آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
۴ ديدگاه
کارت پستال مسافر
نویسنده : 

mosafer [aloneboy.ir].

در کنار ساحل دریای غم، قایقی می سازم از دلواپسی

بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت

یک مسافر از دیار بی کسی

موضوع : کارت پستال
۱۰ ديدگاه
مادر پیر مرا، نکته ای زیبا گفت!
نویسنده : 

madari pir [aloneboy.ir].

مادر پیر مرا نکته‌ای زیبا گفت
هر چه شب با من زیست از بد دنیا گفت
گفت پروانه مشو ، که به سرگردانی
لای انگشت کتاب سالها می‌مانی
فکر طاووس مباش که به عیبت خیزند
وس که کژدم نشوی ، چه ز تو بگریزند
لا لا لا لا……..

موضوع : شعر و دل نوشته
۲ ديدگاه
شرح پریشانی
نویسنده : 

sharhe parishani [aloneboy.ir].

 دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟

روزگاری من و او ساکن کویی بودیم
ساکن کوی بت عربده جویی بودیم
عقل و دین باخته، دیوانه ی رویی بودیم
بسته ی سلسله ی سلسله مویی بودیم
کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت
سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آنکس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۱۹ ديدگاه
عکس نوشته عشق دوم
نویسنده : 

eshgh dovom [aloneboy.ir].

زندگی قبل تو با من بد بود
سرد و خسته بین مردم بودم
من به هرکسی رسیدم غم داشت
من همیشه عشق دوم بودم

یه نفر قبل من اینجا بوده
که من از خاطره هاش ترسیدم
این گناه من نبوده که تورو
یکمی دیرتر از اون دیدم

تو با من باش و یه کاری کن بره
یادش از دنیای دیوونه ی من
بذار این خونه بهم حسی بده
که بشه صداش کنم خونه ی من

موضوع : شعرهای عاشقانه, کارت پستال
يک ديدگاه
چون آفتاب مرده ی عصر زمستانم
نویسنده : 

asr zemestan [aloneboy.ir].

چون آفتاب مرده ی عصر زمستانم
غم مثل بختک باز هم افتاده بر جانم
می خواستم پیروز این میدان شوم اما
افتادم از پا ناگهان در آخرین خوانمغ
انگار قسمت بوده تنها سر کنم یک عمر
با شادی ناچیز وغم های فراوانم

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
صفحه 1 از 1212345678910...قبلی »