظم )

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

هر چه از دست می رود بگذار برود چیزی که به التماس آلوده باشد نمی خواهم!هر چه باشد حتی زندگی
ارنست چگوارا

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

خدایا مرا که آفریدی گارانتی هم داشتم….دلم دیگر کار نمی کند….

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

انسان مانند رودخانه است هر چه عمیق تر باشد آرام تر است

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

یادت برایم هماننند قصه سیگار پیرمردی است که سالهاست میگوید نخ آخر است

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

عاقبت خط جاده پایان یافت
من رسیدم زره،غبار آلود
تشنه بر چشمه ره نبرد و دریغ
شهر من گور آرزوهایم بود
فرخزاد

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

دلم میخواهد دمپایی هایم را تا به تا بپوشم تا ببینم هنوز کسی حواسش به من هست

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

به هر قیمتی پادشاه باش…. حتی اگر قلمروت به اندازه عرض شانه هایت باشد.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

حرف از صداقت که شد،صدا…….قت شد

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

من در زندگی یک دوست و یک دشمن بیشتر ندارم و آن هم خودم بوده ام (ناپلئون بناپارت)

[پاسخ]

شهابگفته :

برای من نوشته گذشته ها گذشته تموم قصه ها هوس بود

برای او نوشتم برای تو هوس بود ولی برای من نفس بود

[پاسخ]

شهرزاد پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۱:

قشنگه…

[پاسخ]

* فاطمه *گفته :

وقتی از تنهاییهات برای کسی گفتی
وقتی براش درد دل کردی
و بعد احساساتش رو دیدی
قبل از اینکه فکر کنی از روی ترحمه
صبر کن
دوباره فکر کن به اینکه
اگر اون دوستت نمیداشت، حرفهات و درددلهات رو نمیشنید
اگر براش مهم نبودی و ارزش نمی داشتی، هرگز برات، احساسات ناب خرج نمی کرد
نه، لطفا به ترحم فکر نکن
دوباره بیاندیش
باور کن دوست داشتنش رو
باور کن جایگاهت رو در دلش
و قدر بدان
دوباره فکر کن
حتما قبلا هم به تو دوست داشتنش رو نشون داده
شاید تو ندیدی یا بدردت نخورده
ولی حالا که میدونه نیازت رو
در جهت بهتری دوست داشتنش رونشون داده که دیدی
باورش کن

[پاسخ]

سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۳:

واقعا زیبا و متین

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۵:

ممنونم

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

دل من از تبار دیوار های کاهگلی است
ساده می افتد
ساده میشکند
ساده میمیرد.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

زندگی تلخ ترین خواب من است،خسته ام خسته از این خواب بلند…

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

آدم خوب قصه من!
دلتنگ شده ام.
حجمش را مییخواهی بدانی؟
خدا را تصور کن….

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

آرامش زندگیم را مدیون آن “انتظاری ” هستم که دیگر از هیچ کس ندارم….

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۲۱:

آره، دقیقا
نداشتن انتظار از دیگران واقعا باعث آرامش روحه.

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۰۴:

ziba bod********

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۳:

راستی، بعضی وقتا هم انتظارات دیگران آدم رو سرگردان و خسته میکنه و دچار نگرانی میکنه
مثلا وقتی کار ندارم بابا ناراحت و دلخوره، وقتی هم که دارم کار و تلاش میکنم بازم ناراحته، نمی دونم شاید از اول منو نمیخواسته یا تکلیفش با خودش روشن نیست.
اینجوری من از ده سال پیش یاد گرفتم از دیگران انتظار نداشته باشم و به تازگی یاد گرفتم چه جوری انتظارات اونا رو در خودم حل و فصل کنم و عکس العمل نشون بدم.
یا مثلا یکی رو دوست داری، دوست داشتنت رو بهش نشون میدی ناراحت میشه بهش نشون نمیدی ناراحت میشه، نمیدونم شاید اونم از اول منو دوست نداشته یا مدل دوست داشتنمو دوست نداره که یعنی بازم دوستم نداره یا تکلیفش با خودش روشن نیست.
حالا من خطوط انتظاراتم رو یک طرفه کردم، خودم انتظاری ندارم و انتظارات اونا رو تا جاییکه خدا دوست داره و در توانم باشه برآورده میکنم. میدونم راه سختیه ولی خیلی قلبت و روحت بزرگ و غنی میشه. من تجربه کردم. باور کن دوست من.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم…کوزه گر کوزه بسازد ز خاک جسدم…..لب آن کوزه بسازند ز خاک لب من….. بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم…..

