زنجیر الماسی انگشتر حلقه ساده انگشتر دوتایی میراندا انگشتر طلاروس گل رز
آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
تاریخ ارسال : ۱۶ خرداد, ۱۳۹۴  ,  نویسنده : 

safar [aloneboy.ir]

به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
– دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری زغبار این بیابان؟
– همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟
– به هر آن کجا که باشد

موضوع : شعر و دل نوشته, کارت پستال
تاریخ ارسال : ۱۶ خرداد, ۱۳۹۴  ,  نویسنده : 

dastan [aloneboy.ir] koutah

سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد .
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.

موضوع : داستان پند آموز, داستان جالب, داستان کوتاه
تاریخ ارسال : ۱۵ خرداد, ۱۳۹۴  ,  نویسنده : 

dele man [AloneBoy.com] tabeye royaha

تابه ی جهیزمون یادت میاد؟
با وفاتر از تو بود
سوخت با آتش فقری که مرا می سوزاند
ساخت با چربی و چرک
هفته و هفت نیمرو
دسته اش آب شد و رنگش رفت
بگذریم …
بگذریم از گذر آن همه رویاهایش

موضوع : شعر و دل نوشته
تاریخ ارسال : ۱۵ خرداد, ۱۳۹۴  ,  نویسنده : 

miyane kouche rati aloneboy.ir_.

میان کوچه ها رفتی، به هر بیگانه شک کردم
به رفت و آمد مشکوک صاحب خانه شک کردم
چرا پس دیر کرده ؟ هان ؟ چرا آخر نمی آید ؟
تو رفتی تا که برگردی ، چه بی صبرانه شک کردم
درون باغ وقتی که به آن پروانه خندیدی
نمی دانم چه شد حتی به آن پروانه شک کردم

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
تاریخ ارسال : ۱۳ خرداد, ۱۳۹۴  ,  نویسنده : 

gol [aloneboy.ir]

چه دسته گل هایی که

برای تصاحب قلبی رفتند

اما تنها

گلدانی را اشغال کردند

موضوع : گالری عکس, والپیپر
صفحه 20 از 394« بعدی...10...16171819202122232425...405060...قبلی »