آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

خسته ام
از خودم خسته ام
از شما
روزهای بی‌ حوصلگی
شب‌های کشدارِ تنهایی‌
از این شعر‌های تکراری
عشق ها
عاشقانه ها
حتی شکست‌های تکراری
از این حضور‌های مترسک وارِ پر از تردید
از امتداد مستمر چهار فصلی که از کفّ ما میروند
بدون هیچ چ چ چ تغییر… بدون هیچ تغییر
خالی‌ شده ام
خالی‌ میروم
هیچ فکری در سرم نمی‌‌ماند… نمی‌‌آید که بماند
همین روز هاست که کاغذ سفیدی به اشتراک بگذارم
فقط با یک امضا
یا چه میدانم
یک شکلک
یکی‌ از این قلب‌هایی‌ که همه برای هم میفرستند
یا دستی‌ که باید تکان بخورد ولی‌ نمیخورد
همین روز هاست که خودم را یک جایی‌ گم کنم
نه… اینبار پشت دود سیگار نیست
یا میان انبوه واژه‌های بی‌ سرانجام
یا در سوگ نیمه رفاقت‌های گاه و بیگاهی
این بار
در کوچه پس کوچه‌های کودکیِ کسی‌
که زود بزرگ شد
نیمه برهنه
عصیانی
شورشی
و با دلی‌ پر بزرگ شد
کسی‌ که این روز‌ها… عجیب خسته است

نیکی‌ فیروزکوهی

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۱۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۱ آذر, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
atenaگفته :

حتی فکر نفس هایی که در آغوشش هدر میدهی نفسم را بند می آورد…! راستی…الان بی من بااوخوشی؟میبوسیش؟آهسته درگوشش میگوی دوستت دارم؟چه بی خبری…من اینجا احساساتم را باقطره اشکی ارضامیکنم…!

[پاسخ]

sepinood پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۳۵:

Like

[پاسخ]

atenaگفته :

آزارم میدهی ؛

به عمد …یا غیرعمد خدا میداند…

اما من آنقدر خسته ام ,

آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم …

حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است …

اشک میریزم…

سکوت میکنم و تو …

همچنان ادامه میدهی…

نفرینت هم نمی کنم …

خیالت راحــتـــــ . . .

شکســـــته ها نفرین هم بکــنند ،

گیرا نیســـت …!

نـــفرین ،

ته ِ دل می خـواهد

دلِ شکســـته هـم که دیگر

ســــر و ته ندارد….

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۲:

واقعا عالی بود عزیزم…..

[پاسخ]

atenaگفته :

می آید …

نمی آید …

می آید …

نمی آید …

می آید …

و گلبرگها تمام میشود !
می آید !!!

اما به کجا ؟

به دلم !؟

خدا کند که نیاید ….

نمیخواهم خجالت زده باشم ،

که دیگر دلی برای مهمان نوازی نمانده !

کاش به جای شاخه ای گل

تقدیر را در دستانم میگذاشتند

و میگفتند :

بیاید یا نیاید؟

تصمیم با توست !

و من چه تصمیم بکری میگرفتم

وقتی که میگفتم:
بماند !

تنها همین …..!

[پاسخ]

love sickگفته :

تنهایی خستم کرده بی کسی خستم کرده سردمه و هیچ جوری گرم نمیشم
سخته بخدا بی کسی سخته امیر بی تو سخته بخدا سخته
بعد از تو همه چی سخت شد عذاب شد بعد تو شکستم امیر
بعد تو همه یجور دیگه نگاهم میکنن
خسته شدم خدا. تسلیم

[پاسخ]

nafasگفته :

?eshgham to khoshi
man delam vasat tang shode , enghadr ke emshab
ro natonestam davom beyaram bazam gerye kardam
alan to dari mikhandi , bekhand eshgham
man jay to ashk mirizam ke to labkhand bezani khosh bashi
daram khafe misham , ta ki bayad chizi nagam
khili bi rahmi

