آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

من و تو یکی دهانیم
که به همه آوازش
به زیباتر سرودی خواناست
من و تو یکی دیدگانیم
که دنیا را هردم
در منظر خویش
تازه‌ تر می‌سازد
نفرتی
از هر آنچه بازمان دارد
از هر آنچه محصورمان کند
از هر آنچه واداردمان
که به دنبال بنگریم
من و تو یکی شوریم
از هر شعله‌ای برتر
که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست
چرا که از عشق
رویینه تنیم
و پرستویی که در سرپناه ما آشیان کرده است
با آمد شدنی شتابناک
خانه را
از خدایی گمشده
لبریز می‌کند

احمد شاملو

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۳۹ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۵ شهریور, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
ترانهگفته :

ببخشید آقا مسعود سطر ۱۰، “هر” اشتباه “هز” تایپ شده .لطفا نظرمو تایید نکنید . فقط متنو اصلاح کنید

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۱۵:

با تشکر اصلاح شد

[پاسخ]

ترانه پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۲۶:

به قول خودتون “باو ” خوبه گفتم نظرو تایید نکنید . شدم معلم املا

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۵۱:

کدوم نظرو؟

ترانهگفته :

باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم

ع.داوودی

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۴۹:

مرسی

قشنگ بود

[پاسخ]

لیلاگفته :

سرود آشنائی
کیستی که من
این گونه
به اعتماد
نام خود را
با تو می‌گویم
کلید خانه‌ام
در دستت می‌گذارم
نان شادی‌هایم را
با تو قسمت می‌کنم
به کنارت می‌نشینم و
بر زانوی تو
این چنین آرام
به خواب می‌روم؟
شاملو

[پاسخ]

ترانه پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۵۵:

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب
کز هر زبان که میشنوم نا مکرر است …

[پاسخ]

نكيساگفته :

تو با دلتنگی های من
تو با این جاده
همدستی

[پاسخ]

آرتیمسگفته :

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

و

به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.

دومین روز بارانی چطور ؟

پیش بینی اش را کرده بودی

چتر آورده بودی

و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد !

و

چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود

دو قدم از هم دورتر راه برویم

.

.

.

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم !

تنها برو …

[پاسخ]

ترانه پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۰۶:

مـن بـدم . . .
تـو خـوب بـــاش . .

دیگــر ، سراغـم را نـگـیـر

خـودم را جـایی در این زندگــی گــُم کرده ام

دنبالـــــم نگرد . . .
پـیـدایـم نـمـیـکـنی . . .

نـفـس بـکـش . .

به جـای من هـم اگر تـوانستی مهربـــــانی کن

و بـعـد از مـن …
شـبـهـا بـه سـتـاره ام لـبـخـنـد بـزن

و مـاه کـه کـامـل شد ، از جــانـب مـن آرزویـی کـن

خودت هم منت بر سرم بگذار
و فـرامـوش کـن که زمـانی بـوده ام
خـودم نـیـز ،

چـنـیـن حل شده ام،مثل یک معما . . .
راست میگفتی خیلی ساده ام . . .

[پاسخ]

زیبـــــــــــا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۱:

تـــــــرانه جان ممنون خیلی قشنگ بود

[پاسخ]

سکینه پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۲۱:

هی.خیلی قشنگ بود.دوسش دارم

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۰۶:

باران، قصیده واری،
– غمناک –
آغاز کرده بود.
می خواند و باز می خواند،
بغض هزار ساله ی درونش را
انگار می گشود
اندوه زاست زاری خاموش!
ناگفتنی است…
این همه غم؟!
ناشنیدنی است!
پرسیدم این نوای حزین در عزای کیست؟
گفتند: اگر تو نیز،
از اوج بنگری
خواهی هزار بار از اوج تلخ تر گریست!
مشیری
خیلی زیبا بود ممنون آقاآرتیمس

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۱۸:

لیلا خانوم ممنون از شما برای این شعر قشنگ

[پاسخ]

samira پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۱۵:

خیلی جالب بود
مرسسی

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۲۴:

خواهش میکنم

[پاسخ]

lara پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۴۷:

Akhei cheghadr ghashang bood

[پاسخ]

زیبـــــــــــا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۳:

خیلی جـــالب بود
آفرین

[پاسخ]

الی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۳:

خیلی قشنگ بود.مرسی

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۳۱:

مث همیشه خیلی قشنگ بود ممنون

[پاسخ]

Atefeh پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۲۶:

مرسی،خیلی دوست داشتم

[پاسخ]

Maedeh پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۵۲:

متنت دیوونم کرد!
واقعا قشنگ بود …

[پاسخ]

الیگفته :

خیلی قشنگ بود.من که میگم همه ی مطالبتون قشنگه.مرسی.

