آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
۲ ديدگاه
تبانی
نویسنده : 

tabani-aloneboy.ir_.

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
تا پیش تو آورد مرا، بعد تو را برد
قلبم شده بازیچه ی دنیای روانی
باید چه کنم با غم و تنهایی و دوری
وقتی همه دادند به هم دست تبانی

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۶ ديدگاه
یک روز بلکه پنجاه سال دیگر…
نویسنده : 

50 sal digar [aloneboy.ir].

یک روز،
بلکه پنجاه سال دیگر
موهای نوه ات را نوازش می کنی
در ایوان پاییز
و به شعرهای شاعری می اندیشی
که در جوانی ات عاشق تو بود
شاعری که اگر زنده بود
هنوز هم می توانست
موهای سپیدت را
به نخستین برف زمستان تشبیه کند
و در چین دور چشمانت

موضوع : شعر و دل نوشته, متن های عاشقانه
نویسنده : 

hambzi [aloneboy.ir].

قد کشیدی تا جوانی پابه پایم حیف شد
دست دوران کرد، ازدستت جدایم حیف شد
خوب یادم هست گاهی با مداد قرمزت
رنگ می کردی لبانت را برایم حیف شد
ما دو تا از کوچه های کودکی های همیم
گرچه حالا تو کجا و من کجایم حیف شد
دستِ من بود و لب و ابرو و چشم و موی تو
لحظه هایی که سرت راروی پایم… حیف شد
حاج خانمی! شدی ده سال بعد و من هنوز

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۶ ديدگاه
کاش زندگی از اول به آخر بود
نویسنده : 

gozar omr [aloneboy.ir].

کاش زندگی از اول به آخر بود

پیر به دنیا می آمدیم

آنگاه در رخداد یک عشق جوان می شدیم

سپس کودکی معصوم می شدیم

و در نیمه شبی

موضوع : متن های عاشقانه