آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

چنگ می‌زنم به خیالت!
مشتم را که باز میکنم غمگین‌تر می‌شوم…
عطر دست‌هایت می پرد
کدام را نگه دارم؟!
خیالت را؟!
عطر دست هایت را؟!
آن روزهای از دست رفته را؟!
یا…؟!
هیچکدام …
من خواب و خیال نمیخواهم!
خودت را کم دارم!

یادت که نرفته؟
تو یک آغوش به من بدهکاری…

شیما سامانفر

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۹۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۷ مرداد, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
المیراگفته :

امشب گلویم آنقدر بغض دارد
کـــــــــه
مجالی برای نفس کشیدن ندارم .
امشب نفس کشیدن را بی دلیل میدانم
اصلا حوصله ام به نفس کشیدن هم نمیکشد
چه برسد به نوشتن مشتی سکوت…
یـک خـسـته بـغــض کـرده
طاقت این بغض قدیمی را ندارم…
چقدر دلم هوای تو را کرده گلویم میسوزد
بــرای فریــادی که هر گز از گلویــم رخــت بر نبــست ….

[پاسخ]

المیراگفته :

دارم از دلتنگی میگم،حرف من از بی کسی نیست
اون تو قلبمه همیشه،انگاری پیشم کسی نیست
دارم از نامردی میگم،حرف من از عاشقی نیست
توی این دوره زمونه عاشق دلم کسی نیست
دیگه از دست زمونه بخدا خسته ی خستم
وقتی تو دیگه نباشی من همیشه دل شکستم
دیگه من موندم تو غربت با یه دنیا خاطراتت
من با این چشمای گریون تا همیشه چشم به راهت
دارم از نامردی میگم،حق من غصه و غم نیست
آه من میاد سراغت دیگه این دست خودم نیست
برو که اشکام حلالت،دل من هنوز میخوادت
نمیدونم که پس از من کی میشینه چشم به راهت
حرف آخرم عزیزم الهی تنها نمونی
الهی تو اوج غم هات لحظه ای بی کس نمونی
الهی یار جدیدت سر رو شونه هات بزاره
الهی تا دنیا دنیاست نره و تنهات نزاره

[پاسخ]

المیراگفته :

دل تنگی
دریا

دلش که بگیرد

سر می گذارد بر سینه ی ساحل

ابر

سر می گذارد بر شانه ی کوه

چشمه

سر می گذارد بر دامن دشت

اما من

وقتی تو نیستی

سر می گذارم

در دست های شعر

و با دلتنگی هایم

قطره قطره

کلمه می شوم.

[پاسخ]

المیراگفته :

عیب نداره که ” تنهایی ”

عیب نداره که شبا بدون ” شب بخیر ” می خوابی …

عیب نداره که جمله ی “دوستت دارم ” رو نمیشنوی …

عیب نداره که دلش دیگه برات ” تنگ ” نمیشه …

عیب نداره حرفاتو باید تو تختت با ” خودت ” بزنی …

عیب نداره زیر بارون بدون چتر ، باید ” تنها ” خیس شی …

عیب نداره که کسی نیست ” درد ” هاتو بهش بگی …

عیب نداره گلم ، ” خدا بزرگه ” اونم تنهاست ،

بدون شب بخیر می خوابه ، دوستت دارم های تورو

میشنوه و دلش برات تنگ میشه !

حرفاتو به اون بزن ، زیر بارون باهاش قدم بزن….

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۳:

عیب داره المیرا عیب داره
نمیتونم تحمل کنم. خستگی میدونی یعنی چی خسته شدم

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۲۵:

درکت میکنم رهاجون حق داری ب خدا…خیلی سخته.!

