آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
مليحهگفته :

خیلی عالی بود عاشق این آهنگم

[پاسخ]

زیبــاگفته :

رابطه ای رو که مرده ، هر ۵ دقیقه ۱ بار نبضشو نگیر … دیگه مرده . . .

[پاسخ]

لیلاگفته :

هم عکسش قشنگ بود هم شعرش من این آهنگو خیلی دوست دارم
ممنون مسعود

[پاسخ]

لیلاگفته :

به بودن ها دیر عادت کن و به نبودن ها زود،آدمها نبودن را بهتر بلدند..

[پاسخ]

مریمگفته :

امشب دلم میخواهد

به کسی بگویم”” دوستت دارم.””

تو نهراس و آنکس باش.

بگذار با هر آنچه در توان دارم

همین امشب به تو ثابت کنم که دوستت دارم.

بگذار برایت نقش آن دلباخته ای را بازی کنم که

لحظه ای دور از محبوب خویش زندگی را نمیتواند.

بگذار همچون معشوقی که برای وصال معشوقش

جان میدهد برایت جان دهم.

بگذار همین امشب پیش پایت زانو بزنم

و تو را ستایش کنم.

بگذار در تاریکی به تو لبخند بزنم.

نگذار زمان از دستم برود

و تو را درنیابم.

میخواهم بیندیشی که همین امشب

غیر از من کسی دیوانه تو نیست

هرچند که جاهلانه فکری باشد.

کمی بیشتر با من

و همین امشب بگذار خیال کنم

که جز تو کسی نیست.

همین یک امشب را بگذار نقش بازی کنم.

نقش حقیقت را.

همان که دور از تو بارها روبه روی آینه تمرین کرده ام

[پاسخ]

javad پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۰۸:۲۴:

واقعا قشنگ بود.ولی کاش حقیقت پیدا میکرد

[پاسخ]

عسلگفته :

من گمان کردم رفتنت ممکن نیست
رفتنت ممکن شد…
باورش ممکن نیست.

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۱۹:

وای مرسی عسل جان خیلی قشنگه

[پاسخ]

عسل پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۳۱:

خواهش میشه عزیزم.

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۴۳:

نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند
می گویند حساسیت فصلی است
آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم . . .

عسلگفته :

خیلی قشنگ بود.خیلی ممنون.

[پاسخ]

مریمگفته :

آدم های ساده را دوست دارم.

میدانید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چون که کسانی هستند که بدی هیچ کس را باور

ندارند!کسانی هستند که برای همه لبخند دارند.

کسانی هستند که همیشه هستند، برای همه هستند!

ادم های ساده راباید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد.

عمرشان کوتاه است!بس که هرکه از راه می رسدیا ازشان سوء استفاده می کند!

یا زمینشان می زند.یا درس ساده نبودن بهشان می دهد!ادم های ساده رادوست دارم.

بوی ناب “ادم “می دهند……………کاش که ماهم از جنس این آدم ها بودیم ساده ولی دلی پر ازاحساس.

[پاسخ]

مریمگفته :

من نه پیرم نه جوانم من نه پیدا نه نهانم من نه گوشم نه زبانم

من نه اینم و نه آنم من نه از عالم هستی نه ز اوج و نه ز هستی

نه به هوشم نه به مستی من از مردم خاکم نه پلیدم و نه پاکم

نبض میلاد و هلاکم در درهای زمانم من نه غیرم و نه خویشم

نه به خوابم نه پریشم پس کیم من ز چه کیشم … ؟

مانده ام تا که بدانم!بال سویش چو کشیدم…

سنگ زد من نپریدم درد بامش بخریدم

داغ پرواز به جانم تا صدایش بشنیدم

قفل او کشت کلیدم غیر از او هیچ

ندیدم هم خود و هم همگانم

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شوداز هر مژه چون

سیل روانه ؟هر در که

زنم صاحب آن خانه

تویی

توهر جا که

روم پرتو کاشانه تویی تو

در میکده و غیر که جانانه تویی تو

مقصود من از کعبه و بت خانه تویی تو

مقصود تویی تو

[پاسخ]

مریمگفته :

به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته آهسته تر

از صدای بال پروانه ها……به او بگویید دوستش

دارم با صدایی بلند……بلند تر از صدای پرواز

کبوتران عاشق……..به او بگویید دوستش

دارم باهیچ صدایی…..چون فریاد دوستت

دارم نیازی به صدای بلندوکوتاه ندارد

فریاد دوستت دارم رامیتوان با تپش

یک قلب به تمام جهانیان رساند

پس بگذار بدون هیچ شرمی

بگویم

عزیزم دوستت دارم

[پاسخ]

javad پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۰۸:۲۶:

زیبا بود.

