آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

تلخی این جدایی رو با گریه بدترش نکن
ما که شکسته دلمون تو دیگه پرپرش نکن
من که دلم خونه ولی دوس ندارم تو بشکنی
فقط بدون هر جای اون دنیا برم تو با منی
چیزی ندارم که بگم غیر از خداحافظ عزیز
اشکای نازنینتو به پای رفتنم نریز
یه دنیا حرف تو دلم اما نمیتونم بگم
چه فرقی داره وقتی که بدون تو باید برم
چیزی ندارم که بگم غیر از خداحافظ عزیز
اشکای نازنین تو به پای رفتنم نریز

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۳۹ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۹ فروردین, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
هستـــــــــیگفته :

لال شده ام
همین قدر که نمیتوانم
کلمات را کنار هم بگذارم
تا از دوری تو بگوم

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۵:

جمــلاتم هــر روز کــوتاه تر میــشوند

هــر روز چنــد کلــمه کمــتر

چــند سکــوت بیشــتر

می ترســم روزی برســد که بــرای بیــان دلتنــگی هایم به نقــطه ای

اکــتفا کنم

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

خداحافظ شاید تنها بمونی
شاید قدر نگاهم رو بدونی
خداحافظ شاید آسوده باشی
شاید تنها تو کنج خونه باشی
خداحافظ شاید خوشحتلی حالا
از اون وقتی که من رفتم تا حالا
خداحافظ بدون, دل تیکه پارس
مثل ابر بهاری که میبارس

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

چشمهایم را به بیمارستان میبرم!!!
نمیدانم چه مرگشان شده؟
هرشب جایشان را خیس میکنند…

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

بعضی از حقایق خیلی ساده است
ولی درکش خیلی پیچیده و سخته
مثل کنار آمدن با جمله ی:
“دوستت نـــــــــــــــــــداره…زور که نیــــــــــست…”

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

این روزها
واحد سنجش دلتنگی
نگاه به موبایل بر ثانیه است…

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

گاهی باید آرزوهایت را مثل قاصدک
بگذاری کف دستت
و
بسپاریشان به دست باد
تا
بروند و سهم دیگران شوند…

[پاسخ]

ترانه* پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۲۳:

سلام هستی جان
مثل همیشه کامنتات قشنگن .
این یکی رو خیلی دوس داشتم ، وصف حاله

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

آرام تر تکانش دهید
مرگ مغزی شده!
باید زود تر دفن شود
چیزی برای اهدا کردن ندارد
احساسم است!
تا همین دیروز زنده بود
خودم دیدم کسی لهش کرد
…آشنا بود…

[پاسخ]

wooerگفته :

وقتی “باختم” مسیر را “یافتم”!

در بزرگراه زندگی همواره “راهت” “راحت” نخواهد بود!

هر “چاله ای” “چاره ای” به من آموخت!

“دوباره” فکر کن، فرصتها “دوبار” تکرارنمی شوند!

برای جلوگیری از “پس رفت”،”پس باید رفت” …

[پاسخ]

wooerگفته :

به دنبال واژه مباش !

کلمات فریبمان میدهند!
وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش برود، فاتحه کلمات را باید خواند

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

کفشهای تنهائیم

خسته اند !

بی تو امّا …

دلم هوای نشستن

نمی کند

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

خسته ک مى شوم
سرم را میان دست هایم مى کیرم
و انقدر تکرارت مى کنم
ک بالا بیاورم
من انتقام زجر تمام
لحظه هاى بى تو بودن
را بالاخره از خودم خواهم کرفت…

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

خدایا…
کمى بیا نزدیک تر
مى خواهم در کوشت
جیزى بکویم
این یک اعتراف است
من…
بى او…
دوام نمى اورم…

[پاسخ]

neegaar پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۴۲:

fogholade ziba bod.
merc:(

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhi پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۵:

خواهش عزیزم

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

بعضیا هستن با برهنه
میان تو زندکى ادم
اما…
وقتى میرن لباس مارک دار تنشونه
مبارکشون باشه.. ولى رسمش این نیست…

[پاسخ]

sara پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۶:

ayyyyy goftiiiii

[پاسخ]

سمیراگفته :

نگاه میکنم اما به گریه می آیم

به قاب عکس تو ای نوبهار زیبایم

هنوزعشق تو دراشک های من جاریست

هنوز بوی تورامی دهد غزل هایم…

[پاسخ]

