آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد. شوهرش میگوید چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم. از زن اصرار و از شوهر انکار. در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد، به شرط و شروط ها. زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را. تمام ۱۳۶۴ سکهٔ بهار آزادی مهریه آت را می‌باید ببخشی. زن با کمال میل می‌پذیرد. در دفترخانه مرد رو به زن کرده و میگوید حال که جدا شدیم. لیکن تنها به یک سوالم جواب بده. زن می‌پذیرد. “چه چیز باعث شد اصرار بر جدایی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی‌. زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد: طاقت شنیدن داری؟ مرد با آرامی گفت: آری. زن با اعتماد به نفس گفت: ۲ ماه پیش با مردی اشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود. از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم.
مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست. زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت. وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد. نامه‌ای در کیفش بود. با تعجب بازش کرد. خطّ همسر سابقش بود.نوشته بود: ”فکر می‌کردم احمق باشی‌ ولی‌ نه اینقدر. نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت .منتظر بود که تلفنش زنگ زد. برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود. شمارهٔ همسر جدیدش بود. تماس را پاسخ گفت: سلام کجایی پس چرا دیر کردی. پاسخ آنطرف خط تمام عالم را بر سرش ویران کرد. صدا، صدای همسر سابقش بود که میگفت: باور نکردی؟ گفتم فکر نمی کردم اینقدر احمق باشی‌. این روزها می توان با ۱ میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار از شرّ زنان احمق با مهریه‌های سنگینشان نجات یابند!

موضوع : داستان پند آموز, داستان عاشقانه, داستان کوتاه
نویسنده :   ,   ۳۰ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۶ تیر, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دنیاگفته :

عجب چی بگم ازون طرف خانمش بی وفایه ازین طرف مرده

[پاسخ]

maedehگفته :

خیلی باحال بود!
افرین به هوش اون مرد
ولی جدی چرا ما خانم ها باید اینقدر زود باور باشیم اخه؟ جای تاسف داره به خدا!!!

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۴۰:

به نظر من اینجا بیشتر خیانت به چشم میخوره تا زود باوری.

[پاسخ]

لیلاگفته :

ههه دم مرد گرم زنه حقش بود خیانت به خاطر پول ،حقش بود خدایی.

[پاسخ]

maedehگفته :

به نظرتون پسرا بیشتر به دخترا خیانت میکنن یا دخترا به پسرا؟

[پاسخ]

طاهر پاسخ در تاريخ آبان ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۰۳:

راستش من اوایل فک میکردم پسرا خیانتکار باشن ولی با چیزایی که تجربه کردم فهمیدم عکس قضه صادقه..شک نکنید…

[پاسخ]

بنده خداگفته :

اولین باریه که به سایت شما سر میزنم و امیدوارم که منو هم در جمع دوستانه تون به دوستی لایق بدونین
به نظر من تو این ماجرا چیزی که بیشتر از بیوفایی این خانم و نامردی اون آقا به چشم میاد فاصله ی زیادیه که بین آقا و خانم ایجاد شده
البته بی انصافیه اگه تمام گناه این جریان متوجه یه نفر باشه
یه زن تا از رابطه ی قبلی که داره احساس کبود نکنه به هیچ وجه رابطه ی جدیدی رو شروع نمیکنه
(میدونم استثنا هم وجود داره ولی اونا طرف صحبت ما نیستن و کلا قضیه اشون فرق میکنه )
به نظر من این آقاهه به جای این که تو دلش احساس شادمانی کنه بهتره دو دستی بکوبه تو سرش که چی کم داشته زنش رفته سراغ کس دیگه !
و خانمه هم یه کم بیشتر فکر کنه ببینه وقتی کسی به عنوان شوهر کنارشه نتونسته راضیش کنه نباید حساب بیجا باز کنه رو آدمی که اصلا صداشو نشنیده !
ببخشید طولانی شد
با تشکر

[پاسخ]

naziگفته :

khub o jaleb bud mamnun

[پاسخ]

marzieگفته :

kojaye in khanome havas baz sade benazaret resid naede jun ?
banazare man ke haghesh bud
motmaenam ye mayedar tar besh pishnahad midad gheyde inam mizad

[پاسخ]

امیرحسینگفته :

kheyli ghashang bod
vali hamon ke maedeh gofte jaye tasof dare

[پاسخ]

aramگفته :

سلام داستان جالبی بود به نظر من هر دوشون یه جورایی خیانت کردن و من با نظر بنده خدا کاملا موافقم

[پاسخ]

faramo6iگفته :

خوب بود مرسى گل پسر راستى آقا مسعود چندتا شکلکم لطفأ بذار

[پاسخ]