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۴۷:

اونی که دوسش داری بهش نگو دوسش داری…..میره و تنهات میذاره….

[پاسخ]

مریمگفته :

هیچ کس

هیچ کس نیست که بگه چرا چشات

کبوده.

هیچ کس نیست که بگه چرا اشکات

سیاهن.

هیچ کس نیست که بگه چرا دلت

گرفته.

هیچ کس نیست که بگه چرابغضت

نمی ترکه.

هیچ کس نیست که بگه چراسرت را

نمی زنی به دیوار.

هیچ کس نیست که بگه مرحم

نمیخوای؟

چرا هیچ کس نیست؟؟؟

هیچ کس نیست تاببینه هرشب

دربستر نالم.

صبح چون خیزم بسترم دریاست.

دریایی که ندارد هیچ قایقی یارای

مقاوت.

کسی بود،ولی چرادیگرنیست؟

هیچ کس نیست که من طفلی نشوم

و عروسکم را در آغوش نگیرم.

دست هایم را به یاد دستانش نفشرم.

در آرزویم که ای خدا…..

یا دوستانم نمیرند یا زودتر بال هایم

رشد کنند!

[پاسخ]

مریمگفته :

به گل گفتم: “عشق چیست؟” گفت: “از من خوشگل تر است…”

به پروانه گفتم: “عشق چیست؟” گفت: “از من زیبا تر است…”

به شمع گفتم: “عشق چیست؟” گفت: “از من سوزان تر است…”

به عشق گفتم: “آخر تو چیستی؟” گفت: “نگاهی بیش نیستم

[پاسخ]

عسلگفته :

تو انجا من اینجا
همه راست می گفتند
تو کجا من کجا؟!

[پاسخ]

مریمگفته :

یکی را دوست می دارم

ولی افسوس که او هرگز

نگاهم را نمی خواند

به برگ گل نوشتم من

که او را دوست می دارم

ولی او گل را به زلف کودکی امیخت

تا او را بخنداند

یکی را دوست می دارم

یکی را دوست می دارم

یکی را دوست می دارم

[پاسخ]

مریمگفته :

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد .

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد .

یادم باشد که روز و روزگار خوش است ،

وتنها دل ما دل نیست .

یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم ،

و از آسمان درسِ پـاک زیستن .

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست …

یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند .

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام … نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان .

یادم باشد زندگی را دوست دارم .

یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی

قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم .

یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم .

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود .

یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم .

یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم .

یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت .

یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود .

یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود .

یادم باشد قلب کسی را نشکنم .

یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد .

یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم .

یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد ..

یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست .

یادم باشد که آدمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند .

[پاسخ]

عسل پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۴۸:

خیلی خیلی قشنگ بود.مرسی مریم جون.

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۲:

خواهش میشه و مرسی از تو که متن هایی که من میزارمو میخونی و نظر میدی

[پاسخ]

عسلگفته :

گفت:کیه؟
گفتم:همه ی وجودم!
گفت:بهت خیانت میکنه…
گفتم:میدونم!!
گفت:اشک تو در میاره…
گفتم:میدونم!
گفت:دلت رو بیقرار و تنهات میزاره…
گفتم:میدونم!
گفت بس چرا دوسش داری؟
گفتم:تنها چیزیه که نمیدونم…!

[پاسخ]

مریمگفته :

پسر:بلهبالاخره وقتش شد..

دختر: میخوای برم؟

پسر: نه ،فکرشم نکن

دختر: دوستم داری؟

پسر: البته

دختر: تا حالا به من خیانت کردی؟

پسر: نه،چرا این حرفو میزنی؟

دختر: منو می بوسی؟

پسر: بله،چند تا؟

دختر: منو کتک میزنی؟

پسر:امکان نداره ،به قیافه من میاد؟

دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟

پسر:بله…

… … …

حالا بعد از ازدواج

همین متنو از پایین به بالا بخون…

همینه که هست…!