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

شما که غریبه نیستین .دیگه با عروسکام بازی نمیکنم برای خودم عروسکی شدم ….انقد که بازیم دادند.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

برآنچه گذشت آنچه شکست آنچه بریخت غصه نخور!زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمی شد…..

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

میگویند دلتنگ نشوم! “خدای من ” مثل آن است که به آب بگویی خیس نباش….

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

تاریخ تولدت مهم نیست ، تاریخ “تبلورت ” مهمه
اهل کجا بودنت مهم نیست “اهل و بجا” بودنت مهمه
منطقه زندگیت مهم نیست “منطق ” زندگیت مهمه
و گذشته زندگیت مهم نیست امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

قصه عشقت را به بیگانگان نگو!
چرا که این کلاغها ی غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه میسازند.

[پاسخ]

saeideh پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۱۰:

من دیگر هیچ زمینی را ب امیدمترسک زیرکشت نخواهم برد…..
چون ب چشم خود دیده ام ….
رقص کلاغ هایی را ک زیر چتر مترسک باران را
ب ریشخند گرفته اند!!!!!!!!!!

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

یکی را باور داشتن یک قدم بالاتر از دوست داشتن است .

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

تقصیر برگها نیست ….آدم ها همینند!
نفس میدهی اما له ات می کنند….

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

خدایا یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار .خسته ام یا طلبم را بده یا طلبت را بگیر…

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۰۷:

واقعا

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

کسی که خنجر را بر پشتم فرو کرد بوی تنش خیلی آشنا بود .راستی این عطر را خودم برایش خریده بودم.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریب شدم ،تو را بخشنده دیدم و گنه کار شدم تو را وفادار دیدم و هر جاکه رفتم بازگشتم ،تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ریالتو مرا چه دیدی که به سراغم آمدی…

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

چه دنیای ساکتی!دیگر صدای تپش قلبه غوغا نمی کند، بی گمان همه شکسته اند!!!

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

آدم ها را بدون اینکه به وجودشون نیاز داشته باشی دوست بدار… کاری که خدا با تو میکند.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

افلاطون را گفتند چرا هرگز غمگین نمی شوی: گفت: دل بر آنچه نمی ماند نمیبندم

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

زمین زخمی خیش است……………..
ومن
زخمی خویش…………………………

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

پاهایم را درون آب میزنم
ماهیها جمع میشوند
شاید اینها هم فهمیده اند عمری طعمه روزگاز بوده ایم.

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

دلهای پاک خطا نمیکنند
سادگی می کنند
و امروز سادگی پاکترین خطای دنیاست.

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۰۱:

perfect******

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

شریف تری دلها، دلی است که اندیشه آزار دیگران در آن نباشد”زرتشت”

[پاسخ]

govaraگفته :

حالم از کلمه ی “عزیزم” و “عشقم” بهم می خوره…من رو همون “ببین” صدا کن;بی ریایی شرف دارد به ریا کاری . .

[پاسخ]

mohabatگفته :

در را بست و آهسته گفت: خدانگهدار،،،
آدم ها چه راحت مسئولیت خودشان را بر گردن خدا می اندازند…..

[پاسخ]

mohabatگفته :

آنقدر به آدم های روی زمین بی اعتماد شده ام که میترسم از خوشحالی به هوا بپرم …زمین را از زیر پایم بکشند….

[پاسخ]

mohabatگفته :

کاش در کودکے میماندیم
جایے کہ تنہا تلخی زندگیمان شربت تبمان بود…!

[پاسخ]

mohabatگفته :

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم…
هر کسی هم می آید مسافر است!
میشکند…
هم نمازش را
هم دلم را….

[پاسخ]

رهگذر پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۸:

واقعن هم همینطوره

[پاسخ]

mohabatگفته :

, گفت : بزن به سلامتی پت و مت !
گفتم : حتما” به خاطره اینکه خنده دار بودن ؟
گفت : نه ، به این خاطر که تا تهش با هم بودن !

