آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

این عشق ماندنی

این شعر بودنی

این لحظه های با تو نشستنی سرودنی نیست

این لحظه های ناب
در لحظه های بی خودی و مستی
شعر بلند حافظ
از تو شنیدنی است.
×
این سر
– نه مست باده ٬
این سر که مست
مست دو چشم سیاه توست
اینک به خاک پای تو می سایم
کاین سر به خاک پای تو با شوق ستودنی ست …

حمید مصدق

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۲۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۹ بهمن, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

خواب رویای فراموشیهاست !

خواب را دریابم،

که در آن دولت خواموشیهاست .

من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم،
و ندایی که به من میگوید :
« گر چه شب تاریک است
« دل قوی دار،
سحر نزدیک است
دل من، در دل شب،
خواب پروانه شدن می بیند .
مهر در صبحدمان داس به دست
آسمانها آبی،
– پر مرغان صداقت آبی ست –
دیده در آینه صبح تو را می بیند .
از گریبان تو صبح صادق،
می گشاید پرو بال .
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
– نه؟
از آن پاکتری .
تو بهاری ؟
– نه،
– بهاران از توست .
از تو می گیرد وام،
هر بهار اینهمه زیبایی را .
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو !
مصدق

[پاسخ]

mohabatگفته :

تمام این شبها یکی یکی گوسفندهای شهرم راشمردم، جای من بودی تو هم خوابت نمی برد،
اگربا هرگوسفند،چهار گرگ
می شمردی..!!

[پاسخ]

mohabatگفته :

خدایا “صبورم”! اما…
“دلتنگی”ام چه میداند، صبوری یعنی چه…!!

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۰۹:

اخ گفتیا ..چی مفهمه ..هیچی از دلتنگی نمی فهمه .

[پاسخ]

mohabatگفته :

نفهمید به بهانه نگاهش در زدم، درپیاله ام گندم ریخت..!

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﻭﻗﺘﯽ که زیاد ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ،
ﺣﺴﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﯽ…
ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺷﯽ…
ﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﮕﺎﻫﺎﯼ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺭﯼ…
چشم نداری ببینی ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ…
ﻫﻤﺶ ﺍﺯﺵ ﺩﻟﮕﯿﺮو ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﯽ…
مدام ﻧﮕﺮﺍنو ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺸﯽ و سوال جوابش میکنى…
اینا همش ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺯﯾﺎﺩﻩ ،
اﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯾﻮ
ﺍﻟﮑﯽ ﺑﻬﺶ ﮔﯿﺮ میدی،زیادى ازش سوال میپرسى!!فکرمیکنه بهش شک دارى،
اما….
تو
فقط دوسش داری!!!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۳:

واقعا… ای کاش میفهمید…

[پاسخ]

mگفته :

هی فلانی…
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا که دلت می خواهد برو…
فقط ” آرزو” می کنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد، آنقدر دلت بگیرد که
با هزار شب گریه باز هم آرام نگیری…!!!!!

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۵:

like

[پاسخ]

maryگفته :

با خواهرت شوخی کن،دستش بنداز، بغلش کن، برو پشت در قایم شو و بترسون

داداشتو محکم بزن به شونش،هواشو داشته باش

مامانتو قلقلک بده تا از خنده نتونه حرف بزنه،کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده،کیف کنه از داشتنت،

باباتو بغل کن،چاییشو تو بده دستش،بگو برات از تجربه هاش بگه،بشین پای حرفش، درددلش !

دوستت،اگه تنهاس،اگه غم داره تو دلش، اگه میبینی زل زده ب مونیتورش و هر از گاهی میخنده،از اون تلخاش،

تو هواشو داشته باش، تو تنهاش نذار…

باور کن روزی هزار بار میمیره کسی که فک میکنه برا کسی مهم نیس -_-

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۴:

مخصوصا اون کسی که واست خیلی مهمه ولی تو از نظر اون واسش هیچی نیستی…

[پاسخ]

farnazگفته :

امروزتیتر هر روزنامه ای این است خانه دوست کجاست؟

همه در تکاپوی پیداکردن خانه یارخود

به سراغ دفتر شعر سهراب و فریدون می روند.

بارها و بارهاکتاب شعر سهراب ورق می خورد،

ولی همه در انتهای کوچه بن بست می مانند.

کتاب مشیری باز می شود،بوی دوستی پخش می شود!

باز عطر گل قاصدک در هوا می پیچد!

ولی آن خانه قدیمی که

بر درش گل دوستی نصب شده است پیدا نمی شود.

