آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
saharگفته :

قشنگ بود تشکر

[پاسخ]

ناشناسگفته :

تمام سالهای عمر بشر به بیهودگی می گذرد
و تنها زمانی می توان از زندگی خشنود بود
که در راهی قدم بگذاری که به آن ایمان داری…
و من …. به چشم های تو….ایمان دارم…
مرسی مسعود جان

[پاسخ]

لیلاگفته :

نمی دونم چرا یادم نمی یاد، کجا دستای ما با هم گره خورد
چه روزی قلبم از عشق تو لرزید ، کدوم ما دل اون یکی رو برد
چرا درگیر احساست شدم من ، چه جوری اولین دیدار رخ داد
تو بهمن بود یا نزدیکِ مرداد، نمی دونم چرا یادم نمیآد
نمیدونم چرا سرگیجه دارم ، چرا دستای تو اینقدر سرده
بگو این حس تلخ شک و تردید ، چه جوری تو وجودم رخنه کرده
چی شد بعد یه عمر هم سقف بودن، توی یک آن سقف رویاها فروریخت
کی عکس این کلاغ نحس و شومو, رو دیوار سپید خونه آویخت
باید یادم بمونه این دقیقه ، همین لحظه که تو از خونه میری
اگر چه حسم رو از من گرفتی، نباید تو وجود من بمیری
……….
مرسی قشنگ بود

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۴۲:

آهنگ رضا یزدانی

[پاسخ]

لیلاگفته :

اشکاتو کی میشمره وقتی که، دستای من از گونه هات دوره
رفتن همیشه اختیاری نیست..آدم یه جاهایی رو مجبوره
فکر کن همیشه مال من باشی، دنیا مگه از این زیباترم میشه
تو خیلی چیزهارو نمیفهمی، من خیلی حرفارو سرم میشه

امروز اگه از من جدا باشی، دلواپس فردای تو نیستم
دنیات شبیه روزگارم نیست، من مرد رویاهای تو نیستم
میرم با اینکه عاشقت هستم، با اینکه چشمای تری دارم
ای کاش بفهمی که برای تو، آرزو های بهتری دارم

خندت تو خونه م جا نمیگیره، سهم تو خورشیده نه خاموشی
من عاشقانه میگذرم از تو، گاهی چه دلچسب فراموشی
باورکن این روزا به غیر ازمن، چیزی تو رویاهات اضافی نیست
باید با قرصام مهربون تر شم، بعد از تو روزی دوتا کافی نیست!

ما قول دادیم مال هم باشیم، ما قول دادیم اینو میدونم
با گریه میگیم مرده و قولش، نامردم و قولم رو میشکونم
مثل فرشته ها شدی امشب، تو این لباس روشن توری
با گریه گم میشم تو مهمونا، دیدی یه جاهایی رو مجبوری…
رضا یزدانی

[پاسخ]

لیلاگفته :

میشه زمین خورد و گریه نکرد/به دادم برس بهترین نا رفیق
هنوزم به دستای تو قانعم/هنوز عاشقم با یه زخم عمیق
تو این روز های سیاه و کسل/دلم خیسه از حس بارون شدن
تورو جون هرکی بهش مومنی/فقط امشبو حرف رفتن نزن
تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یه کمی چایی واسه من بریز
میدونم همیشه بدهکارتم/میدونی نمیشه فراموش کرد
من از بس که تو خوابتم زخمی ام/نمیشه که کابوسمو گوش کرد
نمیشه که این وحشتو دوره کرد/نباشی نمونی نخندی بری
یه عمری جنون رو تحمل کنم/به دیوونگیم دل نبندی بری
تو سیگارو خاموش کن تا بگم/چه طور میشه با گریه هم دود شد
چه طور میشه با خنده هم زخم خورد/چطور میشه با عشق نابود شد
شبایی که میترسم از فکرهام/همیشه هوا خیس و بارونیه
یه زن با جنونش به من یاد داد/که عاشق شد قبل ویرونیه
تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یه کمی چای واسه من بریز

[پاسخ]

لیلاگفته :

از خالی تو در من ، از لحظه های بی عار

تاریخِ بی تو بودن ، هفت شنبه های بیمار

روزای نیمه سوخته با بوسه های سیگار

مشق نبودن تو ، جریمه های بسیار

این لحظه رُ نگه دار بانوی خوابُ بیدار

این لحظه رُ نگه دار بانوی خوابُ بیدار

لبریز خنده با تو ، لبریز شعرِ یغما

شالِ حریر آبی تو پرسه های سرما

گاهی نگاهی از تو ، گاهی خیال و رویا

بوسیدن تنِ عشق ، تا وعده های فردا

اون لحظه رُ به یاد آر بانوی خوابُ بیدار

اون لحظه رُ به یاد آر بانوی خوابُ بیدار

از شعر تلخ امشب تا بهترینِ دیروز

گاهی صدای فریاد ، گاهی سکوتِ لب دوز

گاهی طنینِ خنده ، گاهی نگاهِ پُر سوز

با من همیشه اما لعنت به بدترین روز

هفت شنبه های بیمار

هفت شنبه های بیمار

[پاسخ]

leilyگفته :

merc az site ghashanget…

[پاسخ]