[پاسخ]

ملیحه پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۵۹:

جالب بود

[پاسخ]

فاطمه پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۰:

عالی بود لایک

[پاسخ]

مریمگفته :

زیر پلکت سایه بانم میدهی؟

سوختم آیا پناهم میدهی؟

آتشی افتاده بر جان و دلم؟

قطره آبی بر لبانم میی دهی؟

میهمان جان جانان گر شوم

میزبانی را نشانم می دهی؟

تا بیاسایم دمی در پای عشق

زیر چترت سر پناهم می دهی؟

رو مگردان نازنین با گوشه چشمت

بگو در شرار چهره ات یک بوسه گاهم می دهی؟

[پاسخ]

مریمگفته :

کلام عشق

تا آمدم بگم تابانتر از خورشید نیست وقتی چشمان تو را دیدم منصرف شدم

تا آمدم بگم دریا بسیار پهناور است وقتی دل عاشق تو را دیدم منصرف شدم

تا آمدم بگم زندگی زیباست تو را دیدم زندگی زیباتر شد .

تا آمدم بگویم ((من)) وقتی تو را دیدم ((ما)) جایگزین کلامم شد.

[پاسخ]

مریمگفته :

از تو مهربان تر کیست که دردهایم را با او در میان یگذارم و زخمهای دلم را پیش رویش بشمارم؟

از تو آیینه تر کیست که هزار توی روحم را به من نشان دهد، بی آنکه سرزنشم کند؟

در روزهایی که ابرها بی وقفه بالای سرم راه می روند، جز تو چه کسی زیر درخت بید می ایستد و برایم ترانه می خواند؟

در شبهایی که ماه و ستارگان و آتشکده ها و فانوسها هر یک به سویی می گریزند، جز تو چه کسی شمعی در دلم روشن میکند؟

خوب من!
مرا به خاطر دور بودن و دلتنگی هایت، ببخش!

بهترینم!

از تو مهربان تر کیست که سرگذشت دستهایم را برایش بنویسم و از فاصله ها گله کنم؟

از تو آیینه تر کیست که قامت بر قامتش بایستم و احوال دلم را بپرسم؟

[پاسخ]

مریمگفته :

چه رسم جالبی است !!!

محبتت را میگذارند پای احتیاجت …

صداقتت را میگذارند پای سادگیت …

سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …

نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …

و وفاداریت را پای بی کسیت …

و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج

[پاسخ]

شقایق پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۰:

واقعا

[پاسخ]

مریمگفته :

گریه کن تو میتونی

پیش اون نمی مونی

اون دیگه رفته، بسه تمومش کن

گریه کن، ته خط، عشق تو دیگه رفته

تو دله، یکی دیگه نشسته تمومش کن

چشم به راه، نشین اینجا، میمونی دیگه تنها

گریه نکن اون دیگه نمیاد خونه

دست بکش، دیگه از اون طفلکی، دل داغون

اون دیگه، خوش فکر نکن حال تو میدونه

تنها میمونی، اخه این و میدونی، مثل اون پیدا نمیشه

اشکات میریزه، اخه اون واسط عزیزه، توی قلبته همیشه

یادش می افتی، دلت اتیش میگیره، میگی کاش برگرده پیشت

راهی نداری، تو باید طاغت بیاری، اخه میدونی نمیشه

[پاسخ]

فاطمه پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۵۰:

خیلى قشنگ بود ممنون مریم جان

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۰۳:

خواهش میشه عزیزم

[پاسخ]

مریمگفته :

اشکایی که بی هوا روگونه هام می ریزه

قلبی که از همه خاطره هات لبریزه

دلی که می خواد بمونه ، تنی که باید بره

حرفی که تو دلمه ، اما ندونی بهتره

بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده

بی خیال قلبی که این همه تنها مونده

آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه

واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه

مث تنهایی می مونه با تو همسفر شدن

توی شهر عاشقی بیخودی در به در شدن

حال و روزمو ببین تا که نگی تنها رفت

اهل عشق و عاشقی نبود و بی پروا رفت

بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده

بی خیال قلبی که این همه تنها مونده

آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه

واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه

[پاسخ]

مریمگفته :