آن خانه تنها در خاطرات باقی می ماند!

جایزه این سوال میلیونیست!

چه کسی می داند خانه دوست کجاست؟
.
.
.
من می دانم…….

من می دانم که خانه دوست کجاست!

آن جایی است که پر عطر گل میخک و یاس و شبنم است!

آن جایی است که بوی کهنه دفتر خاطرات کودکی را میدهد!

صدای قهقهه محبت در فضا پیچیده است !

ومن میتوانم رد پای عشق را در آنجا ببینم.

خانه ی دوست آنجاست.

کوچه های باریک که هر لحظه می توان

صدای جیرینگ جیرینگ دوچرخه هارا شنید.

خانه دوست آنجایی است که زیرانوار طلایی خورشید

رنگ دگر پیدا میکند.

وبا وزش هر نسیم دوستان در خانه دوست جمع می شوند.

آری…………!

خانه دوست آنجاست!

[پاسخ]

maryگفته :

سلام بچه ها من همیشه میومدم اینجا چن ماهی میشه ولی هیچ وفت فک نمیکردن منم مث شما شم چون هیچ وق کسیو انقد دوس نداشتم!!ولی ی نفر تونس منو عاشق خودش کنه!!!
حالا منو تنها گذاش رف با چن تا دختر دیگه حالام با یکی از دوسام دوس شده!!!
دارم دیوونه میشم هر روز تا شب شب تا صب فقط گریه ولی من دل کسی رو نشکوندم نمیدونم دارم تاوان چیو میدممم!!الان ۲ ماه داره میگذره با این ک هر چی دلش خواس بم گف ولی هنوز عاشقشم!!خداا من چرا انقد احمقم!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
فقط میخوام صداشو بشنوم بخدا دیگه هیچی نمیخوام!!!!
توروخدا دعا کنین!!!!!!!!

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۵:

عزیزم منم مثل توام..
من الان ۵ماهه ندیدمش .نمی دونی چی به حال من می گذره.
منم همش گریه می کنم شب تا صبح ..بعضی وقتا دست از نماز خوندن می کشم..
چون خدا واقعا جوابم را نمی ده حتی یک درصد..
خیلی حالم بده خیلی ..باشه واست دعا می کنم .شما هم واسه من دعا کن…

[پاسخ]

mary پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۲:

حتمن ب رو چشمم!!دعا میکنم ولی ی چیزی میترسم دعا های من برعکس عمل کنه شرمنده شم!!

[پاسخ]

sepinood پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۱۱:

ماری جون عذز خواهی میکنم ولی خوب گفتی که احمقی…….این حرفو بعد ۴ سال هر روز من به خودم میگم چون واسه یه بی لیاقت سالها گریه کردم ،سر تو بگیر بالا و همیشه بگو لیاقتمو نداشت…. البته الان درد داری شاید حرفام برات تلخ باشه اما یه روز میفهمی حق با منه

[پاسخ]

mary پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۸:

اوهوم!وای ۴ سال؟؟!!!!!اوهوم ولی من احمق میگم شاید من لیاقت اونو نداشتم چون اگه لیاقت داشتم اون نمیرف بایکی دیه!!!!!!!!!!!ممنون

[پاسخ]

Love is wrongگفته :

خوبم …!

باور کنید …؛

اشک ها را ریخته ام …

غصه ها را خورده ام …؛

نبودن ها را شمرده ام …؛

این روزها که می گذرد …

خالی ام …؛

خالی ام از خشم، دلتنگی، نفرت …؛

و حتی از عشق …!

خالی ام از احساس …

[پاسخ]

Love is wrongگفته :

دلــتــنــگــی . . . ؟ حــاضــر

غــــم . . . ؟ حــاضــر

درد . . . ؟ حــاضــر

دوری . . . ؟ حــاضــر

عــشــق . . . ؟

بلنـــــــــدتر میخوانـــــــــم ، عشــــــــــق . . . ؟

باز هـــــــم نیامــــــــده ؟ ؟ ؟ . . .

غیبـــــــــت هایــــــش از حـــــــــد مجاز چنـــــــــدیست کــه گذشتـــــــــه

اخــــــــــراجش میــــــــــــــکنم !

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۲۴:

عشق رفته است سفر
روزی با کوله باری از سوغاتی برمیگردد
تو ایمان بیاور

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۱۳:

liiiikkkkeee

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۰:

like

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۴۵:

Like

[پاسخ]

mary پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۶:

لایک

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

هم نوشته و هم عکستون خیلی قشنگه
لذت بردم
متشکرم

[پاسخ]