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۹:

ممنون گلم

nafas پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۱:

کسی که بتونه تو تنهایی خوشحال باشه

خیلی وقته آب از سرش گذشته….

nafas پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۱۶:

raha jan man mazerat mikham
age on shab in matn ro neminvshtam
shoma azeyat nemishodi
va zakhmeton sarbaz nemikardam
bazam mano bebakhsh ghasd narahat kardan hich kas ro nadashtam
hamash az deltangi bod
omidvaram arom shi va zendegit ro az no shoro koni

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۴۰:

نه گلم تقصیر تو نبود. راستش من دلتنگی هامو فقط سر خاک امیر به خودش میگم و بعضی وقتا اینجا
درددل کردن آدمو سبک میکنه. شما حق داری هروقت دلت گرفت اگه آرومت میکنه اینجا حرف بزنی و درددل کنی

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۲۳:

دیدی که سخت نیست
تنها بدون من!
دیدی که باز صبح می شود شبها بدون من!
این نبض زندگی ست
بی وقفه می زند…
فرقی نمی کند با من،بدون من…
دیروز اگرچه سخت…
امروز هم گذشت…
طوری نمی شود فردا بدون من…

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۰۳:

اقای فرهاد ندونسته تورو خدا قضاوت نکنید…
ایشالا خدا هیچ عاشقی رو از عشقش جدا نکنه چون بد دردیه!!
روز های بدون معشوق گرچه میگذرد ولی تنها مرگی است ب نام زندگی!

[پاسخ]

nafas پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۷:

وقتی می خواهمت و نیستی,
اتفاق خاصی نمی افتد;
فقط من, ذره ذره ایوب میشوم!

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۰۳:۰۴:

بله زندگی میگذره ولی چطوری گذشتنش هم مهمه. خیلی ساده هم نیست
نفس کشیدن در حالی که مردی سخته. خیلی سخته که فقط خودت بدونی تو اوج زندگی مردی

[پاسخ]

پریسا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۰:

عزیزم وقتی جملت رو خوندم ک نوشته بودی سر خاک امیر…..واقعا با خوندنش بغض گلومو گرفت
خیلی غمگین شدم خیلی بیشتر از خیلی

simsim پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۲:

دیگر هیچ مردی به هوایت…سر به بیابان نمیگذارد

ساده شده ای لیلی جان؟؟

مردان روزگار مابا یک کلیک روزی هزار باآآر عاشق می شوند…

[پاسخ]

المیراگفته :

میخوام فراموشت کنم واسه همیشه…
هرکاری میکنم بشه انگار نمیشه …
هر روز که از عمرم میره عشقت تو قلبم…
اگه بگم بیشتر میشه،کمتر نمیشه …
یه دل میگه آتیش بزن خاطره هاشو…
یه دل میگه دیگه نیار اسم و هواشو …
اما وقتی یادم میاد خاطره هاشو …
حیلی دلم تنگ میشه بشنوم صداشو…
از وقتی رفتی دل من طاقت نداره…
آسمون و روز و شبم فرقی نداره…
حالا دیگه من موندم و این قلب پاره…
خیلی دلم میخواد ببینمت دوباره…!!
دلم میخواد داد بزنم اما نمیشه …
دلم میخواد بخندم و بی تو نمیشه …
میخوام پیشم بمونی تا آخر دنیا …
دنیا دیگه بی تو واسم دنیا نمیشه …
میخوام دعا کنم تا عاشقای دنیا
هرکی به عشقش برسه…اما نمیشه

[پاسخ]

المیراگفته :

مے شَـــــود ڪَمـــے بـــــــﮧ یـــــــادَم بـاشے ؟ ؟ ؟
مے دانَــ ــــ ـ ـــ ـم . . . ڪــار دارے ، ، ،
سَـــرَت شُلــــوغ اســــــت
فَقَــــط لَحــــظِــــﮧ اے بـﮧ ذِهنَــــت خُطــور ڪُـنَــد ،
ڪِـﮧ یڪــ جــایـــے
ڪَســـے . . .
وَقــتِ خــوابَـــش ، ، ،
بَـــراےِ تـــ ــ ــ ــو اشڪ مے ریـــــــزَد . . .
ڪــافیســـــت …
ایــטּ روزهــ ـ ـا دُنیـــا ، دنیـــاےِ بــے قَـــــراریهـــاستـــ .

