آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

گاهی باید رد شد
باید گذشت
گاهی باید در اوج نیاز، نخواست
گاهی باید کویر شد
با همه ی تشنگی
منت هیچ ابری را نکشید
گاهی برای بودن
باید محو شد
باید نیست شد
گاهی برای بودن باید نبود
گاهی باید سیگارت را برداری
و رهسپار کوچه هایی بشی که
خیلی وقته رهگذری ازش عبور نکرده
گاهی باید نباشی
تا لااقل یه جایی
توی گوشه کنار این شهر
دلی برات تنگ بشه

توجه: سیگار بسیار زیان بار است
smoking kills
موضوع : شعر و دل نوشته, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۱۴۳ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۳۰ آبان, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

خدا انگار دلخوره شده و باران می بارد
تو با خودت فکر می کنی واقعا چه کسی سیگار راکشف کرد؟؟
تمام شب را توی رختخواب برایش تعریف می کنم که زمستان اگر عاشق نباشی مزه ندارد و سیگار و زمستان عاشق ترم می کند و هوای آذر بدون دوست داشتن نمی شود.
کشف کردم
سیگار و زمستان و عشق ……
بهترینهای بهترین هستند آنهم درست وقتی که خدا عصبانیست و آسمان یک ریز می بارد
وسط این خل بازی ها خوابم می برد
صبح که بیدار می شوم
سقف خدا ،هم بارنی ست….هم آفتابی….
انگار که او هم گیج شده باشد!!!

[پاسخ]

لیلاگفته :

گاهــی باید نباشــی …
تا بفهمــی نبودنت واسه کی مهمه …
اونوقته که میفهمی
بایــد همیشه با کی باشی ….؟!

[پاسخ]

لیلاگفته :

یه صدای دربو داغون که میاد از این گیتارم
یه رفیق به اسم سیگار میگه تنهات نمیزارم

همه شب تو فکر اینم آیا اون کسی رو داره؟
آخه وقتی رفت میگفتش که دیگه دوسم نداره

توی تنهایی با عکسات سرمو زدم به دیوار
دوباره مثل قدیما حالا من موندمو سیگار

میخوام امشب تو ترانم با تو باشم تا همیشه
حتی تو ترانه هامم میگی که دیگه نمیشه

باورش برام محاله تو بگو همش یه خوابه
این که تو نموندی پیشم حال من خیلی خرابه

توی این اتاق تاریک گم شدم تو دود سیگار
دارم از نفس میافتم تو نگو خدا نگهدار

وقتی فکر این میافتم اون داره تورو میبوسه
بخدا این همه تردید قلبم من داره میسوزه

اگه برگردی دوباره نمیشم من دیگه یارت
خیلی دیراومدی عشقم دیگه من نیستم کنارت

بزار اینجوری تموم شه بزار عشق تو بمیره
وقتی هیچ وقت نمیتونه تو رو تو بغل بگیره.
“مهدی جباری”

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده
یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛
دوستـش داشتـم , دوستـم داشت
دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد
مانـــــده ام , رفتـــــه
… هستـــــم , ولــــی او نیـــست
به همیـن سادگی …
فقــــط …
فقـط یک نفــر ایـن حـوالی
بـدجــــوری…سیگـــــــــاری شده….

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۵۷:

قشنگ بود

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم ..
در ساحل کنار جاده نشسته ای
هوای سرد،
صدای باد
انتظار انتظار انتظار … … …
دست می سوزد با سیگار !
به خودت می آیی،
یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند،
نه دستی که شانه هایت را بگیرد،
نه صدای که قشنگ تر از باد باشد ..
تنهایی یعنی این….

[پاسخ]

غم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۰۵:۰۶:

لعنت به همه ی دوست داشتن ها

لعنت به این کلمه ی عشق

لعنت به این دنیا و روزگارش

از همه چیز و همه کس بدم میاد از خودم بدم میاد

از این دنیا با هر چی توش هست و نیست بدم میاد

تمام وجودم و غم و نفرت پر کرده

[پاسخ]

غم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۰۵:۱۳:

نه اینکه بگی شکست عشقی خوردما نه

از اینکه دلخوشی ندارم هیچی نداااااااارم

فکر میکنم زندگی کردنمون بیخودیه

اصلن نمیدونم اخرتی هست یا نیست

احساس گناه میکنم خسته ام

گناهی کردم که فکر میکنم خدا نمیبخشه منو

[پاسخ]

Arefehگفته :

خسته ام میکند این دم و باز دم پی در پی. این فرو دادن دود. خسته ام از شنیدن صدای سوختن کاغذ دورش. دیگر بس است در این پک آخر یا تو من را بکش یا من تو را همچنان میکشم

[پاسخ]

صباگفته :

بچه ها داغونم از نامردی آدمها بیشتر بنویسید اروم میشم بخدا داغونم به حق همین شبای عزیز خدا باهاش بکنه

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۳:

آقا مسعود و بچه ها که همش از نامردی دارن مینویسن یکیش خوده من اگه کامنتامو توی “سین حرف اول اسم تو بود” خونده باشی میبینی که یه نامردی بزرگ دیدم
ولی نفرین نکن صباجان

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۲۸:

قبول ندارم که من از نامردی می نویسم!
هست اما کمه

[پاسخ]

mahtab پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۵:

چه مغرور…

اشتباهيگفته :

سیگارها معتاد انگشت هایم شده اند
و دستانم متورم از خونی که شب و روز
درمن بالا و پایین می رود!
و نمی فهمد درد این روح از کجاست…؟!

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟
از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،
مجبور به زیستن هستم.
از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودمکه شیشه ای بی حفاظ بودم؟
از چه بنویسم؟
از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟
ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.
از چه بنویسم؟
از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟
شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،
دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.
شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم
به نوعی گناهکاری شناخته شدم.
نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،
یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.
که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود وتو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی…
امّا هیهات…. که تو آن را در قلبت حس نکردیو معنایش را ندانستی…
از من بریدی و از این آشیان پریدی…
((ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود…
ای کاش هرگز ندیده بودمت و دل به تو دل شکن نمی بستم.
ای کاش از همان ابتدا، بی وفایی و ریا کاری تورا باور داشتم انتظار باز آمدنت،
بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام شد و علتی برای چشم به راه دوختن
و از آتش غم سوختن و دیده به درد دوختم… ))
امّا امشب می نویسم تا تو بدانی که دیگر با یادآوری اولین دیدارمان چشمانم پر از اشک نمی شود.
چون بی رحمی آن قلب سنگین را باور دارم.
امشب دیگر اجازه نخواهم داد که قدم به حریم خواب ها و رویاهایم بگذاری…
چون این بار، ((من)) اینطور خواسته ام، هر چند کهعلت رفتن تو را نمی دانم
و علت پا گذاشتن روی تمام حرفهایت را…
باور کن…
که دیگر باور نخواهم کرد عشق را… دیگر باور نمی کنم محبت را…
و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد…

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

بودیم و کسی پاس نمیداشت ما را
هستیم…
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۲۱:

چقدر هولناک است وقتی مرگ آدم را نمی خواهد… و او نیز آدم را پس می زند..
متن هاتون خیلی قشنگه ممنون

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

درد دلهایت را به کسی نگو !!!
چون یاد میگیرند که چگونه دلت را به درد آورند…

[پاسخ]

پرستوگفته :

همهٔ رابطه‌ها با جملهٔ ” تو با بقیه فرق داری ” شروع میشه
و به جمله ” تو هم مثل بقیه ای ” ختم میشه !