دوست داشتم …اما نه اونقدر که باید…
نه اونقدر که پیرم کنه رفتن تو…
نه اونقدر که چشمام به راهت بمونه…
یا از عشق سیرم کنه رفتن تو…
دوست داشتم …اما مثل یه مسافر…
که هر لحظه…امکان برگشتنش هست…
تو برگشتی و بایدم برمی گشتی…
همون بهتر عاشق شدی… رفتی از دست…
همون بهتر عاشق شدی… پر کشیدی …
پرنده نمی تونه یک جا بمونه…
من از روزگار تو سرگیجه دارم…
نمی خوام غمی این وسط جا بمونه…
تو فکر کن…بریدم…
تو فکر کن …شکستم…
تو فکر کن…نبودت کار داده دستم…
خیال کن…خیالت هنوزم باهامه…
خیال کن…هنوزم به راهت نشستم…
تو رفتی… که یه اتفاقی بیوفته…
ولی من فقط …یاد تو بردم از یاد…
نه عمر ترانه به آخر رسید و نه بازار مهتاب از سکه افتاد…
تو رفتی که این قصه داغش بمونه…
روی سینه ی زخمی هر دوتامون …
نموندی ته داستانو ببینی…
که از هم جدا شد فقط دستهامون…
فقط دست هامون…

[پاسخ]

فاطمهگفته :

این عشق است که میسوزد ومیساز وشاید ترانه ایست که هر دم آوایش
در دل جارىیست،لیکن هرچه هست زیباست

[پاسخ]

زیبــاگفته :

قسم خوردم تا زنده ام نـــــــــــبخشمت
.
بی انــــــــــــــصاف رفتی و من
.
مـــــــــــــــــــــــــردم
.
آســـــــــــــــــــــــــــــــوده باش حلال شدی ..
.
من نــــــــــــــــاکام رفتم…

[پاسخ]

پرستوگفته :

من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم ،تو آنقدر نخواستی که هیچ چیز از من را ندیدی !

[پاسخ]

پرستوگفته :

در گفتن و شنیدن جمله “دوستت دارم” چه هست ؟
که کسی که میگویـد عاشق تر میشود و کسی که میشنود بی تفاوت تر

[پاسخ]

عرفان پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۶:

ای ول.جالب بود

[پاسخ]

عسل پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۰:

واقعا همینطوره.مرسی.

[پاسخ]

پرستوگفته :

بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط….وقـتی می دانـددرختـــــــــــ…عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد…..

[پاسخ]

پرستوگفته :

حماقت که شاخ و دم ندارد!
حماقت یعنی من
اینقدر میروم تا تو دلتنگ من شوی!
خبری از دلتنگی تو نمی شود!
برمیگردم چون
دلتنگت می شوم!!!

[پاسخ]

عرفانگفته :

رفت؟
به سلامت
من خدا نیستم بگویم صد بار اگر توبه شکستی باز آیی.
آنکه رفت به حرمت آنچه با خود برد،حق بازگشت ندارد.
رفتتت مردانه نبود.لا اقل مرد باش و بر نگرد
خط زدن بر من پایان من نیست
بلکه آغاز بی لیاقتی توست

[پاسخ]

عسلگفته :

ببین من هم
مثل خیلی از عاشق ها
از تو یادگاری دارم
ولی یادگاری من
با بقیه فرق دارد
یادگاری من از تو
سینه ای بر از درد است…

[پاسخ]

عسلگفته :

می گفتند باران که می بارد بوی خاک بلند میشود
اما اینجا باران که میزند فقط بوی خاطره ها می اید.

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۰۸:

خیل قشنگ بود ممنون

[پاسخ]

عسل پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۹:

خواهش میشه نازنین جان.

[پاسخ]

عسلگفته :

چه معنی دارد زندگی…؟!
وقتی که هیچ اتفاقی من و تورا
سر راه هم قرار نمی دهد!

[پاسخ]

عسلگفته :

گاهی هیچ کس را نداشته باشی بهتر است
داشتن بعضی ها تنها ترت می کند…

[پاسخ]

عسلگفته :

اینطور نمی شود
باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد
غرق در فکرت شدن اصلا دست خودم نیست…

[پاسخ]

شقایقگفته :

میخواهم بنویسم هرچه کشیدم هرچه دیدم هرچه نابودم کرد اما چطور؟قلم میشکند کاغذ خیس میشود دستم تاب نوشتن را ندارد زبانم بند می اید. دل من تو چه میکشی تو چطور تحمل میکنی قدرتش را داری؟ هر چه من تلاش کردم کمی سبکت کنم نشد هر چه کشیدی بس است دیگر نوبت انانیست که عذابت دادند اما که را نفرین کنم روزگار؟ ادمهایش؟ نمیدانم!کدام از که بنالیم؟ دل پر درد من بیا تنهاییمان را با هم پر کنیم تا بمیریم شاید هم صبر بهترین کاری باشد که میتوانیم بکنیم ما همدیگر را داریم مگر نه؟؟؟

[پاسخ]

نازنینگفته :

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!

