آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
یه بیمعرفتگفته :

باختـــِ در کار نیست
برای تـــــو
قلبم را ریسک مــــــِ کنم
یا میــــبرم
یا میمیــــرم….

[پاسخ]

ركسانا پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۰۸:

مردها وقتیدرعشق شکست مبخورندشاعرمیشوندوزن هاعاقل!

[پاسخ]

یه بیمعرفتگفته :

زلیخا بر بلندای قصه رفت و گفت رونق این قصه همه از من است

این قصه بوی زلیخا می دهد . کجاست زنی که چون من شایسته عشق پیامبری باشد ، تا بار دیگر قصه ای این چنین زیبا شود؟

قصه دیگر نازیدن زلیخا را تاب نیاورد و گفت: بس است زلیخا ! بس است .

از قصه پایین بیا ، که این قصه اگر زیباست ، نه به خاطر تو ، که زیبایی همه از یوسف است .
زلیخا گفت: من عاشقم و عشق رنگ و بوی هر قصه ای است . عمریست که نامم را در حلقه عاشقان برده اند.

قصه گفت : نامت را به خطا برده اند ، که تو عشق نمی دانی. تو همانی که بر عشق چنگ انداختی . تو آنی که پیرهن عاشقی را به نامردی دریدی. تو آمدی و قصه ، بوی خیانت گرفت . بوی خدعه و نیرنگ.

از قصه ام بیرون برو تا یوسف بماند و راستی

و زلیخا از قصه بیرون رفت

[پاسخ]

یه بیمعرفتگفته :

خدا گفت: زلیخا برگرد که قصه ی جهان ، قصه ای پر زلیخاست و هر روز هزارها
پیراهن پاره می شود از پشت .

اما زلیخایی باید، تا یوسف ، زندان را بر او برگزیند. وقصه را و یوسف را ، زیبایی همه این بود.

زلیخا برگرد!

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

عمرت تا کی به خود پرستی گذرد
یا در پی نیستی و هستی گذرد
می نوش که عمری که اجل در پی اوست
آن به ، که به خواب یا به مستی گذرد
“خیام”

[پاسخ]

سحر* پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۲۱:

توآیا عاشقی کردی بفهمی عشق ینی چه؟
توآیا باشقایق بودی گاهی؟
نشستی پای اشکه شمعه گریان تاسحریک شب؟
توآیا قاصدک های رهارادیده ای هرگز،
میان کوچه ها سرگشته میچرخد؟
توازخورشیدپرسیدی،چرا،
بی منت وبی مهر میتابد؟
تورمز عاشقی،ازبال پروانه،میان شعله های شمع،پرسیدی؟
توآیا درشبی،با کرم شب تابی سخن گفتی
ازاو پرسیده ای راز هدایت،درشبی تاریک؟
توآیا،یاکریمی دیده ای درآشیان بی عشق بنشیند؟
توآیادیده ای برگی برنجدارحضورخاربنشسته کنارقامت یک گل؟
وگلبرگ گلی،عطرخودش پنهان کند،ازساحت باغی؟
توآیا خوانده ای بلبلان ،آوازآرادی؟
توآیا هیچ میدانی،
اگرعاشق نباشی مرده ای درخویش؟
نمیدانی که گاهی،شانه ای،دستی،کلامی را نمیابی، ولیکن سینه ات لبریز از عشق است…
توپرسیدی شبی،احوال ماه و خوشه ی زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اختره آسمان را،دیده ای آیا؟!
ببینم با محبت،مهر،زیبایی،توآیا جمله میسازی؟
نفهمیدی چرا دلبسته فاله فالگیری میشوی با ذوق!
که فردا میرسدپیغام شادی!
توفهمیدی چرا همسایه ات دیگر نمیخندد؟
چراگلدان پشت پنجره،خشکیده ار بی آبی احساس؟
نفهمیدی چراآیینه هم،اخمه نشسته برجبینه مردمان را برنمی تابد؟!
نپرسیدی خدارا،درکدامین پیچ ،ره گم کرده ای آیا؟
جواب را نمیخواهی توپاسخ داد، ای آیینه دیوار؟!
ز خود پرسیده ام درتو!
که عاشق بوده ام آیا؟!
جوابش را توهم، البته میدانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته میخوانی

[پاسخ]

mojtaba_Alone پاسخ در تاريخ آذر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۵۶:

وقتی شیرها پاکتی اند
وقتی پلنگ ها صورتی اند
ایراد مگیر
عشقها ساعتی اند!

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

مهم نیست که از بیرون چه طور به نظر میام !
کسایی که درونم رو می بینند ؛
برام کافیند …
واسه اونایی که از روی ظاهرم قضاوت می کنند ،
حرفی ندارم !
همون بیرون بمونند واسشون
کافیه … !!

[پاسخ]

سحر* پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۴:

دنیارابدساخته اند….کسی راکه دوست داری تو را دوست نمیدارد،وکسی که تورا دوست داری تو دوستش نداری،اماکسی که دوسش داری واو هم تورا دوست دارد،به رسم وآیین هرگز بهم نمیرسند واین رنج است وزندگی یعنی این…دکترعلی شریعتی

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۰۱:

همون بیرون بمونه
کافیه … !!