[پاسخ]

پرستوگفته :

اینکه گاهی سیگار می گیرد در دست یعنی هنوز هم نشانی از تو در خاطرش هست!

[پاسخ]

هستیگفته :

چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم
تمبر و پاکت هم هست
و یک عالمه حرف
کاش کسی جایی منتطرم بود…

[پاسخ]

هستیگفته :

چقدر باید بگذرد؟
تامن
در مرور خاطراتم…
وقتی از کنار تو رد میشوم…
تنم نلرزد
…بغضم نگیرد…

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند،
و در آشکارا
از آنانی که دوستمان دارند غافلیم.
شاید این است دلیل تنهایی ما
“دکتر علی شریعتی”

[پاسخ]

هستیگفته :

کاش…
یادمان نرود گاهی
برای اینکه انسانی احساس خوشبختی کند
دلتنگی انسانی دیگر
برای دیدارش کافیست…

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

باید یاد بگیری از هیچ کس توقع نداشته باشی !
باید بفهمی وقتی دلت می گیره … تنهایی
باید عادت کنی که با کسی درددل نکنی !!
باید درک کنی که هر کس مشکلات خودشو داره !!
باید بفهمی وقتی ناراحتی … دلتنگی … یا بی حوصله ای …
هیچ کس حوصله ی تو رو نداره !!
دیگه باید فهمیده باشی همه رفیق وقتای خوشیاند !!
همه خودشون اینقدر دردسر دارن که حوصله ی تو روندارن !!
همه اینقدر کار دارن که وقت ندارن واسه تو وقت بذارن !
که به حرفات گوش بدن یا وقتایی که تنهایی کنارت باشن !!
ولی تو نباید اینجوری باشی !!
تو باید رفیق غم و کم همه باشی !!
تو باید سنگ صبور باشی !!
تو باید سنگ باشی !!
دردای تو پیش دردای اونا هیچی نیست !!
تو اصلا سختی نکشیدی …
تو اصلا تنها نموندی …
تو هیچ وقت غصه دار و گریه دار نیستی !
نباید باشی !! !

[پاسخ]

⎝︶︹︺⎠ پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۱۰:

واقعا قشنگ بود

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۶:

خیلی قشنگ بود

[پاسخ]

روشنکــگفته :

گاهی وقت ها نوشتنت نمی آید،

قدم زدن را هم دوست نداری،

چای هم برایت بی مزه شده،

از سیگار کشیدن می ترسی،

از حرف زدن با دیگران حالت به هم می خورد،

حتی اعصابت هم خورد نیست…

خسته نیستی…

دل زده نیستی،

اما تا دلت بخواهد غم داری!

شاید الکی…

بعضی وقت ها…

حالتان مثل همیشه ی من است!

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۷:

مرسی گلم عالی بود

[پاسخ]

عاشق باران پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۴:

وای عزیزم خیلی قشنگ بود مثل خیلی وقتا که حالم اینجوریه ممنون برای متن قشنگت یه جوری باعث شد حال خودمو بهتر بفهمم

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

با اینکه اینو میدونم باید ازت بدم بیاد
بازم میخوام ببینمت خدایا قلبم چی میخواد؟!!!
میخواد که اون روزای تلخ دوباره باز زجرم بده
کاش بدونی چطور بازم گذشتمو یادم بره
خیلی روزا تو خلوتم دلم هواتو میکنه
ولی شکستن تا چه حد؟ کاش دل فراموش بکنه
نگاه نکن، چیزی نگو، با اینکه دل تو تنهایی میخواد باشم کنارت
شکستن غرورمو بهت نمیدم تا جاش بازم یه روز باشم کنارت

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۹:

وای خیلی قشنگ بود
مرسی

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

ﭼﻪ رﺳﻢ ﺟﺎﻟﺒﯽ اﺳﺖ:

ﻣﺤﺒﺘﺖ را ﻣﯿﮕﺬارﻧﺪ ﭘﺎﯼ اﺣﺘﯿﺎﺟﺖ …

ﺻﺪاﻗﺘﺖ را ﻣﯿﮕﺬارﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﺳﺎدﮔﯿﺖ…

سکوتت را ﻣﯿﮕﺬارﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻧﻔﻬﻤﯿﺖ …

ﻧﮕﺮاﻧﯿﺖ را ﻣﯿﮕﺬارﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎییت…

و وﻓﺎدارﯾﺖ را ﭘﺎﯼ ﺑﯽ کسیت…

و آﻧﻘﺪر تکرار میکنند که ﺧﻮدت ﺑﺎورت ﻣﯿﺸﻮد که تنهاﯾﯽ و ﻣﺤﺘﺎج!!!!

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۲:

مرسی قشنگ بود

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

یک قانونی هست که میگه:
تا قبل از اینکه پرواز کنی هر چقدر خواستی
بترس، فکر کن، شک کن، دو دل شو، پشیمون شو
اما وقتی که پریدی
اگه وسط راه پشیمون شدی، بازی رو باختی !!!

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌… انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۲۰:

یعنی واقعا هنوزم همچین پسرایی هستن؟
کاش بودن…
چقدر تلخه که پسرا اینطوری نیستن
با کمال پررویی عاشق صمیمی ترین دوستم شد. جالب اینجاس که میگه چون خیلی اخلاقش شبیه من بود عاشقش شده
خدایا شده تا آخر عمرم منتظر بمونم صبر میکنم تا یکی از بهترین بنده هاتو پیدا کنم حالا فهمیدم هر وقت عاشق کسی شدم دلیل نمیشه که اون نیمه گمشده من باشه

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۲۲:

حرفاتون… عجیبه!
یعنی چی هنوز همچین پسرایی هست؟! مگه شما با همه ی پسرا بودی و میشناسیشون!
ببخشید اما راه دیگه نیست که یکی همه رو بشناسه!
وقتی به این اعتقاد دارین که همچین پسری وجود نداره، منتظر نمونید! شما که ایمان دارید به خودتون حالا از خدا معجزه دیگه ای می خوایین؟!