[پاسخ]

آرتیمسگفته :

فروغ فرخزاد:

“در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تو را میبوسند طناب دار تو را میبافند .

مردمی که صادقانه دروغ میگویندو خالصانه به نو خیانت میکنند.

در این شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری

[پاسخ]

amirabbasگفته :

سلام.می خواستم یه چیزی رو بگم شاید ب پسرا هم بر بخوره ها ولی خودمم پسرم.بیشتر دختر خانومای این سایت خیلی خوبن البته من از رو حرفاشون شناختمشون.مثل:roya ،maedeh،ترانه،jojo،نازنین…البته کسایه دیگه هم هستن.حرفاشون که خیلی خوبن.دوستتون دارم(رفیقانه هااااااا)خدایا چرا اینطور کسا ب پسته ما نمیخوره؟؟البته ب عمل کار برآید ب سخندانی نیست(اگه درست گفته باشم)تا الآن که خیلی طعمه خیانتو دروغو کشیدم،خیلیا…….دیگه تصمیم گرفتم تنها باشم البته با این سایت!!!
چاکره پسرا هم هستیما….بخصوص داداش مسعود و آرتیمس جوون
همین…..
مسعود بدرج بخدا منظوری ندارم از این حرفاما….
[پاسخ]

[پاسخ]

ترانه پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۰۱:

سلام آقا امیر عباس .
خوبی از خودتونه . اینجا همه با هم دوستن و همدیگه رو دوس دارن . البته رفیقانه هاااا . امیدورام خدا یه دختر خیلی خیلی خوب و مهربون سره راهتون بذاره و باهم خوشبخت بشین . تنها موندن که چیزی رو حل نمیکنه .
البته تنها موندن با الون بوی یه چیزه دیگس …
با این همه دوست خوب اینجا کسی تنها نیست .

[پاسخ]

آرتیمس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۰۳:

زنده باشی.

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۴۸:

سلام امیر عباس ممنونم از لطفت .خوبا همیشه تنهان اگه بد باشن که دیگه تنها نمیمونن ……. شاید زمونه اینطور شده نمیدونم….یه آهنگی هست ابی رام خونده وسطاش میگه به هرکی خوبی کنی اونو از دست میدی…بنظرم عین حقیقته آدمای الان انگاری دوس ندارن باهاشون خوب باشی دلشونو میزنی …

[پاسخ]

Atefeh پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۰:

این جور دخترا به پستت نمی خورن،شما باید به پستشون بخوری!

[پاسخ]

masiگفته :

من و تو با هم غریبیم… من و تو از هم بریدیم… هرکی ب سویی… من و تو دیگر تمام شد… من…تو…
مرسی مسعود جان

[پاسخ]

لینداگفته :

تازه عادت کرده بودم که تو تنهایی بمونم…
ولی وقتی تو رو دیدم دیگه گفتم نمیتونم…
تازه عادت کرده بودم که با شم تنهای تنها…
نا که دیدمت دلم گفت تویی اون عشق تو رویا…
تازه عادت کرده بودم…تازه عادت کرده بودم…

[پاسخ]

amirabbasگفته :

بله نازنین خانم گوشش دادم(مثله قدیم)کله آهنگه حقیقته…

[پاسخ]

amirabbasگفته :

Atefeh خانم با چی بخورم بحشون خوبه؟موتور،اتوبوس،دوچرخه،نیسان؟؟؟؟؟؟آبجی ما که خرمون ازبچگی…

[پاسخ]

Atefeh پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۰۰:

آره،اینم یه فکریه بالاخره،خسته نباشی

[پاسخ]

jojo پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۱۸:

استاد بهشون نه بحشون.اینجوری پیش بری فقط به دیوارمیخوری ها از ما گفتن.

[پاسخ]

eliگفته :

دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم…
توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم…

… توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای صدای ناله ی برگای سعدآباد رو در بیاریم خش خش صدا بدن؟در جوابم فقط بگه: دوربینتم بیار…

توی زمستون زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم چنارای ولیعصر منتظرن با یه عالمه برف، بعد با تردید بپرسم: میای که؟
در جوابم بدون مکث بگه : یه جفت دستکش میارم فقط . یه لنگه من یه لنگه تو…سر اینکه دستای گره شدمون توی
جیب کی باشه بعدا تصمیم میگیریم…

[پاسخ]

elhamگفته :

فراموش شدنی نیستند آنان که با خط مهر بر قلبمان حک شدند …. حتی اگر دورند….!!! مسعود جان عالی بود مرسی شاد باشین.

[پاسخ]

رهاگفته :

در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمیخرند …پروانه شدن یعنی تباااااااااااااااااااااااااااهی

[پاسخ]