آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
۴ ديدگاه
ما پنجره بودیم و دیوار فرو ریخت
نویسنده : 

divar [aloneboy.ir].

ما پنجره بودیم و دیوار فرو ریخت
بعد از تو دلم چون دل آوار فرو ریخت
محکوم شدم پیش تو بر صد فقره عشق
تا اینکه شبی لاشه ام از دار فرو ریخت

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۵ ديدگاه
وقتی تو نیستی
نویسنده : 

ayene (AloneBoy.com)

وقتی تو نیستی در و دیوار خانه را…
ملافه های گلبهی چارخانه را….
حتی کتاب حافظ و گلدان روی میز
روبان و گوشواره و موگیر و شانه را…
وقتی قرار نیست بیایی برای کی
این روژهای صورتی دخترانه را؟…
اصلا خودم در آینه کوتاه می کنم

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۳ ديدگاه
داستان کوتاه دیوارهای بلند دنیا
نویسنده : 

divarhaye donya [aloneboy.ir].

دنیا دیوارهای بلند دارد و درهای بسته که دور تا دور زندگی را گرفته‌ اند. نمی شود از دیوارهای دنیا بالا رفت.

نمی شود سرک کشید و آن طرفش را دید. اما همیشه نسیمی از آن طرف دیوار کنجکاوی آدم را قلقلک می دهد. کاش این دیوارها پنجره داشت و کاش می شد گاهی به آن طرف نگاه کرد…

شاید هم پنجره‌اش زیاد بالاست و قد من نمی رسد.
با این دیوارها چه می شود کرد؟ می شود از دیوارها فاصله گرفت و قاطی زندگی شد و می شود اصلاً فراموش کرد که دیوار هست و شاید می شود تیشه‌ای برداشت و کند و کند. شاید دریچه‌ای، شاید شکافی، شاید روزنی…

موضوع : داستان پند آموز, داستان جالب, داستان کوتاه