[پاسخ]

Rainy boyگفته :

‎ یلـــــداﮯ امسالـــــ
چه سخـــــت است
هم ابـــــرباشد، هم بارانـــــ
اما نه تـــــو باشی
نه دستی برای فشردن
و نه پایـــــی برای قدم زدن…
یلدای امســـــال و جاﮯ خالی تو..
هنوز هم جعبه ی کـــــادوـﮯ تـــــو را دارم…
ساعـــــت های نبودنـــــت
روی مچم بسته نمیشود!
حلقه می شوند دور گردنم…
به خدا بگویید پاییزو زمستانـــــش ســـــرد نیست
جمع کند فصلهایـــــش را
من در تابستانش هـــــم از
سوز ســـــرد تنهایــﮯ
دندان به دندان ساییده ام…

[پاسخ]

شهرزادگفته :

خدایا
گله نمیکنم…
ولی کاسه ام را اینقدر خالی دیده ای
که هر چه خواسته ام را
در کاسه ام میگذاری!

[پاسخ]

saeidehگفته :

وقتی تمام بدنم از دلتنگی درد میکند….
کجاست؟؟؟
کجاست مخدر اغوشت!!!!!!!!!!!

[پاسخ]

saeidehگفته :

گاهی ازفکر کردن ب توفرار میکنم
درست مثل رد کردن اهنگی ک خیییییلی دوستش دارم……

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﺗﻮﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎﺵ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﭘﯿﺎﺩﻩ ﯾﺎ ﺳﻮﺍﺭﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ، ﺍﻣﺎ
ﺍﮔﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﺕ
ﻧﺬﺍﺭﻩ ،ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﺮﺍﺕ ﺁﺭﺯﻭ
ﻣﯿﺸﻪ…..

[پاسخ]

nedaگفته :

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدرکوتاه است که یک دقیقه بیشترباهم بودن رابایدجشن گرفت.

[پاسخ]

mohabatگفته :

طولانی ترین شب زمستان میآید و اینجا کسی هست که به اندازه ی تمام ثانیه های سردش برایتان آرزوهای گرم دارد…….یلدا رو به همه ی دوستای گلم تبریک میگم……

[پاسخ]

رهگذرگفته :

چه شب ساکتیست……………… انگار کسی در دنیانیست! شاید من در دنیای کسی نیستم

[پاسخ]

رهگذرگفته :

توی اسمان دنیا هر کس ستاره ای داره چرا وقتی نوبت ماست اسمان جایی نداره

[پاسخ]

رهگذرگفته :

موقع عروسی تنها عشق زندگیم همه رو دعوت کرد تو کلاس به جز من به همه کارت دعوت داد به جز من برای اینکه تو کلاس خجالت نکشه گفت شرمنده خانم………….. مال شما تو کیف خانمم جا مونده اخه فقت خودمو خودش میدونستیم چه قدر براش میمیرم

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

چگونه بفرستم باورم را برایت تا باور کنی از یاد بردنت کار من نیست

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

کاش کسی می فهمید در هنگام دلتنگی وزن یک ” آه ” چقدر سنگین است…

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

روزگار ….من هیچ…!
خودت خسته نشدی…؟

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

گرگها را دوست دارم!!
چون مرگ را می پذیرند…
اما گردن به قلاده نمی دهند…!!

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

میدانم مرا نمی خواهی…
کمی مدارا کن !
دلم که نمی داند!

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

خدایا تنها نگذار!
دلی را که هیچ کس دردش را نمی فهمد.

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

باور کرده ام
آنکس که وعده ی همیشه ماندن می دهد،رفتنی تر است….

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

به روزها دل مبند
روزها به فصل که می رسند، رنگ عوض می کنند
با شب بمان گرچه تاریک است، اما همیشه یکرنگ است…

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

سوت پایان را بزن شکست را می پذیرم
صداقت حریف هرزگی این زمانه نمی شود…

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

خدایا یک مرگ بدهکارم و هزاران آرزو طلبکار…..
خسته ام…..
یا طلبت را بگیر…
یا طلبم را بده….

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

دلم خسته است از این بغضی که دائم با خودم دارم…

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

گه گاه یادم کن…
نترس!!!
تنهاییم واگیر دار نیست!!!

[پاسخ]

امیر حسینگفته :

خداوندا پناهش باش،یارش باش،”جهان” تاریکی محض است،(می ترسم) کنارش باش

[پاسخ]