[پاسخ]

نازنینگفته :

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم

[پاسخ]

نازنینگفته :

ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ
مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را
برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ

[پاسخ]

نازنینگفته :

میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد ، پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد .

[پاسخ]

نازنینگفته :

برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن .

[پاسخ]

نازنینگفته :

بیخودی متاسف نباش
تو آمده بودی که بروی اصلا!
تو چه می دانی چه ترسی ست
ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟

[پاسخ]

نازنینگفته :

من نه عاشق هستم
و نه محتاج نگاهی که بلغزد در من
من خودم هستم و یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزد
من نه عاشق هستم
و نه دلداده به گیسوی بلند
و نه آلوده به افکار پلید
من به دنبال نگاهی هستم
که مرا از پس دیوانگی ام میفهمد

[پاسخ]

نازنینگفته :

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از این دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

[پاسخ]

نازنینگفته :

گفتی محبت کن برو
باشد خداحافظ ولی
رفتم که تو باور کنی
دارم محبت می کنم

[پاسخ]

نازنینگفته :

سلام دوستای خوبم آقا من خسته شدم از بس متن غم زدم و خوندم با اجازه مسعود جان یه متن طنز واسه خداحافظی میزنم بنظرم خییییلی خیلی ربط داره با پستش!!!!

تو مراسم و مهمانی ها به محض اینکه اعلام رفتن کنیم، خداحافظی ها از همون کف زمین که نشستیم شروع میشه و تا چشم کار میکنه، تا جایی که همدیگه رو اندازه یه مورچه می بینیم، ادامه پیدا میکنه:
خب احمد آقا ، صغرا خانم!
“خیلی زحمت دادیم، با اجازه تون از حضورتون مرخص میشیم.”
با گفتن یه همچین جمله ای، تراژدی سریال یانگوم وار خداحافظی شروع می شه. بیشتر از چهل بار توی خونه یارو خداحافظی می کنیم. حالا حساب کنید مثلا ۶ نفر آدم اومدن مهمونی و حالا دارن می رن بیرون. به طور مستمر و بی وقفه همه می گن:
«خداحافظ»
صاحب خونه بدبخت، پس از کلی پذیرایی و دولا و راست شدن حالا باید به اتفاق اهل و عیال بره دنبال مهمون ها، مستمراً جواب خداحافظیه اونا رو بده:
“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ ، قربون شما ، خداحافظ ، خداحافظ ، ببخشید بد گذشت، خداحافظ ، خداحافظ…”
حالا اومدن دم در:
” … خب اصغر آقا ببخشید مزاحم شدیم ، تو رو خدا شما هم یه شب تشریف بیارین.
“خداحافظ ، خداحافظ ، چشم، حتماً مزاحم میشیم، سلام برسونین ، خداحافظ ، خداحافظ…”
توی این دسته اگر تعداد خانم ها از دو نفر بیشتر باشه که دیگه واویلاست. تازه دم در خونه یادشون می افته دستور پختن قورمه سبزی و رنگ موها و آخرین خریدها و جدیدترین دکوراسیون رو به هم بگن و تو تمام این مدت صدای دلنشین «خداحافظ ، خداحافظ» مرتباً به گوش می رسه.
حالا همه سوار ماشین شدن و سرنشینان از چهار طرف ماشین تا کمر بیرون اومدن و دارن دست تکون می دن:
“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ “
۱٫ راننده هم برای عرض ارادت اون موقع شب ۵ تا ۶ بوق به معنی «خداحافظ» برای مستقبلین میزنه.
حالا دیگه ماشین رسیده ته کوچه و این بار دیگه فریاد می زنن:
“خداحافـــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــظ…”
آخه یکی نیست بگه مگه میخواین برین سینه کش قبرستون که دل نمی کنین از هم!؟

تازه فردا ساعت ۱۱ صبح یکی از خانم هایی که دیشب مهمون بوده زنگ میزنه به صغرا خانم و میگه:
“صغرا جون ممنون بخاطر پذیرایی دیشب؛ والله زنگ زدم بگم دیشب این بچه ها حواسم را پرت کردن یادم رفت ازت خداحافظی کنم!!!”

[پاسخ]

عسل پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۲:

خیلی جالب بود.واقعا همینطوره.ممنون نازنین جان.