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۴:

زیاد پای درد و دل دوستات نشین و به حرفشون اعتماد نکن! یکیش همین دوست صمیمیت که با دوست پرت دوست شد! الان بری پای درد و دلش انقد غم و غصه داره و …ک نگو!

قضاوت زود رو شما می کنید که با چندتا دوست پسر خیابونی و پسر عمو . پسر دایی و … در مورد همه قضاوت می کنی!
کسایی رو تو دلتون جا میدید که خونوادشون حاضر نیست تو خونه راشون بده!
شما سالم باش پسرای فامیلم کاری بهت ندارن! نمیتونن که داشته باشن!
اگه طرز فکرتون تا این حد خرابه، به یه روانشناس خوب مراجعه کنید.
موفق باشید.

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۰۴:۵۷:

سلام ریحانه خانم
نمیدونم چرا شما دخترا اکثرتون فکر میکنین که فقط تو جنسیت خودتون خوب وجود داره و ذات همه ی پسرا بده!نمیدونم چرا فکر میکنین که نامردی فقط تو وجود پسراس و فقط دخترا وفادارن!وقتی میگین کاش همچین پسرایی بودن یعنی دارین میگین که نیستن…
قبول دارم شما تو زندگیتون سختی کشیدین،کامنت هاتونو توی داستان “سین حرف اول اسم تو بود ” خوندم،ولی یه تجربه ی تلخ دلیل نمیشه شما نسبت به همه بدبین بشین!
منم کم ضربه نخوردم تو زندگیم،ولی سعی کردم اینا باعث نشه دیدم نسبت به همه عوض شه و راجع به همه قضاوت کنم!
مگه من خودم پسر نیستم؟چرا باید بعد از ۲ سال برنامه ریزی از کسی که دوسش داشتم درست ۱ ماه قبل اینکه برم خاستگاری جدا میشدم؟چرا بهم گفت مجبورش کردن ازدواج کنه؟اگه قرار بود نسبت به همه دخترا بدبین بشم پس باید میگفتم که دوسم نداشت و اینا همش بهونه اش بود چون خیلی دیده بودم که دخترا به هر بهونه ای رابطه شون رو تموم کردن با اینکه پسره دوسش داشت!پس الان نباید میگفتم بدی و خوبی به ذات آدماس نه به جنسیت!پس الان باید میگفتم که اون دختر بهم بد کرده که رفته با یکی دیگه عقد کرده بدون اینکه بدونه بعدش من چی میکشم!
ولی با اینکه ۸ ماهه که عقد کرده ۱ ذره از عشقم نسبت بهش کم نشده!هنوزم میدونم که دوسم داره و میدونم که مجبورش کردن!اون اوایل چون اصلا انتظار همچین کاری رو نداشتم خیلی باورش برام سخت بود ولی الان که فکر میکنم میبینم که واقعا مجبورش کردن!ولی من هیچوقت مجبورش نکردم که حتما باید با من باشه!از همون اول گفتم که اگه دوسم نداری من مجبورت نمیکنم با من باشی!حتی بعدشم بهش گفتم که اگه از من زده شدی یا اگه احساس کردی دیگه منو نمیخوای یا یه خاستگار خوب پیدا کردی یا عاشق کس دیگه ای شدی باهام روراست باش،بهم بگو و برو!گفتم که من دوست دارم ولی دوست نمیخوام تو از با من بودن سختت باشه و عذاب بکشی!
ما با شناخت همدیگه رو قبول کردیم نه فقط از رو احساسات یا شکل و قیافه!من وقتی که این حس و نسبت بهش پیدا کردم حتی ندیده بودمش،بعد اینکه از همه چیز هم گفتیم و هم و قبول کردیم هم و دیدیم!
من تجربه ای که شما داشتین نداشتم ولی خیلی سخته که ۲ سال واسه رسیدن به کسی که دوسش داری خودتو آماده و جمع و جور کنی و بعد درست وقتی که میخوای بری جلو همه چی تموم بشه،اونم وقتی که هر۲ عاشق همید!خیلی سخته که ۲ ماه تو زمستون سرد شمال تو بارون و برف بری نقاشی ساختمون کار کنی تا یه پولی جمع کنی تا بتونی بری خاستگاری ولی آخرش ببینی که این شد!خیلی سخته تو سرمای زمستون انگشتات بی حس بشه و با مچ دست تکونشون بدی و همه امیدت عشقت باشه ولی آخرش ببینی که اونم از دستت رفت!
منم میتونستم با وجود سختی هایی که کشیدم نسبت به جنس مخالفم بدبین بشم ولی با این وجود هیچوقت سعی نکردم راجع به همه قضاوت کنم و هنوزم واسه من بهترین دختر همونیه که از دستش دادم و شک ندارم که اونم دوسم داره!هنوزم وقتی اسمشو میبرم دلم میلرزه و گریم میگیره!
امیدوارم شما راجع به نظر یا بهتر بگم قضاوتتون بیشتر فکر کنین و با تجربه ی تلختون راجه به “همه”قضاوت نکنین
ببخشید نظرم طولانی شد
موفق باشید

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹:

همه ضربه میخورن، پسر … دختر…
بعدش پسرا منطقی تر رفتار می کنن. دخترا احساسی تر.
منطق میگه زمان جنسیت پرسیتی و نژاد پرستی و … دیگه گذشته!

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۳:

“همه ضربه میخورن، پسر … دختر…”
موافقم ولی جنس مخالف هنوز به این باور نرسیده،نمیدونم شاید بخاطر احساسی تر بودنشون اینجور فکر میکنن

سمیرا پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۰۶:

من نظر آقا مسعود و ⎠︶︹︺⎝ رو قبول دارم…چون هم پسرایی رو دیدم که بی نهایت تو عشقشون صادق بودن حتی با اینکه میدونستن عشقشون کس دیگه ای رو دوست داره…به خاطر راحتی اون خودشونو کنار کشیدن…پسرایی رو هم دیدم که دم از عشق میزنن ودر کنارش به خودشون اجازه میدن که با هر کسی ارتباط داشته باشن…!!!
این تو دخترا هم هست….حتی شا ید بدتر باشه …من کسی رو میشناسم که هم زمان عاشق دو نفر بود…(البته اگه دیگه اسمشو عشق گذاشت!!)!!!اون پسرای بد بخت چه گناهی کردن که فک میکنن تنها عشق این دختر هستن!!!؟؟؟
پس نباید یه طرفه قضاوت کرد…البته حتی بعضی وقتا اون کسی که خیانت کرده هم دلایلی برای خودش داشته که با شنیدن اونا تازه میتونی در موردش قضاوت کنی!!!