ترانه* پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۲۸:

درد دل با قاب عکست منو تنها نمیذاره …
مرسی . خیلی قشنگ بود

[پاسخ]

pouriaگفته :

جاده را تا آخر رفتم ولی چیزی نیافتم جز دلهای شکسته که یه گوشه انبار شده اند..
گفتم: چرا پس این دلها شکسته شده اند؟
یکی گفت: بخاطر خیانت
دیگری: بی وفایی
اون یکی: عشق زیادی
گفتم:چرا واسه عشق زیادی؟!!
گفت: آنقدر عاشق بودم که بهم شک کرد…به اینکه قشنگ نبود..به این شک کرد که انگار ترحم میکنم.. ولی ندانست که واسه زیادی عشقم هست… که پیششم. گذاشت و رفت حتی بای بای هم نکرد ولی زیر بارون هرشب میشینم تا شاید بارون خداحافظیشو بیاره..!!!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

ﺍﻣﺸﺐ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ . . .
ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﻡ . . .
ﺑﻐﺾ!

[پاسخ]

nilofarگفته :

آدم
نامت چه بود؟آدم

فرزند؟من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد؟بهشت پاک

اینک محل سکونت؟زمین خاک

آن چیست بر گرده نهادی؟امانت است

قدت؟روزی چنان بلند که همسایه خدا،اینک به قدر سایه بختم به روی خاک

اعضاء خانواده؟حوای خوب و پاک ، قابیل خشمناک ، هابیل زیر خاک

روز تولدت؟روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت؟اینک فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه

چشمت؟رنگی به رنگ بارش باران ، که ببارد ز آسمان

وزنت ؟نه آنچنان سبک که پرم دئر هوای دوست … نه آ نچنان وزین که نشینم بر این خاک

جنست ؟نیمی مرا ز خاک ، نیمی دگر خدا

شغلت ؟در کار کشت امیدم

شاکی تو ؟خدا

نام وکیل ؟آن هم خدا

جرمت؟یک سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟همین
!!!!
حکمت؟تبعید در زمین

همدست در گناه؟حوای آشنا

ترسیده ای؟کمی

ز چه؟که شوم اسیر خاک

آیا کسی به ملاقاتت آمده؟بلی

که؟گاهی فقط خدا

داری گلایه ای؟دیگر گلایه نه؟، ولی…

ولی چه ؟حکمی چنین آن هم یک گناه!!؟

دلتنگ گشته ای ؟زیاد

برای که؟تنها خدا

آورده ای سند؟بلی

چه ؟دو قطره اشک

داری تو ضامنی؟ بلی

چه کسی ؟ تنها کسم خدا

در آ خرین دفاع؟
می خوانمش که چنان اجابت کند دعا

[پاسخ]

nilofarگفته :

یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود : شما در این مکان غذا میل بفرمایید ، ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد !!! راننده ای با خواندن این تابلو اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوش جان کرد ! بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود ، ولی دید که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش سبز شده است !!!

با تعجب گفت : مگر شما ننوشته اید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت ؟
خدمتگزار با لبخند جواب داد : چرا قربان ، ما پول غذای امروز شما را از نوه تان خواهیم گرفت ، ولی این صورتحساب مال مرحوم پدربزرگ شماست !!!

[پاسخ]

nilofarگفته :

من یک دختر ایرانی ام

بدان “حواى” کسى نمى شوم که به هواى دیگرى برود…

تنهاییم را با کسى قسمت نمی کنم که روزى تنهایم بگذارد…

روح خداست که در من دمیده و احساس نام گرفته…

ارزان نمى فروشمش…

[پاسخ]

حسینگفته :

یادت پرچم صلحیست میان شورش این همه فکر . . .

[پاسخ]

سمیرا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۱:

جمله ی جالب و زیبایی بود…..!