[پاسخ]

المیراگفته :

اگر یه روز داستانم رو نقد کردی.بگو:
اما کسی رو بی کس نکرد”بی کس بود”……
اما کسی رو تنها نذاشت” تنها بود “………..
اما دل کسی رو نشکست” دلشکسته بود “…….
اما کسی رو غمگین نکرد” کوه غم بود “……
و شاید ” بد بود ” ولی برای کسی بد نخواست…..
خدایا….بد جور دلم گرفتست.احساس” غریبی و دلسوختن دارم “

[پاسخ]

المیراگفته :

جنازه ای را میشناسم که نفس میکشه

و روزی هزار بار میمیره…

اینجا کسی را کشته اند…

به من که می رسی

به جای سلام ،

فاتحه ای بخوان

[پاسخ]

المیراگفته :

سخـت تـریـن کـار دنـیـا ؛
بـی مـحـلــی کـردن ،
بـه کسـیـه کـه : با تـمـام وجــود دوسـتش داری… !

[پاسخ]

یکتا پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۰۸:

دقیقا…….

[پاسخ]

پریسا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۳:

سخت تر از اون اینکه اون کس بی محلی هاتو باورش شه و بره و برنگرده
اون موقع تو میمونی و تنهاییت و یک دنیا اندوه

[پاسخ]

sima پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۲۶:

واااااااای ارههههه دقیقا

[پاسخ]

المیراگفته :

ﺧــﺪﺍﯾــــــﺎ

ﺑﻪ ” ﺟﻬﻨﻤﺖ ”

ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ

” ﻣﯿﺴﻮﺯﺍﻧﯿﻢ “

[پاسخ]

المیراگفته :

کـــو ر بــاش بانـــو
نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد!
عـبوس بــاش بانــــو
لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد!
لال بــاش بانــــو
حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!
شـاید دسـت از سـرمان بردارنـد ،
شاید…!!!!!!!!!

[پاسخ]

kimiya پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۳۴:

واقعا قشنگ بود

[پاسخ]

المیراگفته :

من به مردی وفا نمودم و او پشت پا زد به عشق و امیدم
هر چه دادم به او حلالش باد
غیر از آن دل که مفت بخشیدم……………………………
فروغ فرخزاد

[پاسخ]

Mohammad پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۰:

بعد از رفتنت خواهم مرد…خاطرا تمان فراموشت میشود …روز هایی را میبینم که به روی قبرم مینشینی و التماس میکنی که برگرد…

[پاسخ]

المیراگفته :

درونم غوغاست…
ساده میشکنم…
با یک تلنگر کوچک…
اینگونه نبودم… شدم…!

[پاسخ]

المیراگفته :

باید بازیگر شوم ،

آرامش را بازی کنم …

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …

باز باید مواظب اشک هایم باشم …

باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …

[پاسخ]

بهار پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۲:

سپاس المیرا جان
بسیار زیبا و در عین حال تلخ بود ، جمله هایت بسیار شبیه حال و روز من هستند .

[پاسخ]

sima پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۲۸:

منم مثل تو هم بهار

[پاسخ]

zeynabگفته :

در قانون عشق بر خلاف رسم زندگی

قلب ها ربودنی وسارق ستودنی ست

[پاسخ]

افشينگفته :

چقدر خوبه بعضیا بدونن که اگه چیزی رو به روشون نمیاری ،
از سادگی نیست …
داری جون می کـَـنی حرمت یه روزایی رو نگه داری
که اونا یادشون رفته !

[پاسخ]

nafas پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۵:

akh, gofti afshin jon
vali nemifahman

[پاسخ]

nafas پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۷:

agha afshin inghadr ghargh matnat bodam ke ye soti dadam
mamanam alan porsid ke ki in otagh ro be ham rikhte
mikhastam esm bache khaharam ro begam
havasam nabod goftam afshin to otagh bode
hame zadan zir khande
kholase aberom raft
migan esm afshin az koja omad to zabonet
neveshtehat hesabi adam ro mibare to fekr

[پاسخ]

افشينگفته :

در قحطی تــــــــــو
چه دل خوشی دارند
بیهوده می آیند و می روند …!
این نفسهای من…

[پاسخ]

افشينگفته :

تو را آرزو نخواهم نکرد هیچ وقت!
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی
با دل خود نه با آرزوی من…..

[پاسخ]

افشينگفته :

تو که رفتی
انگار دنیا خالی شد…!
مگر تو چند نفر بودی…؟؟؟

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۶:

یه نفره لامصب ولی همه ی دنیامون میشه…..افشین جان همشون عالین واقعا مررررررسی خیلی دوسشون داشتم….