علی پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۴:

هستن پسرای خوب و هستن دخترای خوب
من خودم از دختر ضربه خوردم نمیشه گفت که همه دخترا بد هستن
همیشه گفتم بازم میگم : دلم را سپردم دست باد دیگه هرچی بادا باد
منتظر میمونم تا روزی که خدا خودش برام کسی و پیدا کنه نه خودم
یک خودم پیدا کردم واسم بد شد

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۷:

آدمـهـآیی کـه شمآ رآ ترک میکـنند غریبـه هآیی هسـتند که یـک روز بـآ شمـآ آشـنآ مـیشوند!

بآ افکـآرِ شـُمآ! بآ حـرف هآی شـُمآ ! بآ دستهآی شـُما !
بآ رویآهآی شـُمآ ! بآ تک تک لحظه هآی شـُمآ !
یک روز ناگهآن حوصله شآن سر میرود !
دلـشـآن رآ و دستهآشآن رآ و حرفهآیشان رآ و خوآبشآن رآ پـس میگیریند !
و غریـبه هـآیی میـشوند بـآ خـآطـرآتـی که پـُر میکنند :
افـکارتـآن رآ دستهآیـتآن رآ خـوآب هـآیتـآن رآ رویـآ هآ و تـک تـک لـحـظـه هـآیـتـآن رآ
یک روز نـآگهآن حوصـله ی شـُمآ سـر میـرود غریـبه هآیی میشوید کـه خودتـآن رآ تـَرک مـیکـنیـد

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۸ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۱۷:

خدا رو شکر هنوزم آدمایی هم عقیده من هستن، که باید وایسیم تا خوده خدا یه خوبشو برامون انتخاب کنه

mehdi پاسخ در تاريخ آذر ۸ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۵۲:

ریحانه خانم واقعاً که شما دخترا نمیدونم برا چی اینقد پورویید همتون خیانت میکنید بعد میگین پسرا اینطوری هستن.دوست دختر من که عشقم بود و به خاطرش چندتا دختر که التماسم میکردن به خاطر اون ردشون کردم بعد هم دیدم که اونا از عشقم در خیلی از مسائل سرتر بودن رفت و با نزدیکترین دوستم دوست شد و باهاش ازدواج کرد و بهم خیانت کرد.خواهش میکنم خانما زیادی خودشونو تحویل نگیرن

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۶:

نامردی پسرو دختر نداره آدم نامرد،نامرده
ولی خوب آقاپسرا یکم راحت میتونن یه سری چیزا رو نادیده بگیرنو از روش رد بشن ولی دخترا کمتر اینکارو میکنن
من واقعا از بابت همه دخترایی که خیانت میکنن شرمندم
حالا بر حسب تصادف عشق شما هم ریحانه بوده که نمیدونم حالا این خوبه یا بد ولی امیدوارم از همه ریحانه ها تصویر بد نداشته باشید

⎠︶︹︺⎝گفته :

دلم واسه اول دبستان تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه حیاط مدرسه وایسادی….یه نفر میاد و بهت میگه:میای با هم دوست شیم….

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۲۱:

واقعا دلم واسه اون روزا تنگ شده کاش دوباره اون روزا برگردن

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

اینـــو بدون تا وقتی زنده ای… در برابر کســـی که به خودت علاقمنـــدش کردی… مسئـــــولی…

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۵۹:

تو در مقابل اونایی که اهلیشون کردی مسئولی ….تو در برابر گلت مسئولی
قسمتی از کتاب شازده کوچولو
عاشق این یه قسمتشم یعنی….

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۳:

کاش همه اینو میفهمیدن ..

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۵۲:

توی این دنیا کاشکی های زیادی وجود داره که همیشه در حد همون کاشکی میمونن غمگین(ببخشید اسم ندارین من خودم واستون اسم غمگینو گذاشتم)

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۲۴:

کتابش محشره هنوزم اگه وقت داشته باشم میخونمش
کاش همه آدما اندازه شازده کوچولو میفهمیدن اون با اینکه کیلومترها با گلش فاصله داشت ولی به یادش بود و نگرانش میشد

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۰۵:۱۰:

یاد یه متنی افتادم :
توی کلمه “ای کاش” حبس نشو
کاش رو کاشتن ولی سبز نشد

ممنون نازنین خانم،اسم خوبی انتخاب کردین،بهم میاد

[پاسخ]

سمیرا پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۲۳:

امید وارم به زودی زود اسمتون خوشحال بشه!!!

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۰۷:

ممنون سمیرا خانم انشالله شما هم تو زندگیتون موفق باشین ولی حتی اگه اسمم هم خوشحال بشه فکر نکنم خودم خوشحال بشم!خوشحالی دل خوش میخواد که ندارم!بهرحال ممنون

نازنین پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۱۴:

خواهش میشه ولی…… هرچقدر به غمو اینا فک کنین هیچ معجزه ای رخ نمیده
همه فکرای بدو غمگینو بریز دور بزار چیزای خوبم فرصت کنن خودشونو بهت نشون بدن
وقتشه چشماتو بشوری بقول سهراب عزیز:
چشمهارا باید شست…..
موفق باشی

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۱ ۰۳:۵۰:

خــاطـرات خـــیـلی عـــجـیـبند

گـــاهـی اوقــات مــی خـــنـدیـم ،

بـه روزهــای کـه گــریـه مـی کـردیم

گـــاهی گــریه مــی کـــنـیم ؛

به یــاد روزهــایــی که می خــندیـدیـم . .

کاش به همین راحتی که شما میگین بود نازنین خانم!

سمیرا پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۵:

ببینید آدم تو بعضی اتافاقاتی که تو زندگیش میفته باید به خودش فرصت بده …فرصت از نو ساختن…فرصت دوباره از ته دل خندیدن…و فرصت دوباره عاشق شدن….
میدونم خیلی خیلی سخته ولی این برای خود آدم و زندگی بهتر لازمه….همیشه نمیشه تو گذشته زندگی کرد….خیلی وقتا باید رد بشی و به عقبم نگاه نکنی….فقط به جلو و تمام فرصتایی که میتونه دوباره شادی به آدم بده نگاه کن و فکر کن…!!!
یهو هم نمیشه که زندگی زیبا بشه…از همین فردا شروع کن …هر روز فقط یه خاطره یا یه فکر بدو از ذهنت بریز بیرونو به یه کار هیجان انگیز و خوشحال کننده انجام بده….اونوقت میبینی که بعد از چند هفته زندگی دوباره روی خوبشو بت نشون میده!!!
در ضمن یه خرده نزدیکتر شدن به خدا هم میتونه خیلی خیلی رو آدم تاثیر بذاره….تاثیرشو دیدم که میگم…!!

