آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
۱۲ ديدگاه
صبح شیرین آشنایی
نویسنده : 

sobh shirin {AloneBoy.com} ashenayii

در صبح آشنایی شیرینمان، تو را
گفتم که :«مرد عشق منی» باورت نبود
در این غروب تلخ جدایی هنوز هم
می خواهمت چو روز نخستین ولی چه سود؟
پنداشتی که کوره ی سوزان عشق من
دور از نگاه گرم تو خاموش می شود؟
پنداشتی که یاد تو، این یاد دلنواز
در تنگنای سینه فراموش می شود؟
تو رفته ای که بی من، تنها سفر کنی
من مانده ام که بی تو، شبها سحر کنم

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۳ ديدگاه
دوستان نیمه ی راهید اگر، برگردید
نویسنده : 

nimeye rah [aloneboy.ir].

ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید!
می توان از تو فقط دور شد و آه کشید
پرچم صلح برافراشته ام بر سر خویش
نه یکی ؛ بلکه به اندازه ی موهای سفید
سال ها مثل درختی که دم نجاری ست
وقت ِ روشن شدن ارّه وجودم لرزید
ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضای خود اصرار نباید ورزید

موضوع : شعر و دل نوشته