[پاسخ]

افشينگفته :

بی خیالم شد…!
کسی که با خیالش
بی خیال عالم و آدم بودم…!

[پاسخ]

افشينگفته :

دیــگر اِســتفـــاده نِـمی کُــــنم
از میم ِ مالکــــیـت
شـَـب بِـخــیر … عَـزیـــزِش

[پاسخ]

saba پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۴:

gorbone dahanet

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۲:

آی گل گفتی ،،،،آی گل گفتی افشین جان……

[پاسخ]

Mohammadگفته :

دیگــه نمیگیـم: “گشتـــــم…نبـــــود!!نگـرد …نیســت”!!!
.
.
.
.
.

بـــــذارصـــــادقـانـــه بگـــیـــم! گشتیـم… اتفــاقــا بــود!
فقــط… مــــال مـا نبـــود!!!
شمــا بگــردیـد..

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۱۲:

واقعا…..مرسی عالی بود…..

[پاسخ]

Mohammadگفته :

سر به سرم نگذار…دیگر تحملش را ندارم …در جوانیم پیرم کردی…

[پاسخ]

Mohammadگفته :

تنهایی یعنی…یه گوشی دارم…که اهنگ زنگشم فراموش کردم…

[پاسخ]

Mohammadگفته :

ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ
ﻫَـــﺮ ﺭﻭﺯ
ﺟـــــﺎﯼِ ﺍﻧﮕﺸــــــﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸــــﻪ ﯼِ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻢ
ﺁﺧــــﺮ
ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﮑـــــﺲ ﻫﺎﯾَﺖ
ﻋﺎﺩَﺕ ﻣَﻦ ﺍﺳﺖ …:((((((((((((((((((((

[پاسخ]

Mohammadگفته :

میــــــــدونم ؛ بــــــــرای من نیستــــــــی !
امــــــــا …. !
دلی کــــــــه تنگ باشــــــــه این حرفهــــــــا رو نمیفهمــــــــه … !
بــــه خــــدا نمیفــــــهمه…. !

[پاسخ]

Neginگفته :

فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست
دوست داشتن امری لحظه ایست و داشتن دوست
استمرار لحظه های دوست داشتن است…

[پاسخ]

Neginگفته :

هر چیزی یک آخری دارد و آخرِ آرزوهایم با عشقم بودن است.
به وسعت آخر عشق منم دوستش دارم ….

[پاسخ]

simaگفته :

dast az pa khata koni taviz mishavi
in ast payam eshghhaye emruz

[پاسخ]

simaگفته :

pesar:etemadeto be man sabet kon
haman lahze dokhtar khod ra oryan va lokht madarzad kard….
dokhtar:hal to etemadeto be man sabet kon
pesar tamame lebashayash ra tanash kard…
yademan bashad vaghti miguiem ta akharash hastam akharash bastane kamarbandeman nabashad!!!

[پاسخ]

Neginگفته :

ساقه ای بودم ، پیچیده بر آن قامت ِ مهر ،
ناتوان ، نازک ، تُرد،
تندبادی برخواست،
تکیه گاهم افتاد ،
برگهایم پژمرد….

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۰۶:

تندبادی برخاست تکیه گاهم افتاد
انگار واسه من گفتنش. مرسی گلم قشنگ بود

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۱:

خواهش رهای من!

[پاسخ]

Neginگفته :

کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز از جام وجودم،
شدم آن عاشق ِ دیوانه که بودم.

در نهانخانه ی جانم گُلِ یاد تو درخشید.
باغ ِ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید،

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم.
پر گشودیم و در آن خلوتِ دلخواسته گشتیم.

ساعتی بر لبِ آن جوی نشستیم.
تو همه رازِ جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام .
بخت خندان و زمان رام.
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب،
شاخه ها دست برآورده به مهتاب.
شب و صحرا و گُلُ و سنگ،
همه دل داده به آواز ِ شباهنگ.

یادم آید تو به من گفتی:
«از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن!
آب، آینه ی عشق ِ گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است!
باش فردا که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی ازین شهر سفر کن!»

با تو گفتم :« حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم

روزِ اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوترلب ِ بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی! من نه رمیدم نه گسستم.»

باز گفتم که :« تو صیادی و من آهوی دشتم!
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم وگشتم!
حذر از عشق ، ندانم.
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم!»