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

خسته ام دیگر ازین فریاد ها
خسته از بی مهری و بی دادها
خسته از دلبستگی و یاد ها
خسته از شیرین و از فرهاد ها
خسته ام از این همه دیوانگی
خسته از نادانی فرزانگی
خسته از این دشمنان خانگی
خسته ام ازین همه بیگانگی
خسته ام از گردش چرخِ فلک
خسته از تنهایی و شب های تک
خسته از ایمانم و تردید و شک
خسته از دیو و دَد و دوزو کلک
خسته ام دیگر ازین آوارها
خسته از سنگینی دیوارها
خسته از ظلم و بد و آزارها
خسته از بی یاری بیمارها
خسته ام از تابش مهر و قمر
خسته از نامردمی های بشر
خسته از بی فطرتان بی هنر
خسته ام از خستگی ها، بیشتر…
خسته ام، خسته ام

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

خسته ام میفهمید؟

خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.

خسته از منحنی بودن و عشق.

خسته از حس غریبانۀ این تنهایی.

بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.

بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.

بخدا خسته ام از حادثۀ ساعقه بودن در باد.

همۀ عمر دروغ،

گفته ام من به همه.

گفته ام:

عاشق پروانه شدم!

واله و مست شدم از ضربان دل گل!

شمع را میفهمم!

کذب محض است،

دروغ است،

دروغ!!

من چه میدانم از،

حس پروانه شدن؟!

من چه میدانم گل،

عشق را میفهمد؟

یا فقط دلبریش را بلد است؟!

من چه میدانم شمع،

واپسین لحظۀ مرگ،

حسرت زندگیش پروانه است؟

یا هراسان شده از فاجعۀ نیست شدن؟!

به خدا من همه را لاف زدم!!

[پاسخ]

شاهين پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۳۶:

سلام
عالی بود
عالـــــــــــــــی…!

خودتون نوشتیید…..!

[پاسخ]

atenaگفته :

نقــاش بـاشـی!چـقــدر می گیـری بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد… راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

آسمان دلم ابری است
بغض گلویم را می فشارد
اشک در چشمانم حلقه زده
زبانم بند آمده
دستانم سرد است
روحم آشفته است
مغزم هوای فرار دارد
فرار از زندگی
بین دو انگشت دست راستم جای خالی سیگار را حس می کنم
دلم سیگار می خواهد
دلم اشک می خواهد
دلم فریاد می خواهد
اما
من در هوای زندگی اسیرم
نفس نمی دهد
جان میگیرد
این است روزگار من با زندگی
گاهی حسودی میکنم به آسمان
ای کاش من به اندازه او
از زمین
از آدمها
دور بودم
از بوی آدمی خسته شدم
دلم رنج آسمان را می خواهد
اما شادی زمین را نه
دلم مرگ باران را می خواهد
اما شکفتن گلهای زمین را نه
دلم رعد آسمان را می خواهد
اماشوق بهار زمین را نه
دلم ابر سیاه آسمان را می خواهد
اما رنگ سیاه عشق زمینی را نه
آسمان
اجازه؟؟
من از زمین خسته ام
مرا به خانه ات می بری؟؟
قول می دهم لام تا کام حرف نزنم
قول می دهم
مثل وقتی که زمین بودم شوق زیستن نداشته باشم
صدایم کسی را نیازارد
قول می دهم دل شکسته ی خوبی برایت باشم
تو فقط مرا ببر ……….

[پاسخ]

بانوی زمینگفته :

غروب است
هرم نفس های خورشید را میشنوم
عاشقی از چهره اش پیداس
شرم دارد
پشت ابرها پنهان می شود
ازآسمان قطره ای باران بر گونه ام می چکد
گویی عاشق خورشید است
صدای الله اکبر اذان در گوشم می پیچد
دلم می لرزد
قلبم می تپد
نه مثل همیشه
گویی مجذوب عشق نارنجی خورشید و آسمان شده ام

[پاسخ]

شهرزادگفته :

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقتو دزدیده
و به جاش یک زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده ، زل بزنی
و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی
حس کنی هنوز دوستش داری…

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۳:

خیلی سخته….مرسی عالی بود….

[پاسخ]