آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
يک ديدگاه
شاعر نگاه توام
نویسنده : 

negahe to [aloneboy.ir].

دیگر چه جای خواهش و نذر و اجابتی؟
وقتی امید نیست به هیچ استجابتی
جشن تولدی که مبارک نمی شود …
دیدارچشم هات که درهیچ ساعتی …
حال مرا نپرس در این روزها اگر
جویای حال خسته ام از روی عادتی
از ترس اینکه باز تو را آرزو کنم،
خط می کشم به دلخوشی هر زیارتی
توشاهزاده ی غزلی! پرتوقعی ست،
اینکه تو را مخاطب این شعرِ پاپتی …
حالا بیا و بگذر ازاین شاعری که بود،

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
يک ديدگاه
قسمت این نیست که من تازه عروست باشم
نویسنده : 

taze arous [aloneboy.ir].

این محال است محال است محال است عزیز
قصه ی عشق جدید تو خیال است عزیز
قسمت این نیست که من تازه عروست باشم
سیب سرخ دل من دست شغال است عزیز
دست او چید تو را نیمه شب از شاخه ی من
قسمت باغ دلم میوه ی کال است عزیز
آه گرگینه ی من در شب دامادی  تو

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
يک ديدگاه
میان کوچه ها رفتی
نویسنده : 

miyane kouche rati aloneboy.ir_.

میان کوچه ها رفتی، به هر بیگانه شک کردم
به رفت و آمد مشکوک صاحب خانه شک کردم
چرا پس دیر کرده ؟ هان ؟ چرا آخر نمی آید ؟
تو رفتی تا که برگردی ، چه بی صبرانه شک کردم
درون باغ وقتی که به آن پروانه خندیدی
نمی دانم چه شد حتی به آن پروانه شک کردم

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۷ ديدگاه
اصلا قرارنیست که سر خم بیاوری
نویسنده : 

montazer [AloneBoy.com]

اصلا قرار نیست که سر خم بیاوری !
یا در عزا و ماتم من، کم بیاوری
گفتی قرار بود شبی بر مزار من
دستی پر از شقایق و شبنم بیاوری
بگذشت دی و فرصت اردیبهشت هم
لیکن نشد که دسته ای مریم بیاوری
ابر سیاه غصه ی من بی اثر گذشت
فرصت نکردی بارش نم نم بیاوری
حتی نشد که زخم دلم باز کرده و

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۵ ديدگاه
اصلا قرارنیست که سر خم بیاورم
نویسنده : 

gharar nist [aloneboy.ir] sar kham biyavaram

اصلا قرار نیست که سرخم بیاورم
حالا که سهم من نشدی کم بیاورم
دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم
تا روی زخمهای تو مرهم بیاورم
میخواستم که چشم تو را شاعری کنم
اما نشد که شعر مجسم بیاورم
دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل
می شد تو را دوباره به شعرم بیاورم
یادت که هست پای قراری که هیچ وقت…
میخواستم برای تو مریم بیاورم ؟

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۶ ديدگاه
خبر ز یارنیامد
نویسنده : 

hkabar ze yar nayamad [aloneboy.ir].

چه گشته است؟ ندانم خبر ز یار نیامد
درخت عشق بریدند و او کنار نیامد
در انتظار نشستم مگر ز در به در آید
مرا قرار به سر شد، سر قرار نیامد
دو دیده دوخته بودم، مدام بر سر راهش
کسی برای گذر هم، به رهگذار نیامد
از عشق بی ثمر خود دگر تورا چه بگویم ؟
مرا نصیب از عشقش بغیر خار نیامد

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
صفحه 1 از 812345678