آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﺭﺍﻣﺖ کند؟
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺯﻧﯽ ﺗﻮﺍﻧﺎیی ﺁﺭﺍﻡ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ؟
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ…
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﺕ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ…
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ، ﻧﻤﺎﯼ ﮐﻮﻫﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ، ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺗﻨﻬﺎ
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺩﻭﺩﺵ ﭘﻨﻬﺎﻥ می کنی…

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۴۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۸ اسفند, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سحرگفته :

مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت ، زنگ بزنه به دوستش و گریه کنه و خالی بشه
مرد حتی دردهاشو اشک که نه ، یه اخم خشن میکنه و میچسبونه به پیشونیش
یه وقتایی ، یه جاهایی به یه کسایی باید گفت :
میم …مثل مرد

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــــــــــــددلبندم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۵:

مرســـــــــــــــــــــی سحر عزیز.

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۵۶:

خواهش میکنم آقامجید ، واقعا یه وقتایی ، به یه کسایی باید گفت: میم،مثل مرد.

[پاسخ]

زن پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۰:

و باید گفت نون مثه نامرد:))
بابا کشتینمون مرد مرد مرررد … اصولا میگه مرد معنیش با خودشه یعنی مرده:))

مریم پاسخ در تاريخ فروردین ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۱۸:

تموم کنین این اداهای فمینیستی رو
همه ی آدما عین هم نیستن . با عرض پوزش بعضی وقتام میشه گفت نون مثل نفهم
بفهمینو آگه یکی نامردی کرد بقیه همجنساشم یاهاش جمع نبندین

[پاسخ]

⎠⏠⏝⏠⎝گفته :

خوب می دانم
چند سالی ست که مرده ام
از مرگم انگار که هزار سال می گذرد
امروز سالگرد مرگ من است
اولین سالگرد
هر لحظه ی این سال
با درد سپری شد، اما
انتظار آمدنت، چشمانم را باز نگه می داشت
جسمی با قلب لرزان
چشمانم را می بندم
سال پیش را به یاد آور
سال پیش را به یاد می آورم
مرور می کنم از نو
مبادا خاطره اش از خاطرم پاک شود
خوب که فکر می کنم ، می بینم
فقط او را می شناسم در این دشت غریب
تنها به او سلام می دهم
از دور
کاش زنده شوم ازنو
کاش … …

[پاسخ]

⎠⏠⏝⏠⎝گفته :

آدمای دل تنگ…..

وقتی خیلی بهشون خوش میگذره و میخندند؛

یهو سرشونو بر میگردونن اونوری؛

یکم ثابت میشن،

یواش یواش چشاشون پر از اشک میشه

[پاسخ]

sara پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۰:

آره دقیا مثل من…

[پاسخ]

⎠⏠⏝⏠⎝گفته :

مرد باید،

وقتی زنی که دوسش داره،

عصبانیه

ناراحته

میخواد داد بزنه

وایسه روبروش بگه:

تو چشام نیگا کن،

بهت میگم تو چشام نیگا کن،

حالا داد بزن بگو از چی ناراحتی،

بعد اون داد بزنه،

گله کنه،فریاد بکشه،

گریه کنه،

حتی با مشتای زنونش بکوبه تو بغل عشقش،

آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه،

همونجا تو که دوسش داری باید،

بغلش کنی،

نذاری تنها باشه،

حرف نزنی ها،

توصیح ندی ها،

توجیه نکنی ها،

دعواش نکنی ها،

فقط نذار احساس کنه تنهاس،

مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت گرمش ثابت کنه با بغل مهربونش………

[پاسخ]

⎠⏠⏝⏠⎝گفته :

یه وقتا اینقد آدم زندگی ایش غمناک میشه

که دوس داره یکی یوهو بگه…کاااااات…عالی بود عالی…

خسته نباشین بچه ها…واسه امروز بسه!

[پاسخ]

⎠⏠⏝⏠⎝گفته :

دنیای مجازی

شلوغترین

سرزمین تــنهایی

است

با همه کس هستی

با

هیچ کس نیستی…

[پاسخ]

⎠⏠⏝⏠⎝گفته :

مرد ها هم قلب دارند….
فقط صدایش..یواش تر از صدای قلب یک زن است….