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۱۲:

سمیرا خانم بنظر شما خاطره ها رو میشه از ذهن یا دل پاک کرد؟!
من به خودم فرصت دادم،زندگیمو نباختم،مثل قبل کارامو میکنم ولی فرقش اینه که قبلا یه دلخوشی و یه هدفی واسه زندگیم داشتم ولی حالا …
هرچقدرم بخوای خاطره ها رو فراموش کنی گاهی میبینی که یه آهنگ،یه جمله،یه اسم و … تو رو برمیگردونه سر جای اولت!
با جمله آخرتون موافقم،نزدیکتر شدن به خدا خیلی رو آدم تاثیر میذاره…
تا ببینیم خدا چی میخواد

سمیرا پاسخ در تاريخ آذر ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۰:

بله با شما کاملا موافقم چون خودمم دارم دقیقا همین کارو میکنم….وقتی داری آهنگای گوشیتو مرور میکنی یکیو اون وسط میشنوی که یه حس آشنا یه خاطره رو برات زنده میکنه …ولی همین موقع من یا میزنم بعدی …یا با اون حس قبقلیم گوشش نمیدم…بله درسته جلوی اومدن خاطره تو ذهنو نمیشه گرفت چون به هر حال یه بخشی بزرگ یا کوچک از زندگی قبلی مارو ساختن ولی میشه جلوی ادامه و تکرار و مرور اون تا آخر و تو ذهنمون بگیریم…
راستی معنی حرفای بالای من این نبود که زندگی عادی آدم تعطیله….به نظر من زندگی بدون هدف عین تعطیلیه…!!!
خدا حتما بهترین چیزارو برای آدم میخاد …فقط دوست داره که بعضی جاها بش بگی ….هر چی تو بخوای…!!!:-)

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۷ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۱۷:

من خیلی سعی کردم تا بتونم همه چی رو فراموش کنم!۸ ماهه که دارم سعی میکنم ولی نمیشه!هرجور بود خودمو مشغول کردم،مسافرت،سرکار،درس و دانشگاه و … ولی انگار اینجا دیگه آخرشه،فراموش شدنی نیس!بخاطر همین تصمیم گرفتم با خودم کنار بیام!تنهاییمو قبول کردم!من پیش دلم شرمنده نیستم،چون هرچی تو توانم بود تلاشمو کردم،تو این ۲ سال نذاشتم آب تو دلش تکون بخوره ولی خب … خدا نخواست دیگه!شایدم من لیاقتشو نداشتم،شایدم اون با من خوشبخت نمیشد و با اون خوشبخت تر میشد،بهرحال ارزوی من خوشبختیشه،چه با من چه بی من …
الان زندگی من تو تعطیلات داره میگذره!من که هدفمو از دست دادم،دیگه چیزی برا از دست دادن ندارم
آره خدا همیشه بهترین چیزا رو برا ادم میخواد!من که همیشه تا جایی که تونستم بهش امیدوار بودم و همیشه میگفتم هرچی خدا بخواد…
براتون بهترین چیزا رو آرزو میکنم …
موفق باشی

سمیرا پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۱۶:

همین که پیش دلتون شرمنده نیستیدو یا حسرت لحظه ای رو ندارید که میشد یکاری بکنید ولی نکردید خودش خیلیه….کنار اومدن با نبودن کسی سخته…سختتر وقتی میشه که همش به خودتون بگید کاش این کارو میکردم…کاش این حرف بش میزدم…کاش…کاش…وهمه ی زندگی میشه ای کاش…!!!
میگید شاید لیاقتشو نداشتید…چرا اینطوری فک نمیکنید که اون لیاقت همچین عشقی رو از شما نداشته!؟!؟؟میدونید بعضی وقتا ما آدم ها خودمونو خیلی دست کم میگیریم…!!!
منم هر کاری میتونستم براش کردم ولی نشد….میدونست که هرچی بشه پشتش هستم…ولی با این حال رفت…!!!حالا که برمیگردمو گذشته رو مرور میکنم میبینم که اون خودشو اندازه ی علاقه ی من ندید و رفت…!!!!
منم واقعا امید وارم کسی که واقعا لیاقت همچین عشقی رو داره سر راهتون قرار بگیره:-)موفق باشید!!

⎠︶︹︺⎝گفته :

مـن زانــو هـایـم را بــه آغـوش کــشیده بـــودم وقتــی تــو بــرای آغــوش دیـگری زانــو زده بـودی ….

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

هی غریبه!رو کسی دست گذاشتی که همه دنیامه!بی وجدان اینقدر راحت به او نگو “عزیزم”…..

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۲۸:

کاش حداقل اونی که بهش میگه “عزیزم” یه غریبه بود خیلی سخته کسی که مثل خواهرت دوسش داشتی؛ یه دوستی هفت ساله رو نادیده بگیره و خیلی راحت به پیشنهاد کسی که دوسش داری جواب مثبت بده درحالی که میدونه تو هنوزم دوسش داری

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه…
خیلی سخته که عزیز ترین کست ازت بخواد که فراموشش کنی..
خیلی سخته که سالگرد اشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری..
خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر میکنی فقط به خاطر اون زنده ای…
خیلی سخته که غرورت رو به خاطر کسی بشکنی که بعدا بفهمی دوستت نداره…
خیلی سخته که همه چیزتو به خاطر یه نفر از دست بدی اما اون بگه :نمی خوامت…

[پاسخ]

سکینه پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۳:

واقعا.گریم گرفت.همشو تجربه کردم

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۴:

منم بیشترشو تجربه کردم!درکت میکنم،واقعا تجربه ی تلخیه ..

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۱:

کاش ادم خیلی چیزا رو هیچوقت تجربه نمیکرد
چقدر سخته همه اینا رو تجربه کردن……….