[پاسخ]

نازنینگفته :

به سرنوشت بیندیش که چگونه تصویر گر جدایی هاست………

[پاسخ]

نازنینگفته :

وقتی دلم به درد میاد و کسی نیست به حرفهایم گوش کند،
وقتی تمام غمهای عالم در دلم نشسته است،:-”

وقتی احساس می کنم دردمند ترین انسان عالمم… وقتی تمام عزیزانم با من غریبه می شوند…

و کسی نیست که حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ کند… وقتی تمام عالم را قفس می بینم…

بی اختیار از کنار آنهایی که دوسشان دارم.. بی تفاوت می گذرم…

[پاسخ]

عسل پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۳:

خیلی قشنگ بود.مرسی از تمام متن های قشنگت.

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۲۴:

خواهش میکنم عزیز

[پاسخ]

نازنینگفته :

دیدی که رفتم ، دیدی که با کوله باری از غم ، با دلی شکسته رفتم…
دیدی که برایم فرقی نداشت ، هر چه بود قلبم بیشتر از تو ارزش داشت

[پاسخ]

نازنینگفته :

حالا من میروم و تو تا هر جا که دوست داری به دنبالم بگرد ….

بماند که با قلبم چه عهدی بسته ام….بماند

[پاسخ]

نازنینگفته :

این روزهای پاییزی چرا اینقدر کشششش می آیند ؟؟؟
من هنوز به تنهایی عادت نکردم
این تابستان لعنتی چقد زود گذشت ……
دلم میگیرد از حزن بادهای پاییزی

[پاسخ]

سمیهگفته :

سلام خدمت همه خانمای گل و آقاآرتمیس وآقا مسعود شرمندتون همتون شاعرا رو دزدیدین پیشتونن که به این خوبی شعراشونو مینویسین واقع عالین دستتون درد نکنه من به شخصه عقده ای شدم از بس شما خوب و بجاشعرا رو مینویسین الحق دس مریزاد دارین چه خانما چه آقایون بازم ممنون

[پاسخ]

پرستوگفته :

کاش یکی بود که توی کوچه ها داد می زد:
خاطره خشکیه، خاطره خشکیه
اونوقت همه خاطراتتو،
همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن
می ریختم تو کیسه و می دادم بهش و می رفت ردِ کارش

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۲۳:

خیلی قشنگ بود پرستو ممنون

[پاسخ]

پرستو پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۰۹:۵۶:

خواهش میشود عزیزم

[پاسخ]

زگفته :

ای شور هستی ام !

دیرگاهیست که ” من ” شوق ” تو ” را دارد .

بخوان واژه واژه عاشقانه نگاه خسته ام را ،

و بشنو فریاد سکوت دیدگانم را ،

تکرار دوستت دارم را .

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

حضرت علی(ع) فرموده اند:

فقر برای مومن از خط گونه اسب خوش نماتر است.

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۲۲:

حضرت علی(ع): فرزندم ! من از فقر و نادارى براى تو بیمناکم . پس ، از آن به خدا پناه بر ؛ زیرا که فقر باعث کاستى در دین و سرگشتگى خرد است و مایه کینه و دشمنى .

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

امام محمد باقر (ع) : به مردم بگویید بهتر از آن چیزی که می خواهید به شما بگویند.

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

امام محمد باقر (ع) : خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند.

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

امام محمد باقر (ع) : فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

امام محمدباقر (ع) : دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

امام محمد باقر (ع) : کسی به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل شایسته و خودداری از گناه.

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

امام محمد باقر (ع) : دورترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سرکشانِ متکبّر هستند

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

باران کـه میبـارد……

دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود…

. راه می افـتم …

بـدون ِ چـتـر …

من بـغض می کنـم …

.آسمـان گـریـه ..

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

باران کـه میبـارد……

دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود…

. راه می افـتم …

بـدون ِ چـتـر …

من بـغض می کنـم …

.آسمـان گـریـه ../

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

اگـر تمــام ستـــاره های آسمــان را

به شب مــن بیاوری

این تـاریکـــی، روشـن نخواهد شد!!

بـرای مــن

تنـــها چشـــم تــــو کافـی ست!!

دریغــش نکن ..

[پاسخ]

فاطمهگفته :

خدایا :
تو را به صدای گنجشک ها
و به بوی خوش آرزوها سوگند . . .
او را از من مگیر
او دنیای من است . . .

[پاسخ]