آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

بی تو توفان زده دشت جنونم
صیدافتاده به خونم
تو چه ‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
 بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
 تو ندیدی
 نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم،
دگر از پا نشستم
گوئیا زلزله آمد،
گوئیا خانه فروریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدائی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
 تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من
که ز کوی‌ات نگریزم
گر بمیرم ز غم دل
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی؟
نتوانم، نتوانم
 بی تو من زنده نمانم

بانو هما میرافشار

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۴۲ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۵ آذر, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
daryaگفته :

تو همه بود و نبودی
بی تو من زنده نمانم…

[پاسخ]

daryaگفته :

تو همه بود و نبودی
همه جانم به هوایت
سر سودایی احساس خرابم
می رود سوی نگاهت
تو که جان مایه هر لحظه دنیای منی آی
کجایی؟!
سفر از عشق تو هرگز نتوانم
آستانت همه شوقم
نفسم در پی یک جرعه کلامت
غم دنیاست در آهنگ صدایم
تب دیدار تو برده است امانم
چه کنم تاب ندارم
نتوانم…
همه جانم،سروسامان و دوایم
تو بگو با دل تنگم
چه کنم حال که مجنون هوایت
شب و روزش شده یکسر
غم دوری… غم دوری ز سراپرده چشمان سیاهت!

[پاسخ]

farnazگفته :

پرسه زدن در خیالت زیباترین نیاز من است ….
حوایم باش !
تا نفسم نگیرد …..

[پاسخ]

farnazگفته :

دلم تنگست
مثل لباس سالهای دبستانم
مثل سالهای مأموریتهای طولانیِ پدر
که نمیفهمیدم
وقتی میگویند کسی دورَست
یعنی چقدر دورَست !

[پاسخ]

farnazگفته :

ترا دوست دارم،
ترا دوست دارم

ترا چون بهاران
،چو ذرات باران

تراچون ستاره،
چنان ابر پاره

چو مواج دریا،
چو مستی،چو رویا

چو مبنای پر می،
چنان ناله ی نی

را دوست دارم،

*****

ترامی پرستم،
ترامی پرستم

تو هستی جوانی،
توای زندگانی

تو ای چون دل ودین،ت
و ای جان شیرین

توای هم چوپیمان،
مقدس چو پیمان

چه خواهی زعاشق،
که من بعد خالق

تو را می پرستم

[پاسخ]

farnazگفته :

ترا چون نسیم صبا دوست دارم
ترا چون حدیث وفا دوست دارم

چو حل گشته ام در وجود تو با خون
ترا از من و ما جدا دوست دارم

دلم را کسی جز تو کی می شناسد
ترا،ای به درد آشنا،دوست دارم

چو بیمار جان بر لبم از جدایی
گل بوسه را چون دوا دوست دارم

بلای وجودی،مرا مبتلا کن
زهستی گذشتم،بلا دوست دارم

مگیر از سرم سایه ی شهپرت را
ترا همچو فر هما دوست دارم

به شبهای تاریک و تلخ جدایی
خیال تو را چون دعا دوست دارم

قسم بر دو چشمان غم ریز مستت
تو را من به قدر خدا دوست دارم

[پاسخ]

میلادگفته :

رَم دادن صید خود از آغاز غلط بود , حالا که رَماندی , رَمیدیم و رَمیدیم…

[پاسخ]

alone girlگفته :

لعنت به اویی که حاصل اعتمادم به او ٫ انداختن یک قــرص سردرد قبل از سر کشیدن

لیــوان آب آخر شبم خواهــد بود ..!!!

[پاسخ]

alone girlگفته :

خسته شدم از بس…
خندیدم ولی بغض گلومو فشار دادم
آروم بودم ولی انگار تو دلم یه آشوب بزرگبود
به همه گفتم خوبم ولی حالم بدجور خراب بود
گفتم می تونم ولی نتونستم
راستش…….
خسته شدم از این همه تظاهر

[پاسخ]

alone girlگفته :

سخــــــت است ببــــــازی

تــــــمام احســــــاس پاکــــــت را…

و هنــــــوز نفهمــــــیده باشــــــی….

اصــــــلا دوســــــت داشــــــت؟؟؟؟

[پاسخ]

مستانهگفته :