[پاسخ]

wooerگفته :

نوشته ی ششمم
همین جا نوشتم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رد پاها چیزهایی هستن که میشه با دنبال کردنشون به کسی رسید که از کنارت عبور کرده
اندکی مانده
ولی دوباره به راهش ادامه داده
رهگذر بی وفایی ست
ولی همواره دنبالش می روی بی ان که دلیلش را بدانی
من از دوری تنفر دارم
ولی نمیدانم چرا این رهگذر دور نمی شود
انگار که اهسته می رود تا سوختنم را ببیند
سوختن؟!
اره من از این که او را دور از خودم می بینم میسوزم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[پاسخ]

wooerگفته :

دوستان واسم دعا کنید به خدا دیگه دارم دیوونه میشم
خدایا چیزی که بهم ندادی لااقل یه کم فراموشی
چیز زیادی نیست ولی واسه من بهترین چیزیه که میتونم داشته باشم
خدایا تنهام کمکم کن
واسم دعا کنید

[پاسخ]

wooerگفته :

نوشته هفتمم
اینهایی که می نویسم احساسات خودمه امیدوارم که نارحتتون نکرده باشم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ابر دودیست که از دل سوخته ی مردی بلند می شود
که با یاد طوفانی میشود
و در خلوت بارانی

[پاسخ]

تبیانیگفته :

مرحبا ای پیک مشتاقان…ادم وقتی میبینه هنوز توی این دنیا ادمایی با این همه احساس وجود دارن.. کار ادم و حوا رو بهتر میتونه تحمل بکنه…افرین.

[پاسخ]

سانازگفته :

میترسم.
از اینکه کم کم دارد تمام کابوسهایم به حقیقت بدل میشود.
از اینکه میدانم حرفهایی هست که سهم من است از تو ولی نمیدانم به زبان خواهی آورد یا نه…
میترسم که بگذاری بی هیچ سخنی به پایان برسد این روزها و فرصت تمام شود…
من که با تو بیگانه بودم،
دنیای من از همان اول هم از دنیای تو جدا بود،
این تو بودی که در نگاهم خیره ماندی و میمانی و سکوت…
مرا با اینهمه “چرا” تنها رهایم نکن.
من از اینهمه تکرار بی پایان میترسم. من از تو از خودم میترسم.
کمکم کن.من میترسم.

[پاسخ]

zibaگفته :

دیدی که سخت نیست تنها بدون من؟!!
دیدی صبح میشود شبها بدون من؟!!
این نبض زندگی بی وقفه می زند…
فرقی نمیکند، با من…بدون من…
دیروز گرچه سخت
امروز هم گذشت!!
طوری نمیشود فردا بدون من.;)

[پاسخ]

لیلاگفته :

وقتــی کســی می گویــد خوبی؟
نگـــــو “مــ ـمـنـون
نگـــــو “خوبـــ ــــم
نگـــــو “بهتــــ ـــرم
فقـــط یک جـــوری بگـــــو “مـــ ــرسی
که طرف بدانــد سئـــوال احمقـــــ ــانه ای پرســـیده

[پاسخ]

لیلاگفته :

ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺣﺲ ﻋﺠﯿﺒﯿﺴﺖ!
ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ،
ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ …
ﻧــــﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ

[پاسخ]

لیلاگفته :

برای آدم‌ها مرز بگذارید !
مرز صمیمیت … مرزتماس فیزیکی …. مرز رفتار…. مرز کلام ….
شما این مرز را تعیین کنید ، و همیشه یک قدم عقب‌تر بیاستید ! همیشه

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

جه کار به حرف مردم دارم… زندکى من همین است..
شب که مى شود
سیکارى روشن مى کنم
عاشقانه اى مى نویسم
و خیره مى شوم به عکست
و با خود فکر
مى کنم که
مکر مى شود تو را
دوست نداشت…

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

یه دوستت دارم هایى هست.. مى دونى دروغه ها
ولى قلبت واسه باورش به عقلت التماس مى کنه…

[پاسخ]

ناهیدگفته :

زندگی یک بهانه بود
برای بازنده شدن
دلیل ناب و خوبی بود
برای مردن وباز زنده شدن
مثل یک تاب چوبی بود
ازش افتادم زمین
دستام دوتاش زخمی شده
خدا بیا…
یک بار ببین
بگو میبری با خودت
منو ازین شهر شلوغ
قول بده مثل آدما
بهم نگی تو هم دروغ.
تنهایی منو فقط چشم تو باور میکنه
من نباشم کی بغضشو
بی وقفه پرپر میکنه.
چیز زیادی نمیخوام
فقط بزار که بمیرم
اون نباشه مرگ بهتره
بزار که آروم بگیرم…
دستاش که مال من نبود
پس دست چرا بهم دادی
اشکایی که هدیه دادم
چرا تو پس فرستادی…؟

[پاسخ]