مرد هم در خلوتش برای عشقش گریه میکند….شاید ندیده باشی..

ما همیشه اشک هایش را در آلبوم دلتنگیش قاب میکند..

هر وقت زن بودنت را می بیند…سینه را جلو میدهد..صدایش را کلفت تر میکند…تا مبادا…
لرزش دست هایش را ببینی…

مرد که باشی…دوست داری….از نگاه یک زن مرد باشی…
… … نه بخاطر زورِ بازوها!
مثل تو دلتنگ میشود…!!!
بچه میشود….بهانه میگیرد…
تو این ها را خوب میدانی….

تمام آرزویش این است که سر روی پاهایت بگذارد…
تا موهایش را نوازش کنی..
عاشق بویِ موهای توست
و بیشتر از تــــو به آغوش نیاز دارد…..

چون وقت تنهایی….خاطره ی تــــو امیدوارش میکند….

[پاسخ]

⎠⏠⏝⏠⎝گفته :

مرد بودن سخت ترین کار دنیاست، درست مثل بیدار شدن از خواب در صبح روز های پاییزی که یکی از سخت ترین کار های دنیاست!

مرد که باشی همه دنیا از تو انتظار دارند، انتظارات بجا و نابجا! اما تو مردی باید خورد شوی و شکسته شوی و تکه تکه شوی اما دم نزنی!
مرد که باشی دنیا و زمین و زمان برایت کوتاه میشوند، نیست میشوند، دیده نمیشوند!
مرد که باشی روزها را سپری میکنی و وقتی به خودت می آیی که موهایت سفید شده و به گذشته فکر میکنی!
مرد که باشی شبها برای فردایت برنامه ریزی میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی!
مرد که باشی باید مسئول باشی، بزرگ باشی، بچه نشوی، باید پدر باشی، بچه بازی نکنی، باید تکیه گاه باشی
باید شانه برای همدمت باشی، باید با طوفان درونت کوه آرامش اطرافیانت باشی
مرد که باشی باید بخوری و دم نزنی، باید بریزی توی خودت، مچاله شوی، خرد شوی، تکه تکه شوی اما دم نزنی!

مرد بودن سخت ترین کار دنیاست، آشوب که باشی، طوفانی که باشی،
باید مثل گردباد همه چیز را درون خودت قورت دهی تا مبادا آرامش و آسایش اطرافیانت بهم بریزد!
مرد که باشی نباید از مسئولیت شانه خالی کن، باید استوار باشی، محکم باشی، پدر باشی!
مرد که باشی باید مصمم باشی، پر قدرت باشی، پر انرژی باشی و همیشه امیدوار!

آری مرد بودن سخت ترین کار دنیاست،
باید مرد باشی تا هم خودت باشی و هم چیزی که دیگران میخواهند،
باید مرد باشی تا بدانی مرد بودن درست مثل مادر بودن، سختترین کار دنیاست!

[پاسخ]

⎠⏠⏝⏠⎝گفته :

مرد که باشی،بار سنگین یک زندگی بر دوشهای همیشه استوارت سنگینی می کند…

مرد که باشی،همیشه از آینده میترسی…
مرد که باشی،همه تو را به چشم دیواری برای تیه نگاه می کنند،بدون این فکر که شاید خودت هم نیاز به شانهایی برای گریه داشته باشی..
مرد که باشی،گریه نمی توانی بکنی…گریه ات درونت جمع میشود و در شریان های بدنت،تو را به مرگ وا میدارد…
مرد که باشی ،همه ی زنان فکر می کنند که حقشان را خورده ای،ولی تو حتی وقت فکر کردن به اینکه چه کسی حقت را خورده نداری…چون آینده ی تمام افرادی که به تو تکیه کرده اند،در دست توست و تو همیشه مقصری…

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

شاید میان این همه نامردی باید شیطان را ستایش کرد

که دروغ نگفت

جهنم را به جان خرید

اما

تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

خسته شدم پینوکیو !
این جا آدم ها دروغ های شاخ دار میگویند و دماغ دراز خود را جراحی پلاستیک می کنند . . .