اشکی از شاخه فروریخت!
مرغِ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید !

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم.
پای در دامن ِ اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم …

رفت در ظلمتِ غم آن شب و شبهای دگر هم!
نه گرفتی دگر از عاشقِ آزرده خبر هم!
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم …!

بی تو، امّا ، به چه حالی از آن کوچه گذشتم …

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۴۴:

خیلی خیلی عالی و زیبا بود ،ممنون

[پاسخ]

simsim پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۵:

خیلی عالی نگین جان.مرسی.

[پاسخ]

rose پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۴۷:

من عاشق این شعر مشیریم همه شو حفظم!مرسی نگین جون

[پاسخ]

saeideh پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۲۷:

شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت…..
لیک شعری نسرود….
نه ک معشوقه نداشت…..
نه که سرگشته نبود…..
کوچه ی مهتاب
دگر
خیابان شده بود….

[پاسخ]

Neginگفته :

به نگاهی یارا غم دل را بنشان
گل رویت بنما در عوض جان بستان
همچو شمع سحری سوزم ازین عشق نهان
بی تو یک دم ای جان جان دم نزنم در جهان
سر ز پا نشناسم از شوق روی تو
سر فرو کی آرم جز بر ابروی تو
نور چشم من، خاک کوی تو
هر شب ای مه من دارم با تو سخن
کی به پایان می آید شب هجرانت ای یارا
یک جلوه نما پیش از آنکه آید جان بر لب ما

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۳۸:

دیدار ما
چون آب و ماه؛
چه دور !
چه درهم !

[پاسخ]

Neginگفته :

هیچیم
هیچیم و چیزی کم
ما نیستیم از اهل این عالم که میبینید
وز اهل عالم های دیگر هم.
یعنی چه پس،اهل کجا هستیم ؟
از عالم هیچیم و چیزی کم.
غم نیز چون شادی برای خود خدایی ،عالمی دارد….
“پس زنده باشد مثل شادی، غم …”
ما دوستدار سایه های تیره هم هستیم
و مثل عاشق، مثل پروانه،
اهل نمازِ شعله و شبنم
اما
هیچیم و چیزی کم …

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۱۷:

آفرین،قشنگ و پر معنی

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۵:

فرهاد جان نوشته خودم نیست!
ماله مهدی اخوان ثالث..”ما،من،ما”

[پاسخ]

Neginگفته :

برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد. قلبی که دوستش بدارند
قلبی که هدیه کند .قلبی که بپذیرد
قلبی برای من،قلبی برای انسانی که میخواهم …

[پاسخ]

Neginگفته :

دل من دیر زمانی است که میپندارد:
دوستی نیز ” گلی است ” ؛
مثل نیلوفر و ناز
ساقه تُُرد ظریفی دارد
بی گمان سنگ دل است
آن که روا میدارد
جان این ساقه ی نازک را
_دانسته –
بیازارد…

[پاسخ]

Neginگفته :

ای تکیه گاه و پناه
زیباترین لحظه های
پرعصمت و پرشکوه
تنهایی و خلوت من!
جان جانان جهان جانم باش

[پاسخ]

Farhadگفته :

قشنگ و پر معنی

[پاسخ]

Farhadگفته :

صبرکن سهراب! قایقت جا دارد؟
آب را گل کردند و چشم ها را بستند و چه با دل کردند…
سهراب کجایی آخر؟…
زخم ها بر دل عاشق کردند،خون به چشم شقایق کردند…
صبر کن سهراب…!! قایقت جا دارد؟
من را نیز با خود ببر،اینجا عاشقی بین مردم مرده است…!

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۸:

صبر کن…شاید هنوز هم زنده باشه!!

[پاسخ]

Mohammadگفته :

ﺩﻟﻢ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻋﺎﻟﻢ ﻭ ﺁﺩﻡ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﻣﮕﺮ ” ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ” ﻫﻤﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ؟

[پاسخ]

Farhadگفته :

نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند که هر رهگذری را شبیه “تـــــو” می بینم!!
نمی دانم غریبه ها تو شده اند
یا تو”غریــــــبـــــه”؟!!!

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰:

like******

[پاسخ]

simsimگفته :

من خسته تر از آنم که ادامه دهم این موش وگربه بازی تکراری را !