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۲۵:

خیلی سخته که دوسش داشته باشی ، اما نتونی باهاش بمونی …

خیلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پایین ، اما

یه دفعه اشک از چشات جاری بشه …

خیلی سخته که وقتی که رفتی تا با پول تو جیبی چند ماهت برای

تولدش کادو بخری با یکی دیگه ببینیش …

خیلی سخته که بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشی حرفش

یه (( ن )) کم داشته …

خیلی سخته که کسی که تموم زندگیت رو به پاش ریختی ،

با بی رحمی تموم تو چشمت نگاه کنه و بگه : دیگه دوست ندارم …

خیلی سخته که یه عمر با خیال یه نفر زندگی کنی ، اما وقتی فهمید

عاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه …

خیلی سخته که دلت رو به کسی خوش کنی که

یه دلخوشی دیگه داره …

خیلی سخته که وقتی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودت ، می ری که

حرف دلتو بهش بگی ، با یه معذرت خواهی کوچیک بگه :

فعلاً سرم شلوغه …

خیلی سخته که همیشه مجبور باشی سخت ترین چیزها رو

تحمل کنی …

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

چقدر خوبه وقتی با عشقت قهر میکنی و بر خلاف میلت میگی”دوستت ندارم..دیگه نمیخوامت” این جمله رو بشنوی:
“غلط کردی..چه بخوای چه نخوای مال منی…”

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۲:

منم اگه بهش گفتم کسی دیگه ای رو دوست دارم فکرنمیکردم باورش بشه اون خوب میدونست چقدر دوسش دارم
حسرت این جمله رو به دلم گذاشت

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۱:

“دوست ندارم” با “کس دیگه ای رو دوس دارم” خیلی فرق می کنه!

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۵۰:

دقیقا!منم میخواستم همین و بگم که آقا مسعود گفت

ziba پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۵:

age gozasht raft chi…farda tavallodeshe chegad bayad bitafavot khodamo neshon bedam:(

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۳:

میتونید بی تفاوت نشون ندین!
اگه رفت فقط امیدوارم حسرت نخورید که چرا الکی گفتین “کس دیگه ای رو دوس دارین” یا ….

[پاسخ]

ziba پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۱۷:

aga masod man nagoftam doset nadaram …faghad az dastesh delkhor shodam….farda tavallodeshe barash az tahe delam behtarinharo arezo mikonam

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۱۹:

منم گفتم امیدوارم فردا حسرت همچین چیزایی رو نخورید یا حالا هرچی…

⎠︶︹︺⎝گفته :

دختری که مسخره بازی درمیاری نیگات می کنه و چشمهاش برق می زنه و زیر لب می گه عزیزم…!! دختری که روسری بد رنگ رو که براش خریدی سر می کنه و میاد به دیدنت…!! دختری که وقتی قدم می زنید و یه پسر خوش تیپ تر می بینه، خودش رو بیشتر می چسبونه بهت…!! دختری که وقتی از همه شاکی هستی و داد می زنی ، هیچی نمی گه، فقط آروم دستتو می گیره…!! دختری که روز زن براش یه شاخه گل می خری ، با به لبخند غمگین می گه مهم خودتی…!! این دخترو حق نداری اذیت کنی

[پاسخ]

آروین پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۴۶:

پسری که از این سرشهر میکوبه میاد دنبال تو…
پسری که بدون ترس ومحکم همه جا دستاشو دورت حلقه میکنه…
پسری که دستات رو تو چراغ قرمز خیابونا محکمتر میگیره…
پسری که تو بیرون رفتنای دسته جمعی ساکت تر از همیشه ست…
پسری که وقتی داری حرف میزنی تو صورتت لبخند میزنه…
پسری که موهاتو از جلوی چشمات میزنه کنار…
پسری که وقتی توخودتی قلقلکت میده…
این پسرو حق نداری اذیت کنی حق نداری…

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۰۹:

خیلی خوب گفتی ایول..

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۶:

همچین پسری به افسانه ها سپرده شده ولی اگه باشه نامرده هرکی اذیتش کنه

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۱۸:

اگه به دست دختری به نام “افسانه” یا هرچی … سپرده بشه که دیگه فاتحش خوندس!
همچین پسری باید تنا بمونه!

mehdi پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۰۴:

ریحانه خانم یه چیزی بگم بالا در مورد خیانت دوس دخترم برات گفتم. میدونی عشقم که بهم خیانت کرد اسمش چی بود بگم باورت نمیشه!ریحانه بود.

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۰۳:

اسمش چه ربطی به موضوع داره؟
خیانت به جنسیت مربوط نمیشه.
اما کسی که خودش یکی رو پس می زنه دیگه نباید انتظار داشته باشه طرفش نره و … دیگه اسمش خیانت نمیشه این اصلا.

” گفتم غم تو دارم
گفتا غمت سر آید
گفتم پ نه پ می خوای یه عمری غم تو رو داشته باشم؟!”

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۴:

پس اونی که همچین دختری رو اذیت میکنه خیلی نامرده

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۱۹:

متن اونم یجای دیگه نوشته شده(توسط دوست خوبمون⎠︶︹︺⎝)!

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

یکی بود یکی نبود زیر این گنبد گردون و کبود یه قصه مثل تموم قصه های
نا تموم دنیا بود
قصه ای که اولش شروع میشد با یک نگاه
یه طرف نگاه پاک و دیگری پر از گناه
یه دلی بود که کسی اونو نبرد
به کسی دل نمی بست و از کسی گول نمی خورد
اما روزی از روزای روزگار
یه روز از روزای آفتابی آفریدگار
آدم قصه ی ما نگاهی افتاد تو نگاش
یه نفر نشسته بود عاشق و واله سر راش
یه نفر که گفت بهش دوسش داره خیلی زیاد
یه نفر که گفت به جز اون دیگه هیچی نمی خواد
یه نفر که توی چشماش پر از اشک بی کسی بود
یه نفر که توی حرفاش غم بی هم نفسی بود
آدم قصه ی ما،حرفهای اونو شنید
تو یه چشم به هم زدن خودشو آواره دید
دید که بی اون نفسی توی تنش نیست
دید امیدی واسه زنده موندنش نیست
یه روزی قفل زبونشو شکستو یه گناه کرد
گفت که من “دوست دارم”
اما خیلـــــــــــــــی اشتباه کرد
آخه یار بی وفاش
که نبود عشق تو صداش
گفت مگه جدی گرفتی حرفامو؟
تو به دل گرفتی اون دروغامو؟
دیگه این کارو نکن،دیگه هیچ دروغی رو باور نکن!
عاشق قصه ی ما توی این لحظه شکست
صدای شکستنش تو دل ابرا نشست
باورش نمی شد این جدایی و دربدری
باورش نمی شد این شکست و بی یاوری رو
زیر رگبار جدایی شد یه پروانه ی خسته
شد یه پروانه تنها که پرش به گل نشسته