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

گرگه در خونه بزبزقندی رو میزنه؟
شنگول میگه: کیه؟
گرگه میگه : منم آقا گرگه
شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار میگیرن و درو باز میکنن

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

حالا که دیگر عاشقی کردن هایت مال من نیست،
حالا که دیگر دلت هوایم را نمی کند؛
نگاهم نمی کند،
اسمم را صدا نمی کند،
حالا که دگر من نیستم…
هوایت خالی از نفس هایم شده…
حالا که دیگر نگران دستان سردم نیستی،
کاش آنقدر انصاف داشتی
که کمی بی صداتر برایش عاشقی می کردی
کاش تا این حد دوستت دارم هایت را فریاد نمی کردی
که من گوشه ی اتاق ساکت و تاریکم هزار بمیرم
و تو بی خیال در چشمان یخ زده اش عشقی را جستجو کنی که
روزی در چشمان من می خواندی …
کاش ک اینقدر خیال های خام ب خوردم نمیدادی.

کاش تمام حرفایت صادقانه بود!

کاش میدانستی ک دیگر هیچکس مثل من دوست داشتنش را نثارت نمیکند…

کاش…

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

کاش میشد بعضی آدما رو هم شبا ساعت ۹ گذاشت دم در…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

ای آخرین توسل سبز دعای ما؛ آیا نمیرسد به حضورت دعای ما؟ شنبه دوباره شنبه…،دوباره سه نقطه چین؛ بی تو چه زود میگذرد هفته های ما
برای ظهور آقا دو تا صلوات بفرست

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

رفته ای ؟؟؟
بعضی ها بهش میگن قسمت
اما من تازگیها بهش میگم به درک…

[پاسخ]

SADAF پاسخ در تاريخ اسفند ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۹:

آفرین..همیــــــــــــــــــــــــــــــنه!!!!!

[پاسخ]

sara پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۲:

اسمش تقصیر است حالا تو هی بگو تقدیر و خودت را آرام کن….

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

امل نیستم!
دل میخواستم از تو نه تن!!!
تن فروش در شهر زیاد است!!!
جایی خواندم فرقی ندارد زن باشی یا مرد…
دل نداده تن بدهی فاحشه ای.

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

“آدم” به خدا خیانت کرد!!
خدا غم آفرید… تنهایی آفرید… بغض آفرید…
اما راضی نشد…
کمی تامل کرد…
آنگاه “عشق” آفرید!
نفس راحتی کشید!!
انتقامش را گرفته بود از آدم…
.

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

دورادور عاشقت شدم،
دورادور نگرانت بودم،
دورادور عشق ورزیدم
و خود نمى دانستى که نگاه هاى گاه و بى گاه و بى تفاوتت
سوژه اى براى تفسیر من بود
که شب تا به صبحم را رویایى مى کرد…

و حال عاشق شدن و عشق ورزیدنت به دیگرى را دورادور میبینم
و از همین دور،
میمیرم

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

خدا گفت : وقتی تو را به سجده فرمان دادم چه چیز تو را از ان بازداشت؟
گفت: من از او بهترم مرا از اتش افریده ای و او را از گل
خدا فرمود : “”از این مقام فرود آی که تو حق نداری در ان گردن کشی کنی بیرون رو که تو از خوارشدگانی””

فکرش را میکنم میبینم ما ادم ها خیلی وقت ها پا جای شیطان میگذاریم . ما هم میگوییم “” من از او بهترم “”

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

کسانی که قدر دستان نوازشگر را ندانند عاقبت پاهای لگد کوب را می بوسند!!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

خـــــــــدایا باز آخر سال شد
منم مثل بابانوئل کوله ای به دوش دارم ؛ ولی…
بارم مثل بابانوئل رنگارنگ نیست… اولش رنگارنگ بود ولی خودم همشو سیاه و کثیف کردم
حالا با شرمندگی اومدم در خونت تا این بار رو تحویل بدم
آره میدونم
ولی به کرمت امید دارم تا با باران رحمتت این روسیاهی از وجودم پاک کنی
و در آخر در خواستی دارم::
یا مقلب القلوب و الأبصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الأحوال
حـــــول حالــنا إلی أحسن الحـــــال

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

دیشب با دوستم رفته بودم رستوان، روبروی تخت ما یه دختر و پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود، معلوم بود باهم دوست هستن، اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد، قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست، دختره شروع کرد به آمار دادن، سرمو انداختم پایین، دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم.

خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاهش قبول کرد، بلند شدن، پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخت ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت.
براش نوشته بودم… “خیـلی پستی”

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

دوستی می گفت:
خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند
تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند، ابتدا و انتهای کلاس ، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی.
هم رشته ای داشتم که شیفته ی یکی از دختران هم دوره اش بود.
هر وقت این خانم سر کلاس حاضربود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت:
… استاد همه حاضرند!
و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت:
استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده!
در اواخر دوران تحصیل ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند.
امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرده است:

“”هیچ کس زنده نیست … همه مردند””

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

شیر نری دلباخته‏ی آهوی ماده شد.

شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،
شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، …

گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…
نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو دو چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون .

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

دخترجوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل شد.
پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:
لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام !!! ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجیـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش می خواهدکه عکسی ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی … خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:
روبرت عزیز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت راازمیان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان…..

[پاسخ]

farniyaگفته :

اسمش را می گذاریم دوست مجازی
اما آن سو یه آدم حقیقی نشسته….
خصوصیاتش را که نمی تواند مخفی کند….
وقتی که دلتنگی ها وآشفتگی هایش را می نویسد
وقت می گذارد برایم
وقت می گذارم برایش
نگرانش می شوم
دلتنگش می شوم
وقتی در صحبت هایم به عنوان دوست یاد می شود
مطمئن می شوم که حقیقی ست….
هر چند کنار هم نباشیم
هر چند صدای هم را نشنیده باشیم….
♥ ♥ ♥
 ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ 
 

[پاسخ]

farniyaگفته :

بــدبــخترین آدمِ دنیـــا هَم کـه باشـــی، ولی یــه رفیــقِ خوبـــــــ داشتــه باشـــی از زندگـــی لذتـــــــــ میبــــری………………()♥ ♥ ♥ ♥ ♥ 
 ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ 
 ( ♥  ♥ 
شایــــد بعضی از این رُفَــقا اسمشون «دوستِ مجازی» باشــه، امـــا از خیلیــــا واقعـــــیترند…

[پاسخ]

farniyaگفته :

تصمیم گرفته ام که راضی باشم
دیوانه ی یک عشق مجازی باشم
تصمیم گرفته ام که هر شب تا صبح
با یاد تو غرق عشقبازی باشم
♥ ♥ ♥
 ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ 
 

[پاسخ]

fatimaگفته :

انسان ها عموما دودسته اند:
تو و بقیه!!

[پاسخ]

fatimaگفته :

منی که کنارش تو نباشد،
بزرگترین پارادوکس دنیاست!

[پاسخ]

fatimaگفته :

لحظه هایت را با کسی سپری کن
که خاطراتش خلوتت را زیبا کند!

[پاسخ]

fatimaگفته :

تمام خستگی هایت را یکجا میخرم
تو فقط قول بده
صدای خنده هایت را به کسی نفروشی!

[پاسخ]

fatimaگفته :

نامردی را معلم به ما آموخت
از همان کودکی میگفت:
جای خالی را پر کنید

[پاسخ]

سمنگفته :

.
“زنها” تنهاییشان را گریه می کنند و “مردها” گریه هایشان را تنهایی …

[پاسخ]

mobina پاسخ در تاريخ فروردین ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۱۹:

دقیقا با نظرت موافقم مر۳۰ قشنگ بود

[پاسخ]

سمنگفته :

مرد کسی نیست که گریه نکند !
مرد کسی است که به گریه نندازد …

[پاسخ]

نینا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۸:

بابادمت گرم یکی هم حرف دل مارو زد ک خداروشکر اینجور ادما کمیاب شدن..

[پاسخ]

مهردادگفته :

حرفمو خلاصه میکنم

پـــــســــــر بـــودن یعنی :

مسئولیت مسئولیت مسئولیت مسئولیت مسئولیت مسئولیت مسئولیت مسئولیت

[پاسخ]

taraگفته :

مرد
مرد
مرد
مرد کجا هست
مگه مردیم وجود داه؟
هرجا نوشته مرد یه نا اولش مخفیه
مرد واقعی پیدا کردی سلام منم بش برسوون

[پاسخ]

saba پاسخ در تاريخ شهریور ۷ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۷:

dagigan

[پاسخ]