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ﺍﺳﺖ :
ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ” ﮔﻨﺞ ” ، ” ﺟﻨﮓ” ﻣﯿﺸﻮﺩ !
“ﺩﺭﻣﺎﻥ” ، “ﻧﺎﻣﺮﺩ” ﻭ “ﻗﻬﻘﻬﻪ” ، “ﻫﻖ ﻫﻖ!”
ﺍﻣﺎ “ﺩﺯﺩ” ﻫﻤﺎﻥ “ﺩﺯﺩ” ﻭ “ﺩﺭﺩ” ﻫﻤﺎﻥ “ﺩﺭﺩ” ﻭ
“ﮔﺮﮒ ” ﻫﻤﺎﻥ “ﮔﺮﮒ……! ”
ﺁﺭﯼ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ،ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ
“ﻣﻦ” ، “ﻧﻢ” ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ ،
“ﯾﺎﺭ” ، “ﺭﺍﯼ” ﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، “ﺭﺍﻩ” ﮔﻮﯾﯽ
“ﻫﺎﺭ” ﺷﺪﻩ ﻭ “ﺭﻭﺯ” ﺑﻪ “ﺯﻭﺭ” ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ…
“ﺁﺷﻨﺎ” ﺭﺍ ﺟﺰ ﺩﺭ “ﺍﻧﺸﺎ” ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﻭ ﭼﻪ
“ﺳﺮﺩ” ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ “ﺩﺭﺱ” ﺯﻧﺪﮔﯽ !!!
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ “ﻣﺮﮒ” ﺑﺮﺍﯾﻢ “ﮔﺮﻡ” ﻣﯿﺸﻮﺩ …
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ “ﺩﺭﺩ” ﻫﻤﺎﻥ “ﺩﺭﺩ” ﺍﺳﺖ ..

[پاسخ]

baran پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۹:

عالی بود

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۰۷:

LIKE

[پاسخ]

sahraگفته :

گیسوی پرازمویم رالبخندهای پراز اخم قصه هایی شیرین ولی باماجرای تلخ همه رادر برخوددارم بفرماشیرینی!

[پاسخ]

baranگفته :

من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم
یک همدم با وفا ندارم جز درد
یک مونس نامزد ندارم جز غم.

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

دلم که برایت تنگ می شود
می گیرد…
فریاد می کشد…
می تپد…
و باز تنگ می شود …
دلم که تنگ می شود دوست دارم
یک دل سیر نگاهت کنم…
یک بغض سنگین گریه کنم…
یک چشم پر اشک بریزم…
به اندازه یک قهر و آشتی در آغوشت بگیرم
و یک عمر بگویم دوستت دارم و بگویی دوستت دارم
دلم که تنگ می شود چاره اش فقط تویی…
و تو که نیستی
دلم
می بارد…
می سوزد…
می سازد…
می میرد….

[پاسخ]

Eli پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۶:

kheili vaghte miam to in site hamishe neveshtato mikhonam kheili duseshon daram …omidvaram delet shad tar az neveshtahat bashe

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

همه چیز عادی است
هیچ اتفاقی نیفتاده
فقط باران می آید

سد پشت اشک هایم
می شکند
صورتم را سیل می برد

هنوز خیال می کنی
همه چیز عادی است؟

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

به تو می اندیشم
به خود و عشق عمیقت در تن
به تو و خاطره ها…..
که چرا من و تو ما نشدیم!!

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

گاهی وقتها مجبوری احمق باشی!
روی کاغذ مینویسم “دستهای تو”
و روی ان دست میکشم…!

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۰۴:

like

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

همه چیز میگذرد!!!
اما…
ایا…
خراشی که روی صورت احساسم افتاد
نیز میگذرد؟؟؟!!!

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

خـــــدایـــــآ !!
نمـــے خــوآهــے امتــحــآטּ هــآیــتــ رآ تمــآمــ کنـــے ؟؟
تــــو کــــﮧ خــوبـــ مـــے دآنــے ؛
مــَـטּ اگـــر صــبــر اَیـــّــوبـــ داشـــتــﮧ بــآشــمــ ؛
عـُــمــر نـــــوح نـــدآرمـــ ..
تمـــآمـــش کــُـــטּ ..

[پاسخ]

azizگفته :

باسلام عالی بودعالی

[پاسخ]

Rahaگفته :

همراه بسیار است، اما همدمی نیست
مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست

دلبسته اندوه دامنگیر خود باش
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست

کار بزرگ خویش را کوچک مپندار
از دوست دشمن ساختن کار کمی نیست

چشمی حقیقت بین کنار کعبه می گفت
«انسان» فراوان است، اما «آدمی» نیست

در فکر فتح قله قافم که آنجاست
جایی که تا امروز برآن پرچمی نیست

[پاسخ]

شهرزادگفته :

رو در و دیوار این شهر
همش از تو یادگاره
توی این کوچه تاریک
منو تنها نمیذاره

یاد حرفهای قشنگت
که تو قلبم لونه می کرد
یاد دلتنگی چشمات
که منو بهونه میکرد

[پاسخ]

baranگفته :

شب هنگام است
ستاره ای در سیاهی شب ارام ارام
چشمان خود را باز کرد
تا در سکوت دلگیر کوچه خیال
دل شکسته ای را بیابد
تا با او از اسرار دل سخن گوید
از غم درونش
از دل پر دردش
از سینه ی هزار زخمش
از سکوت پر معنایش
از چشمان پر اشکش
ولی افسوس دیری نگذشت که ستاره
خود در میان نور مهتاب
به کوچه های خیال پیوست…

[پاسخ]

haniko :'(گفته :

خانه دل تنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پر شد
من به خود گفتم
یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود بر خواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد ؟
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنی هرگز را
تو چرا
بازنگشتی دیگر ؟
آه ای واژه ی شوم
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم
آه….

