آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
۲ ديدگاه
داد معشوقه به عاشق پیغام…
نویسنده : 

peygham mashough [aloneboy.ir].

داد معشوقه به عاشق پیغام
که کند مادر تو با من جنگ
هر کجا بیندم از دور کند
چهره پر چین و جبین پر آژنگ
با نگاه غضب آلود زند
بر دل نازک من تیر خدنگ
از در خانه مرا ترد کند
همچو سنگ از دهن قلماسنگ
مادر سنگ دلت تا زنده ست
شهد در کام من و توست شرنگ
نشوم یک دل و یک رنگ ترا

موضوع : شعر و دل نوشته
يک ديدگاه
شباهنگ
نویسنده : 

shabahang [aloneboy.ir].

باور نداشتم که گل آرزوی من
با دست نازنین تو بر خاک اوفتد
با این همه هنوز به جان می پرستمت
یا الله اگر که عشق چنین پاک اوفتد
می بینمت هنوز به دیدار واپسین
گریان درآمدی که : فریدون خدا نخواست
غافل که من به جز تو خدایی نداشتم
اما دریغ و درد نگفتی چرا نخواست

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۲ ديدگاه
خاطرش را عجیب می خواهم
نویسنده : 

del naband [aloneboy.ir]

پی یک اشتباه ناجورم!

باغ ممنوع سیب می خواهم!

تا بفهمند نازنین منی،

قد زلفت رقیب می خواهم!

مادرم گفت: دل نبند و برو،

هرکجا روی نازنینی هست

آه مادر، دلم زدستم رفت،

ختم امن یجیب می خواهم!

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
بدون ديدگاه
دل من، تابه ی رویاهایم
نویسنده : 

dele man [AloneBoy.com] tabeye royaha

تابه ی جهیزمون یادت میاد؟
با وفاتر از تو بود
سوخت با آتش فقری که مرا می سوزاند
ساخت با چربی و چرک
هفته و هفت نیمرو
دسته اش آب شد و رنگش رفت
بگذریم …
بگذریم از گذر آن همه رویاهایش

موضوع : شعر و دل نوشته
۱۳ ديدگاه
من به بازار محبت بروم فردا صبح
نویسنده : 

bazar mohebat [aloneboy.ir].

یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت،
بزدایم دیگر، تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم
یاد من باشد فردا دم صبح

موضوع : شعر و دل نوشته
صفحه 1 از 512345