آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
يک ديدگاه
چون آفتاب مرده ی عصر زمستانم
نویسنده : 

asr zemestan [aloneboy.ir].

چون آفتاب مرده ی عصر زمستانم
غم مثل بختک باز هم افتاده بر جانم
می خواستم پیروز این میدان شوم اما
افتادم از پا ناگهان در آخرین خوانمغ
انگار قسمت بوده تنها سر کنم یک عمر
با شادی ناچیز وغم های فراوانم

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
۵ ديدگاه
رویا
نویسنده : 

roya [aloneboy.ir].

باز من ماندم و خلوتی سرد
خاطراتی ز بگذشته ای دور
یاد عشقی که با حسرت و درد
رفت و خاموش شد در دل گور

روی ویرانه های امیدم
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده ئی چشم پرآتشش را
از دل گور بر چشم من دوخت

ناله کردم که ای وای، این اوست
در دلم از نگاهش، هراسی
خنده ای بر لبانش گذر کرد
کای هوسران، مرا می شناسی

موضوع : شعر و دل نوشته