تاسیان-سایه

[پاسخ]

haniko :'(گفته :

بعضی آدم ها را نمیشود داشت
فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت !

بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها ! اصلا به آخرش فکر نمی کنی
آنها برای اینند که دوستشان بداری

آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق !
یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست !
————–

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۰۶:

gpl gofti tanx

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۰:

فارسی تایپ کنید

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۳۵:

ta jaee ke beshe chashm

haniko :'( پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۶:

مرسی..خودت گلی لیلاجون

[پاسخ]

haniko :'(گفته :

اکنون که نه بال رفتنم هست نه شوق پروازم بر من چه سود در قفس باز است؟؟

[پاسخ]

saloosگفته :

شنیدی که میگن : اونی که گریه میکنه ، یه درد داره
اما اونی که میخنده هزارتا؟!
من میگم : اونی که میخنده هزار تا درد داره
ولی اونی که گریه میکنه به هزار تا از درداش خندیده
اما . . .
اما . . . جلوی یکیشون کم آورده!

[پاسخ]

Eliگفته :

سخته بی تفاوت بودن
سخته تحمل این سنگینی
سخت میشه نبودنت رو باور کرد
سخت میشه حرف نزد
این سخته که دیگه نمیتونی سکوتمو ترجمه کنی
که دیگه نمیتونی نگاهمو بخونی
و سخت تر اینه که من هنوزم میتونم بفهممت …
و تـــــــــــــو نمیتونی
سخته که تو حتی حالـمو نفهمیدی
سخته وایسادن جلوی احساس
سخته که فکر کنی گذاشتمت کنار
کاش میفهمیدی تو این دنیای دخترونه این مدل دوست داشتن با دوست داشتنای دیگه فرق داره
که اینقد راحت یا شایدم سخت به بازی گرفتیش
کاش یادت نمیرفت منم دوست دارم
کاش میفهمیدی برای من تلخ تر میگذره
کاش به جای فکر نکردن تصمیم میگرفتی فکر کنی
کاش میفهمیدی چقد درد داره یه شب زنده شدن شب هایی که میگفتی دوست دارم
حتی یه شـب …
کاش میتونستی واکنش ذهنمو به روزنه هایی که سر باز کردن بفهمی
کاش فرق بین خوابیدن و خواب موندنو با اینکه خودتو بخوابونی تا شاید یکم آروم شیو میفهمیدی
کاش به جای تغییر زاویه دیدت نگاهتو عوض میکردی
کاش به جای لبخندت معنی یک قطره اشکـو میفهمیدی
ضربه ای که تو به من زدی ابلیس هم به خدا نزد
در انتظار تو نیستم در انتظار منم که با تو رفت …
گذشت اما بدون
به قدرت ثانیه ثانیه ی گذشته ی با هم بودنمون و یواشکـیامون عجیب معـتـقـدم
اونا از تـو و همه ی توانت خیلی قوی ترن …

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۴:

حرفات عجیب به دلم نشست ممنون الی جان

[پاسخ]

nobodyگفته :

صـدای مـردانه ات دلم را میلرزاند
گوش هایم همیشه به انتظار شنیدن حرف هایت می نشیند . . .
دسـتان بزرگ و قوی ات
مـرا یاد یک واژه می اندازد
و آن هم ” امـنیت ” است . . .
آغـوشت همچون دریـایی پـر تلاطم است
و مـن
چـقدر غـرق شدن در این دریـا را دوست دارم . . . !
تـ ـو فـقط مـرد من بـمان
و مـن
هـم قـول میدهم تا ابـد
بـانوی تـمام لحظاتت باشم . .

[پاسخ]

nobodyگفته :

میدونی رفیق !!

من واسه بقیه مثل اهنگی هستم !

که چند دفعه گوش دادن زده میشن خسته میشن <<<

هه اهنگ بعدی !

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۸:

عالی بود مرسی

[پاسخ]

فاطمهگفته :

ﺩﻓﺘﺮ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮ :
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﻬﻢ ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ
ﻫﺴﺘﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻧﯿﺴﺘﻢ …
ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﺮﻭ ﺑﻤﻮﻥ …ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﮐﻪ
ﺑﺮﻡ …
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ
ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ …
ﺩﻓﺘﺮ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﭘﺴﺮ :
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺑﻬﻢ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻫﺎﻣﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ
ﻧﯿﺴﺖ …
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺧﺮﺩ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﮕﻢ ﭼﺮﺍ ؟!
ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻡ ﮐﻪ ﻧﺮﻩ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ
ﻧﯿﺴﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍﺭﻡ …
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ
ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۱۵:

قشنگه فاطمه جون

[پاسخ]