[پاسخ]

farnazگفته :

قرار بودتکیه گاه باشی…
نه اینکه..
گاهی باشی…
گاهی نباشی…

[پاسخ]

farnazگفته :

ازهمان کودکی بازیچه دست نویسندگان شدیم!!
ولا کدام روباه پنیر میخورد..!

[پاسخ]

farnazگفته :

شده ام شنبه ..
همه می خواهنداز من شروع کنند …
ترک کردن را..

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۴:

جالبه

[پاسخ]

farnazگفته :

من از این میترسم که دوست داشتن را
مثل مسواک زدن بچه ها به من و تو تذکر بدهند.
(حسین پناهى)

[پاسخ]

farnazگفته :

آنقدرسرگرم زندگی است،
ک ب یاد نمی آوردروزی دیوانه ام بود!!

[پاسخ]

farnazگفته :

راهش را تقسیم کرد..
رفتنش ب من رسید..
رسیدنش ب دیگری..

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۵:

واقعا

[پاسخ]

دختر خوانسار پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۰:

لبخندش را تقسیم کرد
خنده اش به من رسید
لبانش به دیگری….

[پاسخ]

farnazگفته :

دلم شورمی زند،
می ترسم وقتی بیدارشوم..
از قاب عکست هم رفته باشی…
ازتوبعیدنیست

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۳:

از اخر کار به هممون جا هم کشیده می شود

[پاسخ]

saloosگفته :

بیقــراری هــایــم
پـاییـــز می خــواهــد و چشــم هـای عاشقـتــــ را

نگــاهــت را از مــن نگیـــر
ایـن پاییـــز را عاشقـــم بـاش لطفــــاً!

[پاسخ]

saloosگفته :

من می تونم بدون تو زندگی کنم
اما نمی خوام!!

شهامت می خواهد دوست داشتن کسی که

هیچوقت، هیچ زمان سهم تو نخواهد شد!
“ویسلاوا شیمبورسکا”

[پاسخ]

saloosگفته :

نبودنت عامل اصلی سرطان
و برای سلامتی زیان آور است!

[پاسخ]

saloosگفته :

همه جا هستی
در نوشته هایم، در خیالم، در دنیایم
تنها جایی که باید باشی و ندارمت، کنارم است…

[پاسخ]

saloosگفته :

روزای بارونی قطره های بارون رو بشمار
اگه بند اومد روی رفاقت من حساب کن، نه کم میاد و نه بند میاد . . .

[پاسخ]

shahramگفته :

بی تو اگر تماام جهان را بهم بدهند مرهم به روی حال مریضم نمیشود
حتی اگر بمیرم جایم شود بهشت از غصه ی من بخدا کم نمیشود
من با تو کاملم تونباشی چه میشوم قران بدون سوره ی مریم نمیشود
مریم همان گل بر سنگ قبرم است چیزی که نبینی هرگز مجسم نمیشود
دیگر نمی حراسم از هیچ اتفاق بد چیزی دگر بدتر از این غم نمیشود

[پاسخ]

مریمگفته :

نسلی هستیم
که روزها می خوابیم وشبها بیداریم
چون تاریکی شب برامون…. قابل تحمل تر از تاریکی روز هامونه

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۷:

Like

[پاسخ]

مریمگفته :

بعضی چیزها را باید بنویسم نه برای
این که همه بخونن و بگن عالیه
برای این که خفه نشم… همین

[پاسخ]

مریمگفته :

[دل]
این واژه بی نقطه گاهی به وسعت یک
دریا
برایت تنگ می شود

[پاسخ]

مریمگفته :

عمیق ترین درد در زندگی دل بستن به کسیه که دوستش داری
اما نمی توانی اوراببینی به تمام ثانیه هایی که نمی بینمت دوستت دارم

[پاسخ]

daemon پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۹:

sakht taresh ineke uno ba kase dige bebini,uni ke hamishe azash bad migofto hazer bud b qole khodesh junesho vase to bede…
alan az to bad migeo azunam….

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۵:

متشکرم

[پاسخ]

جیگفته :

ما از نسل بوسه های خیابانی هستیم..
نسل خوابیدن با با اس ام اس..
نسل درد و دل با غریبه های مجازی..
نسل جمله های کوروش و شریعتی..
نسل کادوهای یواشکی..
نسل سوخته نسل من نسل تو…
یادمان باشد هنگامی که به جهنم رفتیم
بین عذاب هایمان مدام بگوئیم یادش بخیر
دنیای ما هم همین بود درست مثل جهنم….

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۴:

likeeee

[پاسخ]

nobodyگفته :

فقط باش.
همین که هستی کافیست..!
دور ازمن….
بدون من.!چه فرقی میکند؟…
گل میخری!…خوب است!!!!
برای من نیست؟
نباشد…..
همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست….!
دلخوشم به این حماقت شیرین….. :(

[پاسخ]