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۸:

خیلی قشنگ بود
مرسی

[پاسخ]

pooya tanhaگفته :

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند
دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد
میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم
که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
میروم

[پاسخ]

نیما پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۴۶:

اهل غم یاخشی بیلیر کی نجه ساعت دی گجه
بی خیال اهلی اوچون بس کی نه راحتدی گجه
سنده بیر دوش من دوشن درده دوشون
هامی یاتسین سن اویان،گور نه قیامت دی گجه

[پاسخ]

پسر تنها پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۵۲:

یاشا قارداش:)
گرچه عشق اهلی ایچر باده نی جان ساغلیغینا
ایچرم جام شرابین یارادان ساغلیغینا

[پاسخ]

Helen پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۲ ۰۳:۴۶:

Aqa pouya.man nemidoonam familet chie Ama ye chanruz qablaz aroosi tanha eshqe zendegim ye khabi didam!!!un kenaram bud va shab ke khabam bord Bem gof bbakhsh mano!!!!sob ke az khab pashodam ye karte aroosi ddam ke esmo famile mano ba ba ye pesari be esme pouya tavakoli ddam!!!man motmaenam ke un dar ayande kenare mane!!!!donbalesh nistam Ama doosdaram bbinamesh.omidvaram biado az tanhayi nejatam bede Chon daram mimiram!!!nemidoonam chan salete ama Doa kon biad

[پاسخ]

لیلاگفته :

منو از من نرنجونم
از این دنیا نترسونم
تمام دلخوشی هامو
به آغوش تو مدیونم
اگه دلسوخته ای عاشق
مثل برگی نسوزونم
منو دریاب که دلتنگم
مدارا کن که ویرونم
نیاد روزی که کم باشم
از این دو سایه رو دیوار
به این زودی نگو دیره
منو دست خدا نسپار
یه جایی توی قلبت هست
که روزی خونه ی من بود
به این زودی نگو دیره
به این زودی نگو بدرود
پر از احساس آزادی
نشسته کنج زندونم
یه بغض کهنه که انگار
میون ابر و بارونم
وجودم بی تو یخ بسته
بتاب، سردم ، زمستونم
منو مثل همون روزها
با آغوشت بپوشونم
یه جایی توی قلبت هست
که روزی خونه ی من بود
به این زودی نگو دیره
به این زودی نگو بدرود

[پاسخ]

Nedaگفته :

سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم،… که خدا چه زجری میکشد

وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند.

“دکتر علی شریعتی”

[پاسخ]

Nedaگفته :

خدایا این سرنوشتی که برایم بافتی

قسمت یقه اش کمی تنگ است!

کمی شلش کن

دارم خفه می شم

[پاسخ]

Nedaگفته :

درد داره همـیــشـه اونـــــی که تــو خیــــالته ….
بی خیالتـــــــــه … !!!

[پاسخ]

Nedaگفته :

ســــرنوشــــت تعیــین میکــنه که چه شخصــی تو زنــدگیــت وارد بشــه،
امــا قلــب حکــم می کنــه که چه شخــصی در قلبــت بمــونه .

[پاسخ]

سمیراگفته :

حالا که رفته ای ..دلتنگم…

دلتنگم که رفته اند آن روز ها…!!!

[پاسخ]

naziگفته :

هیچ قــــطاری از این اتــــاق نمی گذرد

من اینجــــا نشسته ام

و با همین سیـــــ ـگار

قــــطار می آفرینم

نمی شنـــوی …!؟

سرم دارد سوتــــــ ــ ـ می کشد …

[پاسخ]

naziگفته :

سَعـــیـْ میـــکُنَمْ یآ ایــنْــ پــُــــکِ آخـَـــرْ بآشَـــدْ . . .
یآ ایـــنْــ نَفَــــسْ ، نَفــَـسِ آخـَـــرَمْ بآشَـــدْ . . .
یــــآ تَـرْکــــْـ ! یــــآ مــَــرْگــــْ !
دیـــگـَرْ کــآمْ نِمیـــدَهـَـنْدْ اینـْــ رُوزْهـــآ

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

یه چیزی که هیچ وقت فکرش رو نمیکردم که به این زودی بهش برسم ،

این بود که تو این سن بشینم گاهی ناخودآگاه نفسهای عمیق از ته دل بکشم ،

واسه کشیدنشون حالا زود بود ، خیلی زود …

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

من در سرزمینی زندگی میکنم که دویدن سهم آنهایی است که نمیرسند و رسیدن حق آنهایی است که نمیدوند…

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

خـــــوشبخـــت تـــــرین آدم هــــا اونــــایـــی هستــــن کــــه ایـــن جمـــله رو میشنـــوند: . . . . . . . . . . . . . . “عیــــــب نــــداره، با هـــــم درستـــــش میکنیــــم” …

[پاسخ]

سمیرا پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۱۴:

من عاشق این جمله ام…!!!البته من اکثر اوقات میگم…اشکال نداره …خودم درستش میکنم!!!

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۱۴:

منم مجبورم خودم این جمله رو به خودم بگم …

[پاسخ]

Helen پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۲ ۰۳:۵۰:

Daqiqan m3 man!!!!!khodam tanhayi.cheqad sakhte

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

کاش میشد یه چیزایی رو هم تو یاد بگیری
ساده اذیت نکردن
ساده رد نشدن
ساده نخواستن
وساده…
ولش کن مهم نیس
تو که ساده یاد نمیگیری!!!!

[پاسخ]

سمیراگفته :

دوری و دوستی کدام است؟!؟!
افسانه ها رو رها کن …
فاصله هایند که عشق را می بلعند.
من اگر نباشم دیگری جایم را پر میکند…
به همین سادگی…!!!

[پاسخ]

پسر تنها پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۵۴:

قصه اصحاب کهف یک شوخیست..
اینجا یک زوز که بخوابی همه فراموشت میکنند!!!!

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

حواست هست !
صدای هق هق گریه هایم..
از گلویی می آید که تو از رگش به من نزدیک تری!!
خــدا . . .

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

مى خواهى بروى ؟
بهانه مى خواهى ؟
بگذار من بهانه را دستت دهم …
برو و هرکس پرسید بگولجوج بود….
همیشه سرسختانه عاشق بود….
بگو فریاد مى کردهمه جا فریاد مى کردکه فقط مرا مى خواهد….
بگو دروغ مى گفت….مى گفت هرگز ناراحتم نکردى….
بگو درگیر بودهمیشه درگیر افسون نگاهم بود….
بگو بی احساس بودبه همه فریادها , توهینها و اخمهایم….
فقط لبخند میزد…
بگو او نخواست ,نخواست کسى جز من در دلشخانه کند…..!

