آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

az del beravad [aloneboy.ir].

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده ی من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورقها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز

حمید مصدق

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۸ دی, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

زمان با هر پلک قلب من بال بال میزند
ابر تسخیر تنهاییست،
تا نگاهت باد را
سزنش میکند
حال پرواز هیمن هست،
به گوش غروب دل بسپار تنها
و آسمان شب را
نظاره کن
که چشمک فانوس تو را
به سوسوی ستاره ای
بیـ نشانـ شاید
معنا کند ،
شاید طنین شب
ترانه سازد
پرواز بی فروغ ماهیان تنگ را…

بداههـ : سیاوشـ

[پاسخ]

شهریوریگفته :

ز آخرین سکانس زمستان
تنها کرختی انگشتهایت را به خاطر داری
و من جای پاهای روی برف را!
بیا دور از هم اعتراف کنیم:
تو عاشق نبودی!
و من صرفا یک شاعر بودم….

سمین دانشباری

[پاسخ]

شهریوریگفته :

می روم با دردهایم بی محابا می روم
با تمام خاطراتم گیج و تنها می روم
می روم تا انتهای بی کسی های مدام
کوله ام را بسته ام امشب از اینجا می روم

باغ دلهای شما سنگی ست آدم های بد
های آدم ها من از دست شماها می روم
نقش دل های شما رنگین کمان هفت رنگ
بوم رنگینی ست دلهاتان من اما می روم

دل شکستن دل بریدن شیوه ی قوم شماست
می گریزم من از این آداب رسوا می روم
ماهی ام اما دچار تُنگی از حسرت شدم
چون نهنگ خسته اینک سوی دریا می روم

زهر خوردم بی امان از جام احساس شما
بسترم آغوش و جانم تلخ حالا می روم
گرچه مُردادست سرما نیمه جانم کرده است
شال دلتنگی که کردم من مهیا می روم ..

دست هایم مال تو ای باد کولی پای مست
راهی ام کن خسته ام ، بغضم سراپا … می روم

بتول مبشری

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

گاهگاهی که دلم میگیرد
پیش خود میگویم
آنکه جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز؟
حمید مصدق

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

من چه میدانستم
دل هر کس دل نیست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند
….

[پاسخ]