مائدهگفته :

مرد خیلی باهوشی بوده! اگه واقعی باشه، هوشش قابله تحسینه!
باید تأسف خورد به حال چنین خانومایی که زندگی واسشون مثه خرید لباس میمونه! تا وقتی بهترش نیست به قبلی رضایت می دن ولی وقتی یکی بهتر اومد از قبلی میگذرن و دورش میندازن!
خانومایی که اینطور باشن خیلی کم اند (البته امیدوارم)!
داستان جالبی بود
ممنون

[پاسخ]

hosein bikasگفته :

با سلام به همه ی دوستان عزیز
قبل از هر چیز باید از مدیر این سایت تشکر کنم سایت واقعا جالبیه.
راجع به این خانم هم بگم که :
یه شانسی که آورده این بوده که ؟
شوهرش خیلی با غیرت نبوده.

[پاسخ]

دخترپشت کنکوریگفته :

ازجندساعت پیش اومدم تواینترنت واسه اینکه برم توسایت کنکوراسان نیست امانمیدونم چه جوریاشدکه از ایجاسردراوردم وهمش مشغول خوندن نوشته های این سایت شدم هرچقدرهم میخونم تموم نمیشه اقامسعودبرادرم که۱۳سال ازمن بزرگتروپزشک هم اسم شماست شماهم درحق مابرادری کن وتاسال دیگه مطالب عاشقانه نذارتامن امسال بجای خوندن این مطالب برم درسم روبخونم وهم اینکه ملت هم برن دنبال کاروزندگیشون وپول دربیارن تازن هاشون پول روبهونه نکنن واسه خیانتی که انجام میدن

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۰:

خیلی جالب بود نظرتون.ممنون.خوشحالم که انقد میپسندین. اما خب شما هروقت واستین میتونین بیایین مطالب سایت رو بخونید.

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۱۶:

سلام
برای منم جالب بود نظرتون.البته با عرض معذرت بیشتر خندیدم
موفق باشین

[پاسخ]

lindaگفته :

ایول به پسره

[پاسخ]

نهالگفته :

وای عجب زن ساده ای بوده

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۲۷:

این زن ساده اگر همچین نقشه ای تو سرش نبود این مشکل پیش میومد؟

[پاسخ]

bitaگفته :

khyli ali bud. tamame muhaye badanam sikh shod vagti khundam.
mamnun

[پاسخ]

ملیکاگفته :

سلام سایت خیلی خیلی…قشنگی دارید ببخشید با اجازه از یکی از مطالبتون خیلی خوشم اومد برای وبلاگ خودمم استفاده کردم البته اگه ناراضی هستی بهم بگو پاک کنمش

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۴۲:

سلام.
ذکر منبع کنید که چه بهتر نکنید هم فدای سرتون

[پاسخ]

آرتیمسگفته :

در کنار خطوط سیم پیام

خارج از ده دو کاج روئیدند

سالیان دراز رهگذران آن دو را

چون دو دوست می دیدند

یکی از روز های سرد پاییزی

زیر رگبار و تازیانه باد

یکی از کاج ها به خود لرزید

خم شد و روی دیگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا

خوب درحال من تامل کن

ریشه هایم زخاک بیرون است

چند روزی مرا تحمل کن

کاج همسایه گفت با تندی

مردم آزار از تو بیزارم

دور شو دست از سرم بردار

من کجا طاقت تورا دارم

بینوا راسپس تکانی داد

یار بی رحم و بی مروت او

سیم ها پاره گشت و کاج افتاد

بر زمین نقش بست قامت او

مرکز ارتباط دید آن روز

انتقال پیام ممکن نیست

گشت عازم گروه پی جویی

تا ببیند که عیب کار از چیست

سیمبانان پس از مرمت سیم راه تکرار بر خطر بستند

یعنی آن کاج سنگدل را نیز با تبر تکه تکه بشکستند .

[پاسخ]

negarگفته :

مردا موجودات عجیبی هستند هیچ وقت نمی تونی کامل بشناسیشون

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۱:

لابد شما نمیتونی !

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۲۱:

البته منظورتون اینه که انسان موجود عجیبیه.
چون زن و مرد تفاوتی ندارن.
شناخت انسانها با برقرار کردن ارتباط انجام میشه.
و شما قطعا نمیتونید نسبت به تمام انسانها شناخت پیدا کنید.
موفق باشید

[پاسخ]

laraگفته :

AAAAAA MAN HAMITOR DAR TAJOB MUNDAM

[پاسخ]

ترانهگفته :

نامرد بودن،زن و مرد نمیشناسه .

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۲۳:

احسن
خدا خیرت بده

[پاسخ]