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

زندگی باور میخواهد
آن هم از جنس امید
که اگر سختی راه،
به تو یک سیلی زد…
یک امید از ته قلب به تو گوید :
که خدا هست هنو ز…..

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

چگونه از خود نمیرم حال آنکه می دانم
تو با بغضی در من می نگری
و چشمانت همه استغاثه است
ومن سر به زیر و دست در دامان
دستان کودکی ام را با چشمان بزرگی ام نظاره گرم
چگونه بگویم که من همچنان در تو نفس می زنم
اشک های تو بر گونه من است
خنده تو بر لبانم ، قلب تو در سینه ام و همه ی من از آن توست …

[پاسخ]

اشتباهيگفته :

برای رسیدن به تو
پا پیش گذاشتم
خودم را قسمت کردم
تو را سهم تمام رویاهایم کردم
انصاف نبود
تو که میدانستی با چه اشتیاقی
خودم را قسمت میکنم
پس چرا
زودتر از تکه تکه شدنم
جوابم نکردی
برای خداحافظی
خیلی دیر بود
خیلی دیر ….

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

این روزها اگر خون هم گریه کنی عمق همدردی دیگران با تو

یک کلمه است : ” آخـــــــی “

[پاسخ]

غم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۰۶:۰۵:

معلومه به نظرتون چه کاری از دستشون برمیاد در حالی که حتی نمیتونن به خودشون کمک کنن و مرحمی .اسه زخمای خودشون پیدا کنن

[پاسخ]

غم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۰۶:۰۶:

معلومه به نظرتون چه کاری از دستشون برمیاد در حالی که حتی نمیتونن به خودشون کمک کنن و مرحمی .واسه زخمای خودشون باشن

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

این روزها ساکت که بمانی…
می رود به حساب جواب نداشتنت
عمرا اگر بفهمند داری جان میکنی
تا احترامشان را نگه داری …..

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۲۳:

خیلی قشنگ بود
واقعا حرف دل من و خیلیای دیگه رو زدی
مرسی

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۱ ۰۳:۵۵:

خواهش ریحانه خانم …

[پاسخ]

سمیرا پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۴۵:

دقیقا…..وای که چقدر عقده شده برام یه سری حرفا…دادو فریادا…گله ها….!!!
کاش فقط میفهمیدن که چقدر احترامه و احترامه و احترام…!!!

[پاسخ]

yasnakhanom پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۳۶:

متنت عالی بوووووووود

[پاسخ]

شراره*گفته :

زیاد خوب نباش…زیاد دم دست هم نباش …
زیاد که خوب باشی دل آدم هارو میزنی…
آدم ها این روزها عجیب به خوبی به شیرینی آلرژی پیدا کرده اند…
زیاد که باشی، “زیادی” میشوی!!!*

[پاسخ]

آذینگفته :

فقط میگم گاهی باید نباشی تا کمبودت احساس شه. باید نباشی. ممنون از مطلب زیباتون

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ آذر ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۸:

گاهیم برعکسه..
از دل برود هر آنکه از دیده رود…
از دل و از دیده رفتن یا نرفتن , به دیدن ها و بودنها و نبودن ها نیست
به خاطراته… خاطرات خوب,خاطرات بد…

[پاسخ]

شهرهگفته :

سلام
گاهی وقتا عاشق میشی.خوب که عاشق شدی ازت تقاضاهای غیر معمول دارن
خیلیم بد نیست به خاطر کسیکه عاشقش شدی همه چیتو بدی همه چیزتو اما فقط وقتی باید اینکارو بکنی که اون بفهمه بهانه اینکارت عشق اون بوده

[پاسخ]

غم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۰۶:۰۱:

عجب یعنی میفهمه!!!
هرگزززززز
پس نکنید

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

کاش برات مثل سیگاری بودم که ترک کردنش برات سخت بود……
کاش….!!!!!!!

[پاسخ]

مهدیگفته :

رسم دنیا همینه تا یکم فیس حوبی داری مغرور میشی!!! عاشقت میشن به معنای واقعی باورت نمیشه چون فیس طرف خوب نیست ! اونی که محل سگم بهت نمیده رو عاشقش میشی چون فقط فیس زیبایی داره !! والا همه کارامون همین شکله …..

[پاسخ]

یه نیمکت تنهاگفته :

ایـــن بـــار ،
سیـــگار را بـــکش ،
از طـرفـــی کـــه مـــی ســـوزد ؛
تـــا بــــدانــی چـــه میـــکشم

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

یه چیزی که هیچ وقت فکرش رو نمیکردم که به این زودی بهش برسم ،

این بود که تو این سن بشینم گاهی ناخودآگاه نفسهای عمیق از ته دل بکشم ،

واسه کشیدنشون حالا زود بود ، خیلی زود …

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

به سلامتی پسری که وقتی رفیقش بهش گفت : اونجارو نگاه کن گفت: داداش خودت میدونی که به عشقم قول دادم چش چرونی نکنم…

دوستش گفت : نگاه کن ببین اون پسره کیه با عشقت؟؟

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

به سلامتی عشقم که
ساعت ۳نصفه شب بهش زنگ زدم
بعد دوتا بوق با صدای خواب آلود میگه:
فقط اسم و آدرس!!!!
میگم اسم و آدرس کی؟؟؟؟
میگه :اسم و آدرس کسی که عشقمو بی خواب کرد

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

اصلا مهم نیست

که شناسنامه ات چه می گوید!

وقتی هر روز یک بسته سیگار دود کنی

یعنی پیر شدی رفیق…

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

نزدیکتر بیا معشوقه ی لعنتی…!!

نمیخواهم اخرین جمله ی میانمان را کسی بشنود؟!

تنت بوی غریبه را گرفته…

حال فهمیدم که…!؟

فهمیدم که سگهای محل بی دلیل

پارس نمیکنند…!!؟؟

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

رو پاکت سیگار نوشته بود
“سیگار برای شما واطرافیانتان زیان آور است”
تو دلم گفتم: تو یه نفر اطراف من پیدا کن
قول میدم به خاطر اونم که شده سیگارو ترک کنم

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

بسلامتی عاشقی که ازش پرسیدن چرا ناراحتی؟
گفت تاحالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

زخم های دستم را میبست گفت چرا با خود چنین کرد
اما زخم های دلم را ندید تا بگوید چرا با تو چنین کردم

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

سلام داش مسعود اپ جدیدت اسمش چیه راستی داداش مسعود دمت جیزززززززززز وب عالی داری

[پاسخ]