باشد, قبول! تو بردی!

بیهوده گریختن را رها کن!

نفسی برایم نمانده که دنبالت کنم…

[پاسخ]

simsimگفته :

هی نیوتن ! ..

تو که دم از جاذبه میزنی ..

مرا کشف کن ..

منی را که غم ها مدام جذبم میشوند .. !

[پاسخ]

simsimگفته :

میمیرم از تصور انگشتانت در بین موهایش

دیگر نیستی برای نوازش موهایم.

خیالی نیست

از ته میزنمشان…

[پاسخ]

Mohammadگفته :

قاصدک های امروز هم هرزه شدند فوتشان که میکنى با آرزوهایت لاس میزنند…

[پاسخ]

امان اللهگفته :

عشق اگر جرم است
پس دیگر هیچ سزایی باقی نمی‌ماند
ولی افسوس سنگ رو کسی میزنه که محرم نیست

[پاسخ]

امان اللهگفته :

کاش کسی عشق رو از ته دل درک میکرد و میفهمید

[پاسخ]

simaگفته :

adamha vaghti az ham dur mishan …….ke…..daran be kase dg nazdik mishan……shak nakon!!!!!!!

[پاسخ]

simaگفته :

zamani sakht mishanad ke to aghush mikhahi vali man tavajo…….

[پاسخ]

simaگفته :

boghz dari?
arum nisti?
delet barash tang shode?
hosele hichkaso nadari?
hala…
yade lahzeie bioft ke un hame bigharariato did ama!!!!cheshmasho bast va raft….

[پاسخ]

سیدگفته :

خوشا آنان که فقط یک عشق دارند و یک معشوق را میپرستند و آن معشوق خداست

[پاسخ]

simaگفته :

bazi vaghta bayad be bazi adama begi:khob!!!baazi khande dari bud,hala az zendegim gomsho birun….

[پاسخ]

simaگفته :

bia ba ham bazi konim….to bastehaye ghors va sigare mano beshmar va man shomareye gharibehaye gushit ro….

[پاسخ]

simaگفته :

khodahafez….
na vase dg nabudanam…..vase ye jur dg budanam…..!

[پاسخ]

simaگفته :

man ye dokhtaram be andame zarif va sedaye nazokam nagah nakon…..agar bekhaham yek shabe tamame hoviate mardaneat ra be atash mikesham…..

[پاسخ]

simaگفته :

in ruzha age delet saf bashe,dahanetam saf mishe…

[پاسخ]

simsimگفته :

یادت هست…؟!
روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!
و من سکوت کردم…
دیدی …! جاده جایی نرفت…!
آن که رفت ، تو بودی
راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست
همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را . . .

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۸:

مرسی simsim جون همه متنات فوق العاده س عزیزم….ممنون

[پاسخ]

mohabatگفته :

دوباره سیب بچین حوا

من خسته ام

بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند…..

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﻣـــﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﻣـــﻨﺖ ﺑﺬﺍﺭﯼ . . .
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻣـــﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐـــﻪ
ﺑـــﻔﻬﻤﯽ ﻭ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ” ﺗـــــــــﻮ ” ﻣﯿـــﻨﻮﯾﺴﻢ . . .
ﻓﻘـــﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺗــــــﻮ . . .
ﻭ ﻣﻬـــﻤﺘﺮ ﺍﯾـــﻨﮑﻪ ﺑـــﺨﻮﻧﯽ ﺍﻭﻧـــﭽﻪ ﺭﻭ ﻣـــﯿﻨﻮﯾﺴﻢ
ﻭ ﻟﺒﺨـــﻨﺪ ﻫﻤﯿﺸﮕﯿﺘﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺑﮕـــﯽ : ﺩﯾــــــــــــﻮ
ﻭﻭﻧﻪ

[پاسخ]

mohabatگفته :

کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره؟ ”
و تو جواب میدی “خوبم! ”
کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه :“میدونم خوب نیستی… ”

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﻋﺠﺐ ﺧﯿﺎﻁ ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺴﺖ ﺩﻧﯿﺎ!
!!
ﺩﻝ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﻧﺪﻭﺧﺖ…..

[پاسخ]